ایران را دعای مادران نگه داشت/ همیشه مخالف گشت ارشاد بودم/ اینستاگرام سبک زندگی ما را تغییر داد/ دولت بی پول نیست!
تابناک - در قسمت جدید برنامه «روبروی تصویر» در کنار رسول عاصمی کارشناس حوزه رسانه به تماشای تصاویری نشستیم که هر کدام بهانهای برای گفتوگو درباره بخشی از مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و صنعتی کشور شد.
از نقش مردم و مسئولیت اجتماعی گرفته تا چالشهای صنایع، محیط زیست، پدافند غیرعامل و تأثیر رسانههای اجتماعی بر سبک زندگی؛ موضوعاتی که در این قاب، گاهی از یک تصویر ساده آغاز میشوند و به بحثهایی فراتر از آن میرسند.
عاصمی در بخشی از این گفتوگو از تجربهای در یک روستا و تأثیر دسترسی به اینترنت بر سبک زندگی مردم گفت و در بخش دیگری، درباره نکاتی در صنایع سخن گفت که به گفته او، تنها به ظاهر و محل استقرار کارخانهها محدود نمیشود. در ادامه نیز تصویری از حرم امیرالمؤمنین(ع) پایانی متفاوت برای این گفتوگو رقم زد.
متن کامل گفتگو را در ادامه میخوانیم.

تابناک: تصویر اول مربوط به دو صندوق جمعآوری کمکهای مردمی است؛ یکی مربوط به کمیته امداد که مردم به آن کمک نکردند و دیگری مربوط به خیریه محک که مردم کمکهای بسیاری به آن کردهاند. چرا این اتفاق افتاده است؟
این قضاوت، قضاوت درستی نیست که مردم کمک نکردهاند یا کمک کردهاند. این دو خیریه یا نهاد اجتماعی که در این حوزه فعالیت میکنند، در این قاب مختصر با یکدیگر مقایسه شدهاند. آن مقطعی که توفیق داشتم در کمیته امداد فعالیت کنم؛ دورهای که بسیاری از آموزههای زندگی خود را در آن مقطع فرا گرفتم. این موضوع برای ما به یک چالش تبدیل شده بود. به خاطر ندارم که دقیقاً خیریههای دیگر در زمینه شفافسازی کمکها پیشقدم شدند یا کمیته امداد، اما به هر حال، اتفاق خوبی بود. یکی از چالشها این بود که کمیته امداد واحدی با عنوان «مشارکتهای مردمی» دارد. این ها صندوقهایی معابر یا اماکن عمومی به حساب می آیند، و در اختیار این واحد هستند و تلاش میشد این فرآیند به صورت شفاف انجام شود. نکتهای که همواره بر آن تأکید میکردیم، این بود که صندوقها در فواصل زمانی کوتاه تخلیه شوند و وجوه جمعآوریشده در اختیار نیازمندان قرار گیرد؛ یعنی صدقه مردم در این صندوقها باقی نماند و معطل نشود. دوستان بهطور مکرر مراجعه میکردند و میگفتند به دلیل اینکه خیریههای دیگر صندوقهای خود را دیرتر تخلیه میکنند، این صندوقها پر میشود و این مسئله حس اعتماد عمومی بیشتری به مخاطب منتقل میکند. این موضوع برای ما به یک چالش تبدیل شده بود که با آن چگونه باید برخورد کنیم. در نهایت، به این جمعبندی رسیدیم که اساساً قرار نیست این مجموعههای حمایتی با یکدیگر رقابت کنند. کمیته امداد نیز به عنوان پدر و بزرگتر این مجموعه، تلاش کرد به جای رقابت، با این خیریهها همافزایی و همکاری داشته باشد. به این ترتیب، این چالش را از این طریق حل کردیم. اما این برداشتی که شما داشتید و به واسطه این مقایسه شکل میگرفت.
تابناک: بسیاری از هموطنان ما از نظر مالی و اقتصادی، به واسطه جنگی که اتفاق افتاد، آسیب دیدند. آیا پویش یا کمپین خاصی از سوی مردم برای کمک به این افراد مشاهده کردید؟
من از سال گذشته اصرار داشتم از عبارت «جنگ» استفاده نکنیم، بهویژه درباره رژیم صهیونیستی. مقابل عبارت «جنگ»، «صلح» قرار میگیرد، در حالی که ما با رژیم صهیونیستی صلحی نداریم. به جای عبارت «جنگ»، بهتر است از «نبرد» استفاده کنیم؛ هم مقدستر است و هم با توجه به اعتقادی که داریم، میتواند کاملتر از عبارت «جنگ» باشد. من پویشهای مختلفی را دیدم که با پیشقدم شدن مردم آغاز شد و نهادهای مختلف نیز از آنها حمایت کردند. از جمله این موارد، کمپینی بود که برای کمک به کسبوکارهای آسیبدیده از جنگ شکل گرفت و مردم آن را راهاندازی کردند. اگر اشتباه نکنم، این حرکت از استان اصفهان آغاز شد و کاملاً مردمی بود. پس از آن، بنیاد برکت یا بنیاد علوی نیز از این حرکت حمایت کردند. به ازای هر میزان کمک که مردم جمعآوری کردند، به همان میزان تسهیلات اختصاص دادند. دولت نیز امکان مناسبی فراهم کرده است تا از منابع تبصرهای بانکها استفاده شود و این کسبوکارها بتوانند مجدداً رونق پیدا کنند.

تابناک: تصویر بعدی، حضور مردم در راهپیمایی است. با توجه به بحثی که حضرت آقا پیش از شهادت درباره بعثت مردم و نقش آنها مطرح کرده بودند، نقش مردم را در مدیریت مسائل اخیر تا چه اندازه میدانید؟
نقش مردم بسیار بیشتر از درصدی بود که میتوان متصور شد. حضور مردم تأییدکننده راهی بود که نظام مقدس ما آغاز کرده، ادامه میدهد و در برابر آن مقاومت میکند. این مردم بودند که تمام معادلات را به هم ریختند. برخی از دوستان فعال ما در حوزههای مختلف نقد داشتند که چرا در این نبرد، مردم نیز آسیب دیدند و چرا دشمن فقط به سراغ بخش نظامی نرفت. من گفتم اتفاقاً بغض دشمن نسبت به مردم کشور ماست و به همین دلیل نیز محاسبات دشمن را به هم ریختند.

تابناک: تصویر حرم امام رضا(ع) را میبینیم. هر دو تصویر حرم امام رضا(ع) است. چرا اینگونه شده است؟
به هر حال، توسعه یکی از راههای گریزناپذیر است؛ هم به واسطه استقبال گستردهای که از آن میشود و هم به دلیل تغییر زمانه و تغییر رویکردها اتفاق میافتد. اگر بخواهیم در موضوع زیارت، که بحث مقدس خود را دارد، درباره فضای شهری این عکس صحبت کنیم، به نظر من توسعه گردشگری، بهویژه با افزایش تردد عراقیها و کشورهای همسایه در سالهای اخیر، موجب تغییر چهره شهر و حرکت آن به سمت توسعه شده است. اگر فضای شهری مشهد را با ۱۰ سال پیش مقایسه کنید، تفاوت بسیار زیادی مشاهده میکنید؛ از هتلها و خیابانبندیها گرفته تا فرهنگ مردم. این مسئله به واسطه تبادل فرهنگی میان دو ملت ایران و عراق است که آنها را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک میکند.
تابناک: در مورد مردم عراق و تأثیری که در حوزه گردشگری بر مشهد داشتهاند، در جنگ اخیر نیز، جدا از اتفاقاتی که گروههای نظامی عراقی رقم زدند، شاهد برخی موضوعات فرهنگی و کمکرسانی از سوی مردم عراق بودیم؛ موضوعی که دشمن اساساً آن را نمیپسندد؛ یعنی همین بههمپیوستگی. تا میرسیم به مراسم عظیم تشییع رهبری در عراق؛ کسی فکر میکرد چنین اتفاقی رخ دهد؟
حضرت آقا چند بار تأکید کردند که محور مقاومت خارج از جغرافیای سیاسی تعریف میشود. این موضوع نیز مصداق همین مسئله است. اگر مردم عراق در نبرد اخیر به مردم ایران کمک کردند، به این دلیل بود که میدانستند ایران در برابر استکبار جهانی ایستادگی میکند. این همان چیزی بود که شاید سالیان سال آرزو داشتند که بتوانند از این فرصت استفاده کنند و آنها نیز نقشی داشته باشند. به اعتقاد من و بسیاری از دوستانی که با نگاه تمدنی به این نبرد نگاه میکنند، این اتفاق لطف الهی است که نصیب ما شده است؛ اینکه در دورهای زندگی میکنیم که مقابله با استکبار جهانی بر دوش ما گذاشته شده است. انشاءالله که به نابودی آنها ختم شود و بتوانیم این پیروزی را نیز ببینیم. مردم عراق نیز اگر تشییع حضرت آقا را با این شکوه برگزار میکنند، به این دلیل است که در واقع قائد امت اسلامی را تشییع میکنند، نه رهبر جمهوری اسلامی را.

تابناک: تصویر بعد مربوط به راهپیمایی در تهران باشد. با توجه به بنرها و پرچمهای سبز، احتمالاً این راهپیمایی مربوط به غدیر و جشن ۱۰ کیلومتری است که چند سالی است در تهران و برخی شهرها، البته به شکلهای متفاوت، برگزار میشود.
غدیر موضوعی است که هر چقدر بر طبل آن بکوبیم، واقعاً کم است و جا دارد که بسیار بیشتر در این زمینه فعالیت کنیم.
البته به آن حوزه کاری ندارم، اما خود من بهشدت به این مراسم راهپیمایی نقد دارم. نکتهای که همیشه مطرح کردهام، جدا از بههمریختگی ترافیک معمول شهر، دسترسیها و مواردی از این دست، این است که ما با این کار، این جشن را از محلهها جمع کردهایم. فرض کنید روزی شهرداری تهران اعلام کند که از این پس مراسم عاشورا فقط از میدان امام حسین(ع) تا مثلاً شاه عبدالعظیم برگزار میشود. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ هیئتهای خانگی ما، کوچهپسکوچههای ما و آن علم و کتلهایی که در کوچهپسکوچهها وجود داشتهاند، چه اشکالی داشتند که همه آنها را تجمیع کنیم و در یک منطقه برگزار کنیم. به نظر من، ما با این جشن ۱۰ کیلومتری که عنوانگذاری شده، عملاً فعالان این حوزه را در منطقه محدودی متمرکز کردهایم که شاید موجب آزار بخشی از اقشار دیگر نیز شده باشد. به همین دلیل، من چندان این شیوه را نمیپسندم.
تابناک: اگر اجازه بدهید، گریزی به ماجرای اخیر، بهویژه جنگ اول، بزنم. فکر میکنم این اتفاق در شب عید غدیر رخ داد. احساس میکنید این همزمانی صرفاً یک اتفاق بوده یا حتماً دلیلی پشت آن وجود داشته است؟
اتفاقی نبوده، این نبرد، همانطور که عرض کردم، از نگاه من یک نگاه تمدنی دارد. شاید کار درستی هم دارند انجام میدهند؛ زیرا انتظار داشتند که ابرقدرت جهان باشند و نمیتوانند تحمل کنند که یک حکومت شیعه که اعتقادات خاص خود را دارد و محب امیرالمؤمنین است، بخواهد به این ابرقدرتی یا قلدری آنها خدشه وارد کند. به همین واسطه، شاید از نگاه خودشان در حال انجام کار درستی هستند و حتماً باید با کسی که قرار است نظم نوین جهانی را تعریف کند، وارد جنگ شوند و ما نیز به همین دلیل با آنها وارد جنگ شدیم. و جنگ با نمادها هم بخشی از ماجراست.

تابناک: تصویر بعد یک گلخانه است و ظاهراً مربوط به توتفرنگی است.فکر میکنم با توجه به مسئولیت فعلی شما، این تصویر را انتخاب کردهاند.
ما اکنون در شرایط عادی نیستیم و باید این موضوع را بپذیریم که شرایط، غیرعادی است. در شرایط غیرعادی نمیتوانیم انتظار داشته باشیم سبک زندگیمان مانند گذشته باشد. اتفاقاً نقدی که من در این چند ماه اخیر به رسانهها دارم، به واسطه نبرد، این است که صداوسیما مصاحبه میکند و میگوید همه چیز به وفور وجود دارد، قیمتها همان قیمتهای گذشته است و افزایش پیدا نکردهاند و مردم نیز هجوم نیاوردهاند. این موضوع در کوتاهمدت حتماً پاسخ میدهد، اما یک انتظار در افکار عمومی ایجاد میکند که شرایط باید به همین شکل باقی بماند. پساجنگ، تازه وارد مشکلات اقتصادی ناشی از کمبود مواد اولیه برای تولید و مواردی از این دست میشویم. آن زمان، منِ مخاطب میگویم چگونه زمانی که جنگ بود، همه چیز وجود داشت، اما اکنون که جنگ تمام شده است، مواد غذایی یا مواد شوینده کم شده یا با کمبود مواجه شدهاند، در حالی که ما باید برای مخاطب خود جا بیندازیم که شرایط عادی نیست و در شرایط غیرعادی نمیتوان انتظار زندگی عادی داشت. این نقطه مغفولی است که اگر برای آن چارهای اندیشیده نشود، بعدها ما را گرفتار خواهد کرد. اما این تصویر یک گلخانه است. من اعتقادی دارم که با توجه به قیمت انرژی در کشور ما، که بهشدت پایینتر از قیمت آن در نقاط مختلف دنیاست، محصول گلخانهای که در بازار داخلی عرضه میشود، باید با محصولی رقابت کند که از کیفیت ظاهری پایینتری برخوردار است و قیمت پایینتری دارد. بنابراین، تولید گلخانهای در بازار داخلی بهصرفه نیست. به همین دلیل، معمولاً محصولات گلخانهای که ظاهر بهتری دارند و از ماندگاری بیشتری برخوردارند، به سمت صادرات سوق داده میشوند. اما من شخصاً این موضوع را نمیپسندم؛ به این دلیل که معتقدم نباید منابع آب، برق و گاز کشور را که در گلخانهها مصرف بیشتری دارند، به صورت ارزان به خارج از کشور صادر کنیم.
تابناک: یعنی معتقدید این محصولات اکنون با قیمت بسیار ارزان صادر میشوند؟
نسبت به نقاط مختلف دنیا، ارزانتر تمام میشوند و به همین دلیل جذابیت صادراتی دارند؛ البته این موضوع منهای بازار داخلی است. اما با توجه به اینکه انرژی در فرآیند تولید مصرف شده است، من این شیوه را چندان درست نمیدانم. توصیه من، بهویژه در فصلهایی که مسئله ناترازی انرژی جدیتر میشود، این است که اساساً تولیدات گلخانهای متوقف شود. یا باید این رویکرد را مهندسی کنیم یا دستکم قیمت انرژی را واقعی کنیم. اگر قرار است صادرات انجام شود و درآمد ارزی و ارزآوری برای کشور داشته باشد، بسیار هم خوب است.

تابناک: این تصویر نیز در حوزه کشاورزی است و گندم با این رنگ و لعاب خودنمایی میکند. وضعیت ما چگونه است؟ آیا از وضعیت ذخایر گندم کشور اطلاع دارید؟
این موضوع امنیتی نیست و امیدوارم اعدادی که عرض میکنم درست باشد. حدود ۱۳ میلیون تن مصرف سالانه گندم در کشور داریم. از این میزان، حدود ۱۱ میلیون تن برای مصرف نان و مابقی برای صنایع وابسته، مانند شیرینی، بیسکویت و موارد دیگر مصرف میشود.و میزان تولید ما هر سال متفاوت است و به میزان بارندگیها بستگی دارد. برای مثال، در سال گذشته، یعنی سال ۱۴۰۳ البته سال زراعی از شهریور تا شهریور محاسبه میشود در سال زراعی ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، حدود هشتونیم میلیون تن گندم از کشاورزان خریداری کردیم و حدود پنج میلیون تن نیز وارد کردیم. درباره قیمت جهانی، نرخ دلار و مواردی از این دست نیز فعلاً عدد و رقم آن را فاکتور میگیریم. امسال پیشبینی ما این است که انشاءالله حدود ۱۳ میلیون تن برداشت داشته باشیم، اما اینکه دولت تا چه میزان موفق به خرید این تولیدات شود، به خوشقول بودن دولت در تسویه حساب با کشاورزان بازمیگردد. اکنون که با یکدیگر صحبت میکنیم، نمیدانم این برنامه چه زمانی پخش خواهد شد، اما در حال حاضر دولت بیش از ۷۰ درصد مطالبات کشاورزان را پرداخت نکرده است.
تابناک: این مسئله میتواند تحت تأثیر موضوع جنگ و در نهایت مشکلات مالی دولت باشد؟
دولت که حتماً بیپول نیست، اما این مسئله نیز بیتأثیر نیست. فارغ از اینکه مقصر چه کسی است، پیشبینی ما برای امسال حدود ۱۳ میلیون تن برداشت است. اینکه چه میزان از این تولید به دست دولت برسد تا برای ذخیره استراتژیک و مصرف سال آینده مورد استفاده قرار گیرد، به نحوه تسویهحساب و خوشقولی دولت بازمیگردد. متأسفانه یکی از کشورهای همسایه ما گندم را به قیمت هر دو کیلوگرم یک دلار خریداری میکند؛ یعنی اگر با نرخ دلار امروز محاسبه کنیم، حدود کیلویی ۱۰۰ هزار تومان. این در حالی است که ما به کشاورز کیلویی ۴۹ هزار و ۵۰۰ تومان پرداخت میکنیم و آن هم با تأخیر حداقل چهار تا پنج ماه.
تابناک: این موضوع میتواند بخشی از جنگ اقتصادی باشد.
بله، در برخی مقاطع گفتهام که بحث امنیت غذایی و حتی یک پله بالاتر از آن، یعنی چیزی که من معتقدم باید به سمت آن حرکت کنیم، «اقتدار غذایی» است؛ یعنی نهتنها بتوانیم غذای خودمان را تأمین کنیم، بلکه در جبهه مقاومت نیز بتوانیم تأثیرگذار باشیم. اما وقتی با یک سیاستگذاری یا یک اتفاق، مثلاً قیمت جو به قیمت گندم میرسد، دامدار ترجیح میدهد به جای اینکه جو به دام خود بدهد، گندم بدهد. از سوی دیگر، این مسئله برای کشاورز نیز بهصرفه است؛ زیرا از دامدار پول نقد دریافت میکند، در حالی که قرار است پول خود را از دولت چند ماه بعد دریافت کند. علاوه بر این، افت بار و کیفیت محصول نیز مطرح است. این مسائل باعث میشود امنیت غذایی ما برای سالهای آینده با مشکل مواجه شود. بنابراین، این سیاست گذاری ها باید با نگاهی بلندمدتتر، دقیقتر و با تحمل بیشتری دنبال شود.

تابناک: در تصویر یک پارک را میبینیم که خانمی محجبهای ای در حال قدم زدن است.
حجاب موضوعی که همواره مقدس بوده است. فارغ از اینکه اکنون بحث گرما و شرایط آبوهوایی مطرح است و این عکس مربوط به فصل پاییز است، در شرایط کنونی و با توجه به وضعیت اجتماعی که شاهد آن هستیم، شاید این تقدس بیشتر نیز شده باشد. مسئله حجاب، فارغ از بحث تقدس و اعتقادی آن، در کشور ما قانون است و نمیتوانیم بگوییم بخشی از قانون را قبول داریم و بخش دیگری را قبول نداریم.
برای مثال، درباره یک موضوع در مجلس رأیگیری میشود؛ ۵۰ نفر موافق و ۲۰۰ نفر مخالف هستند و در نهایت قانون تصویب میشود. این قانون دیگر فقط متعلق به همان ۲۰۰ نفری که به آن رأی دادهاند نیست؛ قاعدتاً قانون متعلق به همه ۲۵۰ نفر است. بنابراین باید برای قانون احترام قائل بود و آن را رعایت کرد. اما یک نکته وجود دارد و آن اینکه قوانینی که ماهیت فرهنگی دارند، نمیتوانند با اعمال زور به اجرا گذاشته شوند یا با اعمال زور مانع از عدم اجرای قانون شد. برای مثال، گشت ارشاد؛ من خودم هیچگاه آن را نمیپسندیدم و همیشه با آن مخالف بودم. نکتهای نیز در پیام اخیر حضرت آقا مورد اشاره قرار گرفت مبنی بر اینکه به تفاوتهای اجتماعی دامن نزنید. این موضوع در دو پیام مختلف مورد تأکید قرار گرفت. مشهودترین تفاوت اجتماعی که اکنون مشاهده میکنم، مسئله حجاب است؛ البته ممکن است منظور موضوع دیگری باشد و بنابراین، به نظرم بهتر است به این موضوع در همین حد کفایت کنیم.
تابناک: در تجمعات شبانه و این موارد، بالاخره حضور داشتهاید و احتمالاً افراد را با پوششهای مختلف دیدهاید. آیا این اتفاق، اتفاقی مبارک است یا ناگوار؟
قطعاً مبارک است. ایران برای همه است؛ چه کسی که جمهوری اسلامی را قبول دارد و چه کسی که قبول ندارد، چه کسی که حجاب را قبول دارد و چه کسی که قبول ندارد. بحث، وطن است و به نظر من دشمن بیشتر تمایل دارد این مرزبندیها را پررنگ کند. ما باید همان اتحادی را که تاکنون شاهد آن بودهایم، حفظ کنیم. شما گفتید یک مصاحبه دیدهاید؛ شاید مربوط به یک ماه نخست این تجمعات بود. دوربین به مقابل دانشگاه تهران رفت و با یکی از افرادی که به زعم ما شاید حجاب کمتری داشت، مصاحبه کرد. معمولاً دوربین نیز در چنین مواقعی به سراغ کسانی میرود که شاید در مواقع دیگر کمتر مورد توجه قرار میگیرند. آن خانم جملهای گفت که برای من بسیار دردناک بود. گفت: «چه عجب! بالاخره در یک اتفاق، دوربین صداوسیما ما را آدم حساب کرد.» از آن مقطع و در ادامه، صداوسیما نیز رویکرد خود را تغییر داد. البته نباید از آن سوی بام افتاد؛ در مقطعی صداوسیما صرفاً همین افراد را در تجمعات نشان میداد، اما بعد تغییر رویکرد داد. در مجموع، فارغ از بحث اعتقادی و شرعی، باید به قانون احترام گذاشت.
تابناک: یک سؤال بسیار شفاف؛ در یک جمله بگو، اکنون ایران را، جدا از سنگر مردان و زنان، چه کسانی نگه داشتهاند؟ زنان چادری یا غیرچادری؟
ایران را دعای مادران نگه داشتهاند.

تابناک: تصویر بعد مربوط به آقای عادل فردوسیپور است.
عادل فردوسیپور؛ کسی که موقعیتهای کمی برای خروج از کشور نداشته است. البته از چند نفر از دانشجویان نیز شنیدهام که ایشان همواره بر این موضوع تأکید داشته که بمانید تا این کشور را باهم بسازیم. البته من از صحت و سقم آن اطلاعی ندارم اما به هر حال، این موضوع مصداق حرفهای بودن است؛ انسان حرفهای، هر جا که باشد، قابل احترام است.

تابناک: عکس بعد تصویری از اینستاگرام است.
سال گذشته، در خردادماه، اینستاگرام را حذف کردم. فارغ از بحثهایی که در حوزههای امنیتی درباره واتساپ، اینستاگرام و مواردی از این دست به وجود آمده بود، به هر حال شما بهتر از من میدانید که ذات رسانه تأثیرگذار است، فارغ از محتوایی که منتشر میکند. به زعم من، اینستاگرام سبک زندگی ما و نوع نگاه ما را به استانداردهای زیبایی، شیوه گذران اوقات، سفر و استانداردهای زندگی بسیار تغییر داده است و حس رضایت را در خانوادههای ما کاهش داده و اختلال ایجاد کرده و این اختلال به سمت منفی بوده است. در گذشتههای دور، برای مثال، کیفیت زندگی با همسایه مقایسه میشد. بعد که روابط گستردهتر شد، این مقایسه مثلاً با همسالان در مدرسه انجام میشد. اما دیگر انتظار این نبود که استانداردهای زندگی به این شکل مقایسه شود. در بحث زیبایی نیز همینطور است. برای مثال، فرد انواع عملهای زیبایی و موارد مشابه را مشاهده میکند و این موضوع روی انتظارات او تأثیر میگذارد.
تابناک: شما در حوزه اقتصادی نیز فعالیت دارید. یکی از ابزارهای معرفی مجموعه، همین اینستاگرام میتواند باشد. کارتان می لنگد بدون اینستاگرام؟
خیر، به نظرم کشاورزان نیز درگیر فعالیت در این پلتفرمها هستند. من مثالی عرض کنم. سال ۱۳۸۶، به واسطه شغلم به روستای «دهسن» در خراسان جنوبی رفتم؛ روستایی که حدود ۱۲۰ کیلومتر با یکی از شهرهای استان فاصله داشت. اکنون حضور ذهن ندارم که دقیقاً کدام شهر بود. یک طرف این روستا بیابانهای سیستان قرار داشت و طرف دیگر آن بیابانهای کرمان بود و باید حدود ۱۲۰ کیلومتر مسیر را طی میکردیم تا به نخستین آبادی، یعنی نهبندان، برسیم که خود آن نیز از نظر امکانات رفاهی و مواردی از این دست، وضعیت مشخصی داشت. آن سال شرایط اینگونه بود و الحمدلله اکنون وضعیت در نقاط مختلف کشور بسیار بهتر شده است. در آن روستا دو مغازه وجود داشت که هر کدام دو یخچال داشتند؛ یک یخچال برای مغازه و یک یخچال برای اهالی آن محله که برای نگهداری آذوقههای فاسدشدنی خود از آن استفاده میکردند و نامشان را نیز روی آن مینوشتند. اگر اشتباه نکنم، آن سال حدود ۱۱۰ یا ۱۰۷ خانوار در این روستا سکونت داشتند. خانهها یخچال نداشتند، اما اینترنت در آنجا 4G بود. من به واسطه همین ابزارهای رسانهای این اتفاق را میدیدم. پسران عمدتاً مهاجرت کرده بودند و پیرمردها و پیرزنها، به همراه خانمهای محترمی که سنشان مقداری بالاتر رفته بود و شاید امکان ازدواج برایشان محدود شده بود، در روستا مانده بودند. اگر این پسران بازگردند، با استانداردهای دیگری برمیگردند؛ چراکه اینترنت 4G در روستا وجود داشت. من بارها دیدم که جوانان و نوجوانان روستا در اینستاگرام فعالیت میکردند و این مسئله، توقعات آنها از زندگی و کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار داده بود. وقتی این موضوع را دیدم، بسیار تلاش کردم و چند سال مدیریت کردم، اما متوجه شدم این مسئله در واقع قابل مدیریت نیست.

تابناک: در این تصویر، یک فضای صنعتی را میبینیم و احتمالاً منظور دوستان ما، آثار زیستمحیطی است که صنعت بر جای گذاشته است.
معمولاً توسعه با تخریب محیط زیست و صنعت اتفاق میافتد. و این یک مسئله اجتنابناپذیر است. شما اگر جادهای میسازید، مجبور هستید کوه، جنگل و مانند آن را دستکاری کنید. یا برای مثال، یک کارخانه سیمان در منطقهای احداث میشود یا کارخانهای که میلگرد تولید میکند و بهطور کلی هر کارخانه دیگری که ماشینهای سنگین در آن تردد زیادی دارند. رفتوآمد این خودروها، از نظر سروصدا، آسفالت و موارد دیگر، به منطقه آسیب میزند. فارغ از جایابی درست صنایع، موضوع مهمی است. صنایعی که در سالیان گذشته در کشور ما ایجاد شدهاند، در برخی موارد بهدرستی انتخاب و جانمایی نشدهاند. بحث آب، مصرف آب، پسماند و مواردی از این دست نیز مطرح است و در برخی موارد، موقعیت جغرافیایی صنایع بهدرستی انتخاب نشده است. اما به نظر من، فارغ از این مباحث، صنعتی موفق است که حواسش به محیط پیرامون و اطرافیانش باشد. اگر یک کارخانه، برای مثال، به دلیل تردد خودروهای سنگین باعث تخریب آسفالت منطقه میشود، باید به واسطه مسئولیت اجتماعی خود، نسبت به محیط اطرافش نیز توجه داشته باشد؛ به آسفالت آن منطقه رسیدگی کند، به مدرسه آنجا توجه داشته باشد و در حوزه بهداشت آن منطقه نیز مسئولیت خود را ایفا کند. قاعدتاً چنین منطقه ای در میان مردم آن محل محبوب میشود و همین موضوع میتواند یکی از عوامل موفقیت آن باشد. متأسفانه، بهویژه در سالیان اخیر، بحث مسئولیت اجتماعی به سمت حوزههای سیاسی و فرهنگی، بنر و در نهایت برگزاری همایش و مواردی از این دست رفته است که چندان کاربردی نیست.
تابناک: در جنگ اخیر، یکی از موضوعاتی که مطرح شد، بحث پدافند غیرعامل بود. نمیدانم شما هم معتقد هستید یا خیر، اما در جایابی برخی سایتهای صنعتی، با توجه به اتفاقاتی که در مجتمعهای پتروشیمی و نیروگاهی رخ داد، باید دقت بیشتری صورت میگرفت. با توجه به موارد عجیب و غریبی که در این زمینه شنیدیم و البته اینجا قابل بیان نیست. نقاط ضعفی هم بود که خیلی نمایان بود مثلا در طراحی این سایتها میتوانستیم بهگونهای عمل کنیم که اگر اتفاق دیگری هم رخ میداد، میزان آسیب کمتر بود. برای مثال، با رعایت فاصلهگذاری مناسب و اصول پدافند غیرعامل، ممکن بود با یک پرتابه، دو بخش از یک مجموعه همزمان آسیب نبینند.
از واژه «پرتابه» استفاده کردید. چرا «پرتابه»؟ ممکن است مخاطب سؤال کند که «موشک» است؛ چرا تعارف میکنید و میگویید «پرتابه»!؟ و در بحث اطلاعرسانی، مخاطب تصور می کند استفاده از این واژه به این دلیل است که مثلاً بخواهیم شدت موضوع را کاهش دهیم، در بحث اطلاعرسانی، سرعت یکی از مقولههای مهم است. تا زمانی که ندانیم آن پرتابه از چه جنسی است، مثلاً چه نوع موشکی است، زمینبهزمین است، هوابهزمین است یا از بالا به پایین شلیک شده است، نمیدانیم دقیقاً با چه چیزی مواجه هستیم. بنابراین، علیالحساب به آن «پرتابه» گفته میشود تا زمانی که مشخص شود دقیقاً چه نوع موشکی بوده است. این موشکهایی که شما از آنها با عنوان پرتابه یاد کردید، فارغ از بحث جایابی صنایع و مواردی از این دست، نشان میدهند که اهمیت پدافند غیرعامل بسیار بیشتر از این حرفهاست که صرفاً به جایابی صنایع یا پدافند پیرامون آنها محدود شود. اما نکته این است که حفرههای امنیتی ما بسیار بیشتر از این حرفهاست. ما بسیاری از ضربهها را از داخل صنایع میخوریم. بحث فقط این نیست که یک مجتمع پتروشیمی در چه مکانی قرار داشته باشد؛ مثلاً اینکه در میان دو کوه قرار بگیرد تا پرتابه به آن نرسد. مسئله این است که مجموعه داخلی آن نیز باید بهدرستی ایمنسازی شده باشد.
من تجربهای دارم که در آن، با اضافه شدن یک فلش به یک مجموعه پتروشیمی، کل خط تولید در معرض خطر انفجار قرار گرفت؛ به این دلیل که آن فلش به برنامهای متصل شده بود که باز و بسته شدن دریچههای سوخت را کنترل میکرد و کافی بود یکی از آنها تنها یک ثانیه دیرتر باز شود تا انفجار رخ دهد و این موضوع خیلی ارتباطی با جایابی ندارد.
تابناک: تصویر بعد حرم امیرالمؤمنین(ع) است.
انشاءالله که محب امیرالمؤمنین باشیم و با حب امیرالمؤمنین از دنیا برویم. اینجا خانه پدری است. انشاءالله قسمت شود که بهطور مکرر به اینجا برویم و همه کسانی که دوست دارند این فضا را احساس کنند نیز بتوانند حضور پیدا کنند. حالا یک نکته هم بگویم. به گلدسته نگاه کنید. در معماری اسلامی، گلدسته نماد دو دست رو به آسمان است. در معماری اسلامی، در تمام اماکن مقدس دنیا، گلدستهها بلندتر از گنبد هستند و این تعبیر را دارد که گویی دو دست به سمت آسمان بلند شده است. بهجز حرم مولای امیرالمؤمنین(ع)، که داستان دیگری دارد. من همیشه با خودم میگویم که اینجا شاید اصلاً نیازی نباشد دستهایمان را به سمت آسمان بلند کنیم؛ چراکه اینجا خودِ «حب علی» عباده، مصداق همین معناست؛ «قَسیمُ النّارِ و الجَنّه» و «وصیُ المصطفی حقّاً». انشاءالله امیرالمؤمنین(ع) دستگیر ما باشند و شرمنده نشویم و شیعه خوبی باشیم و محب خوبی باشیم. انشاءالله این کشور در پناه امام رضا(ع) باشد. مردم متوسل به امام علی(ع) هستند. انشاءالله در برابر اتفاقاتی که پیرامون ما در حال رخ دادن است، موفق باشیم و خودشان کمکمان کنند.
گفتگوی کامل با رسول عاصمی را در ویدیوی زیر تماشا کنید: