بیلان سبز وزارت نیرو زیر ذرهبین؛ ناترازی برق کم شد یا جابجا کردند؟!

به گزارش خبرنگار انرژی تابناک، عملکرد تابستان ۱۴۰۵ وزارت نیرو و بخصوص توانیر با یک بیلان سبز به اوج رساندند؛ کاهش اوج ناترازی برق از حدود ۲۰ هزار مگاوات به ۱۰ هزار مگاوات؛ این عدد اگر به معنای افزایش واقعی ظرفیت تولید و کاهش پایدار شکاف میان تولید و مصرف باشد، یک موفقیت مهم است اما مسئله از جایی آغاز میشود که بدانیم ناترازی برق فقط با ساخت نیروگاه کم نمیشود و میتوان آن را با مدیریت بار، محدودیت مصرف صنایع، کاهش تقاضا یا انتقال فشار به بخشهای دیگر شبکه نیز پایین آورد. حالا باید بررسی شود که ۱۰ هزار مگاوات چگونه ناپدید شده و هزینه واقعی این کاهش را چه کسانی پرداخت کردند؟
آمارگیریهای وزارت نیرو چگونه اتفاق میافتد!
اولین نکتهای که در بررسی عملکرد وزارت نیرو باید روشن شود، تفاوت میان ناترازی، خاموشی و ظرفیت نیروگاهی است؛ سه مفهومی که در ادبیات عمومی گاهی به جای یکدیگر استفاده میشوند، در حالیکه یکی نیستند. توانیر اعلام کرده که اوج ناترازی برق در تابستان امسال از حدود ۲۰ هزار مگاوات در سال گذشته به حدود ۱۰ هزار مگاوات کاهش یافته؛ مدیرعامل این شرکت علاوه بر اقدامات صنعت برق به نقش همراهی مردم و مدیریت مصرف نیز اشاره کرده اما همین جمله، کلید فهم ماجراست.
بیشتر بدانیم:
وزارت نیرو سرگردان بین ناترازی برق و مدیریت بحران صنایع
خاموشی برای مردم، برق برای ماینرها؟!
نیروگاههای پیر؛ برق ایران تا کجا دوام میآورد؟
اگر ناترازی از ۲۰ به ۱۰ هزار مگاوات رسیده، باید بتوانیم این کاهش ۱۰ هزار مگاواتی را در چند سرفصل تفکیک کنیم؛ چند مگاوات به ظرفیت تولید اضافه شده؟ چند مگاوات از طریق تجدیدپذیرها آمده؟ چه میزان مصرف در ساعات اوج جابهجا یا حذف شده؟ چه میزان بار صنایع و کشاورزی محدود شده؟ چه مقدار از کاهش به اصلاح شبکه و کاهش تلفات مربوط بوده؟ تا زمانیکه این اجزا جدا نشوند عبارت «کاهش ۵۰ درصدی ناترازی» به تنهایی برای ارزیابی عملکرد کافی نیست.
پرواضح است که کاهش ناترازی میتواند دو معنای کاملاً متفاوت داشته باشد. معنای نخست این است که کشور واقعاً برق بیشتری تولید کرده و شبکه توانسته بدون تحمیل محدودیت، تقاضای بیشتری را پاسخ دهد. معنای دوم آن است که تقاضا در ساعت بحرانی پایین آورده شده و شکاف تولید و مصرف از طریق مدیریت بار کوچکتر شده است. هر دو اقدام ممکن است از نظر مدیریت شبکه لازم باشند اما از نظر بیلان توسعه زیرساخت برق یکسان نیستند.
برق خانگی مقصر است یا ساعت پیک!؟
یکی از مهمترین بخشهای روایت رسمی صنعت برق، تأکید بر مصرف خانگی است اما اینجا هم باید میان «مصرف سالانه» و «بار در ساعت اوج» تفاوت گذاشت. طبق اظهارات مدیرکل امور انرژی و مشتریان توانیر، بخش خانگی حدود ۳۲ درصد مصرف برق کشور را در شرایط معمول به خود اختصاص میدهد اما در تابستان و به دلیل بار سرمایشی سهم آن در ساعات اوج میتواند به حدود ۵۲ تا ۵۳ درصد برسد. این عدد معنای مهمی دارد: اینکه خانوارها در طول سال بزرگترین مصرفکننده برق نیستند، به این معنا نیست که در ساعت بحرانی شبکه نقش مهمی ندارند.
همین آمار نشان میدهد که انداختن تمام بار ناترازی بر دوش «مصرف بیرویه خانوارها» نیز تصویر کاملی ارائه نمیکند. بخش صنعت در آمار ارائهشده از سوی توانیر حدود ۳۶.۵ درصد مصرف، کشاورزی ۱۶.۵ درصد و بخش عمومی حدود ۱۲ درصد را به خود اختصاص دادهاند بنابراین اگر وزارت نیرو توانسته در ساعات بحرانی، مصرف خانگی را کاهش دهد این اقدام میتواند بخشی از موفقیت مدیریت شبکه باشد اما باید مشخص شود این کاهش چقدر پایدار بوده و چقدر به قیمت کاهش رفاه یا تغییر الگوی مصرف خانوارها تمام شده است. از طرف دیگر اگر مصرف صنایع در ساعات اوج کاهش یافته باشد باید هزینه اقتصادی این تصمیم نیز وارد محاسبات شود. مسئله اینجاست که یک مگاوات برق صرفهجوییشده در خانه، یک مگاوات برق محدودشده در کارخانه و یک مگاوات برق تولیدشده در نیروگاه از نظر عددی ممکن است مشابه باشند اما از نظر اقتصادی یک اثر ندارند.
مدیریت مصرف، موفقیت یا بیلان کاری!
مدیریت مصرف در دنیا بخشی از سیاست برق است و نمیتوان آن را شکست تلقی کرد اما در ارزیابی عملکرد باید مشخص شود مدیریت مصرف دقیقاً چه چیزی را حل کرده است. توانیر طی ماههای گذشته برنامههایی مانند طرح مهتاب را برای کاهش مصارف غیرمجاز، شناسایی انشعابهای غیرمجاز، تعویض کنتورهای معیوب و کاهش تلفات اجرا کرده است. این شرکت هدف حذف حدود ۳۵۰۰ مگاوات مصرف غیرمجاز تا پایان سال را مطرح کرده و در گزارشی از اجرای طرح، از شناسایی دهها هزار انشعاب غیرمجاز و تعویض کنتورهای معیوب خبر داده است. این بخش از عملکرد را باید از «کاهش ناترازی ناشی از محدودیت مصرف» جدا کرد.
اگر کاهش مصرف ناشی از جلوگیری از برقدزدی، اصلاح کنتورهای معیوب و کاهش تلفات واقعی باشد این اتفاق نه تنها مثبت بلکه از جنس اصلاح ساختاری شبکه است اما اگر کاهش عمده بار از طریق خاموش کردن صنایع، محدود کردن چاههای کشاورزی یا انتقال مصرف به ساعات دیگر حاصل شده باشد نمیتوان همان عدد را بدون توضیح به معنای افزایش ظرفیت واقعی شبکه ثبت کرد. در واقع وزارت نیرو باید یک جدول بسیار ساده منتشر کند تا آن وقت افکار عمومی بفهمد این «نصف شدن ناترازی» دقیقاً از کجا آمده است.
به طور مثال آمارهایی درباره این موارد منتشر شود:
کاهش ناترازی ناشی از افزایش تولید: X مگاوات
ناشی از تجدیدپذیرها: X مگاوات
ناشی از کاهش تلفات: X مگاوات
ناشی از مدیریت مصرف خانگی: X مگاوات
ناشی از مدیریت بار صنایع: X مگاوات
ناشی از سایر اقدامات: X مگاوات
تجدیدپذیرها؛ از ظرفیت روی کاغذ تا برق واقعی!
اینجا یکی از مهمترین نقاط مقایسه ایران با روند جهانی قرار دارد. بر اساس آمارهایی که در رسانهها قابل جستجو است، ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر ایران در پایان ۲۰۲۴ حدود ۱۲.۹۶ گیگاوات بوده که بخش بزرگی از آن مربوط به برقآبی است. در مقابل گزارشهای داخلی در تابستان ۱۴۰۵ از برنامه افزایش ظرفیت تجدیدپذیرها از حدود ۵۸۰۰ مگاوات به حدود ۷۰۰۰ مگاوات تا پایان شهریور خبر دادهاند.
اینجا یک دام آماری وجود دارد؛ ظرفیت نصبشده با برق تولیدشده یکی نیست. برای مثال یک نیروگاه خورشیدی ممکن است ظرفیت اسمی مشخصی داشته باشد اما در تمام ۲۴ ساعت شبانهروز با همان ظرفیت برق تولید نمیکند بنابراین برای ارزیابی نقش خورشید در کاهش ناترازی باید بدانیم چه مقدار از ظرفیت تجدیدپذیر در ساعات بحرانی شبکه در دسترس بوده است.
این مسئله در مقایسه جهانی اهمیت بیشتری پیدا میکند. IEA میگوید در سال ۲۰۲۵ خورشیدی حدود ۲۷۰۰ تراواتساعت برق در جهان تولید کرده و سهم آن از کل تولید برق جهان از ۸ درصد عبور کرده؛ همچنین تجدیدپذیرها در سال ۲۰۲۵ برای نخستین بار از زغالسنگ جلو زدهاند. جهان در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۹۲ گیگاوات ظرفیت تجدیدپذیر جدید اضافه کرده که ۵۱۱ گیگاوات آن خورشیدی بوده است. در چنین بازاری نیروگاهها چه میزان برق واقعی به شبکه تحویل دادند و چه مقدار از پیک بار را پوشش دادند؟ اینجا فاصله میان «بیلان پروژه» و «اثر واقعی بر شبکه» آشکار میشود.
کاهش ناترازی با چاشنی لرزهی زمستان!
نقطه دیگری که باید در کنار عدد ۱۰ هزار مگاوات قرار گیرد، مسئله تأمین سوخت نیروگاههاست. شبکه برق فقط به تعداد نیروگاهها وابسته نیست؛ اگر تابستان با مدیریت مصرف، تعمیرات، توسعه ظرفیت و سایر اقدامات از اوج بار عبور کردهایم آیا همین شبکه در زمستان از نظر تأمین سوخت و تولید پایدار آمادگی دارد؟؛ چراکه کاهش ناترازی یک فصل به معنای حل ناترازی ساختاری نیست.
حتی اگر عدد ۲۰ هزار مگاوات به ۱۰ هزار مگاوات رسیده باشد، کشور همچنان با یک شکاف بسیار بزرگ مواجه است. ضمن آنکه تقاضای برق نیز ثابت نمیماند. آژانس بینالمللی انرژی در سطح جهانی از رشد سریع تقاضای برق سخن میگوید؛ مصرف جهانی برق در سال ۲۰۲۴ حدود ۴.۳ درصد افزایش یافت و انتظار میرود رشد تقاضا تا ۲۰۲۷ نیز نزدیک ۴ درصد باقی بماند. پس اگر ایران بخواهد صرفاً با سرکوب پیک مصرف مسئله را مدیریت کند، هر سال با سقفی جدید مواجه خواهد شد.
وزارت نیرو، از موفقیت واقعی تا آمارهای تبلیغاتی!
در ارزیابی عملکرد وزارت نیرو و توانیر به جای واژه «آمارسازی» با معیار سختتر و حرفهایتر بررسی کنیم؛ هر ادعای موفقیت باید بتواند از آزمون داده عبور کند. اگر ناترازی نصف شده باید مشخص شود چرا؟ و چطور؟ اگر تلفات کم شده باید عدد قبل و بعد، روش محاسبه و محل کاهش اعلام شود. اگر تجدیدپذیرها توسعه یافتهاند باید تولید واقعی آنها و سهمشان در پیک مشخص شود.
اگر مصرف خانگی کاهش یافته باید معلوم شود این کاهش ناشی از اصلاح پایدار رفتار مصرفکننده بوده یا نتیجه شرایط آبوهوایی، محدودیت مصرف و جابهجایی بار؟ اگر صنایع کمتر با خاموشی مواجه شدهاند باید میزان برق تحویلی به صنعت و ساعات محدودیت آن با سال قبل مقایسه شود.
اگر وزارت نیرو میگوید توانسته شبکه را پایدار نگه دارد باید در کنار این ادعا، هزینه اقتصادی این پایداری نیز دیده شود چراکه ممکن است یک شبکه از نظر فنی پایدار بماند اما هزینه این پایداری را کارخانهای بدهد که تولیدش متوقف شده، کشاورزی بدهد که چاهش خاموش شده یا خانواری بدهد که مصرفش را در ساعات مشخصی کنار گذاشته است. از این منظر گزارش عملکرد وزارت نیرو را نمیتوان با یک عدد ۱۰ هزار مگاواتی بست. این عدد فقط آغاز بررسی است.
ناترازی نصف شده یا تغییر شکل داده؟
آنچه از کنار هم گذاشتن دادههای رسمی داخلی و آمارهای بینالمللی به دست میآید، یک تصویر دوگانه است. از یکسو کاهش اعلامشده ناترازی از ۲۰ هزار به حدود ۱۰ هزار مگاوات واقعاً یک تغییر قابل توجه است و نمیتوان بدون بررسی آن را نادیده گرفت. توانیر همچنین اقداماتی برای کاهش تلفات، حذف مصارف غیرمجاز و توسعه مدیریت هوشمند شبکه انجام داده است.
از سوی دیگر هنوز روشن نیست چه سهمی از این کاهش ناشی از افزایش واقعی عرضه برق و چه سهمی حاصل مدیریت تقاضا و محدودیت مصرف بوده است. در حوزه تجدیدپذیرها نیز ایران در حال افزایش ظرفیت است اما فاصله میان ظرفیت نصبشده و تولید واقعی و قابل اتکا همچنان باید با دادههای دقیق سنجیده شود بخصوص در مقایسه با سرعت توسعه جهانی انرژی خورشیدی و بادی بنابراین فعلاً نمیتوان منصفانه گفت وزارت نیرو «آمارسازی کرده» اما میتوان یک مطالبه کاملاً روشن مطرح کرد: وزارت نیرو اگر میگوید ناترازی را نصف کرده دقیقاً نشان دهد این ۱۰ هزار مگاوات چگونه حذف شده است.
این مطالبه نه سیاسی است، نه جناحی؛ یک مطالبه ساده است، در غیر این صورت، خطر این وجود دارد که «کاهش ناترازی» بیشتر از آنکه نشانه حل بحران باشد، به صورت مالی یک بحران مزمن تبدیل شود؛ صورتیکه در آن عددها بهتر شدهاند، اما سؤال و مطالبه اصلی مردم سر جای خود باقی است.




