سوپر انقلابی‌ها و مذاکره با آمریکا!

مهدی احمدی اصل
کد خبر: ۱۳۹۵۴۱۶
| |
1653 بازدید

سوپر انقلابی‌ها و مذاکره با آمریکا!

تابناک - «مذاکره» و پیگیری روند سیاسی برای پایان درگیری ها و بازگشت کشور به شرایط عادی موضوعی است که این روزها بیش از هر زمان دیگری در محافل مختلف سیاسی، اقتصادی و ... مطرح می شود؛ حتی در بحث های خانوادگی و جمع های خودمانی هم این مساله مورد پرسش و بحث قرار می گیرد. نسبت به این موضوع، تقریبا در بین سیاسیون داخل کشور نگاه واحدی وجود دارد؛ شاید با اندک مغایرت های تاکتیکی، اما گروهی در داخل کشور، عینک متفاوتی برای نگریستن به این مساله دارند.

«سوپر انقلابی‌ها» تقریبا تنها گروهی هستند که نگاه متفاوتی به موضوع «مذاکره» دارند.  شاید آنها حتی اصل مذاکره با آمریکا را به‌طور کامل رد نکنند، اما فرد مذاکر کننده برای‌شان اهمیت حیاتی دارد. مثلا آنها «محمدباقر قالیباف» به‌عنوان رئیس تیم مذاکره‌کننده را هدف انتقاد قرا می دهند، در حالی که پس از انتصاب «محسن رضایی» به دبیری شورای عالی امنیت ملی، اعتراضات تند کمتری دیده می‌شود.

مشخصا اینگونه به نظر می رسد که این جریان، سیاست خارجی را از دریچه انتخابات ریاست‌جمهوری می‌نگرد و ترجیح می‌دهد مذاکره‌کننده شانس رقابت با چهره‌هایی مانند «سعید جلیلی» یا کاندیدای مورد نظر این طیف را نداشته باشد. در حالی که شاید نقش قالیباف و رضایی در مذاکرات یکسان باشد و حتی خیلی اختلاف نظر ماهوی درباره چگونگی موضوع بین این دو وجود نداشته باشد.

قالیباف؛ مذاکره را «نوعی مبارزه» می‌داند و تأکید دارد که دستاوردهای دیپلماتیک ایران در اسلام آباد چندین برابر اقدام نظامی بوده است؛ در عین حال بارها گفته امتیازات را با موشک می‌گیرند و فقط در مذاکره تفهیم می‌کنند. محسن رضایی نیز پس از انتصاب به دبیری شورای عالی امنیت ملی در مرداد ۱۴۰۵، نقش کلیدی در تعیین چارچوب کلان مذاکرات پیدا کرد. او شروط ایران را شامل پایان جنگ در همه جبهه‌ها، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و رفع محاصره دریایی اعلام کرده و تأکید دارد تا تحقق این شروط هیچ مذاکره‌ای در کار نیست. (تقریبا همانی که در مذاکرات اسلام آباد مورد توافق قرار گرفت.)

 رضایی اخیراً سیاست «هم جنگ هم مذاکره» را تمام‌شده دانسته و از آمادگی برای فاز تهاجمی سخن گفته است. اشتراکات دو چهره تاثیر گذار در مذاکرات این روزها این است که هر دو از فرماندهان قدیمی سپاه هستند، بر ترکیب قدرت نظامی و دیپلماسی تأکید دارند و مذاکره را مشروط به حفظ اقتدار و عمل طرف مقابل می‌دانند و هر دو نیز از سوی رهبری و دولت مورد حمایت قرار گرفته‌اند.

به نظر می آید، تفاوت اصلی تصمیم گیران امروز مذاکرات در مخاطب و زمینه انتخاباتی است. قالیباف چهره‌ای با پایگاه اجتماعی و سابقه مدیریتی است که می‌تواند از موفقیت مذاکره امتیاز سیاسی بگیرد؛ رضایی به دلیل محمدویت احتمالی سنی و پایگاه اجتماعی، کمتر رقیب مستقیم انتخابات ریاست‌جمهوری محسوب می‌شود و اعتراضات علیه او محدودتر بوده است. متاسفانه دیدگاه سوپر انقلابی‌ها و طیفی که جلیلی یا یکی شبیه به او را مناسب ریاست جمهوری می دانند. (عمدتاً نزدیک به جبهه پایداری) این است که هر اقدام خارجی را با محاسبات داخلی و انتخاباتی می‌سنجند.

نمونه‌های تناقض در حرف و عمل جریان به اصطلاح سوپر انقلابی زیاد است. مثلا یکی از روحانیون مجلسی نزدیک به جبهه پایداری سال‌هاست که درباره دولت های مختلف نسخه ثابتی دارد. او در دولت روحانی، تیم مذاکره‌کننده و برجام را نمونه بارز «دیپلماسی التماسی» می خواند و تلاش می کرد که این ادبیات را جا بیاندازد. در دولت شهید رئیسی نیز بازهم این طیف به روند مذاکرات و تیم وزارت خارجه انتقاد داشتند و تغییر تیم را مطالبه می‌کردند. (حتی به گفته شهید امیرعبداللهیان، مانع شکل گیری توافق در آن زمان شدند!) 
حالا در دولت پزشکیان بازهم نسخه آنها ثابت است! همان ادبیات علیه قالیباف و تیم مذاکره کننده در اسلام‌آباد تکرار می‌شود و حتی وقتی مذاکرات با اذن رهبری و تصویب شورای عالی امنیت ملی پیش رفته و تبدیل به «نسخه تفاهم اسلام آباد» شده، آن را «عقب‌نشینی ذلت‌بار» توصیف کرده‌اند.

فشارهای رسانه‌ای سوپر انقلابی ها گاهی تا آنجا پیش رفته که اعضای تیم مذاکره‌کننده مجبور به تغییر موضع شده‌اند. نمونه آن یکی از نزدیکان رسانه ای تیم مذاکره کننده ایران بود که پس از جنجال هایی که درباره اظهاراتش پیرامون عبور نفت از مسیر جنوب تنگه هرمز شد، در مصاحبه بعدی حرف خود را تعدیل کرد!

بنابر این برای جمع بندی می توان نگاه این طیف به موضوع مذاکره را اینگونه تحلیل کرد که اگر مذاکره‌کننده بتواند از نتیجه مذاکره، سرمایه سیاسی کسب کند، حتی بهترین دستاورد برای منافع ملی را زیر سؤال می‌برند. آنها مذاکره‌کننده‌ای را می‌پسندند که یا زمینه رأی نداشته باشد یا نتواند رقیب کاندیداهای مورد نظرشان شود.

این نگاه انتخاباتی به سیاست خارجی، منافع ملی را قربانی رقابت‌های جناحی می‌کند. کشور در شرایطی که به انسجام و تصمیم‌گیری واحد نیاز دارد، با دوگانگی روایت‌ها مواجه می‌شود. یک روز «بردیم»، روز دیگر «باختیم». سوپر انقلابی‌ها و دیگر گروه‌های سیاسی باید بیاموزند موضوعات مرتبط با منافع ملی و سیاست خارجی را از عینک سیاست داخلی و کاربری انتخاباتی جدا کنند. قدرت تمایز میان این دو عرصه، شرط اولیه مسئولیت‌پذیری ملی است. در غیر این صورت، هر دستاوردی قربانی سیاست بازی و محاسبات کوتاه‌مدت جناحی خواهد شد.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟