حسین جنتی؛ قهرمانِ پس از واقعه یا راویِ فراموشکار تاریخ؟/ روایتسازی و تناقض؛ وقتی گذشته دوباره نوشته میشود
سالها از دیدار شاعران با رهبرشهیدانقلاب در سال 89 گذشته است، اما حسین جنتی هنوز از همان جلسه برای ساختن روایت تازهای از خود بهره میبرد؛ روایتی که آمیختهای از حافظه گزینشی، تناقض و نادیده گرفتن اسناد موجود است.
به گزارش تابناک؛ نقد حق هر شهروندی است اما آنچه نقد را بیاعتبار میکند، بازنویسی گذشته و ارائه روایتی است که با اسناد، گفتههای پیشین یا رفتارهای خود گوینده سازگار نباشد. اظهارات اخیر حسین جنتی درباره دیدار شاعران با رهبرشهیدانقلاب و وضعیت فرهنگی کشور، بیش از آنکه باب یک گفتوگوی جدی را باز کند، پرسشهایی درباره نسبت میان حافظه، روایت و مسئولیت در قبال حقیقت ایجاد کرده است.
حسین جنتی این روزها از شکاف اجتماعی، حذف، طرد و فقدان گفتوگو سخن میگوید؛ سخنانی که اگر از زبان فردی با کارنامهای سازگار با این مفاهیم بیان میشد، میتوانست محل تأمل باشد. اما وقتی گوینده خود سالها به ادبیاتی تند، برخوردهای حذفی و واکنشهای کمتحمل نسبت به منتقدان شناخته شده است، طبیعی است که مخاطب پیش از پذیرش پیام، به کارنامه پیامرسان نگاه کند.
مسئله اصلی اما صرفاً تناقض میان گفتار و رفتار نیست؛ بلکه نحوه روایت گذشته است. دیدار شاعران با رهبرشهیدانقلاب، رویدادی ثبتشده است و بخشهایی از آن در اسناد و تصاویر رسمی باقی مانده است. بنابراین هر روایت تازهای از آن واقعه، خواه موافق و خواه مخالف، ناگزیر باید با این اسناد سنجیده شود. اگر روایت امروز با مستندات موجود فاصله داشته باشد، پرسش درباره چرایی این فاصله اجتنابناپذیر خواهد بود.
تغییر دیدگاه سیاسی امری طبیعی است. افراد بسیاری در طول زندگی مسیر فکری خود را تغییر میدهند. اما تغییر موضع، مجوز تغییر تاریخ نیست. اگر کسی امروز منتقد نظام است، میتواند صریحاً همین را بگوید؛ آنچه محل نقد قرار میگیرد، نه تغییر عقیده، بلکه بازسازی گذشته به گونهای است که با تصویر مطلوب امروز هماهنگ شود.
از سوی دیگر، جنتی در گفتوگوی اخیر از «چسب اجتماعی» و ضرورت کنار گذاشتن فرهنگ حذف سخن میگوید. این سخن در ذات خود قابل دفاع است، اما نخستین شرط دعوت دیگران به مدارا، پایبندی خود گوینده به همان اصل است. کسی که سالها با منتقدان خود در فضای مجازی با ادبیاتی تند و حذفگرایانه مواجه شده، ناگزیر باید توضیح دهد که این تغییر در نگاه از کجا آمده و چگونه با کارنامه پیشین او جمع میشود.
نکته دیگری که نمیتوان از کنار آن گذشت، نقش همان دیدار در شناختهشدن حسین جنتی است. اگر آن جلسه از نظر او نماد بیعدالتی و حذف بوده، چرا همچنان پس از سالها، یکی از محورهای اصلی روایت شخصی و رسانهای اوست؟ آیا این تکرار مداوم، خود نشان نمیدهد که آن واقعه همچنان بخشی از سرمایه نمادین او در فضای عمومی است؟
در این میان، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، مرز میان نقد و تحریف است. نقد، بدون صداقت در روایت گذشته، بهسختی میتواند اعتماد مخاطب را جلب کند. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به گفتوگو نیاز دارد، اما گفتوگویی که بر پایه واقعیت شکل بگیرد، نه بر اساس حافظه گزینشی یا روایتهایی که هر بار متناسب با موقعیت سیاسی، شکل تازهای به خود میگیرند.
در نهایت، اختلاف نظر سیاسی نه تازه است و نه پایانپذیر. آنچه سرمایه یک روشنفکر یا شاعر را میسازد، تنها موضع سیاسی او نیست؛ بلکه صداقت او در روایت گذشته، پذیرش مسئولیت سخنانش و پایبندی به حقیقت است. هر جا که حقیقت قربانی روایتسازی شود، نه گفتوگو تقویت میشود و نه اعتماد عمومی؛ تنها شکافها عمیقتر خواهند شد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۰
پاسخ ها
ناشناس
| ۲۰:۱۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۸
