اعتراف پ ک ک خطاب به سپاه: مرد میدان شمایید!/نقش موساد در آشوبهای خیابانی ۸۸

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، سازمان پژاک شاخه ایرانی کنگره خلق کردستان است که آمریکا آن را برای فشار بر ایران، ترکیه، عراق و سوریه تشکیل داد. به همیندلیل بیشتر روسای مقرهای پژاک از تبعه کشورهای ترکیه و سوریه هستند و یکی از تفاوتهای پژاک با گروههایی مثل دموکرات و کومله همین است که بسیاری از افراد پژاک، ایرانی نیستند. اعضای گروهک پ ک ک در مقایسه با پژاک، بیشتر روستایی و کمتر تحصیلکردهاند. اعضای پژاک برای دشمنی و تجزیهطلبی، با انگیزه و بعضی هم دارای تحصیلات عالی هستند.
قاچاق مواد مخدر عمدهترین منبع تامین مالی سازمانهای تروریستی پ ک ک و پژاک است. پ ک ک ۸۰ درصد پخش مواد در اروپا را به عهده دارد. وزارت دفاع انگلیس هم برخورد قاطع با فرقه پژاک را برای جلوگیری از ترانزیت و پخش مواد مخدر ضروری میداند. بیش از از ۸۰ درصد مشروبات الکلی وارد شده به ایران، با کمک یا دخالت مستقیم اینگروهک صورت میگیرد.
باید توجه داشت حیات پژاک به ناامنی و عقبماندگی منطقه وابسته است و طی چندسال گذشته تعداد زیادی از ماموستاهای منطقه به علت همراهی نکردن با گروهک، به طرز وحشیانهای به شهادت رسیدند.
علت مبانی فکری و اعتقادی پژاک هم مثل پ ک ک از مارکسیسم و کمونیسم سرچشمه میگیرد. سرکرده اینگروهک، عبدالله اوجالان بود که برای اولینبار ایناعتقادات را مطرح و وارد گروهک کرد و به همینخاطر به این افکار و اندیشهها، آپوئیسم میگویند.
رد آشوبهای خیابانی یهود در ایران؛ از سال ۱۳۸۸
شهریور ۱۳۸۸ یکعملیات مهم تعقیب و انهدام گروهکهای ضد انقلاب در شمال غرب کشور انجام شد و گروهکهای تروریستی پژاک، کومله و دموکرات خسارت سنگینی متحمل شدند و ۲۶ نفر از آنها به هلاکت رسیدند.
آبان ۱۳۸۸ چندنفر از نیروهای آموزشدیده گروهکهای تروریستی پژاک و منافقین از مرزهای غربی وارد ایران شدند. محل آموزش اینگروهها معمولا در مناطق زاخو و اربیل عراق بود و سازمان موساد اسرائیل مسئولیت آموزش آنها را بر عهده داشت. ایننیروها ترور و بمبگذاری با روشهای مخصوص و مواد جدید منفجره را فرا گرفته بودند. همچنین آموزش دیده بودند در کمترین زمان و با قدرت انفجاری زیاد، از مواد ساده و در دسترس استفاده کنند و بمبهای قوی بسازند. آموزش نحوه انجام عملیات تروریستی و بمبگذاری را هم بهطور کامل پشت سر گذاشته بودند.
دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی ایران که روی ورود اینافراد و خط سیر و اهداف آنها اشراف کامل اطلاعاتی داشتند، بهزودی موفق شدند بعضی از اینافراد را هنگام ورود به کشور دستگیر کنند. بعضی از آنها توانستند از سد نیروهای امنیتی بگذرند ولی بعدا زیر چتر اطلاعاتی قرار گرفتند.
بعضی از اینافراد در اغتشاشات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ دستگیر شدند و معلوم شد برای ایجاد اغتشاش در جامعه برنامههای بسیار دقیقی داشتهاند. یکی از دستگیرشدهها در اعترافاتش گفت در آبان ۱۳۸۸ رهبر سازمان منافقین به بعضی از اعضایش دستور داد برای حضور در تهران و بعضی شهرهای بزرگ ایران آماده باشند. رابطی به نام «آریاس» که همزمان با پژاک و منافقین در تماس بود، اینافراد را به فردی به اسم «شلمو عزری» معرفی کرد. اینفرد یک یهودی بود که کاملا به زبان فارسی تسلط داشت. افراد انتخابشده در منطقهای به نام کوی سنجق در نزدیکی اربیل عراق، نحوه ساخت بمبهای جدید و کار گذاشتن آنها و نحوه حمله با اهداف متحرک را آموزش دیدند. آنها یاد گرفتند چهطور یکشورش خیابانی را دامنهدار کنند. آنها سالها در اردوگاه اشرف در عراق تحت آموزشهای مختلف نظامی بودند و آموزشهایی که دیدند، کاملا حرفهای بودند.
افراد مورد اشاره، آموزش ترور کور دیدند و یاد گرفتند چهطور برای تنشآفرینی داخلی و ایجاد ناامنی و جو کاذب، نقشه بکشند. از خود مقر سازمان مجاهدین خلق، اهداف ترور و مکانهای بمبگذاری را با پیک مخصوص و رمز ویژه به آنها اطلاع میدادند. اما بسیاری از اینتیمهای تروریستی با اشراف اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان (عج) در وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه کشف و دستگیر شدند.
امر ز فرماندهی کل قوا میرسد؛ یکبار برای همیشه تمامش کنید!
سال ۱۳۸۹ بود که بهدلیل شرارتهای ضدانقلاب در مرزهای غربی ایران، رهبر شهید انقلاب به فرماندهان ارشد سپاه دستور داد «ضد انقلاب باید از خاک جمهوری اسلامی بیرون برود!» به اینترتیب سردار شهید محمد پاکپور فرمانده وقت نیروی زمینی و سردار اوصانلو اعلام کردند سپاه قصد دارد منطقه را یکبار برای همیشه از وجود ضدانقلاب پاکسازی کند. به همیندلیل اواخر سال ۱۳۸۹ ماموریتهای شناسایی منطقه شروع و بعد از اتمام شناساییها عملیات شروع شد.
تا پیش از ایندوستور، سپاه بهطور همزمان راهسازی و درگیری با ضدانقلاب را دنبال میکرد. پژاک هم تا آنزمان ۵۲ تونل کوهستانی داشت که برای مخفیشدن از نیروهای سپاه و تردد از آنها استفاده میکرد.
پس از ماموریتهای شناسایی و شروع عملیات زمینی، سپاه به نقطه بزتپه رسید و به محض رسیدن نیروهای ایرانی به ایننقطه، جنگی تمامعیار بین ضد انقلاب و سپاه درگرفت. ضدانقلاب در بزتپه مستقر شده و اجازه نمیداد نیروهای ایرانی به بالای ارتفاع بزتپه برسند. تعداد زیادی از نیروها، دورتادور ارتفاع بزتپه سنگر گرفته بودند و مقاومت میکردند.
ایندرگیری بهقدری بالا گرفت که درگیری به قدری شدید بود که علاوه بر خمپاره و RPG7 و مینیکاتیوشا، ۳ فروند هلیکوپتر به منطقه مامور شدند تا از هوا نیروهای ضد انقلاب را هدف قرار دهند. حتی در ادامه یکفروند هلیکوپتر تهاجمی کبرا برای کمک به آزادسازی منطقه به استعداد نیروها اضافه شد.
سپاه در ایندرگیری، بدون دادن تلفات موفق به آزادسازی منطقه شد ولی در بخش مهندسی تعدادی جانباز داد. با همه سختیها، حدود ۳۰ کیلومتر جاده از شرق به غرب منطقه مورد اشاره (از دیمقشلاق به بزتپه و از سهراهی به عجمی و مرز آرارات) ساخته شد. از جنوب به شمال هم از یخلقان تا سهراهی جادهسازی شد.
بعد از احداث جادهها، امنیت خوبی در اینمنطقه برقرار شد و عشایر میتوانستند بهراحتی با خودروهای شخصی و نیسان تردد کنند و بارهای خود را ببرند. اینجادهسازی بزرگترین خدمتی بود که به عشایر منطقه انجام شد.
روز جادهسازی؛ شب تامین منطقه!
یکی دیگر از مناطقی که سپاه پس از جنگ تحمیلی در مقطع پایانی دهه ۱۳۸۰ و ابتدای دهه ۱۳۹۰ از دست ضد انقلاب آزاد کرد، بزمرگسیر بود که بازپسگیریاش ۱۵ روز طول کشید. در اینمدت، روزها به کار و فعالیت نیروهای جادهسازی اختصاص داشت و شبها نیروهای تامین نگهبانی میدادند. روند انجام عملیاتها اینگونه بود که تیمها پیشرو و مسلح متشکل از رزمندههای بومی منطقه، ارتفاعات مشرف را میگرفتند، سپس دستگاهها و نیروی تامین شروع به جادهکشی و پیشروی میکردند. یکی از خاطرات مربوط به جنگ و سادهسازی در بزمرگسیر، این است که نیروهایی که در آنمنطقه کار میکردند، معمولا پوست صورتشان میریخت.
سپاه میآید و پ ک ک دست به دامن رئیس جمهور عراق میشود
سلسله عملیاتهای سپاه که از ابتدای سال ۱۳۹۰ در منطقه پیرانشهر شروع شد، روز ۱۳ شهریور آنسال با دادن چند شهید به مرحله آخر رسید. آخرینبخش از اینعملیاتها هم در ارتفاعات جاسوسان شهرستان سردشت اجرا شد.
سال ۱۳۹۰ و پیش از عملیات جاسوسان، دولت جمهوری اسلامی ایران از مسعود بارزانی و نیچروان بازرانی خواست حاشیه مرز را تخلیه کنند تا وقتی منطقه تحت بارش آتش ایرانیها قرار میگیرد، مردم بومی آسیب نبینند. به اینترتیب سپاه ابتدا بهطور رسمی اطلاع داد و سپس عملیات را شروع کرد.
وقتی مسئولان پ ک ک فهمیدند بهزودی منطقه جاسوسان را از دست میدهند، به دیدار جلال طالبانی رئیسجمهور عراق رفتند تا برای جلوگیری از حمله ایران واسطه شود. آنها معمولا بهصورت مستقیم از سپاه چیزی درخواست نمیکردند و خواستههای خود را از طریق واسطههایی مثل دولت عراق یا مقامات اقلیم خودمختار کردستان عراق مطرح میکردند.
اتفاق بعدی این بود که دولت عراق هم به مسئولان ایران و سپاه اعلام کرد پ ک ک و پژاک درخواست یکماه فرصت دارند. فرماندهان هم در جواب اعلام کردند: «ما دنبال کشتن آدمها نیستیم حتی دلمان هم برای اینها میسوزد. اما بهتر است زودتر منطقه را تخلیه کنند. چون اگر کسی حتی یکمتر هم داخل خاک ما باشد، با او درگیر میشویم!»
بدعهدی ضد انقلاب/جاسوسان آزاد میشود
نیروهای ضد انقلاب در یکماه فرصت دادهشده، جای تخلیه منطقه جاسوسان، تمام منطقه را مینگذاری و اقدام به برپایی کمین در نقاط حساس منطقه کردند.
جاسوسان باید طب برنامه تا قبل از زمستان ۱۳۹۰ آزاد میشد. به همینعلت نیروهای سپاه تحرکشان را بیشتر کردند تا به سرعت از دو طرف جاسوسان را بگیرند. در همینزمینه یکعملیات روانی هم انجام دادند؛ به اینترتیب که تانکهای خود را پایین جاده مستقر کردند. نیروهای ضدانقلاب هم ترسیده و پیام فرستادند منطقه جاسوسان را تخلیه خواهند کرد. نیروهای سپاه، در ادامه تانکها را حرکت داده و جلو بردند. ضد انقلاب هم که سراسیمه شده بود، فردای آنروز روی ارتفاع رفته و عقبنشینی کردند.
نیروهای ضد انقلاب دوباره پیام فرستاده و از سپاه درخواست کردند تانکها را جلوتر نیاورند تا بتوانند منطقه را تخلیه کنند. سردار اوصانلو با اینشرط قبول کرد تانکهای تحت امرش را متوقف کند که چندنفر از نیروهای سپاه روی ارتفاع رفته و ضد انقلاب در حضور سپاه منطقه را تخلیه کنند. نیروهای ضدانقلاب هم شرط را قبول کردند.
اینگونه بود که نیروهایی بهنام سرهنگ احمدی، تیموری و چندنفر دیگر روی ارتفاع رفتند و نیروهای ضدانقلاب با سرافکندگی، وسایل خود را جمع کرده و وارد خاک عراق شدند.
اینگونه بود که جاسوسان در ۲۶ شهریور ۱۳۹۰ جاسوسان آزاد شد. پ ک ک پایین ارتفاع مورد اشاره یکتونل داشت که ایننقطه هم تصرف شد. با ایناتفاق، کل آنمنطقه که در اختیار پ ک ک بود، از جاسوسان تا قرهشیر آزاد شد.
حلکردن معضل یخزدگی سیمها
ساختمانسازی و ساخت مقرهای سپاه در کوهستانهای غرب کشور، از سال ۱۳۹۱ شروع شد و سال ۱۳۹۳ به پایان رسید. یکی از معضلات و سختیهای اینکار مربوط به منطقه گردهسور بود که بادها و رعد و برقهای شدیدی داشت و کارشناسها پس از مدتی اعلام کردند باید در آنمنطقه جای برقگیر، صاعقهگیر نصب شود.
مشکل دیگر این بود که آنتنهایی که برای برقراری ارتباط نصب کرده بودند، یخ میزد و ارتباط رادیویی برقرار نمیشد.
اینمشکل هم توسط نیروهای پژوهشکده وزارت دفاع حل شد. مشکل دیگر سوخت و گرمایش پایگاهها بود. چون اگر در شرایط طوفان بخاری روشن بود، دودکش دیگر کار نمیکرد.
موارد گفته شده، بخشی از معضلات حضور بازدارنده سپاه در ارتفاعات غربی کشور بود و برخی از مشکلات تا پایان حل نشدند و نیروها ناچار بودند با سختیها کنار بیایند.
نبرد در کوهستان مدیا
کوهستان قندیل در بخشهایی که در عراق واقع شده، مدیا نام دارد و نوار مرزی پیرانشهر، ضع شرقی آن را تشکیل میدهد. سال ۱۳۹۲ شرایط منطقهای و عملیاتها علیه ضد انقلاب، برای سپاه جدیتر شد و عملیاتی را طرحریزی کردند تا حتما قندیل را بگیرند. ضدانقلاب هم میدانست اگر قندیل را در دیواره شرقی منطقه مدیا از دست بدهد، همهچیز برایش تمام میشود.
بعد از اینکه سردار اوصانلو تصمیم به عملیات روی قندیل گرفت، دستور داد عشایر عراقی را از منطقه بیرون ببرند تا اگر درگیری ایجاد شد، آسیبی نبینند. دستگاههای بولدوزر را هم از منطقه خارج کردند. با ایناقدامات به دشمن ثابت شد هدف سپاه جدی است و قصد عملیات دارد. نیروهای دشمن هم در جاهای مختلف مین گذاشتند و خمپارههایشان را آماده کردند.
نیروهای سپاه ادوات زرهی اعم از تانک، نفربر و توپخانه را در منطقه شیخان مستقر کرده بودند و قرار بر اجرای عملیات در یک روز شنبه بود. اما پیش از آغاز عملیات، سردار پاکپور جلسهای با سردار ملکان ترتیب داد و در آنجلسه درباره چگونگی پیشروی و تصرف قندیل صحبت شد؛ با اینحال پاکپور درباره آنجلسه چیزی به فرماندهان نگفت. او ۲ ساعت قبل از اینکه عملیات انجام شود، به منطقه رفت و گفت «عملیات لغو شده و بچهها برای فردا آماده باشند.»
شب عملیات، یکی از معاونان پ ک ک به پایگاه سپاه رفت تا با سرهنگ احمدی صحبت کند. آننیروی پ ک ک، شکست را پذیرفت و به آقای احمدی پیروزی را تبریک گفت. با ایندیدار، فرماندهان هم از تصمیمشان برای حمله نظامی به قندیل صرف نظر کردند.
بهگفته راویان و نیروهای دخیل در ماجرا، اگر عملیات مورد اشاره اجرا میشد، آثاری از نیروهای ضد انقلاب باقی نمیماند؛ چون سپاه آتش و تجهیزات بسیار زیادی به منطقه قندیل منتقل کرده بود. مهمترین و حیثیتیترین قله برای ضد انقلاب، قندیل بزرگ بود و زمانی که قندیل بزرگ از تصرف ضد انقلاب خارج شد، اینزمزمه بین مردم منطقه پیچید که «کار ضد انقلاب تمام است!»
یک مهندسی اساسی/امکان ندارد!
سپاه در جریان پاکسازی مناطق مرزی غرب کشور از ضد انقلاب، دست به کار مهندسی اساسی شد و دستاوردهای علمی داشت. بهعنوان مثال بتن در آنمناطق عمل نمیآمد و برای ساخت پایگاهها، باید بتن مورد نیاز را پایین ارتفاعات میساختند؛ بتن مخصوصی که در سرمای ۴۰ تا ۵۰ درجه زیر صفر دوام بیاورد. این کار به کارگاههای تخصصی اصفهان و تبریز سپرده شد.
پس از چیدن قطعات بتن روی یکدیگر، باید یکلایه هفتسانتیمتری پشم سنگ استفاده میشد و روی آن آجر کار میکردند تا جلوی سرما را بگیرد. به همیندلیل خودروهای باربری حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ مرتبه از ارتفاع پایین رفته و بالا میآمدند تا کار ساخت ساختمان پایگاه تمام شود. حتی برای گرمایش ساختمانهای قندیل تاسیسات گرمایش از کف انجام شد.
سپاه با انجام اینکارها در صنعت دفاعی و مهندسی رشد چشمگیری کرد. چون پاسگاهها با توجه به محیط و شرایط منطقه ساخته میشدند و در بعضی نقاط تصمیم گرفته شد پایگاه را با سنگ بسازند. این، اولینبار در جهان بود که دستگاههای زرهی تا چنانارتفاع بالا میرفتند.
کار بزرگ دیگری که در کوهستان قندیل انجام شد، برقکشی بود. برای اینکار پیچیده، یکمشاور از وزارت نیرو به کوهستان مورد اشاره رفت و پس از دیدن وضعیت منطقه گفت: «امکان ندارد تا آنجا برق کشید و اگر کسی در دنیا بتواند اینکار را انجام دهد، حدود ۴ سال و نیم زمان میبرد.»
گزارشی که در نهایت به دست آمد، این بود که نیروهای مهندسی سپاه طی ۷۰ روز برق فشار قوی به قندیل بردهاند. آنها ۷۲۰ تن کابل ده لایه مسی از صنایع مس سرچشمه گرفتند و بعضی از لایهها را از آلمان آوردند که ضد زره، ضد سایش، ضد رطوبت و ضد آب بود.
با فرارسیدن فصل بهار وقتی نیروهای پ ک ک از ارتفاع بالا آمدند، با ناباوری خطاب به نیروهای ایرانی گفتند: «شما واقعا زمستان اینجا بودید؟ به خدا قسم که مرد میدان شما هستید. شما از ما قویترید!» وضعیت زندگی بسیاری از نیروهای ضد انقلاب در آنشرایط بسیار سخت بود و به همیندلیل تعداد زیادی از نیروهای گروهکها متمایل بودند خود را تسلیم سپاه کنند.
مطالبه رهبری که انجام شد
سال ۱۳۹۴ همه پایگاههای ضدانقلاب در غرب ایران فتح شده و فقط ارتفاعات گلاله، پانهسر و مامروت یک و دو و سه باقی مانده بودند. ضدانقلاب در پیامهای خود به سپاه با اصرار شدید میگفت حالا که همهجا را از دست داده و در نقطه صفر مرزی مستقر است، سپاه کاری به کارش نداشته باشد و اجازه دهد آنجا بمانند. پیام بعدی نیروهای ضد انقلاب این بود که حتی اگر همه نیروهایشان کشته شوند، کوتاه نیامده و منطقه را خالی نمیکنند.
پس از پایان کار جادهسازی سپاه، یکدستگاه تانک از جاده بالا رفت تا هشداری به نیروهای پ ک ک باشد. به اینترتیب موضع شجاعانه و انقلابی «حتی تا آخرین نفر» اینسازمان تروریستی تغییر کرد و حاضر شدند بدون هرگونه درگیری منطقه را تخلیه کنند.
نکتهای که موجب تعجب و تسلیم ضد انقلاب شد این بود که باور نمیکردند نیروهای سپاه موفق شوند تانکهای خود را تا ارتفاع ۳ تا ۴ هزار متر بالا ببرند. به همیندلیل گفته میشود جنگ پاکسازی ارتفاعات غربی ایران از ضد انقلاب، یک جنگ مهندسی بود و ضد انقلاب در خلال آن، کاملا سرخورده شد. برخی از نیروهای پ ک ک که دچار افسردگی و همین سرخوردگی شده بودند، دست به خودزنی کردند. برخی از آنها هم فرماندهان خود را هدف قرار دادند.
در سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ ارتفاعات استان آذربایجان غربی بهطور کامل از ضد انقلاب پاکسازی شد و نوار ارتفاعات مرزی پیرانشهر به سردشت رسید. به بیان جزییتر، از منطقه بورالان و ماکو، پایین ارتفاعات آرارات، تا انتهای سردشت و ابتدای شهرستان بانه که جزو استان کردستان است، از دست ضدانقلاب خارج شد. نیروهای سپاه در سال ۱۳۹۵ در مامروت مستقر شدند و به مطالبه رهبر شهید جامعه عمل پوشاندند.
صادق وفایی
منبع مطلب:
کتاب «نبرد در منطقه مدیا؛ روایت نبرد با تروریستهای پژاک و پ ک ک در کوهستان قندیل»، نوشته جواد کلاته



