ترمز جنگ به دست ایلان ماسک افتاد!

جمعه این هفته برای ایلان ماسک یک روز عادی نیست؛ روزی است که شرکت اسپیسایکس، بزرگترین دارایی امپراتوری او و یکی از مهمترین شرکتهای فضایی جهان، قرار است بزرگترین عرضه اولیه تاریخ بورس آمریکا را تجربه کند. (IPO؛ اولین عرضه عمومی سهام یک شرکت برای خرید توسط عموم مردم). عرضهای که آنقدر بزرگ است که برخی ناظران معتقدند هر شوک سیاسی، امنیتی یا نظامی در ساعات منتهی به آن میتواند صدها میلیارد دلار از ارزش مورد انتظار بازار را دود کند. به همین دلیل، برای نخستین بار این پرسش مطرح شده که آیا والاستریت میتواند بر محاسبات جنگی کاخ سفید اثر بگذارد؟
به گزارش تابناک به نقل از فارس؛ اهمیت این موضوع فقط به بزرگی اعداد مربوط نیست. در ماههای اخیر بخشی از مقررات و محدودیتهای معمول بازار نیز تسهیل شده تا این عرضه اولیه با موفقیت بیشتری انجام شود. به همین دلیل زمانبندی آن اهمیت فوقالعادهای پیدا کرده است.
در کنار اسپیسایکس، شرکتهایی مانند اوپنایآی و آنتروپیک نیز خود را برای ورود به بازار سرمایه آماده میکنند، اما اسپیسایکس یک تفاوت مهم دارد؛ این شرکت فقط یک شرکت فناوری نیست. اسپیسایکس امروز یکی از مهمترین شرکتهای فضایی جهان، مالک شبکه اینترنت ماهوارهای استارلینک و *یکی از پیمانکاران مهم دولت و ارتش آمریکاست.* به همین دلیل عملکرد آن فقط برای سرمایهگذاران مهم نیست، بلکه برای سیاستمداران و نهادهای امنیتی آمریکا نیز اهمیت دارد.
در همین چارچوب، برخی تحلیلگران معتقدند احتیاط دولت ترامپ در گسترش تنشهای نظامی ممکن است بیارتباط با شرایط حساس بازار سرمایه و این عرضه اولیه تاریخی نباشد.سوال اینجاست که اگر شرایط سیاسی یا امنیتی نامناسب شود، آیا نمیتوان عرضه اولیه را عقب انداخت؟
از نظر فنی بله، اما مسئله به این سادگی نیست. *اقتصاد آمریکا بعد از کرونا تا حد زیادی بر موج هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته سوار شده است.* سرمایهگذاران در اوج اشتیاق قرار دارند و شرکتها تلاش میکنند دقیقا در همین دوره طلایی سهام خود را عرضه کنند تا بیشترین سرمایه ممکن را جذب کنند. هر تاخیر میتواند بخشی از این فرصت را از بین ببرد.
اسپیسایکس سه حوزه اصلی فعالیت دارد: پرتاب موشک، اینترنت ماهوارهای استارلینک و مجموعهای از فعالیتهای نرمافزاری و زیرساختی. با وجود شهرت بسیار زیاد این شرکت، بسیاری از فعالیتهای آن هنوز هزینههای سنگینی دارند و سودآوری پایدار آن محل بحث است.
حتی استارلینک که مهمترین بخش درآمدزای شرکت محسوب میشود با یک چالش جدی روبهرو است. صنعت اینترنت ماهوارهای بسیار سرمایهبر است و ماهوارهها به طور متوسط هر پنج سال یک بار باید جایگزین شوند. بنابراین هزینه استهلاک (کاهش ارزش تجهیزات در طول زمان) و سرمایهگذاری مجدد همواره فشار سنگینی بر شرکت وارد میکند.
با این حال ارزشگذاری اسپیسایکس بسیار بزرگ است. برآوردها ارزش این شرکت را حدود ۱.۵ تا ۱.۸ تریلیون دلار تخمین میزنند؛ اما نکته مهم اینجاست که تنها حدود ۴ تا ۵ درصد سهام شرکت قرار است عرضه شود. یعنی تعداد سهام قابل معامله کم است و همین موضوع میتواند *باعث افزایش شدید قیمت* شود.
اگر اسپیسایکس وارد شاخصهای اصلی بازار شود، صندوقهای شاخصی و ETFها (صندوقهای سرمایهگذاری که موظفاند سهام شرکتهای موجود در شاخص را خریداری کنند) ناچار خواهند شد سهام این شرکت را بخرند. در نتیجه تقاضای بزرگی ایجاد میشود، در حالی که عرضه محدود است. چنین وضعیتی میتواند قیمت سهم را بسیار بالاتر از ارزش واقعی آن ببرد.
اینجاست که مسئله جنگ اهمیت پیدا میکند. اگر بازار به این نتیجه برسد که تنش با ایران طولانی خواهد شد و قیمت نفت به بالای ۱۰۰ یا حتی ۱۱۰ دلار میرسد، احتمال ریزش در بازار سهام آمریکا افزایش پیدا میکند. بازاری که در سالهای اخیر رشد بسیار شدیدی را تجربه کرده و نسبت به شوکهای سیاسی حساستر شده است.
نکته مهمتر این است که زمان وقوع بحران اهمیت زیادی دارد. اگر سهشنبه یا چهارشنبه نشانههای جدی از تشدید درگیریها دیده شود، هنوز این امکان وجود دارد که عرضه اولیه به تعویق بیفتد و به چند هفته یا چند ماه بعد منتقل شود. اما *اگر چند ساعت مانده به تعیین قیمت پایه* عرضه اولیه در روز پنجشنبه *یا آغاز فرایند عرضه اولیه* در روز جمعه، خطر یک جنگ گسترده یا شوک بزرگ سیاسی به بازار مخابره شود، عملا امکان لغو فرآیند بسیار محدود خواهد بود.
در آن صورت، بازار ممکن است ظرف چند ساعت با افت شدید مواجه شود و ارزش مورد انتظار این عرضه اولیه صدها میلیارد دلار کاهش پیدا کند. به بیان دیگر، اگر شوک درست در آستانه عرضه اولیه رخ دهد، بخش مهمی از ضرر عملا قطعی خواهد شد.
از همین زاویه است که برخی تحلیلگران، اصرار ترامپ بر تاکید مداوم بر «نزدیک بودن توافق» و «قابل حل بودن اختلافات» را فقط یک پیام دیپلماتیک نمیدانند. این پیامها همزمان به بازار سرمایه نیز ارسال میشود تا *احتمال شکلگیری ترس و شوک در بازار کاهش یابد.* در این میان افراد متنفع از این عرضه اولیه به طور طبیعی انگیزه دارند از هر اتفاقی که بتواند این عرضه اولیه تاریخی را تهدید کند جلوگیری شود.
در نهایت شاید بتوان گفت رفتار کاخ سفید در روزهای اخیر به مدیریت زمان تنش مرتبط با این عرضه اولیه تاریخی مرتبط باشد و در عمل وال استریت ترمز موقت کاخ سفید در جنگ شده و اگر چنین باشد، میتوان انتظار داشت *بعد از انجام موفق این عرضه اولیه،* از یک تا دو هفته آتی بار دیگر منتظر بازگشت کاخ سفید به ادبیات جنگی بود.
خانه اندیشهورزان - 20 خرداد 1405



