چرا اختلافات آمریکا و اسرائیل علنی شد؟

به گزارش تابناک، بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی مینویسد: ایران و اسرائیل در روزهای ۱۷ و ۱۸ خرداد و در فاصله تنها ۲۴ ساعت، حملاتی متقابل انجام دادند و بار دیگر آتش درگیری در خاورمیانه شعلهور شد. در این دور از تنشها، ایران با موشکهای بالستیک شمال اسرائیل را هدف قرار داد و اسرائیل نیز بلافاصله حملات هوایی علیه ایران را آغاز کرد. اگرچه تلآویو فعلاً تحت فشار آمریکا از ادامه اقدامات نظامی خودداری کرده، اما تأکید کرده است که ایران هزینه این اقدام را خواهد پرداخت. این نخستین رویارویی مستقیم دو طرف از اوایل آوریل تاکنون است و نشان میدهد اوضاع در خاورمیانه با چالشی تازه روبهرو شده است.
از نگاه ایران، دلیل این حملات روشن است؛ پاسخ به اقدامات نظامی اسرائیل در لبنان. تهران در اوایل آوریل با میانجیگری پاکستان آتشبس را پذیرفت، اما همواره تأکید داشت که این آتشبس باید بر پایه توقف همزمان درگیریها در همه جبههها، از جمله لبنان، استوار باشد.
اگر به ابعاد پنهان این رویداد نگاه کنیم، زنجیرهای از تنشهای بههمپیوسته دیده میشود؛ از درگیری در جنوب لبنان تا حمله به بیروت و در نهایت پاسخ ایران. اسرائیل دامنه عملیات نظامی خود را در لبنان گسترش داد و حومه جنوبی بیروت را هدف حمله هوایی قرار داد. ایران نیز همان شب با شلیک موشک واکنش نشان داد. در نتیجه، آنچه امروز مشاهده میشود صرفاً یک افزایش تنش معمولی نیست، بلکه حاصل تلاقی سه بحران همزمان است: بحران لبنان و اسرائیل، بحران آمریکا و ایران و بحران ایران و اسرائیل.
در این میان، نقش ظاهرسازانه آمریکا به عنوان بازیگری که تلاش میکند تنشها را مهار کند، قابل توجه است. دونالد ترامپ بلافاصله پس از حمله ایران خواستار بازگشت تهران به میز مذاکره شد و همزمان تلاش کرد اسرائیل را از انجام حملات تلافیجویانه بازدارد. با این حال این ظاهرسازیها با مانعی جدی روبهرو است. تا زمان نگارش این گزارش، اسرائیل تنها تحت فشار آمریکا از اقدام نظامی بیشتر خودداری کرده، اما طرحهای تلافیجویانه آن همچنان آماده اجراست و ممکن است در هر لحظه عملی شود.
ریشه این دشواری را باید در اختلاف دیرینه میان واشنگتن و تلآویو جستوجو کرد. آمریکا به دنبال کاهش حضور خود در خاورمیانه و پیشبرد مذاکرات با ایران است، در حالی که اسرائیل تضعیف ایران را یک هدف راهبردی و غیرقابل مصالحه میداند. دو طرف هرچند در برخی موضوعات تاکتیکی همکاری دارند، اما در سطح راهبردی با اختلافات جدی مواجه هستند.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در ۱۸ خرداد بهصراحت به این اختلاف اشاره کرد. او گفت: «منافع آمریکا در دستیابی به توافق هستهای با ایران ممکن است با منافع اسرائیل متفاوت باشد. اسرائیل ممکن است از این توافق حمایت کند یا با آن مخالف باشد، اما ما معتقدیم این توافق به سود ایالات متحده است و مسیر خود را ادامه خواهیم داد.»
این اظهارات در واقع تأیید یک واقعیت مهم است؛ آمریکا از یک سو اسرائیل را به خویشتنداری دعوت میکند و از سوی دیگر در حال پیگیری مذاکراتی با ایران است که اسرائیل بهشدت با آن مخالف است. همین تناقض، تلاش واشنگتن برای اثرگذاری بر رفتار اسرائیل را دشوار کرده است. وقتی از طرف مقابل انتظار دارید به توصیههای شما عمل کند، اما خودتان در مسیری حرکت میکنید که او آن را نمیپذیرد، طبیعی است که نفوذتان محدود شود.
از سوی دیگر، تمایل اسرائیل به پاسخ نظامی ریشه در محاسبات عمیقتری دارد. تلآویو در پی تضعیف توان نظامی ایران است و حتی برخی جریانها در این کشور به تغییر نظام سیاسی در تهران نیز میاندیشند. علاوه بر این، فشارهای سیاسی داخلی نیز در این روند نقش دارد. دولت نتانیاهو با پروندههای مالی و محدودیتهای ناشی از ائتلاف با جریانهای راستگرا روبهرو است و شرایط جنگی تا حدی به ابزاری برای منحرف کردن افکار عمومی و حفظ موقعیت سیاسی تبدیل شده است. از این رو، آتشبس برای اسرائیل بیش از آنکه یک هدف باشد، ابزاری سیاسی تلقی میشود. برای اسرائیل، آتشبس بیش از آنکه یک هدف نهایی باشد، ابزاری سیاسی برای پیشبرد اهداف خود به شمار میرود. از همین رو، حتی در شرایطی که آمریکا به عنوان نزدیکترین متحدش خواستار خویشتنداری است، تصمیمگیران اسرائیلی همچنان تمایل زیادی به ادامه مسیر نظامی و حفظ روند عملیاتهای خود نشان میدهند.
در ماهیت خود، رویارویی کنونی ایران و اسرائیل نمونهای از یک تقابل فرسایشی است؛ تقابلی که در آن هر اقدام محدود و هر حمله متقابل، بستر دور بعدی تنش را فراهم میکند. اظهارات اخیر ونس نیز حامل پیامی روشن است: آمریکا مسیر مذاکره با ایران را ادامه خواهد داد، حتی اگر این رویکرد با خواست اسرائیل همسو نباشد. این موضوع نشان میدهد که در آینده احتمالاً با شرایطی پیچیدهتر مواجه خواهیم شد؛ وضعیتی که در آن آمریکا در مسیر دیپلماسی و مذاکره با ایران حرکت میکند، در حالی که اسرائیل همزمان در میدان به دنبال افزایش فشار بر تهران است. این دو روند به موازات یکدیگر پیش میروند و در عین حال بر یکدیگر اثر میگذارند تا دامنه حرکت طرف مقابل را مهار کنند.


