چرا آتشبس لبنان به دیپلماسی ایران و آمریکا بستگی دارد؟/ مخالفان حزب الله هم از توافق دولت لبنان و اسرائیل ناراضی هستند

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، سایت «نیو عرب» العربیه الجدید» در مقالهای به بررسی آتش بس لبنان و ارتباط آن به مذاکرات ایران و آمریکا پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
جدیدترین توافق آتشبس لبنان با اسرائیل با هدف خلع سلاح حزبالله و واگذاری کنترل انحصاری جنوب جنگزده به نیروهای مسلح لبنان انجام شده است. اما هیچ کس نمیتواند آن را اجرا کند، به ویژه بدون دخالت تهران.
به گفته تحلیلگران، این توافق ممکن است به نفع حزبالله نیز باشد، زیرا به این گروه پوششی برای بازسازی و تجدید قوا میدهد.
توافق آتشبس که در ۳ ژوئن در واشنگتن منعقد شد، از حزبالله میخواهد که به تمام حملات پایان دهد و جنگجویان خود را از مناطق جنوب رودخانه لیتانی خارج کند. به جای آن، ارتش لبنان کنترل به اصطلاح «مناطق امنیتی آزمایشی» را به دست میگیرد، اقدامی که برای بازگرداندن تدریجی حاکمیت دولت بر پایگاههای حزبالله در سراسر جنوب طراحی شده است. بر اساس این توافق، تنها در آن صورت است که نیروهای اسرائیلی عقبنشینی خواهند کرد.
حزبالله و تهران از گفتوگوهای با میانجیگری آمریکا حذف شدند و هر دو این توافق را رد کردهاند. دور دیگری از مذاکرات که برای رسیدن به یک «توافق جامع» در نظر گرفته شده بود، برای هفته ۲۲ ژوئن برنامهریزی شده بود - که حتی پیش از حمله اسرائیل به ضاحیه در روز یکشنبه، در معرض خطر قرار گرفته بود.
چند ساعت بعد، ایران با هدف قرار دادن پایگاه هوایی رامات دیوید اسرائیل تلافی کرد و هشدار داد که «اگر جنایات در منطقه ضاحیه بیروت گسترش یابد، اهداف خود را در سرزمینهای اشغالی هدف قرار خواهیم داد» - این سیگنال قابل توجهی است که تهران کنترل خود را بر جبهه لبنان شدیدتر میکند و خود را به طرفی عملی در همان توافقی تبدیل میکند که علناً آن را رد کرده است.
از سوی دیگر، مخالفت لبنان با سلاح حزبالله موضوع جدیدی نیست. این مخالفت در قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل که در پایان جنگ ژوئیه ۲۰۰۶ تصویب شد، گنجانده شده است و از آن زمان در هر بیانیه سیاستی دولت تکرار شده است. هر دولت لبنانی خواستار آن شده است. اما هیچ کدام موفق به اجرای آن نشده است.
اما دولت فعلی صریحترین دولت تاکنون بوده است.
در مصاحبه با سیانان با کریستین امانپور در ۵ ژوئن، رئیسجمهور لبنان ژوزف عون، ایران را به استفاده از لبنان «به عنوان یک برگ چانهزنی در مذاکراتشان با ایالات متحده» متهم کرد. او در مورد خلع سلاح، هیچ توهمی در مورد دشواری پیش رو نداشت.
عون در مورد حزبالله گفت: «در نهایت آنها قانع خواهند شد، اما هزینه آن بالا خواهد بود.».
اما گنجاندن خلع سلاح در یک توافق مستقیم با اسرائیل که با نظارت آمریکا امضا شده است، نشاندهنده یک تغییر کیفی در زمینه مسائل مربوط به آن وضعیت است.
«علی سبیتی»، تحلیلگر سیاسی، به «العربیه الجدید» گفت: «جنگ کنونی فرمول بازدارندگیای را که لبنان قبلاً از آن برخوردار بود، برهم زده و عدم تعادل آشکاری ایجاد کرده است که امروز در اشغال جدید روستاهای جنوبی توسط اسرائیل بیان میشود.»
او گفت: «دولت لبنان تمام برگهای دفاعی خود را تسلیم کرده و اجازه داده است حاکمیتش نقض شود، و اسرائیل را در موقعیت بهتری برای اعمال شرایط خود با حمایت گسترده نظامی و دیپلماتیک آمریکا قرار داده است.»
«نادر حجازی»، تحلیلگر و نویسنده سیاسی، به العربیه الجدید گفت که این توافق «ابهام زیادی دارد و فاقد تعادل است» و آن را «متنی توصیف کرد که آزادی کامل عمل نظامی را برای اسرائیل تحت توجیه حفاظت از شهرکهای شمالی حفظ میکند، در حالی که عقبنشینی خود را به مفهوم مناطق آزمایشی گره میزند» - مکانیزمی که آنقدر مبهم تعریف شده است که میتواند برای دههها ادامه یابد.
یک توافق نامتوازن
از زمان اجرایی شدن آتشبس موسوم به آوریل، نزدیک به ۶۰۰ نفر کشته شدهاند که از میان آنها ۲۳ کودک هستند. صور بمباران شده و دستور تخلیه صادر شده است. نبطیه در عمیقترین نفوذ زمینی اسرائیل در یک ربع قرن تصرف شده است و ساکنان حدود ۵۵ روستا از بازگشت منع شدهاند، زیرا اسرائیل منطقه حائل خودخواندهای اعمال میکند. کارشناسان سازمان ملل حملات مستمر اسرائیل را نقض قوانین بینالمللی محکوم کردهاند.
هیچ یک از حملات اسرائیل توسط نیرویی که چارچوب واشنگتن در مرکز چشمانداز امنیتی خود قرار میدهد، متوقف نشده است. نیروهای مسلح لبنان که استقرار گستردهتر آنها سنگ بنای چارچوب واشنگتن است، هیچ عملیات اسرائیلی را دفع نکردهاند.
از لبنان خواسته میشود خلع سلاح را به عنوان شرط صلح بپذیرد و در عین حال خشونت یک جنگ جاری را تحمل کند.
در لبنان، حتی کسانی که مدتها با حزبالله مخالف بودهاند، از آخرین توافق آتشبس ناراضی هستند.
«احمد بیدون»، نویسنده و روشنفکر لبنانی، این توافق را «تحقیرآمیز» و «بیان تقریبی از جایی که لبنان به آن ختم شده توصیف کرد: یا شکست از طریق مذاکره یا خودکشی از طریق جنگیدن».
«دیانا مقلد»، روزنامهنگاری که به مخالفت دیرینه خود با حزبالله شناخته میشود، به همان اندازه تند بود. او در ایکس نوشت: «این توافق، از نظر اخلاقی و ملی، از قربانیان لبنانی، از خانهها و روستاهای ویران شده، از جنایات اسرائیل میگذرد، بدون هیچ تضمین واقعی برای لبنان یا برای بازگشت مردم به روستاهایشان.»
«ما از مقامات لبنانی، حتی در سطح زبان، انتظار بیشتری داشتیم. ما منتظر گفتمانی بودیم که حداقل کرامت مردم را حفظ کند، جنایت اسرائیل را به نام خود بخواند و از تبدیل جنوب به یک زمین آزمایش امنیتی بین تلآویو، واشنگتن و حزبالله خودداری کند.»
حجازی گفت که «نبیه بری»، رئیس مجلس و متحد حزبالله، نشان داده بود که حزبالله برای آتشبس فوری و عقبنشینی همزمان اسرائیل آماده است، و کنار گذاشتن او یک اشتباه رویهای پرهزینه بود.
او گفت: «اگر رئیسجمهور عون، رئیس بری را به طور قابل توجهی بیشتر در این فرآیند مشارکت میداد، مذاکرهکننده لبنانی میتوانست سقف شرایط خود را بالاتر ببرد.».
اما برای «مروان الامین»، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، چارچوب واشنگتن به سادگی بهترین گزینه موجود برای دولتی بود که برگ بهتری برای بازی نداشت.
او گفت: «دولت لبنان از این مسیر دیپلماتیک برای بازپسگیری حاکمیت بر تصمیمگیری سیاسی خود و جدا کردن مسیر لبنان از مسیر ایران استفاده کرده است، تا لبنان صرفاً یک برگ مذاکره در دستان تهران باقی نماند.»
با این حال، مشکل اجرای توافق است. سبیتی گفت: «رئیسجمهور عون یک تصمیم عمدی برای مقابله نظامی با حزبالله نگرفت. این به این معنی است که لبنان قادر به اجرای آنچه در واشنگتن متعهد شده نیست، به ویژه با توجه به پوشش سیاسی که جنبش امل در اختیار حزبالله قرار میدهد و عدم وجود هرگونه مخالفت مردمی شیعه با حضور مسلحانه این حزب.»
حزبالله مفاد این توافق را الزامآور نمیداند. دبیرکل «نعیم قاسم» گفت که مذاکرات حاکمیت لبنان را نقض میکند و متعهد به «اجرای دستور کار آمریکایی-اسرائیلی در لبنان» هستند.
به گفته حجازی، رد علنی مفاد توافق توسط حزبالله، آن را از همان ابتدا مرده میکند. او آن را «یک تفاهم ناموفق» توصیف میکند که به دلیل فرمولبندی نامتوازنش، چه از نظر سیاسی و چه در عمل، غیرقابل اجرا است.
حزبالله ضعیف شده، اما تمام نشده
در میان بنبست، یک احتمال ناراحتکننده وجود دارد - اینکه چارچوب واشنگتن که ظاهراً برای کاهش نقش نظامی حزبالله طراحی شده است، در عمل ممکن است بازسازی سیاسی آن را تسریع بخشد.
این پارادوکس از هیچ کس پنهان نیست. در چشمانداز بخش قابل توجهی از مردم لبنان، حزبالله همچنان تنها نیرویی است که تاکنون عملاً بین لبنان و قدرت نظامی اسرائیل ایستاده است - واقعیتی که هیچ چارچوب دیپلماتیکی نتوانسته است آن را محو کند.
سبیتی اشاره میکند که این توافق در مرحله اول خود، نیاز تاکتیکی حزبالله را با تثبیت آتشبس و تضمین بازگشت جمعیتهای آواره برآورده میکند.
او گفت: «حزبالله با ورود ارتش لبنان به جنوب رودخانه لیتانی مخالفتی ندارد. او آن را فرصتی میبیند تا به رزمندگان خود استراحت دهد، تجدید قوا کند، از طریق کانالهای جایگزین دوباره مسلح شود و خود را برای مرحله بعدی دوباره موقعیتدهی کند.»
الامین همچنین هشدار داد که حزبالله ممکن است برای حفظ اهرم نفوذ خود، توافق را خراب کند. او گفت: «حزب ممکن است به دنبال تضعیف نظامی توافق برای حفظ نفوذ خود باشد» و نبیه بری و دولت لبنان را در برابر یک آزمون قاطع قرار داد.
در زیربنای هر سه تحلیل، این شناخت مشترک وجود دارد که متغیر تعیینکننده کاملاً خارج از لبنان قرار دارد؛ و با وجود همه تفاوتهایشان، سبیتی، حجازی و الامین در یک نتیجه مشترک هستند. خلع سلاح با زور یا از طریق تصمیمات دولتی روی کاغذ، یک توهم سیاسی است.
سبیتی گفت: «جبهه لبنان و ایران قابل جداسازی نیستند»، به این معنی که هر سناریوی خلع سلاح به طور ساختاری به رضایت تهران وابسته است.
حجازی استدلال کرد که مذاکرات تعیینکننده حتی در بیروت در حال وقوع نیست. او گفت: «آتشبس و راهحلهای بزرگتر در واشنگتن و تهران در حال مذاکره هستند، نه در بیروت.»
سبیتی گفت حزبالله آماده است هزینه جنگ را بپردازد و در عین حال منتظر چیزی است که او آن را هدف اساسی خود توصیف کرد.
او گفت: «آتشبس به طور ساختاری به راهحل منطقهای گستردهتر بین تهران و واشنگتن گره خورده است. حزبالله در انتظار توافق بین ایران و آمریکا است - این جایزه واقعی است.»


