صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

پروژه تازه باج‌گیری ترامپ از کشورهای عربی

اظهارات اخیر ترامپ ثابت کرد که نگاه آمریکا به منطقه نگاه «هزینه و فایده» است. در این نگاه، کشورهای عربی باید منابع مالی و ظرفیت سیاسی خود را برای پیشبرد اهداف آمریکا در منطقه به کار گیرند.
کد خبر: ۱۳۷۵۰۵۸
| |
1873 بازدید
پروژه تازه باج‌گیری ترامپ از کشورهای عربی

مواضع اخیر دونالد ترامپ درباره ضرورت پیوستن کشورهای عربی بیشتر به روند عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی، همزمان با هرگونه توافق احتمالی با ایران، بیش از آنکه یک ابتکار دیپلماتیک باشد، یادآور همان سیاست قدیمی آمریکاست؛ سیاستی که کشورهای عربی را نه شرکای واقعی، بلکه ابزارهایی برای پیشبرد منافع واشنگتن و تأمین امنیت اسرائیل می‌داند.

به گزارش تابناک به نقل از مهر؛ در سال‌های گذشته، دولت‌های مختلف آمریکا تلاش کرده‌اند این تصور را در منطقه ایجاد کنند که نزدیکی به تل‌آویو و حرکت در چارچوب پروژه‌های امنیتی واشنگتن، می‌تواند ثبات و آرامش را برای دولت‌های عربی به همراه داشته باشد. اما نتیجه عملی این سیاست‌ها چه بوده است؟ منطقه امروز نه‌تنها آرام‌تر نشده، بلکه با لایه‌های پیچیده‌تری از ناامنی، بحران‌های سیاسی و تنش‌های نظامی مواجه است.

ترامپ شاید تنها سیاستمداری باشد که این نگاه را بی‌پرده بیان می‌کند. او بارها کشورهای عربی را منبع تأمین مالی سیاست‌های آمریکا توصیف کرده و اکنون نیز همان رویکرد را در قالب فشار برای توسعه «پیمان ابراهیم» دنبال می‌کند. معنای روشن این سیاست آن است که دولت‌های عربی باید هزینه بدهند، امتیاز سیاسی واگذار کنند و در نهایت نیز تنها به تضمین‌هایی تکیه کنند که سابقه منطقه نشان داده چندان قابل اعتماد نیستند.

عادی‌سازی؛ پروژه‌ای که امنیت نساخت

وقتی روند عادی‌سازی روابط برخی دولت‌های عربی با رژیم صهیونیستی آغاز شد، یکی از اصلی‌ترین تبلیغات رسانه‌ای آمریکا این بود که این توافق‌ها می‌تواند سطح تنش‌های منطقه را کاهش دهد و مسیر جدیدی برای امنیت جمعی ایجاد کند. اما تحولات چند سال اخیر تقریباً همه این ادعاها را زیر سؤال برده است.

نه درگیری‌های منطقه‌ای متوقف شد، نه تهدیدها از میان رفت و نه حتی کشورهایی که به این روند پیوستند، احساس امنیت بیشتری پیدا کردند. برعکس، بسیاری از آن‌ها اکنون بیش از گذشته خود را در معرض بحران‌های امنیتی می‌بینند. زیرساخت‌های اقتصادی، مسیرهای انرژی و حتی موقعیت ژئوپلیتیکی کشورهای عربی در سال‌های اخیر بارها با تهدید روبه‌رو شده و این مسئله نشان می‌دهد که امنیت، محصول امضای توافق‌های نمایشی نیست.

در واقع، آنچه آمریکا به کشورهای عربی فروخت، بیش از آنکه «امنیت» باشد، یک وابستگی دائمی بود؛ وابستگی‌ای که هزینه‌های مالی و سیاسی سنگینی برای جهان عرب ایجاد کرد. قراردادهای نجومی تسلیحاتی، فشار برای همراهی سیاسی با واشنگتن و ورود به پروژه‌های پرهزینه منطقه‌ای، بخشی از بهایی بود که دولت‌های عربی پرداخت کردند، بدون آنکه دستاورد ملموسی در حوزه ثبات و امنیت به دست آورند.

از سوی دیگر، عادی‌سازی نه‌تنها مسئله فلسطین را حل نکرد، بلکه شکاف میان دولت‌های عربی و افکار عمومی جهان اسلام را عمیق‌تر ساخت. هنوز هم فلسطین برای ملت‌های منطقه یک مسئله محوری است و هرگونه تلاش برای نادیده گرفتن آن، به معنای افزایش بی‌اعتمادی در داخل جوامع عربی خواهد بود.

تجربه جنگ؛ مقاومت یا وابستگی؟

تحولات جنگ چهل‌روزه ایران، بسیاری از معادلات پیشین را تغییر داد. در شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی تصور می‌کردند می‌توانند با فشار حداکثری، موازنه منطقه را به سود خود تغییر دهند، مقاومت ایران نشان داد که معادلات غرب آسیا دیگر مانند گذشته یک‌طرفه نیست.

آنچه در این جنگ مورد توجه افکار عمومی منطقه قرار گرفت، صرفاً جنبه نظامی ماجرا نبود؛ بلکه این واقعیت بود که برخلاف تبلیغات چند دهه اخیر، وابستگی به آمریکا لزوماً امنیت نمی‌آورد و ایستادگی نیز الزاماً به معنای فروپاشی نیست. این مسئله، تصویری را که آمریکا سال‌ها تلاش کرده بود از قدرت مطلق خود و اسرائیل در منطقه بسازد، دچار تزلزل کرد.

در مقابل، بسیاری از دولت‌های عربی که سال‌ها بر پایه حمایت آمریکا سیاست‌گذاری کرده بودند، مشاهده کردند که حتی حجم عظیم خریدهای تسلیحاتی و همراهی کامل سیاسی با واشنگتن نیز نتوانسته برای آن‌ها یک امنیت پایدار ایجاد کند. همین مسئله باعث شده امروز در بخشی از نخبگان عرب این پرسش جدی مطرح شود که آیا ادامه این مسیر واقعا به سود ملت‌های منطقه است؟

واقعیت این است که تجربه چند دهه گذشته نشان می‌دهد آمریکا بیش از آنکه به دنبال ایجاد ثبات باشد، از بحران‌های منطقه‌ای برای مدیریت منافع خود استفاده می‌کند. هرچه تنش بیشتر باشد، فروش سلاح بیشتر می‌شود، ائتلاف‌سازی‌های جدید شکل می‌گیرد و وابستگی امنیتی کشورهای عربی نیز عمیق‌تر خواهد شد.

سرنوشت اعراب؛ استقلال یا تکرار یک اشتباه تاریخی؟

امروز جهان عرب در برابر یک آزمون مهم قرار گرفته است. برخی دولت‌ها همچنان تصور می‌کنند نزدیکی بیشتر به واشنگتن و تل‌آویو می‌تواند موقعیت آن‌ها را تثبیت کند، اما تجربه‌های اخیر پیام دیگری دارد. منطقه غرب آسیا وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان با فرمول‌های قدیمی آن را مدیریت کرد.

ملت‌های عربی به‌خوبی می‌بینند که پروژه عادی‌سازی نه جنگ را متوقف کرده، نه بحران فلسطین را حل کرده و نه حتی مانع افزایش تهدیدات علیه کشورهای عربی شده است. در چنین شرایطی، اصرار بر ادامه همین مسیر می‌تواند شکاف‌های سیاسی و اجتماعی را در داخل جهان عرب عمیق‌تر کند.

اظهارات ترامپ نیز بار دیگر ثابت کرد که نگاه آمریکا به منطقه همچنان نگاه «هزینه و فایده» است. در این نگاه، کشورهای عربی باید منابع مالی، ظرفیت سیاسی و حتی اعتبار منطقه‌ای خود را برای پیشبرد پروژه‌های آمریکا هزینه کنند، بدون آنکه تضمینی واقعی برای آینده آن‌ها وجود داشته باشد.

نتیجه‌

تحولات سال‌های اخیر نشان داده است که امنیت وارداتی، امنیت پایدار نیست. دولت‌هایی که تصور می‌کنند می‌توان با تکیه بر قدرت خارجی و نادیده گرفتن مطالبات ملت‌ها ثبات ایجاد کرد، دیر یا زود با واقعیت‌های سخت منطقه روبه‌رو خواهند شد. تجربه عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی نیز تا امروز نشان داده که این مسیر نه به آرامش منتهی شده و نه توانسته بحران‌های موجود را کاهش دهد.

شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که کشورهای عربی به جای تکرار نسخه‌های شکست‌خورده آمریکایی، به سمت بازتعریف مستقل منافع خود حرکت کنند. منطقه بیش از هر چیز به همکاری واقعی میان ملت‌های منطقه نیاز دارد، نه ائتلاف‌هایی که بر پایه ترس، وابستگی و معامله بر سر آرمان فلسطین شکل می‌گیرد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟