صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
ماشین بازی

وقتی نام عوض می‌شود اما روح نه؛ روگِ برقی که در لباس اوتلندر نفس می‌کشد

در دنیایی که خودروسازها هر روز اسم عوض می‌کنند و پلتفرم‌ها را جابه‌جا می‌کنند، گاهی یک ماشین پیدا می‌شود که پشت تمام این بازی‌های بازاری، هنوز «حس» دارد. این‌بار داستان از جایی شروع می‌شود که نیسان، به‌جای ساختن، انتخاب کرد؛ انتخابی که نتیجه‌اش شد یک کراس‌اوور پلاگین هیبرید، با قلبی امتحان‌پس‌داده و شخصیتی که بیشتر از آن چیزی است که روی نشانش نوشته شده.
کد خبر: ۱۳۶۷۲۷۵
| |
1266 بازدید
به گزارش تابناک؛ قصه از آنجا شروع نمی‌شود که در نمایشگاه چراغ‌ها روشن می‌شوند و دوربین‌ها زوم می‌کنند. قصه از جایی شروع می‌شود که مهندسی و واقع‌گرایی، دست هم را می‌گیرند و می‌گویند: لازم نیست همه چیز را از صفر بسازیم، کافی است بهترین گزینه را برداریم و جان بدهیم به آن.
این‌جاست که Nissan می‌آید سراغ چیزی که قبلاً ثابت شده. چیزی که بی‌سروصدا در سایه کار خودش را کرده؛ یعنی Mitsubishi Outlander PHEV. همان اوتلندری که سال‌هاست در بازار‌های مختلف، بی‌هیاهو، اما دقیق، جای خودش را باز کرده.
اما این‌بار، فقط یک کپی ساده نیست. یک تغییر چهره است، یک بازتعریف. اسم می‌شود روگ، اما زیر این اسم، همان استخوان‌بندی‌ای قرار دارد که بار‌ها خودش را ثابت کرده.
وقتی نام عوض می‌شود اما روح نه؛ روگِ برقی که در لباس اوتلندر نفس می‌کشد
من که خودم پشت فرمان ماشین ننشسته ام وتست و بررسی هم نداشتم ، اما کن بلاک خبرنگار معروف به تست این خودرو پرداخته پس من از گفته های او را کمی احساسی تر برایتان بازگو  می کنم : وقتی به این ماشین نزدیک می‌شوی، اولین چیزی که می‌بینی طراحی است. نه آن طراحی اغراق‌آمیز و عصبی که انگار قرار است با تو دعوا کند، نه آن سادگی بی‌روحی که حس یک وسیله خانگی می‌دهد. یک تعادل عجیب دارد. چراغ‌ها کشیده و دقیق، جلوپنجره‌ای که سعی می‌کند اقتدار را بدون فریاد زدن نشان دهد.
اما حقیقت را اگر بخواهیم، اینجا هنوز داستان شروع نشده. این فقط جلد کتاب است.
داستان واقعی وقتی شروع می‌شود که پای پیشرانه وسط می‌آید.

وقتی نام عوض می‌شود اما روح نه؛ روگِ برقی که در لباس اوتلندر نفس می‌کشد
یک موتور ۲.۴ لیتری بنزینی، در کنار دو موتور الکتریکی. اما نکته اینجاست که اینها فقط کنار هم نیستند؛ با هم زندگی می‌کنند. یکی نیرو تولید می‌کند، دیگری آن را پخش می‌کند، و در بیشتر مواقع، این موتور‌های الکتریکی هستند که کنترل صحنه را در دست دارند.
حرکت اولیه، بی‌صداست. نه لرزشی، نه صدایی. فقط یک فشار ملایم روی پدال و ماشین جلو می‌رود، انگار که زمین خودش دارد آن را هل می‌دهد. این همان جایی است که می‌فهمی با یک پلاگین هیبرید واقعی طرفی، نه یک هیبرید نمایشی.
گشتاور از همان لحظه اول در دسترس است. چیزی حدود ۴۵۰ نیوتن‌متر که بدون تأخیر روی چرخ‌ها می‌نشیند. این یعنی حتی در یک کراس‌اوور خانوادگی، حس کنترل و قدرت، چیزی نیست که باید دنبالش بگردی. خودش می‌آید سراغت.
اما چیزی که این ماشین را خاص می‌کند، فقط قدرت نیست. نحوه ارائه این قدرت است.
در رانندگی شهری، بیشتر شبیه یک خودروی برقی رفتار می‌کند. نرم، آرام، بی‌صدا. می‌توانی در ترافیک حرکت کنی بدون اینکه حتی یک لحظه حس کنی داری سوخت مصرف می‌کنی. آن ۶۰ کیلومتر برد تمام‌برقی، برای زندگی روزمره، بیشتر از کافی است.
اما وقتی پا را بیشتر فشار می‌دهی، موتور بنزینی وارد می‌شود. نه با خشونت، نه با تأخیر. آرام، دقیق، مثل یک پشتیبان که از اول هم آنجا بوده.
اینجا دیگر با یک ماشین طرف نیستی؛ با یک سیستم طرفی. سیستمی که تصمیم می‌گیرد، تنظیم می‌کند، و بدون اینکه تو را درگیر کند، بهترین حالت را انتخاب می‌کند؛ و بعد، می‌رسی به چیزی که خیلی‌ها نادیده می‌گیرند؛ سیستم چهارچرخ محرک.
وقتی نام عوض می‌شود اما روح نه؛ روگِ برقی که در لباس اوتلندر نفس می‌کشد
 
 
این دیگر از آن AWD‌هایی نیست که فقط اسم دارند. اینجا هر محور، موتور خودش را دارد. یعنی توزیع گشتاور، در لحظه و بدون تأخیر انجام می‌شود. یعنی وقتی جاده خیس است، وقتی برف نشسته، وقتی مسیر ناهموار می‌شود، این ماشین فقط ادامه نمی‌دهد؛ خودش را تطبیق می‌دهد.
هفت حالت رانندگی مختلف، فقط یک عدد روی کاغذ نیست. هرکدام واقعاً رفتار ماشین را تغییر می‌دهد. از آسفالت خشک تا گل و برف، از رانندگی اقتصادی تا حالت اسپرت؛ و اینجاست که می‌فهمی این ماشین، فقط برای شهر ساخته نشده. برای زندگی ساخته شده.
داخل کابین، فضا همان‌قدر آشناست که باید باشد. نه شلوغ، نه مینیمالِ بی‌روح. یک تعادل دیگر. نمایشگر‌ها سر جای خودشان، دکمه‌ها جایی که باید باشند، و کیفیتی که وقتی دست روی داشبورد می‌کشی، حسش می‌کنی.
این همان جایی است که اوتلندر خودش را لو می‌دهد. اما جالب اینجاست که این لو رفتن، بد نیست. چون آن چیزی که لو می‌رود، یک طراحی پخته و امتحان‌پس‌داده است.
صندلی‌ها راحت‌اند، فضای کابین منطقی است، و همه چیز طوری چیده شده که زندگی را ساده‌تر کند، نه پیچیده‌تر.
اما شاید مهم‌ترین بخش این ماشین، جایی باشد که اصلاً دیده نمی‌شود.
تصمیمی که پشت آن است.
 
 
وقتی نام عوض می‌شود اما روح نه؛ روگِ برقی که در لباس اوتلندر نفس می‌کشد
اینها تجربه کن بلاک بود اما به نظر من ، در دنیایی که خودروساز‌ها میلیارد‌ها دلار خرج می‌کنند تا هر سال یک چیز جدید بسازند، اینجا یک برند آمده و گفته: لازم نیست. کافی است چیزی را که خوب است، بهتر ارائه دهیم.
این تصمیم، شاید برای عاشقان دوآتشه برند‌ها سخت باشد. اینکه بپذیرند این نیسان، در واقع یک میتسوبیشی است. اما اگر کمی از این تعصب فاصله بگیری، چیزی که باقی می‌ماند، یک واقعیت ساده است:
این ماشین، کارش را بلد است.
نه ادعای انقلابی بودن دارد، نه سعی می‌کند آینده را تعریف کند. فقط آمده که درست کار کند؛ که در سکوت، در جاده، در شهر، هر روز، بدون دردسر، بدون نمایش، همان چیزی باشد که باید؛ و شاید در دنیایی که همه چیز دارد بیش از حد پیچیده می‌شود، همین سادگیِ دقیق، ارزشمندترین چیز باشد.
 
وقتی نام عوض می‌شود اما روح نه؛ روگِ برقی که در لباس اوتلندر نفس می‌کشد
 
این ماشین، شاید هویت دوگانه داشته باشد. شاید اسمش آن چیزی نباشد که واقعاً هست. اما وقتی پشت فرمان می‌نشینی، وقتی حرکت می‌کند، وقتی بی‌صدا از کنار همه آن شلوغی‌ها عبور می‌کند، دیگر اسم مهم نیست.
چیزی که می‌ماند، حس است.
حسی که خیلی از ماشین‌های جدید، با تمام تکنولوژی‌شان، دیگر ندارند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار