در مورد آتش بس سختگیر باشیم
محسن پاک آیین
کد خبر: ۱۳۶۳۹۹۳
| | 6881 بازدید

در اوایل بامداد روز ۳ تیر ۱۴۰۴ پس از حمله تلافی جویانه ایران به پایگاه نظامی العدید، با تقاضای آتش بس ملتمسانه دونالد ترامپ که پس از چند ساعت توسط ایران پذیرفته شد، جنگ ۱۲ روزه پایان یافت.
این درخواست ترامپ علاوه بر پاسخ موفق سپاه به حمله آمریکا به تاسیسات هستهای کشورمان، به این دلیل مطرح شد که در آخرین روزهای جنگ، آسیبپذیری مراکز حساس اسراییل در برابر موشکها و پهپادهای پیشرفته ایران به شدت افزایش یافته بود و پذیرش توقف جنگ پس از ۱۱ روز مقاومت تاریخی و جانانه ملت سرافراز ایران و همبستگی بینظیر همه ایرانیان در دفاع از وطن در برابر تجاوز خارجی، صورت پذیرفت.
بزودی مشخص شد که پیشنهاد آتشبس صرفاً یک «توقف تاکتیکی» برای برنامه ریزی جدید آمریکا و رژیم صهیونیستی برای حمله مجدد به ایران بود.
این دو رژیم نخست وقوع اغتشاش در ایران را طراحی کرده و فرصت طلبانه با سوءاستفاده از اعتراضات اصناف و واردکردن عوامل تروریست، به دنبال ایجاد شکاف در صف متحد مردم بودند که این بار هم در سایه یکپارچگی ملی، ناکام شدند.
۲.تجاوز آمریکایی - صهیونیستی روز نهم اسفند ۱۴۰۴ به ایران که منجر به شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، جمعی از فرماندهان و مردم غیر نظامی شد، نشان داد که دشمنان ایران با اشتباه فاحش محاسباتی، نقض آتش بس قبلی و خیانت به دیپلماسی، با حمله به ایران، خود را در معرض شکست دیگری قرار داده اند.
در این مقطع که با حملات مقتدرانه سپاه و ارتش به منافع آمریکا و رژیم صهیونی، محدود کردن تنگه هرمز، حضور محور مقاومت در صحنه و یکپارچگی ملت ایران، دشمن در آستانه شکست قرار گرفته، باید در مورد پذیرش آتش بس، بسیار سختگیر بود.
بسیاری از کارشناسان معتقدند که اگر پس از پذیرش آتش بس در جنگ ۱۲ روزه، شرایط بین المللی و حقوقی را علیه دشمن، سخت می کردیم، شاید تکرار تجاوز، صورت نمی گرفت.
۳.منطبق بر قوانین بین المللی،پذیرش پیشنهاد آتشبس چه از سوی آغاز کنندگان جنگ و چه از سوی میانجیگران، برای کشوری که در حال دفاع مشروع است، الزام آور نیست.
بر این اساس، آتش بس و توقف مخاصمه می بایست یک «توافق دوجانبه و مرضی الطرفین» باشد.
به عبارت دیگر، کشوری که مورد حمله قرار گرفته و طبق قوانین بین المللی در حال دفاع مشروع است، تا زمانی که از توقف کامل جنگ و عدم تکرار مجدد آن،مطمئن نشده، می تواند دفاع مشروع خود را ادامه دهد.
حقوق بین الملل کاملا به این موضوع توجه داشته که گاهی تقاضای آتش بس از سوی کشور متجاوز، یک اقدام تاکتیکی برای تجدید قوا و یک فریب جنگی برای غافلگیری و تهاجم مجدد است.
لذا طبق ماده ۵۱ منشور ملل متحد، حق ذاتی دفاع مشروع برای کشوری که مورد تهاجم قرار گرفته،پذیرفته شده است. در مقطع فعلی با توجه به خصوصیت جنگ طلبانه و ددمنشانه آمریکا و رژیم صهیونیستی، مقامات ایران نباید تنها به دریافت امتیازات سیاسی بسنده کنند بلکه مطالبه برای دستاوردهای نظامی،اقتصادی و ژئوپولتیکی نیز باید در دستورکار باشد.
برای مثال تقاضای برچیده شدن پایگاههای نظامی در منطقه،حفظ محدودیت های تردد از تنگه هرمز برای دشمنان، دریافت عوارض برای کشتی های عبوری از تنگه هرمز و .... در زمره خواسته های منطقی،منطبق بر موازین بین المللی ایران و قابل پذیرش برای جامعه جهانی تلقی می شود.
۴.طبق ماده ۳۰ از «طرح مسئولیت بینالمللی دولتها»، مصوب سال ۲۰۰۱ در کمیسیون حقوق بینالملل، کشوری که مرتکب یک تخلف بین المللی مانند تجاوز نظامی به کشور دیگری شده، علاوه بر توقف فوری جنگ، موظف است تضمینها و اطمینانهای لازم مبتنی بر عدم تکرار آن تخلف را هم بدهد.
در مقطع فعلی که وجود پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، ابزار اصلی ارتکاب جنایات متجاوز بوده، برچیده شدن این ابزارها می تواند مطالبه حقوقی ایران باشد.
مقامات ایرانی می توانند و حق دارند که پیش شرط پذیرش آتش بس عادلانه و پایدار را، خروج نیروهای نظامی از منطقه اعلام کنند.
در مرحله بعدی، دریافت غرامت نیز می بایست مورد پیگیری جدی قرار گیرد. ضمنا جمهوری اسلامی ایران برای اینکه مخالف پیشنهادات میانجیگران برای آتش بس معرفی نشود، باید در عین استقبال از آتش بس عادلانه، مطالبات خود را به عنوان پیش شرط، قویا بیان نموده و پیگیر باشد.
در این مقطع باید پیشنهادات جامع ایران که مبتنی بر موازین بین المللی است، توسط نهادهای ذیربط تهیه شده و به میانجیگران ارائه شود. اگرچه تداوم جنگ، همیشه سخت و ناگوار است اما اصرار برای دریافت ضمانت محکم و قانونمند برای عدم تکرار تجاوز، می تواند نقطه پایان بر سختی و تلخی جنگ های آتی باشد.
*سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان
گزارش خطا
نظرسنجی
برای ایرانیهای خارج نشین حامی حمله به وطن چه مجازاتی پیشنهاد میکنید؟



