شاه چگونه ناز کارتر را کشید؟/ایرانیها فقط به قدرت احترام میگذارند

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، آرمین مایر در دوران پایان ریاست جمهوری جان اف کندی و دوره اول از دولت لیندون جانسون، سفیر آمریکا در ایران بود. دوره خدمت او در ایران همزمان با دوره تثبیت قدرت در ایران بعد از انقلاب سفید و اتفاقات سال ۱۹۶۳ و ۱۹۶۴ بود. مایر در بحث تامین سلاح برای ایران و برخی تصمیمات کلیدی آمریکا در ایندوره دخالت داشت و روابط نزدیکش با مقامات اصلی ایران و شاه، نقشش را در تصمیمگیریهای واشنگتن در آنبرهه مهم و تاریخی کرد.
او ۲۹ مارس ۱۹۸۵ مصاحبهای با ویلیام بور در واشنتگن دی سی داشت که بنا داریم مطالب مهم و قابل توجه تاریخی اینگفتگو را در قالب یکپرونده بررسی کنیم.
در اولینقسمت اینپرونده به ماجرای بذل و بخشش بحرین بهعنوان جزیی از خاک و یکی از استانهای ایران پرداختیم که با تحریک بیگانگان و توسط محمدرضا پهلوی بهعنوان دومینشاه سلسله پهلوی انجام شد. اینقسمت از پرونده در پیوند زیر قابل دسترسی و مطالعه است:
* «بذل و بخشش بحرین بهروایت سفیر آمریکا/شاه گفت آبرویم حفظ شود، حاضرم امضا کنم»
در ادامه دومینقسمت از پرونده مورد اشاره را درباره ناز کشیدنهای محمدرضا پهلوی از جیمی کارتر رئیسجمهور وقت آمریکا میخوانیم؛
***
ایرانیها فقط به قدرت احترام میگذارند
یکی از جملاتی که شاه به آرمین مایر گفته این بوده که «در اینکشور (ایران)، افراد فقط به قدرت احترام میگذارند.» سفیر پیشین آمریکا میگوید محمدرضا پهلوی، کاملا به درهمشکستن و قلع و قمع نیروهای انقلابی اعتقاد داشت و ایدهاش درباره حکومتکردم این بود که نباید با مردم همراه باشد؛ بلکه باید بالاتر از آنها و قوی باشد.
مایر میگوید در مقابل چنیننظرگاهی که شاه داشت، ایرانیها نظر دیگری داشتند و مردم آمریکا هم با آنها همراه بودند. او میگوید: بسیاری از آمریکاییها اگر نگوییم همه آنها، با ایرانیهای جوان همعقیده بودند که دنبال سرنگونی شاه و مردمسالاری بودند.
سفیر مورد اشاره آمریکا در ایران، بعد از مدتی از ایران رفت و سال ۱۹۷۴ دوباره بازگشت. بازه زمانی حضور دوباره او در ایران، مربوط به زمانی است که قیمت نفت بالا رفته و فضای کاملا متفاوتی نسبت به گذشته، به وجود آمده بود. مایر میگوید شاه در آنشرایط تقریبا خدا شده بود و حتی افرادی مثل امیرعباس هویدا که هرگز تصور نمیشد چنینکاری کنند، بهطور دائم به او تعظیم میکردند. تحلیل آرمین مایر این است که شاه، بهویژه پس از بالا رفتن قیمت نفت در ۱۹۷۴، دچار خودبزرگبینی شد و مایر آخرین سفیر آمریکا بوده که میتوانسته رک و صریح با او صحبت کند چون پهلوی دوم به اینتصور رسیده بود که هرچه میگوید وحی منزل است و هیچکس - ازجمله سفیران آمریکا - نمیتوانستند با او مخالفت کنند.
شاه اینباور پایه را داشت که باید با قدرت کشور را اداره کرد و همزمان با به دست آوردن رشد اقتصادی چشمگیر و پرستیژ بینالمللی، مردم باید قدردان بوده و از او حمایت کنند. نکتهای که آرمین مایر تذکر میدهد این است که با وجود چنیننگاهی، شاه هیچکاریزمایی نداشت و با وجود تلویزیون ملی و اغلب رسانههای دیگری که در کنترلش بودند، نمیتوانست مثل جواهر لعل نهرو (از رهبران جنبش استقلال مهر) ایناحساس را در مردم به وجود آورد که آنها در حال حرکتاند و او هم بخشی از آنهاست؛ آنها هم بخشی از او هستند. سفیر پیشین آمریکا در ایران میگوید چنینرابطهای بین مردم و شاه وجود نداشت.
ماجرای خریدن ناز کارتر توسط محمدرضا پهلوی
وقتی کارتر به قدرت رسید، شاه میدانست رئیسجمهور جدید آمریکا، بهخاطر زندانیان سیاسی و موضوعات حقوقبشری، از عملکردش انتقاد دارد. او با علم بر اینموضوع، برای باز کردن راهی به دل کارتر، پیام تبریکی شخصی و دوستانه به مراسم تحلیف کارتر فرستاد. تذکر ایننکته هم بیلطف نیست که برای هر رئیسجمهور دیگری هم اینکار را میکرد.
با گذشت ۲ ماه از ارسال نامه، شاه هیچپاسخی از سوی کارتر دریافت نکرد. مایر میگوید «من شاه را میشناختم، او میتوانست مثل هملت (شخصیت شناسنامه شکسپیر) نگران و غمگین باشد. میتوانست بنشیند و فکر کند: "چه بر سر رابطه من با واشنگتن آمده است؟ به نظر میرسد کارتر هم کندی دیگری باشد. من به دردسر افتادهام. چرا حتی ادب را رعایت نکرده و پاسخ تبریک مرا نداده است؟"»
نیامدن پاسخ از کارتر، باعث نگرانی شدید شاه شد. به همیندلیل دست به یکسلسله اقدام در زمینه حقوق بشر زد که فکر میکرد دولت مستقر در واشینگتن را راضی و خشنود میکنند.
اما نکته جالب در اینباره، مربوط به سوتیها و گافهای بروکراتیک در آمریکاست. چون پس از مدتی که از اعمال خودجوش حقوقبشری شاه گذشت، معاون سفیر وقت آمریکا در ایران دلیل پاسخنگرفتن شاه از یار آمریکاییاش را اینگونه بیان کرد: «وقتی دولت جدیدی سر کار میآید، ممکن است گندکاریهای بوروکراتیک اتفاق بیافتد. هیچکس درک نکرده بود که رسم بر این است که پاسخی ارسال شود. هیچکس درباره آن فکر نکرده بود؛ هیچکس اینکار را نکرده بود و ۲ ماه طول کشیده بود.»
طنز ماجرا هم در این است که شاه بهخاطر نگرانی از انتقادات کارتر و طولانیشدن بازه نیامدن پاسخ از جانب کاخسفید، افراد بیشتری از زندانیان سیاسی را از زندان آزاد کرد. شاه سر همینماجرا به ویلیام هیلی سالیوان سفیر وقت آمریکا در ایران گفته بود:
«آنها همه آدمکش هستند ولی امیدوارم اینکار واشنگتن را خوشحال کرده باشد!»


