تابناک گزارش می‌دهد

دیپلماسی انتخاباتی؛ چرا ترامپ به گفت‌وگوی سازنده با ایران روی آورد؟

آنچه ترامپ آن را دیپلماسی می‌نامد، در واقع یک آتش‌بس انتخاباتی است چرا که تشدید جنگ پیش از ۳ نوامبر می‌تواند هزینه سنگینی برای جمهوریخواهان داشته باشد.
کد خبر: ۱۳۹۷۸۹۶
| |
1471 بازدید
ایران و آمریکا

به گزارش خبرنگار بین الملل تابناک، دونالد ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود ضمن تکرار ادعا‌های همیشگی علیه ایران، برای نخستین بار در ماه‌های اخیر از گفت‌و‌گو‌های سازنده با جمهوری اسلامی ایران سخن گفت. 

او در همان پیام تصریح کرد که آمریکا به هیچ وجه قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر به ایران حمله نخواهد کرد و همزمان مدعی شد محاصره اقتصادی ادامه خواهد یافت و ایران سلاح هسته‌ای نخواهد داشت. 

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که پیت هگزث، وزیر جنگ آمریکا، نیز امروز تأکید کرد که واشنگتن قصد اعزام نیروی زمینی به ایران و دولت‌سازی در این کشور را ندارد.

بیشتر بخوانید:

آیا آمریکا شرط هسته‌ای خود برای پایان جنگ با ایران را تعدیل کرده است؟

بن بست در مذاکرات ایران و آمریکا؛ تهران پیشنهاد آمریکا را رد کرد؟ / «همه طرف‌ها در آماده‌باش نظامی هستند»

این دو اظهارنظر، در نگاه اول نشانه‌ای از عقب‌نشینی واشنگتن از تشدید تنش به نظر می‌رسد. اما آنچه ترامپ آن را دیپلماسی می‌نامد، بیش از آنکه محصول یک تصمیم راهبردی باشد، نتیجه انبوهی از فشار‌های داخلی است که او را در تنگنای انتخاباتی قرار داده است.

فشار انتخاباتی؛ متغیری که همه‌چیز را تعیین می‌کند

نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر، هزینه سیاسی جنگ با ایران را برای ترامپ و هم‌حزبی‌هایش به شدت افزایش داده است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از آمریکایی‌ها از نحوه مدیریت جنگ توسط ترامپ ناراضی‌اند. 

در تازه‌ترین نظرسنجی آسوشیتدپرس و نورک، ۷۱ درصد پاسخ‌دهندگان عملکرد ترامپ در قبال ایران را تأیید نکرده‌اند و ۶۹ درصد گفته‌اند که این جنگ ارزش جنگیدن نداشته است. 

نظرسنجی رویترز و ایپسوس نیز پیش‌تر نشان داده بود که ۶۰ درصد آمریکایی‌ها از عملکرد او در قبال جنگ با ایران ابراز نارضایتی کرده‌اند.

این نارضایتی در آستانه انتخابات، به یک بحران درون‌حزبی نیز تبدیل شده است. بررسی رقابت‌های حساس انتخاباتی نشان می‌دهد نزدیک به دوسوم نامزد‌های جمهوریخواه در رقابت‌های نزدیک، در برخی موضوعات از جمله جنگ با ایران، مواضعی متفاوت از ترامپ اتخاذ کرده‌اند. 

برخی از این نامزد‌ها حتی به طرح‌هایی برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ رأی داده‌اند. تحلیلگران مسائل آمریکا معتقدند هدف نخست ترامپ و تیم او در شرایط کنونی، مدیریت انتخابات میان‌دوره‌ای است؛ چرا که به اعتقاد آنها، ترامپ نه قادر به هدایت کامل جنگ علیه ایران است و نه در شرایط فعلی می‌تواند به توافقی نهایی با تهران دست یابد. در چنین وضعیتی، دیپلماسی به ابزاری برای خرید زمان و کاهش فشار سیاسی تبدیل شده است.

هزینه‌های اقتصادی جنگ برای مردم آمریکا

یکی از مهم‌ترین پیامد‌های جنگ، افزایش قیمت انرژی و هزینه‌های زندگی در آمریکا بوده است. با تشدید درگیری و اختلال در عبور نفت از تنگه هرمز، قیمت بنزین و گازوئیل به‌طور محسوسی افزایش یافته و این مسئله مستقیماً به معیشت خانوارها، حمل‌ونقل و بخش کشاورزی فشار وارد کرده است. 

میانگین کشوری قیمت هر گالن بنزین پیش از آغاز جنگ حدود ۲.۹۸ دلار بود، اما این رقم در ماه‌های بعد به بیش از ۴.۳۶ دلار رسید. هزینه پر کردن یک باک ۱۴ گالنی که پیش‌تر حدود ۴۴ دلار بود، به حدود ۶۲ دلار افزایش یافته است.

هزینه مستقیم جنگ نیز به یک مسئله سیاسی تبدیل شده است. در اواخر سپتامبر، هزینه جنگ حدود ۴۳.۵ میلیارد دلار برآورد شده بود و درخواست جدید دولت برای تأمین ده‌ها میلیارد دلار دیگر با مانع مواجه شد. 

در سنا نیز قطعنامه‌ای برای پایان دادن به عملیات نظامی علیه ایران با اختلاف اندکی شکست خورد؛ در این رأی‌گیری چهار سناتور جمهوریخواه در کنار دموکرات‌ها قرار گرفتند. 

این آمار نشان می‌دهد که جنگ با ایران نه‌تنها در افکار عمومی، بلکه در ساختار قدرت واشنگتن نیز به یک نقطه اختلاف جدی تبدیل شده است.

هگزث و پارادوکس نیروی زمینی

اظهارات پیت هگزث درباره عدم اعزام نیروی زمینی به ایران را باید در همین چارچوب فهمید. او گفته است که آمریکا قصد دولت‌سازی در ایران را ندارد و نمی‌خواهد کنترل مناطق مختلف را در دست بگیرد. این اظهارات در ظاهر نشانه‌ای از خویشتن‌داری نظامی است. 

اما نکته مهم این است که هگزث در ماه‌های گذشته موضع متفاوتی اتخاذ کرده بود. او در ماه مارس گفته بود که واشنگتن درباره اعزام نیروی زمینی هیچ گزینه‌ای را رد نمی‌کند و تأکید کرده بود که کلید کار غیرقابل‌پیش‌بینی بودن است. 

این تناقض آشکار نشان می‌دهد که اظهارات فعلی او نیز بیش از آنکه محصول یک تغییر راهبردی باشد، بخشی از همان استراتژی مدیریت فشار سیاسی پیش از انتخابات است.

آیا این دیپلماسی واقعی است؟

آنچه ترامپ در حال انجام آن است، یک توقف تاکتیکی است، نه یک چرخش راهبردی. ترامپ از گفت‌و‌گو‌های سازنده سخن می‌گوید، اما همزمان تصریح می‌کند که محاصره اقتصادی به طور کامل و با قدرت ادامه خواهد یافت. در واقع، ترامپ از دیپلماسی به عنوان ابزاری برای افزایش فشار استفاده می‌کند، نه برای کاهش آن.

منابع کاخ سفید اعلام کرده‌اند که ترامپ به پیشنهاد ایران مبنی بر بازگشایی تنگه هرمز بدون دستیابی به توافقات هسته‌ای واکنش مثبت نشان نداده و همچنان مسئله غنی‌سازی اورانیوم را به عنوان شرط اصلی مذاکرات مطرح کرده است. 

این در حالی است که ایران نیز پیشنهاد ۷ روزه‌ای برای پایان درگیری ارائه کرده که ترامپ این پیشنهاد را غیرقابل قبول خوانده است.

کاخ سفید از پنتاگون خواسته گزینه‌های حمله نظامی به اهدافی در ایران را با قابلیت اجرا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آماده کند. همزمان، مقام‌های دولت ترامپ گفته‌اند که احتمال ازسرگیری درگیری‌ها پس از انتخابات وجود دارد. 

یکی از مقام‌های رسمی به آتلانتیک گفته است که ممکن است پس از یک عملیات محدود، اقدامات نظامی گسترده‌تری بعد از انتخابات انجام شود.

نشانه‌هایی از فاصله گرفتن برخی نامزد‌های جمهوریخواه از ترامپ در موضوع جنگ دیده می‌شود. شماری از جمهوریخواهانی که ماه‌ها از این جنگ حمایت کرده بودند، اکنون موضع خود را تغییر داده و خواستار پایان آن شده‌اند. 

این فشار از پایین، ترامپ را وادار کرده تا دست‌کم در ظاهر، چهره‌ای صلح‌طلب از خود نشان دهد. آنچه ترامپ آن را دیپلماسی می‌نامد، در واقع یک آتش‌بس انتخاباتی است. او با یک محاسبه سرد سیاسی دریافته که تشدید جنگ پیش از ۳ نوامبر می‌تواند هزینه سنگینی برای جمهوریخواهان داشته باشد. 

بنابراین، تا زمان برگزاری انتخابات، چهره‌ای صلح‌طلب به خود می‌گیرد، از گفت‌وگوی سازنده سخن می‌گوید و وزیر جنگش اعزام نیروی زمینی را رد می‌کند. 

اما همزمان، محاصره اقتصادی را ادامه می‌دهد، پیشنهاد‌های واقعی ایران را رد می‌کند و گزینه‌های نظامی را روی میز نگه می‌دارد.

این دیپلماسی با هدف خرید زمان و کاهش فشار افکار عمومی و نجات نامزد‌های جمهوریخواه در انتخابات میان‌دوره‌ای است.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟