مرگ تولید با سود بانکی صفر!
به گزارش تابناک؛ یک روزنامه در یادداشتی با عنوان «این نمایندگان مجلس نمیفهمند که اقتصاد علم است؟» به اظهارات اخیر برخی نمایندگان مجلس درباره نرخ سود بانکی واکنش نشان داده و نسبت به پیامدهای رساندن نرخ سود بانکی به صفر هشدار داده است.
اقتصاد همانند بسیار از رشتههای فنی و تخصصی، یک علم است ولی عدهای که درک دقیقی از روابط علمی این حوزه ندارند چنان بیمحابا در مشکلات اقتصادی اظهار نظر میکنند که گویا در مورد یک موضوع پیش پاافتاده حرف میزنند.
این روزنامه با اشاره به اظهارات برخی نمایندگان درباره نرخ سود بانکی و طرح این موضوع که «ریشه همه مشکلات اقتصادی و رانت خواریها در ایران همین نرخ بهره سیستم بانکی است که باید آن را به صفر رساند»، نوشته است که میان نرخ سود بانکی در ایران و مفهوم نرخ بهره در اقتصاد جهانی تفاوت وجود دارد.
نرخ بهره در مفهوم جهانی محصول عملکرد نرخ خالص عملیات بازار آزاد (فدرال رزرو) روی اوراق قرضه دولتی و سپس فعل و انفعالات متاثر از آن در بازار است. با این تعریف اساساً در ایران «اوراق قرضه» نداریم.
درباره ساختار نظام بانکی ایران باید گفت، نظام بانکداری ایران هم با همه ایراداتش اگر اسلامی کامل هم نباشد حداقل ربوی نیست که برای اثبات این مسأله میتوانید به عقود اسلامی و نحوه کارکرد عقود در شبکه بانکی و شورای فقهی ناظر بر این شبکه مراجعه کنید.
محاسبه اعتماد از نرخ بهره واقعی
در شرایط فعلی نرخ تورم رسمی ۵۰ درصدی (که امیدواریم بیشتر نباشد) با نرخ سود بانکی یا همان نرخ اسمی حدود ۲۵ درصدی، عملا نرخ بهره واقعی یا همان نرخ بازگشت سرمایه ناشی از تولید به (۲۵- درصد) رسیده است. توجه بفرمایید: منفی ۲۵ درصد!
سپس نتیجه میگیریم که چنین نرخی به معنای زیانده شدن فعالیتهای تولیدی است و میتواند انگیزه برای دسترسی به تسهیلات بانکی ارزانتر از نرخ تورم را افزایش دهد.
این عدد یعنی هرگونه تولید کالا و خدمات در ایران؛ نه تنها سود ندارد بلکه حداقل ۲۵ درصد زیان دارد. معنای دیگر این عدد اشتیاق برخی به انواع رانت خواریها برای رسیدن به وام بانکی با هر نرخی کمتر از نرخ تورم است.
هشدار درباره صفر شدن سود بانکی
چنین اقدامی در شرایط تورمی موجود میتواند پیامدهای سنگینی برای تولید و بازارهای دارایی داشته باشد.
حال فرض کنید نرخ اسمی به صفر برسد. جدا از تشدید رانت خواری در کشور برای رسیدن به منابع بانکی صفر درصدی (که بعید است به جز برخی افراد خاص، نصیب عموم مردم بشود) نرخ واقعی بازگشت سرمایه، به منفی ۵۰ درصد سقوط آزاد میکند که معنای آن فروپاشی ته مانده تولید ملی است.
خروج سپردهها از بانکها و حرکت آنها به سمت بازارهایی مانند طلا، دلار، مسکن و خودرو از پیامدهای احتمالی است که میتواند سرعت گردش پول را افزایش دهد و فشار بیشتری بر قیمت داراییها و تورم وارد کند.
ریشه تورم را باید جای دیگری جستوجو کرد
بنابراین اگر اقتصاد ایران با تورم مواجه نبود، کاهش نرخ سود بانکی میتوانست موضوع متفاوتی باشد، اما در شرایط فعلی نمیتوان تورم را نادیده گرفت.
اگر در کشور تورم نبود، حق بود بگویید نرخ سود بانکی باید به صفر برسد و بر اساس بازدهی داخلی تولید تعیین شود، ولی در شرایطی که مردم هیچ نقشی در رشد نرخ تورم ندارند، چرا باید تاوان بیاعتنایی برخی تصمیمگیران از اصول علم اقتصادی را بپردازند؟
عواملی مانند انتشار اسکناس بدون تناسب با رشد اقتصاد، افزایش هزینههای تولید، بیثباتی نرخ ارز و بازار، تأمین نشدن نهادههای تولید و بیتوجهی به تولید از جمله عوامل مورد اشاره خود درباره ریشههای تورم است.
مدافعان طرح سود بانکی صفر درصد، حتی اگر با هدف مبارزات سیاسی و جناحی با مسئولان دولت چنین ایدهای را ارائه کردهاند، باید واقف باشند که راه مبارزه، افزایش بیثباتی همین اقتصاد نیم بند نیست. البته به حسن نیت و اراده نمایندگان اطمینان دارم، اما باور بفرمایید اقتصاد، علم است و رابطه ریاضی و علمی به دلخواه و صلاحدید و تشخیص هیچکس عمل نمیکند!
منبع: روزنامه اعتماد
اما اینان منظورشان دقیقا عدد صفر است چرا؟
چون رانت دریافت وام دارند.
اکثریت مردم نمی توانند یک ریال وام بگیرند بی کس و کار اند آشنا ندارند
