ناتو و نسل تازه پدافند ضدپهپاد
ناتو برای جنگ پهپادی آماده میشود؛ شکار پرندههای کوچک چگونه تغییر کرد؟
پهپادهای کوچک، حالا ناتو را مجبور کردهاند مفهوم پدافند نزدیک را دوباره تعریف کند.
کد خبر: ۱۳۹۶۲۲۹
| | 1322 بازدید
به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک، جنگ پهپادی دیگر فقط داستان اوکراین، خاورمیانه یا یک میدان جنگ مشخص نیست. پهپادهای کوچک و ارزان حالا به مسئلهای تبدیل شدهاند که ارتشهای بزرگ باید برای آن معماری مستقل دفاعی داشته باشند؛ معماریای که از رادار و حسگر شروع میشود، به جنگ الکترونیک و سامانه فرماندهی میرسد و در صورت نیاز با توپ، موشک، لیزر یا حتی پهپاد رهگیر کار را تمام میکند.
ناتو در تابستان امسال برنامهای با عنوان «Drone Edge» را راهاندازی کرد که یکی از بزرگترین نشانههای تغییر نگاه این ائتلاف به تهدید پهپادی است. طبق اعلام رسمی ناتو، کشورهای عضو متعهد شدهاند طی پنج سال بیش از ۴۰ میلیارد دلار در قابلیتهای ضدپهپادی سرمایهگذاری کنند و تا پایان سال ۲۰۲۷ تعداد اپراتورهای پهپادی در نیروهای مسلح خود را پنج برابر کنند.
این اعداد فقط یک برنامه خرید تسلیحات نیستند. ناتو عملا دارد بخشی از معماری پدافند هوایی خود را برای تهدیدی بازطراحی میکند که اندازه آن گاهی از یک کولهپشتی بیشتر نیست.
مشکل از جایی شروع میشود که رادار باید چیزی بسیار کوچک را ببیند
پدافند هوایی کلاسیک برای مقابله با هواپیما، بالگرد و موشک طراحی شده است. این اهداف معمولا سطح مقطع راداری بیشتری دارند، با سرعت و ارتفاع مشخص حرکت میکنند و از نظر الگوی پروازی قابل شناساییتر هستند. پهپاد کوچک، اما داستان متفاوتی دارد.
یک پهپاد کوچک میتواند ارتفاع پروازی بسیار پایین داشته باشد، سرعتش کم باشد و به دلیل ابعاد محدود و مواد مورد استفاده، بازتاب راداری بسیار ضعیفتری ایجاد کند. اگر همین هدف در نزدیکی ساختمانها، درختان، عوارض زمین یا حتی در محیط شهری پرواز کند، سامانه پدافندی با مجموعهای از بازتابهای اضافی روبهرو خواهد شد.
اینجا دیگر داشتن یک رادار قدرتمند بهتنهایی کافی نیست. سامانه باید بتواند بین یک پرنده، یک جسم متحرک، یک بازتاب کاذب و یک پهپاد واقعی تفاوت بگذارد.
ناتو در تازهترین برنامه فناوری خود دقیقا روی همین نقطه تمرکز کرده است. آژانس ارتباطات و اطلاعات ناتو در شهریورماه یک چالش تخصصی C-UAS راهاندازی کرد که هدف آن توسعه سامانههایی برای ترکیب اطلاعات رادار، گیرندههای امواج رادیویی، دوربین و حسگرهای صوتی است. هدف این پروژه ایجاد یک تصویر واحد از فضای اطراف و شناسایی، رهگیری و طبقهبندی پهپادهای کوچک است.
این تغییر مهم است، چون پدافند ضدپهپاد آینده احتمالا به جای یک حسگر اصلی، به شبکهای از حسگرها متکی خواهد بود. رادار میگوید یک هدف در مختصات مشخص وجود دارد؛ حسگر RF میتواند انتشار امواج و ارتباطات احتمالی آن را بررسی کند؛ دوربین اپتیکی یا حرارتی تصویر هدف را در اختیار سامانه قرار میدهد و حسگر صوتی میتواند الگوی صدای موتور و ملخ را بررسی کند.
وقتی این اطلاعات روی یک سامانه فرماندهی جمع شود، تصمیمگیری سریعتر و دقیقتر میشود. همین ترکیب «کشف، شناسایی، رهگیری و درگیری» هسته اصلی دفاع ضدپهپادی جدید است.
**پدافند ضدپهپاد دیگر یک سلاح نیست؛ یک لایه دفاعی است**
اشتباه رایج این است که وقتی درباره مقابله با پهپاد صحبت میشود، ذهن مستقیما سراغ یک تفنگ ضدپهپاد یا موشک میرود. در میدان واقعی، مرحله انهدام آخرین حلقه زنجیره است.
اول باید پهپاد کشف شود. بعد باید مشخص شود که واقعا تهدید است یا خیر. سپس باید مسیر آن مشخص شود و فرماندهی تصمیم بگیرد با چه روشی با آن برخورد کند.
یک پهپاد تجسسی کوچک لزوما ارزش شلیک یک موشک گرانقیمت را ندارد. اگر برای هر پهپاد چنددههزار دلاری یا حتی چند هزار دلاری از یک رهگیر بسیار گران استفاده شود، پدافند ممکن است از نظر اقتصادی شکست بخورد؛ حتی اگر از نظر تاکتیکی هدف را منهدم کرده باشد.
همین مسئله باعث شده مفهوم «لایهبندی» اهمیت پیدا کند. جنگ الکترونیک یکی از نخستین گزینههاست. اگر ارتباط میان پهپاد و اپراتور قابل اخلال باشد، میتوان تلاش کرد لینک کنترل یا ناوبری آن مختل شود. در بعضی سناریوها، سامانههای اپتیکی، سلاحهای انرژی هدایتشده یا توپهای سریعتیر نیز وارد مرحله درگیری میشوند.
ناتو در رزمایش Baltic Trust ۲۶ که در لتونی برگزار شد، مجموعهای از سامانههای ضدپهپاد را در محیط عملیاتی آزمایش کرد. تمرکز این رزمایش فقط روی عملکرد یک سامانه نبود؛ قابلیت اتصال سامانههای مختلف، تبادل اطلاعات، سرعت کشف و تداوم رهگیری نیز بررسی شد.
این قسمت شاید مهمتر از خود سلاح باشد. اگر رادار یک کشور هدف را کشف کند، اما نتواند اطلاعات آن را به سامانه درگیری کشور دیگر منتقل کند، شبکه پدافندی عملا یک شبکه یکپارچه نیست.
ناتو حالا به دنبال همین یکپارچهسازی است؛ یعنی رادار، جنگ الکترونیک، سامانه فرماندهی، دوربین، توپ، موشک و رهگیرهای بدون سرنشین بتوانند در یک معماری مشترک کار کنند.
پهپاد ارزان، پدافند گران؛ معادلهای که ارتشها را مجبور به تغییر کرده است
یکی از درسهای مهم جنگهای سالهای اخیر، مسئله اقتصاد درگیری است. پهپادهای انتحاری کوچک میتوانند نسبت به بسیاری از سامانههای پدافندی که برای مقابله با آنها استفاده میشوند، بسیار ارزانتر باشند. اگر مدافع همیشه از گرانترین سلاح موجود استفاده کند، ذخیره موشکی و بودجه دفاعی او با سرعت زیادی مصرف خواهد شد.
همین مسئله در دریا نیز جدی شده است. ناو جنگی میلیارددلاری ممکن است با تهدید پهپادی روبهرو شود که بخش کوچکی از قیمت خود ناو یا حتی موشکهای دفاعی آن هزینه دارد. بررسیهای منتشرشده درباره توسعه پدافند ضدپهپاد دریایی ناتو نشان میدهد کشورهای عضو به سمت ترکیب توپ، جنگ الکترونیک، انرژی هدایتشده و سامانههای رهگیری حرکت میکنند.
در این معماری، لیزر جای موشک را بهطور کامل نمیگیرد، اما میتواند یک لایه دیگر به دفاع اضافه کند. مزیت اصلی سلاح انرژی هدایتشده این است که برای هر شلیک، یک موشک فیزیکی مصرف نمیشود. البته این فناوری محدودیتهای خودش را دارد؛ وضعیت جوی، برد مؤثر، زمان درگیری و نیاز به خط دید از جمله عواملی هستند که استفاده از آن را محدود میکنند.
توپهای سریعتیر نیز دوباره اهمیت پیدا کردهاند. اگر مهمات مناسب و سامانه کنترل آتش دقیق در اختیار باشد، توپ میتواند برای اهداف کوچک یک گزینه کمهزینهتر نسبت به موشک باشد. جنگ الکترونیک هم در جایی وارد میشود که پهپاد برای ناوبری یا دریافت فرمان به ارتباطات رادیویی وابسته باشد.
هیچکدام از این روشها به تنهایی راهحل کامل نیستند. مسئله اصلی ترکیب آنهاست.
شرق اروپا؛ جایی که تهدید پهپادی از روی نقشه عبور کرده است
برای ناتو، موضوع فقط تجربه اوکراین نیست. در ماههای اخیر گزارشهایی از ورود یا نزدیکشدن پهپادها به حریم هوایی کشورهای شرقی عضو ناتو منتشر شده است. در رومانی، مناطق نزدیک مرز اوکراین بارها شاهد هشدارهای مربوط به حملات پهپادی در آن سوی مرز بودهاند و ساکنان منطقه از افزایش این هشدارها صحبت کردهاند. آسوشیتدپرس در شهریورماه از افزایش نگرانی ساکنان مناطق مرزی رومانی در پی حملات پهپادی روسیه به اوکراین گزارش کرد.
این وضعیت برای ارتشهای اروپایی یک مسئله عملیاتی ایجاد کرده است. دفاع از یک پایگاه نظامی، بندر، انبار مهمات، فرودگاه یا تأسیسات انرژی در برابر پهپادهای کوچک به سامانهای نیاز دارد که بتواند ساعتها آماده بماند و با تعداد زیادی هدف درگیر شود.
به همین علت، ناتو در برنامه Drone Edge فقط روی خرید سامانههای ضدپهپاد تمرکز نکرده و مسئله آموزش نیروی انسانی را هم وارد برنامه کرده است. افزایش پنجبرابری تعداد اپراتورهای پهپادی تا پایان ۲۰۲۷ نشان میدهد این ائتلاف پهپاد را دیگر یک ابزار جانبی نمیبیند و برای آن نیروی تخصصی جداگانه در نظر گرفته است.
همزمان، ورود فناوریهای هوش مصنوعی به چرخه شناسایی نیز در حال افزایش است؛ اما نکته فنی مهم، خود الگوریتم نیست. الگوریتم زمانی ارزش نظامی دارد که داده مناسب، حسگر مناسب و ارتباط امن با سامانه فرماندهی وجود داشته باشد. یک نرمافزار عالی با داده ناقص، نمیتواند یک پدافند مؤثر بسازد.
برای همین ناتو در چالش جدید C-UAS خود به دنبال ترکیب داده چند حسگر است و حتی دادههای عملیاتی را برای شرکتها، دانشگاهها و پژوهشگران در قالب این پروژه در نظر گرفته است.
مسیر تازه پدافند ضدپهپاد را میتوان از همینجا فهمید: هدف دیگر صرفا «زدن پهپاد» نیست؛ هدف ساختن یک چرخه دائمی کشف تا انهدام است که بتواند تعداد زیادی هدف کوچک را با هزینه قابل کنترل مدیریت کند.
جنگ پهپادی، پدافند هوایی را از یک رقابت میان رادار و موشک به رقابتی میان شبکهها تبدیل کرده است. پهپاد کوچک ممکن است با یک موتور ساده وارد آسمان شود، اما برای مقابله با آن مجموعهای از حسگرها، ارتباطات، نرمافزار، جنگ الکترونیک، توپ، موشک و انرژی هدایتشده باید کنار هم قرار بگیرند. سرمایهگذاری ۴۰ میلیارد دلاری ناتو و آزمایشهای میدانی این ائتلاف نشان میدهد کشورهای عضو به این جمعبندی رسیدهاند که تهدید پهپادی دیگر یک پدیده موقت نیست؛ بخشی از معماری دائمی میدان نبرد آینده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟