نبرد اقتصادی پهپاد و موشک

وقتی یک پهپاد ارزان، پدافند گران را درگیر می‌کند

پهپاد ارزان فقط برای حمله نمی‌آید؛ گاهی هدف اصلی، وادار کردن پدافند به خرج کردن است.
کد خبر: ۱۳۹۷۰۲۸
| |
751 بازدید

وقتی یک پهپاد ارزان، پدافند گران را درگیر می‌کند

به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک، در میدان جنگ امروز، قیمت یک سلاح همیشه با هزینه‌ای که به طرف مقابل تحمیل می‌کند برابر نیست. یک پهپاد کوچک ممکن است با بدنه‌ای ساده، موتور کم‌حجم و تجهیزات الکترونیکی نسبتاً ارزان ساخته شود، اما برای مقابله با همان هدف، بسته به نوع تهدید و ساختار دفاعی منطقه، ممکن است رادار، سامانه فرماندهی، توپ ضدهوایی، جنگ الکترونیک یا یک موشک رهگیر وارد عمل شود. اختلاف قیمت میان این دو طرف وقتی اهمیت پیدا می‌کند که حمله به یک پرنده محدود نباشد و مهاجم بتواند ده‌ها یا صدها هدف را در چند موج وارد میدان کند.

اینجا دیگر فقط بحث انهدام یک پهپاد مطرح نیست. پدافند باید تصمیم بگیرد برای هر هدف چه سلاحی مصرف کند، کدام رادار درگیر شود، کدام واحد به حالت آماده‌باش برود و چه مقدار از ذخیره مهمات برای موج بعدی باقی بماند. اگر پاسخ دفاعی برای همه اهداف یکسان باشد، مهاجم می‌تواند از همین رفتار قابل پیش‌بینی استفاده کند و هزینه دفاع را بالا ببرد.

پهپاد ارزان چرا برای پدافند دردسرساز است؟

پهپادهای کوچک در بخش قابل توجهی از مأموریت‌های خود به فناوری‌هایی متکی هستند که نمونه‌های غیرنظامی آنها هم در بازار وجود دارد. موتورهای کوچک، باتری، دوربین، سامانه‌های موقعیت‌یابی، لینک‌های رادیویی و قطعات الکترونیکی تجاری امکان ساخت پرنده‌هایی را فراهم کرده‌اند که قیمت آنها با یک هواپیمای رزمی یا موشک کروز قابل مقایسه نیست.

البته «ارزان» بودن یک پهپاد به معنی ساده بودن تمام نسخه‌های نظامی آن نیست. یک پهپاد شناسایی کوچک با یک پرنده دوربرد مسلح تفاوت زیادی دارد و هزینه تولید، ارتباطات، حسگرها و سامانه ناوبری آنها می‌تواند چندین برابر شود. با وجود این، حتی پهپادهای نسبتاً پیشرفته نیز در بسیاری از موارد از نظر قیمت با مهمات پدافندی کلاس بالاتر قابل مقایسه نیستند.

یک سامانه دفاع هوایی نیز فقط یک موشک نیست. پشت هر شلیک، مجموعه‌ای از تجهیزات و نیروی انسانی قرار دارد. رادار باید هدف را پیدا کند، اطلاعات باید پردازش شود، سامانه فرماندهی و کنترل باید مسیر درگیری را مشخص کند و در مرحله بعد سلاح مناسب انتخاب شود. اگر هدف در ارتفاع پایین حرکت کند یا سطح مقطع راداری کوچکی داشته باشد، کار حسگرها سخت‌تر می‌شود.

برای مهاجم، چنین وضعیتی می‌تواند یک فرصت ایجاد کند. فرض کنیم گروهی از پهپادهای کوچک از چند مسیر مختلف به سمت یک منطقه حساس حرکت کنند. مدافع نمی‌تواند فقط به تعداد اهداف نگاه کند؛ باید احتمال تهدید هرکدام را نیز بررسی کند. ممکن است بخشی از آنها برای حمله مستقیم فرستاده شده باشند و بخشی فقط برای کشف موقعیت سامانه‌های پدافندی یا وادار کردن آنها به واکنش.

این روش، مفهوم «اشباع» را وارد ماجرا می‌کند. اشباع الزاماً به معنی صدها پهپاد هم‌زمان نیست. حتی تعداد کمتری از اهداف، اگر با مسیرها، ارتفاع‌ها و سرعت‌های متفاوت وارد شوند، می‌توانند بار بیشتری روی شبکه دفاعی ایجاد کنند.

در این میان، مهاجم می‌تواند از فریب نیز استفاده کند. یک هدف ممکن است ارزش رزمی محدودی داشته باشد اما برای کشاندن توجه رادار یا مصرف یک رهگیر به کار برود. وقتی این هدف در کنار موشک کروز یا پهپاد مسلح قرار می‌گیرد، پدافند مجبور می‌شود میان چند تهدید تصمیم بگیرد.

وقتی یک پهپاد ارزان، پدافند گران را درگیر می‌کند

موشک همیشه جواب اقتصادی ماجرا نیست

موشک پدافندی برای نابودی هدفی ساخته می‌شود که باید پیش از رسیدن به نقطه مورد نظر متوقف شود. اگر هدف یک موشک بالستیک یا هواپیمای رزمی باشد، قیمت بالای رهگیر در برابر ارزش هدف و خسارتی که جلوگیری از آن ایجاد می‌کند قابل توضیح است. برای یک پهپاد کوچک، محاسبه می‌تواند متفاوت باشد.

به همین خاطر ارتش‌های مختلف به دنبال ایجاد لایه‌های ارزان‌تر مقابله با پهپاد هستند. توپ‌های ضدهوایی با مهمات مناسب، سامانه‌های جنگ الکترونیک، سامانه‌های اپتیکی، رهگیرهای کوچک و سلاح‌های انرژی هدایت‌شده، هرکدام می‌توانند بخشی از این وظیفه را بر عهده بگیرند.

جنگ الکترونیک یکی از مهم‌ترین گزینه‌هاست. بسیاری از پهپادها برای دریافت فرمان، ارسال تصویر یا تعیین موقعیت به ارتباطات رادیویی و سامانه‌های ناوبری وابسته‌اند. اگر لینک ارتباطی مختل شود یا سیگنال موقعیت‌یابی تحت تأثیر قرار گیرد، ممکن است پهپاد بدون شلیک یک موشک از مأموریت خارج شود.

البته این روش هم راه‌حل مطلق نیست. پهپادهای جدید می‌توانند بخشی از مسیر را به صورت خودکار طی کنند، از سامانه‌های ناوبری ترکیبی استفاده کنند و در صورت قطع ارتباط، بر اساس داده‌های ذخیره‌شده به مسیر ادامه دهند. همین مسئله باعث شده جنگ الکترونیک و فناوری ضدجنگ الکترونیک هم‌زمان پیش بروند.

لیزر یکی دیگر از گزینه‌هایی است که برای مقابله با پهپادهای کوچک مورد توجه قرار گرفته است. در یک سامانه لیزری، هزینه هر درگیری می‌تواند بسیار پایین‌تر از یک موشک باشد، چون مهمات فیزیکی شلیک نمی‌شود و منبع اصلی انرژی، سامانه تولید و ذخیره برق است. لیزر البته محدودیت‌هایی دارد؛ باران، مه، گردوغبار، فاصله، توان پرتو و زمان لازم برای اثرگذاری روی هدف همگی روی کارایی آن اثر می‌گذارند.

توپ‌های ضدهوایی هم دوباره اهمیت پیدا کرده‌اند. مهمات انفجاری برنامه‌پذیر می‌توانند در نزدیکی پهپاد منفجر شوند و بدون نیاز به اصابت مستقیم، هدف را با ترکش از بین ببرند. برای یک پرنده کوچک و نسبتاً کند، چنین راهکاری در برخی فاصله‌ها می‌تواند گزینه‌ای مناسب‌تر از موشک باشد.

این تغییر نگاه را می‌شود در توسعه سامانه‌های C-UAS یا Counter-UAS دید؛ خانواده‌ای از سامانه‌ها که هدف اصلی آنها مقابله با پهپادهاست. در این حوزه، یک محصول به تنهایی قرار نیست تمام تهدید را حل کند. ترکیب حسگر، فرماندهی، جنگ الکترونیک و سلاح سخت، معماری اصلی بسیاری از سامانه‌های جدید را تشکیل می‌دهد.

وقتی یک پهپاد ارزان، پدافند گران را درگیر می‌کند

مسئله فقط قیمت موشک نیست

مقایسه ساده قیمت یک پهپاد با قیمت یک موشک می‌تواند گمراه‌کننده باشد. اگر یک پهپاد ارزان قرار باشد به یک مرکز فرماندهی، پالایشگاه، فرودگاه یا سامانه موشکی حمله کند، ارزش هدف ممکن است چندین مرتبه بیشتر از قیمت رهگیر باشد. در چنین مأموریتی، شلیک یک موشک گران‌قیمت می‌تواند از نظر اقتصادی کاملاً قابل دفاع باشد.

مشکل زمانی پررنگ می‌شود که تعداد حملات افزایش پیدا کند. پدافند باید مهمات مصرف‌شده را دوباره تأمین کند و تولید موشک‌های پیچیده در مدت کوتاه کار ساده‌ای نیست. مهاجم ممکن است بتواند پهپادهای ساده‌تر را با سرعت بیشتری تولید کند و دوباره وارد میدان کند.

جنگ اوکراین یکی از نمونه‌هایی است که توجه زیادی را به این مسئله جلب کرده است. پهپادهای کوچک در مقیاس گسترده برای شناسایی، هدایت آتش، حمله و ایجاد فشار بر سامانه‌های دفاعی استفاده شده‌اند. در کنار آنها، موشک‌ها و سامانه‌های دفاع هوایی گران‌قیمت نیز همچنان نقش خود را حفظ کرده‌اند. حاصل این ترکیب، یک رقابت صنعتی است که در آن توان تولید و جایگزینی تجهیزات اهمیت زیادی پیدا کرده است.

برای همین، کشورهای مختلف در کنار افزایش ذخیره موشک‌های پدافندی به دنبال سلاح‌هایی هستند که هزینه درگیری کمتری داشته باشند. هدف، حذف موشک از میدان نیست؛ هدف این است که موشک برای هر هدفی استفاده نشود.

این موضوع در دفاع لایه‌ای معنا پیدا می‌کند. یک پهپاد دوربرد ممکن است توسط سامانه موشکی در فاصله زیاد درگیر شود. پرنده‌ای که از لایه‌های بالاتر عبور کرده، ممکن است وارد محدوده جنگ الکترونیک شود. اهداف نزدیک‌تر نیز می‌توانند در محدوده توپ یا لیزر قرار بگیرند. ترکیب این لایه‌ها باعث می‌شود یک سامانه واحد مجبور نباشد پاسخگوی تمام تهدیدها باشد.

شبکه فرماندهی نیز در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. پدافند مدرن باید بتواند اطلاعات چند رادار و حسگر را کنار هم بگذارد و تصویر مشترکی از میدان بسازد. اگر یک پهپاد توسط حسگر اپتیکی شناسایی شده اما اطلاعات آن به واحد درگیری منتقل نشود، وجود تجهیزات گران‌قیمت فایده محدودی خواهد داشت.

مسئله بعدی سرعت تصمیم‌گیری است. پهپادهای کوچک ممکن است در ارتفاع پایین حرکت کنند و زمان واکنش کوتاهی در اختیار مدافع بگذارند. هرچه شبکه شناسایی و فرماندهی سریع‌تر باشد، احتمال استفاده از سلاح مناسب نیز افزایش پیدا می‌کند.

همین‌جا هوش مصنوعی هم وارد بحث می‌شود. الگوریتم‌های تشخیص هدف می‌توانند حجم بزرگی از داده‌های راداری و اپتیکی را بررسی کنند و میان پرنده‌های مختلف اولویت‌بندی انجام دهند. چنین سامانه‌ای قرار نیست جایگزین تمام تصمیم‌های انسانی شود، اما می‌تواند زمان لازم برای طبقه‌بندی اهداف را کاهش دهد.

وقتی یک پهپاد ارزان، پدافند گران را درگیر می‌کند

مسابقه بعدی بر سر تولید است

پهپاد ارزان یک مزیت مهم دارد: امکان تولید تعداد زیاد. این ویژگی وقتی اهمیت پیدا می‌کند که جنگ طولانی شود. یک ارتش ممکن است چند ده سامانه پدافندی بسیار پیشرفته در اختیار داشته باشد، اما اگر هر روز با موج‌های متعدد پهپادی روبه‌رو شود، مسئله ذخیره مهمات و تعمیر تجهیزات به اندازه کیفیت خود سامانه اهمیت پیدا می‌کند.

برای مهاجم نیز تولید انبوه کافی نیست. پهپاد باید موتور، باتری، تراشه، دوربین، ارتباطات و سامانه ناوبری داشته باشد. اگر زنجیره تأمین یکی از این قطعات مختل شود، ظرفیت تولید پایین می‌آید. جنگ پهپادی در عمل به جنگ صنایع نیز تبدیل شده است.

پدافند هم همین مسیر را طی می‌کند. تولید موشک، مهمات توپخانه‌ای، سامانه‌های جنگ الکترونیک، لیزر و حسگر باید با سرعت مناسبی انجام شود. اگر یک کشور فقط سامانه‌های بسیار گران و محدود تولید کند، در برابر حملات پرتعداد با یک مشکل متفاوت روبه‌رو می‌شود؛ مشکل، کمبود تعداد سامانه نیست، بلکه مصرف سریع ظرفیت دفاعی است.

برای همین، مفهوم «هزینه درگیری» احتمالاً یکی از مهم‌ترین معیارهای طراحی پدافند در سال‌های آینده خواهد بود. سامانه‌ای که بتواند یک پهپاد را منهدم کند، فقط یک بخش از مسئله را حل کرده است. سؤال بعدی این است که برای این کار چه مقدار مهمات، انرژی، نیروی انسانی و زمان مصرف شده و آیا همان سامانه می‌تواند در موج بعدی نیز آماده باشد یا نه.

جنگ پهپادی به همین شکل معادله قدیمی پدافند هوایی را تغییر داده است. دیگر همیشه هدف، هواپیمای گران‌قیمت یا موشک کروز نیست؛ گاهی یک پرنده کوچک چندکیلویی وارد میدان می‌شود و شبکه‌ای از رادار، جنگ الکترونیک، توپ، موشک و سامانه فرماندهی را مجبور به واکنش می‌کند.

پاسخ این تهدید هم یک سلاح واحد نخواهد بود. پدافند برای مقابله با پهپادهای پرتعداد به ترکیبی از کشف، طبقه‌بندی، جنگ الکترونیک، توپ، رهگیرهای ارزان‌تر و در برخی مأموریت‌ها لیزر نیاز دارد. موشک‌های پیشرفته همچنان جای خود را حفظ می‌کنند، اما قرار نیست برای هر هدف کوچکی اولین گزینه باشند.

رقابت اصلی حالا میان دو کارخانه هم شکل گرفته است؛ کارخانه‌ای که پهپاد ارزان و پرتعداد می‌سازد و کارخانه‌ای که باید مهمات و سامانه دفاعی تولید کند. هر دو طرف تلاش می‌کنند هزینه را پایین بیاورند، سرعت تولید را بالا ببرند و سامانه‌های خود را با شرایط جنگی سازگار کنند. در این بازی، یک پهپاد ارزان می‌تواند بسیار بیشتر از قیمت خودش هزینه روی دست مدافع بگذارد؛ البته فقط زمانی که پشت آن تولید انبوه، تاکتیک مناسب و شبکه فرماندهی کارآمد وجود داشته باشد.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟