آسمان ایران برای آمریکا ارزان تمام نشد

گزارش‌های آمریکایی از ده‌ها هواگرد آسیب‌دیده یا منهدم‌شده در جنگ ایران، تصویری متفاوت از هزینه هوایی این نبرد نشان می‌دهد.
کد خبر: ۱۳۹۴۴۵۴
| |
3652 بازدید
به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک، وقتی از جنگ هوایی میان ایران و آمریکا صحبت می‌شود، معمولاً تصویر اول، تعداد پروازها، بمباران‌ها و حجم مهمات استفاده‌شده است؛ اما طرف دیگر این معادله، هواگرد‌هایی هستند که دیگر به پایگاه برنگشته‌اند یا با آسیب‌های سنگین از چرخه عملیاتی خارج شده‌اند. حالا مجموعه‌ای از گزارش‌های آمریکایی و بررسی‌های انجام‌شده بر اساس اطلاعات علنی، ابعاد دیگری از هزینه عملیات هوایی آمریکا در جنگ با ایران را نشان می‌دهد؛ هزینه‌ای که فقط به چند جنگنده محدود نشده و از پهپاد‌های MQ-۹ تا تانکر‌های KC-۱۳۵، هواپیما‌های هشدار زودهنگام و بالگرد‌های عملیات ویژه را دربر می‌گیرد.
آسمان ایران برای آمریکا ارزان تمام نشد
گزارش سرویس پژوهشی کنگره آمریکا، CRS، که در ماه مه منتشر شد، دست‌کم ۴۲ فروند هواگرد آمریکایی را در جریان عملیات «Epic Fury» در گروه هواگرد‌های منهدم‌شده، از دست‌رفته یا آسیب‌دیده قرار داد. این فهرست شامل چهار فروند F-۱۵E، یک فروند F-۳۵A، یک فروند A-۱۰، هفت فروند KC-۱۳۵، یک فروند E-۳ Sentry، دو فروند MC-۱۳۰J، یک فروند HH-۶۰W، ۲۴ فروند MQ-۹ Reaper و یک فروند MQ-۴C Triton بود. نکته مهم این است که CRS این آمار را از منابع علنی، گزارش‌های رسانه‌ای و اظهارات وزارت دفاع و سنتکام جمع‌آوری کرده و دسترسی مستقیمی به تمام ارزیابی‌های محرمانه خسارت آمریکا نداشته است.
 
اما داستان در همین ۴۲ فروند متوقف نمی‌شود. بررسی‌های بعدی نشان دادند که فهرست CRS احتمالاً تمام خسارات را پوشش نداده است. برای نمونه، چهار فروند بالگرد سبک AH/MH-۶ Little Bird که در جریان یک عملیات نجات و بازیابی در داخل ایران از دست رفتند، در فهرست اولیه CRS قرار نداشتند. همین مسئله باعث شده برخی ارزیابی‌های بعدی، مجموع خسارات هواگردی آمریکا را به اعدادی بالاتر از رقم ۴۲ برسانند.
آسمان ایران برای آمریکا ارزان تمام نشد
MQ-۹؛ پرمصرف‌ترین هواگرد آمریکا و پرهزینه‌ترین تلفات
 
شاید مهم‌ترین بخش این فهرست، نه F-۳۵ و نه F-۱۵E، بلکه MQ-۹ Reaper باشد. پهپادی که سال‌ها یکی از نماد‌های برتری اطلاعاتی و تهاجمی آمریکا در جنگ‌های کم‌هزینه محسوب می‌شد، در آسمان ایران با نرخ قابل توجهی از تلفات روبه‌رو شد.
 
CRS در گزارش خود عدد ۲۴ فروند MQ-۹ از دست‌رفته را ثبت کرده است؛ در حالی که گزارش‌های بعدی و برخی منابع آمریکایی از نزدیک‌شدن یا عبور تعداد تلفات این پهپاد از ۳۰ فروند سخن گفته‌اند. مجله Air & Space Forces نیز در ماه مه به نقل از منابع مطلع، از نزدیک به ۳۰ فروند MQ-۹ از دست‌رفته در عملیات علیه ایران خبر داد.
 
اهمیت این عدد فقط در قیمت خود پهپاد نیست. MQ-۹ Reaper برای آمریکا یک هواپیمای بدون سرنشین معمولی نیست؛ این پرنده برای ساعت‌ها ماندن در منطقه، شناسایی، جمع‌آوری اطلاعات و در صورت نیاز اجرای حمله طراحی شده است. از دست رفتن تعداد زیادی از این پرنده‌ها یعنی بخشی از ظرفیت دائمی شناسایی و حمله از راه دور باید دوباره تأمین شود.
 
حتی اگر هزینه جایگزینی هر فروند را کنار بگذاریم، مسئله اصلی‌تر، زمان و ظرفیت تولید و آماده‌سازی خدمه، حسگر‌ها و سامانه‌های کنترل زمینی است. به همین دلیل است که تلفات پهپادی در یک جنگ طولانی می‌تواند برای یک نیروی هوایی از نظر عملیاتی مهم‌تر از چیزی باشد که صرفاً با مقایسه قیمت هواپیما‌ها به نظر می‌رسد.
 
از طرف دیگر، همین تلفات یک واقعیت مهم درباره جنگ هوایی امروز را نشان می‌دهد: بدون سرنشین بودن هواپیما به معنای غیرقابل‌دفاع بودن آن نیست. MQ-۹ برای عملیات در ارتفاع متوسط و ماندگاری طولانی ساخته شده، اما اگر دشمن بتواند زنجیره شناسایی، اخلال، کشف و درگیری خود را در برابر چنین پرنده‌ای فعال کند، مزیت اصلی آن یعنی حضور طولانی در منطقه می‌تواند به نقطه ضعف تبدیل شود.
آسمان ایران برای آمریکا ارزان تمام نشد
از F-۱۵E تا KC-۱۳۵؛  زنجیره هوایی هم آسیب دیده
 
در میان خسارات ثبت‌شده، چهار فروند F-۱۵E Strike Eagle اهمیت ویژه‌ای دارند. این هواپیما یکی از مهم‌ترین پلتفرم‌های تهاجمی آمریکا برای اجرای مأموریت‌های ضربتی است و از دست رفتن آن در یک جنگ با کشوری دارای شبکه پدافندی، صرفاً از بین رفتن یک جنگنده نیست؛ بلکه به معنای از دست رفتن یک مجموعه گران‌قیمت از خلبان، تسلیحات، آموزش و ظرفیت عملیاتی است.
 
یکی از F-۱۵E‌ها در جریان عملیات بر فراز ایران هدف قرار گرفت و سقوط کرد و عملیات پیچیده‌ای برای نجات خدمه آن شکل گرفت. دو فروند MC-۱۳۰J نیز که در همین عملیات نجات به کار گرفته شده بودند، پس از گرفتارشدن در یک محل فرود موقت در ایران، روی زمین منهدم شدند. در همین عملیات، چهار فروند بالگرد کوچک Little Bird نیز از دست رفتند؛ خساراتی که نشان می‌دهد گاهی یک مأموریت نجات می‌تواند خودش به یک عملیات رزمی بزرگ تبدیل شود.
 
در کنار جنگنده‌ها، خسارت به هفت فروند KC-۱۳۵ نیز اهمیت بسیار بیشتری از یک عدد ساده دارد. KC-۱۳۵ هواپیمای سوخت‌رسان است و عملاً یکی از حلقه‌های حیاتی زنجیره عملیات هوایی آمریکا محسوب می‌شود. جنگنده‌ای مانند F-۱۵E یا F-۳۵ برای اجرای مأموریت‌های طولانی در فاصله زیاد از پایگاه به سوخت‌رسانی هوایی نیاز دارد و بنابراین حمله به تانکر‌ها می‌تواند بدون شلیک مستقیم به جنگنده‌ها، ظرفیت عملیاتی نیروی هوایی را تحت فشار قرار دهد.
 
گزارش CRS درباره هفت KC-۱۳۵ شامل یک حادثه برخورد در آسمان عراق و پنج فروند آسیب‌دیده در حمله به پایگاه پرنس سلطان عربستان است؛ یک فروند دیگر نیز در همان مجموعه حوادث آسیب دید.
همین موضوع درباره E-۳ Sentry نیز اهمیت دارد. AWACS عملاً چشم هوایی شبکه رزمی است؛ هواپیمایی که با رادار و سامانه‌های ارتباطی خود تصویر گسترده‌ای از فضای نبرد ایجاد می‌کند و در هماهنگی عملیات هوایی نقش دارد؛ بنابراین آسیب‌دیدن چنین هواپیمایی از نظر ارزش عملیاتی، با از دست رفتن یک پرنده عادی قابل مقایسه نیست.
 
گزارش CRS یک فروند E-۳ را آسیب‌دیده ثبت کرد، اما تصاویر و بررسی‌های بعدی درباره شدت خسارت باعث شد برخی منابع آن را عملاً یک تلفات کامل ارزیابی کنند. این اختلاف نیز یکی از دلایلی است که باید در خواندن آمار تلفات جنگی احتیاط کرد؛ «آسیب‌دیده»، «از دست‌رفته» و «منهدم‌شده» همیشه معنای یکسانی ندارند.
در بخش بالگردی نیز یک فروند HH-۶۰W در جریان عملیات جست‌و‌جو و نجات آسیب دید. گزارش CRS می‌گوید این بالگرد در جریان عملیات نجات خدمه F-۱۵E بر اثر آتش سلاح‌های سبک آسیب دید. در گزارش‌های دیگر نیز خسارات بیشتری برای بالگرد‌های آمریکایی مطرح شده است که بخشی از آنها در فهرست اولیه CRS قرار نداشتند.
 
آنچه از کنار هم گذاشتن این اطلاعات به دست می‌آید، تصویری متفاوت از یک جنگ هوایی کلاسیک است. آمریکا در این نبرد همچنان توانست حجم بسیار بزرگی از عملیات هوایی را اجرا کند، اما برای اجرای همین عملیات، فقط جنگنده‌های خط مقدم را وارد میدان نکرد؛ تانکر‌های سوخت‌رسان، هواپیما‌های هشدار زودهنگام، هواپیما‌های عملیات ویژه، بالگرد‌های نجات و ده‌ها فروند پهپاد نیز درگیر شدند.
 
این یعنی اگر بخواهیم هزینه واقعی یک عملیات هوایی را اندازه بگیریم، نباید فقط به تعداد جنگنده‌های ساقط‌شده نگاه کنیم. یک جنگنده برای انجام مأموریت به سوخت‌رسان، اطلاعات، فرماندهی و کنترل، جست‌و‌جو و نجات و پوشش شناسایی نیاز دارد. وقتی چند حلقه از این زنجیره همزمان آسیب می‌بینند، هزینه جنگ بسیار فراتر از قیمت چند هواپیما می‌رود.
 
آسمان ایران برای آمریکا ارزان تمام نشد
از همین زاویه، عدد بیش از ۳۰ فروند MQ-۹ در کنار چهار F-۱۵E، یک F-۳۵، یک A-۱۰، هفت KC-۱۳۵، E-۳، هواگرد‌های عملیات ویژه و بالگرد‌های از دست‌رفته، دیگر یک فهرست ساده از لاشه‌ها نیست؛ این فهرست تصویری از میزان فشار واردشده به یک شبکه کامل هوایی است.
 
البته نباید از این ارقام نتیجه گرفت که نیروی هوایی آمریکا توان عملیاتی خود را از دست داده است. چنین نتیجه‌ای با داده‌های موجود سازگار نیست. آمریکا همچنان یکی از بزرگ‌ترین و مجهزترین نیرو‌های هوایی جهان را در اختیار دارد و توان جایگزینی بخشی از خسارات را نیز دارد. اما مسئله در جنگ واقعی فقط این نیست که آیا می‌توان یک هواپیما را جایگزین کرد یا نه؛ مسئله این است که آیا می‌توان همان ظرفیت عملیاتی، همان خدمه، همان میزان آمادگی و همان زنجیره پشتیبانی را با سرعت لازم دوباره به میدان برگرداند.
 
 خود CRS نیز هشدار داده که آمار منتشرشده نهایی و قطعی نیست و ممکن است با انتشار اطلاعات جدید، تغییر کند؛ بنابراین اعداد مربوط به بیش از ۳۰ MQ-۹ یا مجموع بالاتر از ۴۲ هواگرد باید با تفکیک منبع و سطح اطمینان بیان شوند، نه اینکه همه آنها یکجا به عنوان «آمار رسمی CRS» معرفی شوند.
آنچه فعلاً با اطمینان بیشتری می‌توان گفت این است که جنگ با ایران برای آمریکا فقط یک عملیات گسترده بمباران نبود؛ این جنگ، شبکه‌ای از هواگرد‌های سرنشین‌دار و بدون سرنشین را درگیر کرد و در همین شبکه، از جنگنده و پهپاد گرفته تا تانکر سوخت‌رسان و هواپیمای هشدار زودهنگام، خسارت ثبت شد.
 
برای کشوری که بخش بزرگی از قدرت نظامی خود را بر پایه برتری هوایی و توان عملیات در فاصله‌های طولانی بنا کرده، اهمیت واقعی این ارقام دقیقاً همین‌جاست: " آسمان ایران فقط محل پرواز بمب‌افکن‌ها و جنگنده‌های آمریکایی نبود؛ به عرصه‌ای تبدیل شد که هزینه حفظ این برتری هوایی نیز به آمریکا تحمیل شد. "
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟