خودروسازها وارد خط تولید دفاعی شدند

وقتی خودروسازها دوباره سراغ صنعت دفاعی رفتند

کارخانه‌های خودروسازی حالا فقط برای ساخت خودرو آماده نیستند؛ بخشی از ظرفیت آنها وارد زنجیره تولید دفاعی شده است.
کد خبر: ۱۳۹۷۰۱۸
| |
783 بازدید

وقتی خودروسازها دوباره سراغ صنعت دفاعی رفتند

به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک، مرز میان صنعت خودرو و صنایع دفاعی در سال‌های اخیر آرام‌آرام در حال جابه‌جا شدن است؛ تغییری که حالا نمونه‌های آن را می‌توان در کارخانه‌های بزرگ خودروسازی اروپا و آمریکا دید. خودروسازانی که دهه‌ها برای تولید میلیون‌ها دستگاه خودرو، موتور، شاسی، سامانه‌های الکترونیکی و قطعات صنعتی سرمایه‌گذاری کرده‌اند، حالا بخشی از همین توان تولیدی را برای پروژه‌های نظامی پیشنهاد می‌کنند. از خودروهای تجاری و وانت‌های چهارچرخ محرک که با تغییراتی برای مأموریت‌های نظامی عرضه می‌شوند تا همکاری مستقیم در تولید خودروهای بدون سرنشین، پهپاد، سامانه‌های ضدپهپاد و قطعات تجهیزات دفاعی، صنعت خودرو دوباره به یکی از گزینه‌های مورد توجه زنجیره تأمین نظامی تبدیل شده است.

این اتفاق البته به معنی تبدیل شدن ناگهانی خودروسازان به شرکت‌های تسلیحاتی نیست. بسیاری از این شرکت‌ها همچنان کسب‌وکار اصلی خود را خودرو می‌دانند، اما ظرفیت‌های تولیدی، مهندسی، زنجیره تأمین و کارخانه‌هایی که برای بازار غیرنظامی ساخته شده‌اند، قابلیت استفاده در پروژه‌های دفاعی را هم دارند. روی دیگر ماجرا، افزایش سفارش‌های نظامی در اروپا و آمریکا و فشار هم‌زمان بر خودروسازان از ناحیه کاهش رشد بازار، رقابت شدید با تولیدکنندگان چینی و هزینه‌های سنگین توسعه خودروهای برقی است؛ ترکیبی که باعث شده بخشی از صنعت خودرو به دنبال بازارهای جدید برای ظرفیت صنعتی خود باشد.

کارخانه‌ای که می‌تواند از خودرو به تجهیزات نظامی برسد

دلیل اصلی این نزدیکی را باید در خود کارخانه جست‌وجو کرد، نه فقط در محصول نهایی. یک خودروساز بزرگ، مجموعه‌ای از توانمندی‌ها در اختیار دارد که بسیاری از آنها برای تولید تجهیزات نظامی نیز کاربرد دارند؛ خطوط مونتاژ پرظرفیت، ربات‌های صنعتی، ماشین‌کاری دقیق، جوشکاری، رنگ، کنترل کیفیت، طراحی سه‌بعدی، مهندسی شاسی و قوای محرکه، مدیریت زنجیره تأمین و مهم‌تر از همه توان تولید تعداد زیادی محصول در مدت نسبتاً کوتاه.

برای ساخت یک خودروی نظامی ساده یا یک خودروی لجستیکی، الزاماً به کارخانه‌ای با همان ساختار یک کارخانه تولید تانک نیاز نیست. اگر پلتفرم پایه از قبل وجود داشته باشد، می‌توان مجموعه‌ای از تغییرات را روی آن اعمال کرد؛ تعلیق تقویت‌شده، سیستم ارتباطی، تجهیزات دید در شب، سامانه‌های ناوبری، حفاظت بالستیک، محل نصب تجهیزات مأموریتی و در برخی موارد سامانه‌های بدون سرنشین. بخش زیادی از دانش تولید چنین وسیله‌ای، همان دانشی است که صنعت خودرو سال‌ها برای ساخت خودروهای تجاری و آفرودی توسعه داده است.

همین موضوع باعث شده شرکت‌هایی مانند فورد، جنرال موتورز و جگوار لندروور برای قراردادهای نظامی بریتانیا، نسخه‌هایی از محصولات تجاری خود را پیشنهاد کنند. در یک مناقصه وزارت دفاع بریتانیا با ارزشی در حدود ۹۰۰ میلیون پوند، نسخه‌های نظامی‌شده فورد رنجر، شورولت سیلورادو و لندروور دیفندر در رقابت قرار گرفته‌اند. این خودروها قرار نیست جای تانک یا نفربر زرهی را بگیرند؛ کاربرد آنها بیشتر در حوزه حمل‌ونقل، پشتیبانی، ارتباطات، شناسایی و مأموریت‌های میدانی است.

از نظر اقتصادی هم چنین پروژه‌ای برای خودروساز جذاب است، زیرا شرکت می‌تواند بدون طراحی یک محصول کاملاً جدید، از یک پلتفرم و زنجیره تأمین موجود استفاده کند. برای ارتش نیز یک مزیت بالقوه وجود دارد: اگر قطعات، موتور، گیربکس یا بخش‌هایی از خودرو بر پایه تولید انبوه طراحی شده باشند، تأمین و تعمیر آنها ممکن است ساده‌تر از تجهیزاتی باشد که در تیراژ بسیار پایین تولید می‌شوند.

البته این رابطه یک‌طرفه نیست. صنایع دفاعی نیز سال‌هاست از فناوری‌های صنعت خودرو استفاده می‌کنند. کنترل کیفیت تولید انبوه، مهندسی دیجیتال، رباتیک، مدیریت قطعات و طراحی برای تعمیرپذیری، همگی در ساخت تجهیزات نظامی اهمیت دارند. چیزی که در سال‌های اخیر تغییر کرده، مقیاس این همکاری و سرعت انتقال فناوری میان دو صنعت است.

در آمریکا نمونه روشن این همکاری را می‌توان در توافق جنرال موتورز و لاکهید مارتین دید. دو شرکت در ژوئن ۲۰۲۶ برای بررسی همکاری در حوزه زنجیره تأمین دفاعی، ظرفیت تولید، طراحی و استفاده از توانمندی‌های تولید انبوه جنرال موتورز به توافق رسیدند. هدف، انتقال بخشی از تجربه GM در تولید تجاری با تیراژ بالا به زنجیره صنعتی دفاعی عنوان شده است.

این همکاری از یک جهت مهم‌تر از ساخت یک محصول مشخص است. صنایع دفاعی معمولاً با تیراژهای بسیار پایین‌تر از صنعت خودرو کار می‌کنند و همین مسئله باعث می‌شود هزینه هر واحد محصول بالا باشد. اگر بخشی از روش‌های تولید انبوه صنعت خودرو بتواند بدون قربانی کردن الزامات نظامی وارد این زنجیره شود، امکان افزایش نرخ تولید و کاهش برخی هزینه‌های صنعتی ایجاد می‌شود.

وقتی خودروسازها دوباره سراغ صنعت دفاعی رفتند

از رنو و مرسدس تا خودروهای بدون سرنشین

از روبو آرمی ها بیشتر بدانید!

اروپا در این مسیر چند نمونه متفاوت را هم‌زمان تجربه می‌کند. رنو در فرانسه وارد پروژه تولید پهپاد نظامی شده و قرار است در کارخانه لومان، خط مونتاژ پهپادهای بزرگ و کم‌هزینه را راه‌اندازی کند. این پروژه با شرکت دفاعی Turgis Gaillard انجام می‌شود و محصول مورد نظر، پهپادی با دهانه بال حدود ۸ متر است که برای پروازهای طولانی طراحی شده است. نخستین نمونه‌ها برای آزمایش در سال ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده‌اند.

اهمیت این پروژه در خود پهپاد نیست؛ مسئله مهم این است که یک کارخانه خودروسازی قرار است بخشی از ظرفیت تولید خود را به محصولی اختصاص دهد که تا چند سال پیش اساساً خارج از زنجیره صنعتی معمول این شرکت قرار داشت. رنو پیشینه تاریخی در حوزه تجهیزات نظامی دارد، اما ورود دوباره به این حوزه در شرایط فعلی بیشتر با مسئله افزایش ظرفیت صنعتی دفاعی اروپا گره خورده است.

مرسدس‌بنز نیز مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. این شرکت در ژوئن ۲۰۲۶ با شرکت دفاعی TYTAN Technologies برای بررسی توسعه سامانه‌های متحرک ضدپهپاد و مأموریتی تفاهم‌نامه امضا کرد. پلتفرم‌های مورد استفاده در این همکاری شامل G-Class و Sprinter هستند و ایده اصلی، نصب سامانه‌های مأموریتی روی خودروهای متحرک است. یک نمونه اولیه از این رویکرد نیز در نمایشگاه ILA 2026 معرفی شد.

اینجا خودرو دیگر فقط وسیله حمل نیرو نیست. یک شاسی چهارچرخ محرک می‌تواند تبدیل به سکوی حمل رادار، سامانه اخلال، تجهیزات شناسایی، ارتباطات یا حتی مجموعه مقابله با پهپاد شود. مزیت چنین پلتفرمی، تحرک است؛ سامانه‌ای که بتواند سریع جابه‌جا شود، در نقاط مختلف مستقر شود و پس از انجام مأموریت محل خود را تغییر دهد، برای مقابله با تهدیدهایی مانند پهپادهای کوچک اهمیت پیدا می‌کند.

در آمریکا نیز این مسیر به خودروهای بدون سرنشین رسیده است. شرکت Harbinger Motors در سال ۲۰۲۶ یک پلتفرم خودرویی هیبریدی-الکتریکی بدون سرنشین را برای کاربردهای نظامی معرفی کرد. این پلتفرم برای مأموریت‌هایی مانند لجستیک، ارتباطات میدانی، انتقال نیرو، حفاظت پیرامونی و مقابله با پهپاد قابل پیکربندی است. نکته فنی جالب در این پروژه، ترکیب باتری با تولید برق درون‌سامانه و امکان شارژ دوطرفه است؛ قابلیتی که می‌تواند به خودرو اجازه دهد در میدان علاوه بر حرکت، بخشی از نیاز انرژی تجهیزات مأموریتی را نیز تأمین کند.

این دقیقاً همان جایی است که صنعت خودرو می‌تواند برای بخش دفاعی جذاب شود. خودروی نظامی آینده ممکن است فقط یک موتور قوی و زره ضخیم نداشته باشد؛ ممکن است خودش یک منبع برق متحرک، مرکز ارتباطی، سکوی حسگر و بخشی از شبکه پهپادی یگان باشد.

نمونه دیگری از این روند را می‌توان در همکاری شرکت‌های آلمانی با استارتاپ‌های دفاعی دید. شرکت ARX Robotics روی خودروهای زمینی بدون سرنشین تمرکز کرده و به دنبال همکاری با تولیدکنندگان سنتی برای افزایش تیراژ است. منطق این همکاری، استفاده از ظرفیت صنعتی موجود به جای ساخت کارخانه‌های کاملاً جدید است. در گزارش‌های مربوط به این شرکت، همکاری با مجموعه‌هایی مانند Deutz و Schaeffler و مذاکره با Bosch مطرح شده و موضوع اصلی، افزایش توان تولید خودروهای زمینی بدون سرنشین است.

این مدل تولید می‌تواند در سال‌های آینده اهمیت بیشتری پیدا کند؛ به‌خصوص برای سامانه‌هایی که برخلاف تانک یا نفربر زرهی، از ابتدا برای تولید در تیراژ بالا طراحی شده‌اند. یک خودروی زمینی بدون سرنشین سبک را می‌توان به تعداد زیاد تولید کرد و بسته به مأموریت، تجهیزات متفاوتی روی آن نصب کرد. یکی برای انتقال مهمات، دیگری برای تخلیه مجروح، یکی برای شناسایی و دیگری برای حمل تجهیزات ارتباطی.

وقتی خودروسازها دوباره سراغ صنعت دفاعی رفتند

چرا جنگ دوباره به کارخانه‌های خودرو برگشته است؟

جنگ‌های اخیر یک واقعیت صنعتی را بیش از گذشته آشکار کرده‌اند: درگیری مدرن فقط به داشتن تجهیزات پیشرفته وابسته نیست، بلکه توان جایگزینی و تولید سریع آنها هم اهمیت دارد. پهپادهای کوچک، خودروهای بدون سرنشین، سامانه‌های ارتباطی و تجهیزات ضدپهپاد محصولاتی هستند که ممکن است در مقایسه با تانک یا هواپیمای جنگنده عمر عملیاتی کوتاه‌تری داشته باشند و به تعداد بسیار بیشتری نیاز پیدا کنند.

همین مسئله مفهوم «تولید انبوه دفاعی» را دوباره به مرکز توجه آورده است. یک کارخانه خودروسازی که روزانه صدها یا هزاران قطعه و مجموعه را تولید می‌کند، از نظر ظرفیت صنعتی با یک کارخانه سنتی دفاعی تفاوت زیادی دارد. البته تبدیل این ظرفیت به تولید نظامی ساده نیست؛ استانداردهای نظامی، امنیت زنجیره تأمین، کنترل صادرات، حفاظت اطلاعات، مقاومت در برابر شرایط محیطی و الزامات عملیاتی باید در طراحی وارد شوند. اما زیرساخت تولیدی، مهندسان، ماشین‌آلات و شبکه تأمین‌کنندگان از قبل وجود دارند.

همین مسئله در همکاری میان لاکهید مارتین و GM هم مطرح شده است. هدف اعلام‌شده صرفاً ساخت یک خودرو نظامی جدید نیست، بلکه استفاده از توان تولیدی و مهندسی صنعت تجاری برای تقویت پایه صنعتی دفاعی آمریکاست.

اروپا نیز به دلیل افزایش نیاز به تولید تجهیزات نظامی با مسئله مشابهی مواجه است. شرکت‌های دفاعی برای افزایش ظرفیت با محدودیت کارخانه، نیروی متخصص و زنجیره تأمین روبه‌رو هستند، در حالی که بخش‌هایی از صنعت خودرو ظرفیت‌هایی دارند که در برخی پروژه‌ها قابل استفاده است. گزارش رویترز در سپتامبر ۲۰۲۶ نیز به همین روند اشاره کرده و نوشته است خودروسازان غربی علاوه بر پیشنهاد خودروهای تجاری تغییر‌یافته برای قراردادهای نظامی، در برخی موارد کارخانه‌های کم‌استفاده خود را به شرکت‌های دفاعی واگذار می‌کنند.

با این حال، نباید این روند را صرفاً یک فرصت اقتصادی برای خودروسازان دانست. ورود صنعت خودرو به حوزه دفاعی، وابستگی بیشتری میان زنجیره صنعتی غیرنظامی و نظامی ایجاد می‌کند و همین مسئله الزامات امنیتی تازه‌ای به وجود می‌آورد. کارخانه‌ای که هم‌زمان محصول تجاری و نظامی تولید می‌کند، باید بتواند خطوط تولید، داده‌های مهندسی، تأمین‌کنندگان و نیروی انسانی خود را مدیریت کند تا آسیب‌پذیری‌های یک بخش به بخش دیگر منتقل نشود.

از طرف دیگر، همه فناوری‌های خودرو برای میدان نبرد مناسب نیستند. یک موتور یا گیربکس که برای استفاده در جاده طراحی شده، الزاماً در شرایط گردوغبار، شوک، بارگذاری مداوم، شیب‌های شدید یا عملیات طولانی‌مدت عملکرد یکسانی ندارد. سامانه‌های الکترونیکی خودروهای جدید نیز به شدت به شبکه‌های دیجیتال، نرم‌افزار و حسگر وابسته‌اند و همین وابستگی می‌تواند در محیط جنگ الکترونیک به یک مسئله جدی تبدیل شود.

بنابراین مسیر آینده احتمالاً نه حذف صنایع دفاعی توسط خودروسازان، بلکه شکل‌گیری یک زنجیره مشترک خواهد بود؛ خودروساز، شرکت دفاعی، سازنده نرم‌افزار، شرکت رباتیک و تأمین‌کننده قطعات در کنار هم محصولی را توسعه می‌دهند که بخشی از فناوری آن از بازار خودرو و بخش دیگر از نیازهای نظامی می‌آید.

آنچه امروز در اروپا و آمریکا دیده می‌شود، هنوز به معنای تغییر کامل ماهیت صنعت خودرو نیست. فورد، GM، مرسدس، رنو و دیگر شرکت‌ها همچنان خودروساز هستند و بخش اصلی درآمد و فعالیتشان به بازار خودرو مربوط است. اما خطوط تولید آنها دیگر فقط برای یک مشتری غیرنظامی طراحی نشده‌اند. کارخانه خودرو می‌تواند در کنار ساخت وانت، شاسی‌بلند یا کامیون، بخشی از زنجیره تولید یک پهپاد، خودروی بدون سرنشین یا سامانه متحرک دفاعی نیز باشد. اگر روند افزایش تقاضای نظامی و نیاز به تولید انبوه ادامه پیدا کند، فاصله میان کارخانه خودرو و کارخانه دفاعی احتمالاً از آنچه امروز می‌بینیم هم کمتر خواهد شد؛ نه به این معنا که هر خودروساز تبدیل به سازنده سلاح می‌شود، بلکه به این معنا که توان تولید انبوه خودرو دوباره به یکی از دارایی‌های مهم صنعت دفاعی تبدیل شده است.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟