یادی از شهیدی که در فاجعه انسانی پالمیرا شهید شد و یکسال بعد برگشت

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، امروز ۳۰ اردیبهشت سالروز شهادت یکی از مدافعان حرم است که در سوریه به شهادت رسیدند. شهید علیاصغر شیردل متولد ۳ خرداد ۱۳۵۷ بود که تابستان ۱۳۷۳ به عضویت بسیج درآمد و اولینماموریتهای خود در راه مردم ایران را در ایام عید نوروز انجام داد؛ زمانیکه شهرها و خانهها بهدلیل سفرهای مردمی خالی میشدند و بسیجیها بهنوبت در خیابانها کشیک میدادند و از محلات و خانهها حراست میکردند.
رفتار متفاوت شهید شیردل از دوران نوجوانی و جوانی به چشم خانواده و دوستانش آمد؛ ازجمله اینکه با وجود تربیت مذهبی و اعتقاداتش میگفت نمیخواهد مثل بعضی آدمها باشد که وقتی با آنها گفتگو میکنی، ذکر میگویند. چون عبادتی که با ریا مخلوط شود، به درد دنیای دیگر نمیخورد!
علیاصغر شیردل بهار ۱۳۷۵ دیپلم گرفت و عزم خود را برای عضویت در سپاه پاسداران جزم کرد. به اینترتیب بهمنماه ۱۳۷۶ بهعنوان یکی از اعضای گروه تفحص شهدا به کرمانشاه رفت. ۸ اردیبهشت ۱۳۸۴ هم عقد کرد و مراسم ازدواجش روز ۱۹ مرداد آنسال برگزار شد. اما صبح روز عروسی عازم ماموریت آموزشی نظامی شد و غروب با خستگی به خانه برگشت تا در جشن عروسیاش شرکت کند.
با رسیدن مهرماه ۱۳۸۵، ماموریت مخابراتی و ارتباطی به سارایوو پیش آمد و سپس، قبولی در مقطع فوق دیپلم رشته کامپیوتر رخ داد. شیردل در ادامه در قسمت فاوا در بخش سختافزار قرارگاه بازسازی خاتمالانبیا مشغول به خدمت شد و بهار ۱۳۸۹ دانشجوی کارشناسی رشته کامپیوتر شد. اواخر مرداد آنسال هم بهعنوان مهندس کامپیوتر و نیروی فنی ارتباطی سفارت ایران، دوباره عازم ماموریت سارایوو شد.
علیاصغر شیردل سال ۱۳۹۳ دوره اعزام به سوریه را پشت سر گذاشت اما فرماندهاش بهدلیل داشتن مشکلاتی در حوزه مسکن مهر و اینکه تکپسر خانواده بود و خود نیز دارای زن و بچه کوچک بود، با اعزام او به سوریه موافقت نمیکرد. اما در نهایت اواخر اسفند ۱۳۹۳ اعزام شد و سیزده به در نوروز ۱۳۹۴ با نوشتن وصیتنامه خود عازم فرودگاه و بعد سوریه شد.
مقر اول نیروهای ایرانی، یککیلومتری فرودگاه دمشق قرار داشت و مقر بعدی، در سازمان آب تدمر کنار فرودگاه شهر تدمر بود. علیاصغر شیردل در اینماموریت، مسئول تجهیزات مخابراتی منطقه بود و تنظیم دستگاههای ارسال ماهواره و رمزکنندههای ارتباطی ازجمله وظایفش بودند. کار او بررسی عملکرد دکل مخابراتی از محل مقر اصلی بود. اهمیت ایندکل در این بود که اگر از بین میرفت، نیروهای رزمنده نمیتوانستند مسیر را پیدا کنند و به دست داعش میافتادند یا در دل کویر ناپدید میشدند.
روزی که دستگاهها از کار افتادند
ماموریت شیردل هفته آخر اردیبهشت ۱۳۹۴ به پایان رسید اما همکاری که باید بهعنوان جایگزین از تهران میآمد و پست او را تحویل میگرفت، با تاخیر رسید. یکی از همانروزها بود که شیردل متوجه شد دستگاههای مخابراتی خوب کار نمیکنند و به مرور از کار افتادند. با تحقیق و بررسی مشخص شد دکل دست نیروهای داعش افتاده و داعشیها به تپههای روبروی مقر رسیدهاند. پیکر شهید علی سلیمان از نیروهای سوری را هم از دکل آویزان کرده و آتش زدهاند.
اگر بیسیم درست نمیشد...
روز ۲۴ اردیبهشت، سخنه در ۷ کیلومتری تدمر به اشغال نیروهای مسلح تحت حمایت آمریکا و اسرائیل درآمد. با سقوط سخنه، داعش تقویت شد و نیروهای ایرانی، لبنانی و ارتش سوریه که در آنمنطقه بودند، در خطر افتادند. کمی بعد حقلالحیل در ۵۵ کیلومتری تدمر هم سقوط کرد. اینمنطقه، نفتی بود و ۱۵ کیلومتر با سخنه فاصله داشت. در نتیجه خطر حرکت داعشیها از هر سو بهسمت مقر بهشدت احساس میشد.
در آنشرایط، اگر بیسیم و ارتباط رادیویی نیروها درست نمیشد، همه به خطر میافتادند؛ بهویژه نیروهایی که از سخنه عقب کشیده بودند. شهید شیردل با تلاش زیاد موفق شد سیستم بیسیم را با تاسیس یکدکل موقت راهاندازی کند. ارتشیهای سوری حین عقبنشینی بهدلیل خرابی دکل مخابراتی، مفقود شدند اما نیروهای شیعه و دیگران با دکل موقتی که شیردل راه انداخت، راه را پیدا کرده و برگشتند.
اتفاق تلخ بعدی اشغال منطقه آراک توسط داعش بود و بعد از آن هم منطقه حفنه که چاه آب تدمر آنجا قرار داشت، سقوط کرد. نیروهای داعش لحظه به لحظه به تدمر نزدیک میشدند. آراک مه ۲۰۱۵ همزمان با اردیبهشت ۱۳۹۴ به دست داعش افتاد و سال ۲۰۱۷ (۱۳۹۶) آزاد شد.

شهید علیاصغر شیردل و فرزندش
روز آخر؛ فاجعه انسانی پالمیرا
روز ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ که نیروهای مدافع تدمر ازجمله شهید علیاصغر شیردل ۲ روز نخوابیده بودند، دستور تخلیه مقر رسید: «تخلیه و وسایل را منهدم کنید!» اما شیردل با ایندستور مخالفت کرد چون اعتقاد داشت تجهیزات، نیاز مبرم نیروهاست.
در ادامه اتفاقات آنروز، فاجعه انسانی پالمیرا رخ داد و کشتار عظیمی از انسانهای حاضر در منطقه تدمر انجام شد. ۲۵ درصد کشتهها از ارتش سوریه بودند و ۷۵ درصد دیگر از غیرنظامیها و شهروندان تدمر. داعش ۳ هزار مین در منطقه پالمیرا کاشت که باعث تخریب آثار باستانی اینشهر شدند و کمی بعد، حین آزادسازی شهر، مینهای خنثینشده توسط ارتش سوریه خنثی شدند.
در روز فاجعه پالمیرا، ستونهای باستانی پالمیرا یکییکی بمبگذاری و منفجر شدند. هرکس هم که به ارتش سوریه، حزبالله یا ایرانیهای نان یا کالایی فروخته بود، توسط جاسوسها لو معرفی و سر بریده میشد.
شهید شیردل در آنروز حین حرکت با خودرو در بلوار اصلی، همراه دوستانش کمین خورد و با اصابت گلوله دشمن به قلب و سرش به شهادت رسید. لحظاتی بعد هم که دوستانش به محل شهادت برگشتند تا پیکرش را بردارند، با فقدان پیکر روبرو شدند.
صبح ۹ خرداد ۱۳۹۵ دو پیکر شهید به معراج شهدا منتقل شدند که یکیشان علیاصغر شیردل بود. پیکر او بین چندصد جسد و پیکر دفنشده در گور دستهجمعی، سالم مانده و فقط بخشهایی از پوست و گوشت صورتش رفته بود.
شهید علیاصغر شیردل اینروزها در گلزار شهدای بهشتزهرای تهران آرمیده است.


