کوثر؛ جنگندهای که از دل تحریم، آچار و ایمان بیرون آمد
در آسمان خاورمیانه، بعضی جنگندهها فقط یک پرنده فلزی نیستند؛ تبدیل به نشانه میشوند. نشانه بقا، سماجت و صنعتی که زیر فشار تحریم، جنگ و فرسودگی مجبور شد خودش را از نو بسازد. جنگنده «کوثر» دقیقاً از همین جنس است.
کد خبر: ۱۳۷۲۰۴۷
| | 3792 بازدید
به گزارش تابناک؛ هواپیمایی که شاید از نگاه برخی تحلیلگران غربی فقط نسخهای ارتقایافته از F-۵ باشد، اما در واقعیت، داستانش خیلی عمیقتر از این حرفهاست؛ داستان کشوری که وقتی فهمید قرار نیست کسی برایش جنگنده مدرن بیاورد، تصمیم گرفت خودش خط تولید هواپیما راه بیندازد. کاری که روی کاغذ ساده به نظر میرسد، اما در دنیای واقعی، حتی بسیاری از کشورهای ثروتمند هم جرأت نزدیک شدن به آن را ندارند. بشر موجود عجیبی است؛ اول هواپیما میسازد که سریعتر پرواز کند، بعد همان را تبدیل میکند به وسیلهای برای جنگیدن با خودش. جنگنده کوثر را نمیشود بدون فهمیدن تاریخ نیروی هوایی ایران درک کرد. ریشه این پروژه فقط در یک کارخانه یا یک خط مونتاژ نیست، بلکه در سالهایی قرار دارد که نیروی هوایی ارتش بعد از انقلاب و سپس در جریان جنگ ایران و عراق، ناگهان با واقعیتی تلخ روبهرو شد؛ اینکه وابستگی مطلق به خارج، در روز بحران میتواند کل ساختار دفاعی را فلج کند.

میراث منصور
در همان سالها بود که مفهوم خودکفایی هوایی در ایران جدی شد. نیروی هوایی فهمید اگر قرار باشد برای هر قطعه، هر موتور و هر سامانه به خارج وابسته بماند، در نهایت زمینگیر خواهد شد. اینجا بود که نام شهید منصور ستاری وارد تاریخ شد؛ فرماندهای که فقط یک نظامی کلاسیک نبود، بلکه ذهنی صنعتی و آیندهنگر داشت.
منصور ستاری از آن دسته آدمهایی بود که جنگ را فقط در خط مقدم نمیدید. او میفهمید جنگ آینده، جنگ کارخانهها، مهندسان و خطوط تولید هم هست. در دورانی که بسیاری هنوز تصور میکردند نگهداری جنگنده بدون پشتیبانی آمریکا غیرممکن است، ستاری روی توسعه توان داخلی پافشاری کرد. راهاندازی مراکز تعمیرات اساسی، پروژههای مهندسی معکوس، تربیت نیروی متخصص و ورود به حوزه ساخت تجهیزات هوایی، بخش مهمی از میراث اوست.
در واقع، اگر امروز پروژهای مثل کوثر وجود دارد، ریشهاش به همان تفکری برمیگردد که ستاری سالها قبل در نیروی هوایی کاشت. تفکری که میگفت حتی اگر نتوانیم پیشرفتهترین جنگنده دنیا را بسازیم، باید توان طراحی، تولید و نگهداری هواپیما را یاد بگیریم. چون صنعت هوایی فقط خریدن جنگنده نیست؛ مجموعهای از دانش متالورژی، آیرودینامیک، الکترونیک، موتور، رادار و هزاران جزئیات پیچیده دیگر است.
کوثر دقیقاً در همین مسیر متولد شد.

بالاخره F5 یا کوثر؟
یکی از مهمترین تفاوتهای کوثر با نمونههای اولیه F-۵، استفاده از اویونیک دیجیتال و نمایشگرهای مدرن کابین است. در نسخههای قدیمی F-۵، خلبان با مجموعهای از نشانگرهای آنالوگ روبهرو بود؛ همان عقربهها و صفحههای کلاسیکی که حالوهوای جنگ سرد را داشتند. اما در کوثر، کابین دیجیتال شده و نمایشگرهای چندمنظوره جای بخش بزرگی از سامانههای قدیمی را گرفتهاند.
این تغییر شاید برای مردم عادی فقط شبیه مدرن شدن ظاهر کابین باشد، اما در دنیای هوانوردی نظامی اهمیت زیادی دارد. چون اویونیک مدرن یعنی مدیریت بهتر اطلاعات، کاهش فشار کاری خلبان و امکان اتصال سامانههای جدیدتر تسلیحاتی و ناوبری. در نبرد هوایی مدرن، فقط سرعت و مانور مهم نیست؛ مدیریت اطلاعات هم حیاتی است.
کوثر همچنین به رادار و سامانههای ارتباطی جدید مجهز شده که نسبت به نسل اولیه F-۵ پیشرفتهتر هستند. البته طبیعی است که این جنگنده را نباید با نسل پنجمهای آمریکایی یا حتی جنگندههای سنگین مدرن مقایسه کرد. فلسفه وجودی کوثر اساساً چیز دیگری است.

کوثر برای تبدیل شدن به رقیب F-۳۵ ساخته نشده؛ برای حفظ زنجیره دانش و توان تولید هوایی ساخته شده است.
در حقیقت، صنعت هوایی چیزی نیست که یکشبه ایجاد شود. حتی کشورهایی که دهها میلیارد دلار بودجه دارند، برای توسعه جنگنده مستقل با مشکلات عظیم روبهرو میشوند. پروژههای اروپایی، ترکیهای یا حتی کرهجنوبی نشان دادهاند ساخت هواپیمای رزمی چقدر پیچیده و پرهزینه است. برای همین، نفس حفظ توان طراحی و تولید در کشوری تحت تحریم، خودش اهمیت راهبردی دارد.

اما جذابیت کوثر فقط در بحث فنی نیست؛ در نوع نگاه به آن هم هست.
از نظر عملیاتی، کوثر میتواند در نقشهای آموزشی پیشرفته و همچنین پشتیبانی رزمی سبک استفاده شود. ابعاد کوچک، هزینه عملیاتی پایینتر نسبت به جنگندههای سنگین و تجربه طولانی نیروی هوایی ایران با پلتفرم F-۵ باعث میشود این هواپیما همچنان کاربرد داشته باشد. در جنگهای مدرن، همیشه همه مأموریتها به جنگندههای فوقپیشرفته نیاز ندارند. گاهی یک هواپیمای سبک و چابک برای پشتیبانی نزدیک، آموزش یا عملیات محدود کافی است.
نکته مهم دیگر، مسئله نگهداری است. جنگندههای نسل جدید فوقالعاده پیچیده و گران هستند. حتی کشورهایی که آنها را خریداری میکنند، معمولاً وابستگی سنگینی به شرکت سازنده دارند. اما پلتفرمهایی مثل کوثر، بهدلیل شناخت کامل زیرساخت داخلی از آنها، قابلیت نگهداری و تعمیر سادهتری دارند. این موضوع در شرایط جنگ یا تحریم اهمیت زیادی پیدا میکند.
در کنار همه اینها، کوثر یک بعد روانی و نمادین هم دارد. برای کشوری که سالها تحت تحریم بوده، نمایش توان تولید هواپیما فقط یک پروژه صنعتی نیست؛ پیامی سیاسی و راهبردی هم محسوب میشود. پیامی که میگوید حتی اگر مسیر سخت باشد، صنعت هوایی هنوز زنده است.

اگر کشوری توان ساخت یک هواپیمای سبک را از دست بدهد، رسیدن به مراحل بعدی هم تقریباً غیرممکن میشود. صنعت هوایی مثل عضله است؛ اگر مدام کار نکند، تحلیل میرود.
کوثر شاید هنوز فاصله زیادی با جنگندههای نسل جدید داشته باشد، اما برای صنعتی که سالها زیر فشار تحریم بوده، معنای دیگری دارد. این جنگنده در واقع ادامه همان مسیری است که از سالهای جنگ آغاز شد؛ مسیری که مهندسان و خلبانان ایرانی یاد گرفتند باید روی پای خودشان بایستند؛ و شاید همین نکته مهمترین بخش داستان باشد.
چون کوثر فقط یک هواپیما نیست؛ محصول دههها تجربه، فشار، جنگ، تحریم و سماجت است. محصول نسلی که حاضر نشد نیروی هوایی را به موزهای از جنگندههای فرسوده تبدیل کند.
در آسمان امروز منطقه، جنگندههای بسیار مدرنتری پرواز میکنند؛ از F-۳۵ گرفته تا رافال و یوروفایتر. اما کوثر داستان دیگری دارد. داستان صنعتی که از زیر آوار محدودیتها بیرون آمد و تلاش کرد زنده بماند؛ و شاید ارزش واقعی بعضی پرندهها، نه در سرعت و سقف پروازشان، بلکه در داستانی باشد که پشت ساختشان خوابیده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


