پرونده ناگشوده از جنایت بزرگ ترامپ و نتانیاهو در ایران

آمریکا و صهیونیست ها علاوه بر یورش به جان و مال ایرانی ها، جنایت بزرگ تری را نیز در حق ایرانیان انجام دادند که البته بیش از ایران، حالا دامن خود آنها و شهروندانشان را گرفته است.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، هشدار روز گذشته وزیر بهداشت کشورمان درباره بروز مشکلات روحی و روانی جدی ناشی از جنگ در بین مردم، در واقع پرده برداری از جنایت بزرگ دیگری از ترامپ و نتانیاهو بود.
محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، در واقع از پرونده بزرگ یک جنایت سخن گفته است که با هدف قرار دادن حال و آینده مردم ایران انجام شد. در این میان، گزارش های بین المللی حاکی است که با وجود آسیب های روحی و روانی جنگ تحمیلی، اما همبستگی و مقاومت مردم ایران، یک عامل مهم بازدارنده بوده است و از تاثیرات مخرب تر جنگ، پیش گیری کرده است. در مقابل، امروز، تاثیرات مخرب تر روانی و روحی تجاوز به ایران و پاسخ کشورمان در دفاع از خود، بیش از هر جای دیگری در بین ساکنان سرزمین های اشغالی خود را نشان می دهد. ایران با پاسخ های مقتدرانه، هم روحیه ملی را تقویت کرد و هم، تجاوزگران را در گودال عمیق تر روحی و روانی خودشان فرو برد.
وزیر بهداشت دیروز تأکید کرد که مردم ایران دچار مشکلات جدی روحی و روانی شدهاند. در این میان سازمان جهانی بهداشت تخمین میزند که حدود ۲۲ درصد از افراد در مناطق درگیر جنگ دچار اختلالات روانی در مقادیر متفاوت میشوند. این یعنی از هر پنج ایرانی، یک نفر زخمی دارد که روی پوستش دیده نمیشود. صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) تخمین میزند که حدود ۴۰ درصد کودکان و نوجوانان در مناطق درگیر ایران به حمایت روانی-اجتماعی نیاز دارند.
همبستگی ایرانیان و تاثیرات آن در برابر جنایت
تحقیقات علمی جدید نشان میدهد که همبستگی اجتماعی ایرانیان به عنوان یک «واکسن قوی» در برابر همهگیری روانی جنگ عمل کرده است. در پژوهشی که پس از جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ در مجله Health Scope منتشر شده بود نیز به این بحث اشاره شده بود . اخیرا نیز محققان دانشگاه علوم پزشکی ایلام به یک یافته جالب دست یافتند: سرمایه اجتماعی ایران در طول جنگ نه تنها کاهش نیافت، بلکه رشد کرد.
محققان می گویند در برابر جنایت آمریکا و اسرائیل در آسیب رساندن به روح و روان ایرانیان، اما رشد سرمایه اجتماعی باز هم در ایران و در سه سطح اتفاق افتاد. نخست اعتماد فردی به عنوان جان پناهی در برابر شرایط خاص نهادها بود. در لحظهای که نهادهای دولتی تحت فشار شدید بمبارانها قرار داشتند، ایرانیها به جای سقوط در ورطه «هرکسی برای خودش»، به سمت یکدیگر چرخیدند. پژوهشگران این پدیده را «لنگر روانی در بحران» مینامند؛ اعتماد فردی، استرس ادراکشده از تهدیدات اجتماعی را کاهش میدهد و به عنوان سپری در برابر اضطراب و افسردگی عمل میکند.

دومین سطح، انسجام و حمایت اجتماعی بود. حمایت روانی که از شبکههای غیررسمی مانند خانواده، همسایهها و رهبران محلی میآید، نقشی کلیدی در کاهش پریشانی روانی در بحران ایفا میکند. در ایران، این شبکهها فراتر از حمایت عاطفی عمل کردند.
سومین لایه، اعتماد اجتماعی و مشارکت مدنی بود. شاید مهمترین لایه همبستگی ایرانی، فعالیت سازمانیافته نهادهای مدنی مذهبی و مردمی بود. مساجد، مؤسسات خیریه و شوراهای محلی فراتر از وظایف سنتی خود به مراکز توزیع کمکها و هماهنگی امداد تبدیل شدند، گروههای دانشگاهی و داوطلبانه خدمات مشاوره ارائه دادند، و نهادهای دولتی توانستند با وجود فشار شدید، با سازمانهای مردمی همکاری مؤثری داشته باشند.
صهیونیست ها در گودال خودساخته
اگر ایران واکسن همبستگی را دریافت کرد، اسرائیل در وضعیت کاملاً متفاوتی قرار دارد. شواهد علمی نشان میدهد که جنگ اخیر و پاسخ های ایران به تجاوزگران، یک طوفان روانی بر جامعه اسرائیل تحمیل کرده است. در واقع آنها در باتلاق خودساخته فرو رفته اند و شرایطشان بسیار وخیم تر از ایران است و اساسا قابل قیاس نیست.

مطالعهای از دانشگاه بن گوریون نشان میدهد که در حالی که گروههای جمعگرای اسرائیل (مانند جامعه حریدی) از حمایت اجتماعی برخوردارند، بخشهای سکولار و مدرن جامعه که فردگرایی در آنها غلبه دارد، سطوح بسیار بالاتری از پریشانی روانی را تجربه میکنند. تحقیقات عنوان می کند که تا سه میلیون از ساکنان اسرائیل نیازمند بررسی روانی هستند و از اختلال استرس جنگی رنج می برند.
اما حکایت همچنان باقی است
واکسن همبستگی ایرانی باعث شد تبعات جنگ از آنچه میتوانست باشد، کمتر شود. اما این واکسن پاسخ همه مشکلات نیست و مشکلات روانی و روحی، نباید مورد غفلت قرار گیرد. تورم ۱۱۰ درصدی مواد غذایی -که روز گذشته اعلام شد-، آسیبهای روانی، و نسل زخمی کودکان، سهگانهای از چالش هایی هستند که اگر امروز با عزم ملی و برنامهریزی دقیق مدیریت نشوند، فردا به فاجعهای غیرقابل مهار تبدیل خواهند شد. مردم ما کاری با شرایط روحی و روانی ساکنان اسرائیل ندارند که وخامت حال آنها، برآیند عملکرد و خواسته های خودشان بوده و خواهد بود. اما انتظار دارند که مشکلات و آسیب های داخلی جنگ، در همه ابعاد، مورد رسیدگی قرار گیرد. در غیر این صورت با دهه سیاه در موضوعات روانی مواجه خواهیم بود.




