چگونه مذاکرات ایران و آمریکا شکست خورد و چه خواهد شد؟/ پنجره دیپلماسی بسته نشده است

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، رسانه اماراتی «نشنال» در تحلیلی به بررسی دلایل شکست مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام آباد و چشم انداز آینده پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
دو هیئت با فاصله چند ساعت وارد شدند و بدون توافق، به همان ترتیب خارج شدند. در ۲۱ ساعت بین این دو رویداد، آمریکا و ایران بیش از هر زمان دیگری در سالهای اخیر به یک تبادل دیپلماتیک ساختاریافته نزدیک شدند.
با این حال، شکاف عمدتاً بر سر مسئله هستهای و تنگه هرمز همچنان زیاد بود و اکنون هیچ شفافیتی در مورد دور بعدی مذاکرات وجود ندارد، در حالی که جهان نفسهایش را در سینه حبس کرده و تنها ۱۰ روز تا انقضای آتشبس فعلی باقی مانده است.
آمریکا و ایران در مذاکرات اسلامآباد به توافق نمیرسند
آمریکا گفت که توافقی را روی میز گذاشته است، در حالی که ایران اصرار داشت که «دیپلماسی هرگز پایان نمییابد» و افزود که رایزنیها با پاکستان و سایر «کشورهای همسایه و دوست» ادامه خواهد یافت.
دست دادنها و پیامها
هیئت ایرانی در میان تدابیر شدید امنیتی، شب هنگام فرود آمد. هیئت آمریکایی ساعاتی بعد وارد شد. تا بعد از ظهر، هر دو طرف قبل از اینکه برای اولین بار پای میز مذاکره بنشینند، به طور جداگانه با «شهباز شریف» نخستوزیر پاکستان دیدار کرده بودند.
آنچه در پی آمد، از نظر شکل و جاهطلبی غیرعادی بود. جلسات مستقیم اولیه شامل فرمانده ارتش پاکستان در قالبی سهجانبه بود که نشاندهنده عزم اسلامآباد برای چیزی فراتر از یک میزبان و مکان صرف بود.
سپس مذاکرات به گروههای کاری کارشناسی و فنی منتقل شد، در حالی که هر دو هیئت در اتاقهای جداگانهای مستقر بودند و واسطهها پیامها را بین آنها رد و بدل میکردند.
رسانههای دولتی ایران از «پیشرفت» و «کار فنی دقیق» گزارش دادند. به گفته منابع، لحظاتی وجود داشت که خوشبینی واقعاً حاکم میشد. پیشنهادهای کتبی رد و بدل شد. مذاکرات متوقف، از سر گرفته و دوباره متوقف شد.
با این حال، شکاف باقی ماند. هر دو طرف با نقشههای رقیب برای صلح وارد شده بودند: ایران با یک پیشنهاد ۱۰ مادهای، آمریکا با چارچوب ۱۵ مادهای خود. هر دو برنامه به طور گسترده به عنوان مواضع اولیه مذاکره دیده میشدند، نه خواستههای نهایی.
شکستن مذاکرات
واشنگتن بر یک دستور کار محدود متمرکز بود: جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و بازگشایی تنگه هرمز.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مذاکرات را به زبانی صریح چارچوببندی کرده بود و گفت که ایران «هیچ برگ برندهای» فراتر از توانایی خود برای مختل کردن حمل و نقل دریایی جهانی ندارد.
«جی دی ونس» معاون رئیسجمهور به همراه «استیو ویتکاف» و «جرد کوشنر» فرستادگان آمریکایی، در طول مذاکرات به همین چارچوب پایبند بودند.
ونس گفت که تیم در طول این فرآیند «شاید دوازده بار» با ترامپ صحبت کرده است، که بر تمایل شدید دولت آمریکا برای تضمین یک توافق و پایان دادن به دههها روابط خصمانه بین دو کشور تأکید داشت.
تهران دستور کار گستردهتری به همراه داشت. «محمدباقر قالیباف» رئیس مجلس و «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران اصرار داشتند که هر توافق پایداری باید به طور خاص به لبنان بپردازد تا حمایت از حزبالله در برابر حملات اسرائیل را تضمین کند. آنها همچنین قبل از تعهد در مورد پرونده هستهای، به دنبال پیشرفت ملموس در زمینه رفع تحریمها بودند.
رسانههای دولتی ایران گزارش دادند: «مسئله هستهای و کنترل تنگه هرمز، نکات کلیدی اختلاف باقی ماندهاند.» تهران از ترک غنیسازی اورانیوم خودداری میکند و به دنبال استفاده از کنترل خود بر تنگه به نفع خود است، از جمله با دریافت هزینه از کشتیها برای ترانزیت.
در پشت صحنه، نیروهای آمریکایی مقدمات پاکسازی مینهای دریایی از تنگه هرمز را آغاز کردند، چه به عنوان بخشی از یک توافق در حال ظهور و چه به عنوان فشار یکجانبه.
رسانههای اسرائیلی گزارش دادند که اسرائیل موافقت کرده است از حمله به بیروت خودداری کند مگر اینکه تهدید خاصی تحقق یابد و هر اقدامی را با واشنگتن هماهنگ کند، که این یک امتیاز جزئی به خواستههای ایران بود که ممکن است برای تأثیرگذاری خیلی دیر ارائه شده باشد.
بعد چه میشود
۲۱ ساعت پس از شروع مذاکرات، ونس مقابل دوربینها ظاهر شد تا اعلام کند که هیئت آمریکایی به خانه بازمیگردد. او گفت که ایران «تصمیم گرفته است شرایط ما را نپذیرد».
پاسخ تهران این بود که واشنگتن را به دلیل «خواستههای بیش از حد» برای جلوگیری از هرگونه توافقی مقصر دانست و گفت مذاکرات حتی بدون یک چارچوب اولیه به پایان رسیده است. ایران عنوان کرد: «خواستههای مکرر آمریکا پیشرفت را در هر مرحله متوقف کرد.»
«اسحاق دار» وزیر امور خارجه پاکستان از هر دو طرف خواست به آتشبسی که در ۲۲ آوریل منقضی میشود احترام بگذارند و قول داد که اسلامآباد به میانجیگری ادامه دهد. هیچ تاریخ، مکان یا قالبی برای دور بعدی مذاکرات تعیین نشده است.
شکست در اسلامآباد لزوماً به معنای پایان دیپلماسی نیست. هر دو طرف حاضر شدند، مستقیماً صحبت کردند و مواضع کتبی را رد و بدل کردند، اقداماتی که تا چندی پیش غیرمحتمل به نظر میرسید. آتشبس همچنان پابرجاست و پنجره باریکی را به مذاکرهکنندگان میدهد.




