دیدار سعدی شیرازی با رئیس دانشگاه تهران در گلستان!
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، خبر رسمی این است: تصویری از سردر یکی از خوابگاههای تازهساز کوی دانشگاه تهران در فضای مجازی دستبهدست شد که نام «دکتر محمدحسین امید»، رئیس فعلی این دانشگاه، روی آن نقش بسته بود. این تصویر بهسرعت خبرساز شد و پرسشهای متعددی دربارهی چرایی نامگذاری یک بنای عمومی دانشگاهی به نام رئیس در حال خدمت برانگیخت.
روابط عمومی دانشگاه تهران در توضیح رسمی اعلام کرد که این خوابگاه توسط بنیاد فرهنگی دکتر مصلینژاد احداث شده و نامگذاری آن به نام رئیس دانشگاه، با وجود مخالفت جدی خود دکتر امید، از سوی بنیاد و به پاس تلاشهای وی در گسترش بنیادهای عامالمنفعه دانشگاهی صورت گرفته است. خیّر برای نامگذاری شرط گذاشته و دانشگاه نتوانسته از آن جلوگیری کند. این خوابگاه ویژهی دانشجویان پسر است و قرار است تا پایان ماه جاری افتتاح شود.
اکنون طنز تابناک را در اینباره بخوانید:
"بهروزی یکی از بزرگان مصدرنشین علم را بدیدم که «امید» نامش بود و نومیدی مرامش. نزار و خسته، بر مسند ریاست نشسته، نام خویش بالا داده، بر سردرِ خوابگاهی نهاده.
گفتم: ای صاحبِ منصب، چرا نامِ خود بر خانهی غیر نهادی؟ گفت: خیراندیشی چنین خواست، و از ما نیز ارادتی برخاست. شرطِ بانی چنان بود که نظر خلاف ما نیز، بشیزی ننمود.
گفتم: سخن، گر خلاف بانی به عیان گفتی، پس چرا شرط وی پذیرفتی؛ و کنون که بر وفق او، نامت بر آن بلنداست، دیگر امر به پایین کشیدنش نه سزاست. آبت از سر گذشته و خسران بر تو عیان گشته. بگذار نامی بماند هر چند به عبرت.
و شنیدم که پیش از این، یکی از علما که بر همان مسند بود، نامِ خویش بر بنا ننهاد و چنان نشانی دوگانه سوز به یادگار گذاشت تا اگر روزی سخن از نام آید، بگوید که آن «عمید» است من، جناب عمید. اما این یک، هر چه از شجره برداشت، بر بلندای خوابگاه افراشت. حال آن که امید، عین عمید بود و عمید، با جناس ناقصش، از امید، هشیارتر.
عجیبتر آنکه در روزگاری که رتبهی دانشگاه از اوج عزیز به جایگاهی حضیض آمده، نامِ رئیس را بر خوابگاه نهادند نه بر تالارِ علم. گفتم: شاید صلاح در این است که امید را در خوابگاه بینند؛ که امید در این دیار جز در خواب نمیگنجد و بیدار هم که شود، جز نومیدی نیاورد.
و حکما گفتهاند: نام نهادن بر بنا به نامِ زندگانِ در قدرت، نه سپاس است و نه بزرگداشت؛ که تملک است بر آنچه باید از آنِ همگان باشد. و هر که پس از واقعه بایستد، چون غریقی است که پس از غرق فریاد زند.
ز دانشگاه ما هم نسخهی امید پیچید
امیدم را به نومیدی مبدل کرد «امید»
کاشکی اسکندری پیدا شود
