نقشه جدید LNG جهان تا سال ۲۰۳۰/ بزرگترین موج LNG تاریخ در راه است!

به گزارش خبرنگار انرژی تابناک، LNG شناور یا FLNG از یک فناوری فرعی به یکی از گزینههای اصلی برای متنوعسازی عرضه تبدیل شده است. موسسه مکنزی برآورد میکند تا سال ۲۰۳۰ تقریباً نیمی از ظرفیت تولید LNG جهان در دو کشور متمرکز خواهد بود و در صورت تداوم اختلال در عرضه LNG خلیج فارس، بازار جهانی میتواند تا سال ۲۰۳۵ با کمبود حدود ۷۰ میلیون تن در سال نسبت به سطح پیش از بحران مواجه شود.
آمریکا و قطر؛ دو قطب بزرگ LNG
مسئله اصلی بازار LNG در سالهای آینده فقط رشد ظرفیت نیست؛ محل قرار گرفتن این ظرفیت نیز اهمیت پیدا کرده است. بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی، آمریکا و قطر در مجموع حدود ۷۰ درصد از نزدیک به ۳۰۰ میلیارد مترمکعب در سال ظرفیت جدید LNG را که انتظار میرود تا سال ۲۰۳۰ وارد مدار شود، به خود اختصاص میدهند.
این تمرکز در حالی اتفاق میافتد که آمریکا و قطر مدلهای متفاوتی برای حضور در بازار دارند. آمریکا عمدتاً بر پروژههای بزرگ ساحلی و دسترسی به منابع گاز شیل تکیه کرده است، در حالی که قطر توسعه میدان گنبد شمالی را محور افزایش تولید خود قرار داده است.
دادههای جدید آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد بین سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ بیش از ۳۳۰ میلیارد مترمکعب در سال ظرفیت صادرات LNG جدید از پروژههایی که پیشتر به مرحله تصمیم نهایی سرمایهگذاری رسیده و در حال ساخت بودهاند، میتواند وارد مدار شود؛ رقمی که بزرگترین موج افزایش ظرفیت در تاریخ بازار LNG محسوب میشود اما همین رشد، یک تناقض ایجاد کرده: بازار از یک طرف LNG بیشتری خواهد داشت و از طرف دیگر، بخش بزرگی از این ظرفیت در تعداد محدودی از کشورها متمرکز خواهد بود.

LNG شناور؛ پاسخ به ریسک تمرکز!
در این نقطه FLNG اهمیت پیدا میکند. بر اساس گزارش موسسه مکنزی از سال ۲۰۲۳ تاکنون ۷ پروژه LNG شناور به مرحله تصویب رسیدهاند که مجموعاً حدود ۱۸ میلیون تن در سال ظرفیت جدید در ۶ کشور ایجاد میکنند. ظرفیت جهانی FLNG نیز میتواند تا سال ۲۰۳۱ به حدود ۳۷ میلیون تن در سال برسد.
مزیت اصلی این فناوری، الزاماً حجم تولید نیست. FLNG میتواند منابع گازی دور از زیرساختهای ساحلی، میدانهای فراساحلی و ذخایری را که ساخت تأسیسات عظیم خشکی برای آنها دشوار یا پرهزینه است، وارد بازار کند. مکنزی میگوید تمام ظرفیت جدید LNG پیشنهادی در آمریکای جنوبی و غرب آفریقا بر مبنای طرحهای شناور است. آرژانتین و منطقه واکا موئرتا نیز از جمله مناطقی هستند که FLNG میتواند مسیر صادرات گاز آنها را کوتاه کند. در واقع FLNG قرار نیست جای LNG ساحلی را بگیرد؛ قرار است منابعی را به بازار وصل کند که LNG ساحلی نمیتواند بهسادگی به آنها دسترسی پیدا کند.

چرا اقتصاد FLNG تغییر کرده؟
تا چند سال قبل، هزینه بالا مهمترین مانع توسعه LNG شناور بود. اما این فاصله در حال کاهش است. موسسه مکنزی هزینه سرمایهگذاری پروژه Delfin LNG FLNG ۱ در آمریکا را حدود ۹۳۲ دلار به ازای هر تن ظرفیت سالانه برآورد کرده؛ پروژهای با ظرفیت ۴.۴ میلیون تن در سال که در ژوئن ۲۰۲۶ به تصمیم نهایی سرمایهگذاری رسید. هزینه سرمایهگذاری برخی طرحهای تبدیل شناورها و ساخت واحدهای استاندارد نیز میتواند در محدوده حدود ۹۵۰ تا هزار دلار به ازای هر تن قرار گیرد.
یک مزیت مهم دیگر FLNG، قابلیت جابهجایی است. برای یک تأسیسات ساحلی، تغییر میدان یا کشور عملاً به معنای ساخت یک پروژه جدید است اما یک واحد شناور میتواند پس از پایان عمر اقتصادی یک میدان به منطقه دیگری منتقل شود. موسسه مکنزی نمونه Hilli متعلق به Golar LNG را مطرح میکند: هزینه جابهجایی و بازاستقرار این واحد حدود ۳۵۰ میلیون دلار بوده، در حالیکه ساخت یک FLNG جدید میتواند حدود ۱.۵ تا ۲ میلیارد دلار هزینه داشته باشد. همین قابلیت، ریسک سرمایهگذاری را برای پروژههای کوچکتر یا میدانهای با عمر محدود کاهش میدهد.

جنگ آینده LNG فقط بر سر تولید نیست
روندهای جدید نشان میدهد رقابت LNG وارد مرحله تازهای شده است. تا چند سال قبل، مزیت اصلی یک صادرکننده میزان ذخایر گاز، ظرفیت مایعسازی و قراردادهای بلندمدت بود؛ اکنون انعطافپذیری، محل تولید، مسیر صادرات و سرعت رسیدن گاز به بازار نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است.
این تغییر برای قطر اهمیت ویژهای دارد. افزایش ظرفیت تولید این کشور همزمان با افزایش ناوگان حمل LNG در حال انجام است، اما بخش قابل توجهی از صادرات قطر به مسیر دریایی هرمز وابسته است. سپتامبر ۲۰۲۶ طبق دادههای S&P Global، دستکم ۱۹ محموله LNG از تنگه هرمز عبور کرد که ۱۳ محموله مربوط به قطر و ۶ محموله مربوط به امارات بود بنابراین امنیت مسیر صادرات به یکی از متغیرهای مهم بازار تبدیل شده است. در چنین بازاری، LNG شناور یک ابزار صرفاً فنی نیست؛ یک ابزار تنوعبخشی جغرافیایی است.

با این حال، این فناوری هنوز یک محدودیت جدی دارد. موسسه مکنزی میگوید از ۱۵ واحد FLNG عملیاتی یا در حال ساخت، ۱۲ واحد متعلق به پروژهها و تنها ۳ واحد بر پایه مدل اجاره و بهرهبرداری هستند و هر سه متعلق به Golar LNG هستند. در مقابل، بیش از ۸۴ میلیون تن در سال پروژه FLNG در مرحله پیش از تصمیم نهایی سرمایهگذاری قرار دارد؛ بنابراین مسئله آینده دیگر این نیست که آیا FLNG از نظر فنی کار میکند یا نه؛ مسئله این است که چه کسی حاضر است سرمایه ساخت این واحدها را تأمین کند و مدل تجاری آن را توسعه دهد.
بازار LNG تا ۲۰۳۰ احتمالاً گاز بیشتری خواهد داشت، اما جغرافیای این گاز مهمتر از گذشته خواهد بود. آمریکا و قطر در حال تبدیل شدن به دو قطب اصلی عرضهاند و FLNG تلاش بازار برای جلوگیری از تبدیل این تمرکز به یک نقطه ضعف است.
به پایانه شناور LNG می گن FLNG

