بازار داغ جهانی که ایران از دست میدهد/ شلیک غولهای انرژی به قلب صنعت برق!

به گزارش خبرنگار انرژی تابناک، باتریهای غولآسا یکی پس از دیگری وارد شبکههای برق میشوند و کاهش قیمت آنها، معادلات اقتصادی نیروگاههای خورشیدی را تغییر داده است.
سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۰۰ گیگاوات ظرفیت جدید ذخیرهسازی باتری در جهان نصب شد. ایران نیز سرانجام نخستین پروژههای خود را وارد مدار کرده، اما هنوز فاصله میان پروژههای آزمایشی داخلی و موج سرمایهگذاری جهانی قابل توجه است؛ فاصلهای که در صورت ادامه توسعه نیروگاههای خورشیدی و تشدید ناترازی برق، دیر یا زود خود را در شبکه برق کشور نشان خواهد داد.
باتری از حاشیه تا متن اصلی صنعت برق
تا همین چند سال قبل، ذخیرهسازی برق بیشتر در گزارشهای فناوری و پروژههای آزمایشی دیده میشد. حالا اعداد بازار چیز دیگری میگویند. بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰۸ گیگاوات ظرفیت جدید باتری در جهان نصب شد؛ رشدی ۴۰ درصدی نسبت به سال قبل. نزدیک به ۸۰ درصد این ظرفیت مربوط به پروژههای بزرگمقیاس بوده است.
بیشتر بدانیم:
بیلان سبز وزارت نیرو زیر ذرهبین؛ ناترازی برق کم شد یا جابجا کردند؟!
کاهش خاموشی یا رفع ناترازی؛ برق ایران واقعاً چه تغییری کرده؟!
بلومبرگ ظرفیت جدید ذخیرهسازی غیرتلمبهای در سال گذشته را حدود ۱۱۲ گیگاوات، معادل ۳۰۷ گیگاواتساعت، برآورد کرده و انتظار دارد این رقم در سال ۲۰۲۶ به حدود ۱۵۸ گیگاوات برسد.
همزمان، توسعه خورشیدی هم با سرعت بالایی ادامه دارد. در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۰۰ تراواتساعت به تولید برق خورشیدی جهان اضافه شد. این دو روند به هم متصلاند. هرچه نیروگاههای خورشیدی بیشتری وارد مدار میشوند، ارزش ذخیره برق تولیدشده در ساعات میانی روز برای مصرف در ساعات بعدی بیشتر میشود. به زبان بازار، باتری دیگر صرفاً یک تجهیز جانبی برای نیروگاه خورشیدی نیست؛ بخشی از خود مدل اقتصادی نیروگاه در حال تبدیل شدن به باتری است.
شلیک غولهای انرژی به قلب بازار جهانی
چین در این رقابت جلوتر از همه حرکت میکند. حدود ۶۰ درصد ظرفیت جدید باتری جهان در سال ۲۰۲۵ در این کشور نصب شده است. این کشور علاوه بر بازار بزرگ داخلی، بخش قابل توجهی از زنجیره تولید باتری جهان را نیز در اختیار دارد. از سلول و مواد اولیه گرفته تا پک و تجهیزات سیستمهای ذخیرهسازی، شرکتهای چینی در بازار جهانی حضور پررنگی دارند.
آمریکا هم با سرعت در حال توسعه ذخیرهسازی است. افزایش مصرف برق دیتاسنترها، رشد تقاضای ناشی از هوش مصنوعی و فشار بر شبکه در برخی مناطق، باتری را به یکی از ابزارهای مهم تأمین برق ساعات اوج تبدیل کرده است. اروپا هم از مسیر دیگری به این بازار رسیده است؛ رشد خورشیدی، نوسان قیمت برق و توسعه نیروگاههای کوچک باعث شده ذخیرهسازی خانگی و تجاری رشد کند. اما شاید مهمترین علامت برای خاورمیانه از جایی برسد که سالهاست اقتصادش بر نفت و گاز استوار بوده است.
عربستان در سال ۲۰۲۵ پروژه ذخیرهسازی ۵۰۰ مگاواتی بیشه را با ظرفیت ۲۰۰۰ مگاواتساعت راهاندازی کرد. پروژهای که میتواند چهار ساعت با ظرفیت کامل برق تحویل شبکه دهد. این فقط یک پروژه باتری نیست؛ نشانهای از ورود مستقیم کشورهای بزرگ انرژی به بازاری است که قرار است شکل شبکه برق آینده را تعیین کند.
قیمت باتری به کمک بازار آمد
سرعت گرفتن سرمایهگذاریها بیدلیل نیست. قیمت باتری پایین آمده و همین موضوع محاسبات اقتصادی پروژهها را تغییر داده است. بلومبرگ قیمت پک باتریهای مورد استفاده در ذخیرهسازی ثابت را در سال ۲۰۲۵ حدود ۷۰ دلار به ازای هر کیلوواتساعت اعلام کرده؛ ۴۵ درصد کمتر از سال قبل. هزینه معیار یک پروژه باتری چهار ساعته نیز به حدود ۷۸ دلار به ازای هر مگاواتساعت رسیده است. رقابت شدید تولیدکنندگان، افزایش ظرفیت کارخانهها و رشد عرضه از عوامل اصلی این کاهش قیمت هستند.
در میان فناوریها نیز LFP یا لیتیوم آهن فسفات دست بالا را دارد. حدود ۹۰ درصد نصبهای جدید باتری در سال ۲۰۲۵ بر پایه همین فناوری بوده است. در عین حال، رقابت برای فناوری نسل بعدی ادامه دارد. باتریهای سدیمیون، باتریهای جریانپذیر و فناوریهای ذخیرهسازی طولانیمدت در حال توسعهاند. اگرچه باتریهای لیتیومی فعلاً انتخاب اصلی برای ذخیرهسازی چندساعته هستند، بازار برای ذخیره برق در دورههای طولانیتر هنوز به دنبال گزینههای اقتصادیتر است.
ایران دنبال حل معادله چند مجهولی!
تیرماه ۱۴۰۵ نخستین سامانه ذخیرهساز انرژی مبتنی بر باتری در مقیاس بزرگ و متصل به شبکه در تهران به بهرهبرداری رسید. ظرفیت این پروژه یک مگاوات و ظرفیت انرژی آن دو مگاواتساعت اعلام شده است. این پروژه از نظر آغاز یک مسیر جدید اهمیت دارد، اما در مقایسه با پروژههای بزرگ جهانی عدد کوچکی است. برای نمونه، پروژه بیشه عربستان ۵۰۰ مگاوات توان و ۲۰۰۰ مگاواتساعت ظرفیت دارد. یعنی از نظر توان، پروژه عربستان حدود ۵۰۰ برابر بزرگتر از پروژه یک مگاواتی تهران است.
در تهران البته برنامههای بزرگتری مطرح شده است. در اظهارات مدیران برق تهران، توسعه ذخیرهسازی در کنار مولدهای مقیاس کوچک دنبال شده و ظرفیتهایی تا هزار مگاوات نیز مطرح شده اما در صنعت برق، میان «ظرفیت هدفگذاریشده» و «ظرفیت نصبشده» فاصله زیادی وجود دارد.
بازار زمانی شکل میگیرد که سرمایهگذار بداند باتری قرار است از کجا درآمد داشته باشد؛ فروش برق در ساعات گران، خدمات جانبی شبکه، کاهش پیک یا مجموعهای از این موارد. ایران هنوز در حال پیدا کردن پاسخ همین بخش از معادله است.
نسخه ناقص توسعه خورشیدی بدون ذخیرهسازی!
همزمان با توسعه باتری، برنامه توسعه خورشیدی ایران نیز بزرگتر شده و همین مسئله باعث میشود موضوع ذخیرهسازی برای کشور از یک بحث فناورانه به یک ضرورت شبکهای تبدیل شود. نیروگاه خورشیدی در ساعات میانی روز بیشترین تولید را دارد اما بخشی از مصرف برق در ساعات بعدازظهر و شب اتفاق میافتد؛ زمانی که تولید خورشیدی کاهش یافته است. هرچه ظرفیت خورشیدی بیشتر شود، مدیریت این فاصله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
باتری میتواند برق تولیدشده در ظهر را برای ساعتهای بعد نگه دارد. در مقیاس چندصد مگاوات و چند گیگاوات، این جابهجایی میتواند مستقیماً روی منحنی مصرف، نیاز به نیروگاههای پیک و میزان استفاده از ظرفیت شبکه اثر بگذارد. البته قرار نیست باتری جای نیروگاههای حرارتی را به طور کامل بگیرد. ذخیرهسازی چندساعته با باتری یک مسئله است و ذخیره برق برای روزها و دورههای طولانی مسئلهای دیگر.
برای آن بخش، فناوریهایی مانند نیروگاههای تلمبهای، ذخیرهسازی حرارتی و سایر روشهای Long Duration Storage مطرح هستند اما برای چند ساعت طلایی شبکه، باتری در حال تبدیل شدن به یکی از جدیترین گزینههاست.
ایران درگیر آزمون و خطای بازار!
ایران اکنون در نقطهای قرار گرفته که باید میان توسعه خورشیدی و توسعه ذخیرهسازی ارتباط عملی برقرار کند. نخستین پروژهها اجرا شدهاند، برنامههای بزرگتر مطرح شده و نیاز شبکه نیز وجود دارد. با این حال هنوز مدل اقتصادی ذخیرهسازی در کشور به اندازه کافی روشن نیست. قیمت باتری، هزینه سرمایه، نرخ ارز، نحوه اتصال به شبکه، تعرفه برق و درآمد حاصل از خدمات جانبی، همه روی توجیه اقتصادی پروژه اثر میگذارند.
در کشورهای پیشرو، باتری دیگر فقط در کنار نیروگاه خورشیدی قرار نمیگیرد؛ خودش به یک دارایی مستقل شبکه تبدیل شده است. سرمایهگذار میتواند از چند مسیر درآمد کسب کند و همین مسئله، بازار را برای پروژههای بزرگ جذاب کرده است. ایران هنوز بیشتر در مرحله آزمون و خطاست. در حالی که یک طرف بازار جهانی پروژههای چندصد مگاواتی و چند هزار مگاواتساعتی راهاندازی میکند، ایران تازه نخستین پروژههای یک و چند مگاواتی را تجربه میکند.
البته فاصله امروز لزوماً به معنی ناتوانی فردا نیست. کاهش قیمت باتری، نیاز شدید شبکه ایران به مدیریت پیک و ظرفیت بالای خورشیدی میتواند زمینه رشد سریع این بازار را فراهم کند. شرط آن، عبور از مرحله پروژههای آزمایشی و ایجاد یک مدل اقتصادی روشن برای ذخیرهسازی است.
بازی تازه در صنعت برق
آنچه در بازار جهانی در حال رخ دادن است، صرفاً جایگزینی یک فناوری با فناوری دیگر نیست. ساختار صنعت برق در حال تغییر است. انرژی خورشیدی برق تولید میکند، باتری زمان مصرف آن را جابهجا میکند و شبکه باید بتواند این دو را در مقیاس بزرگ مدیریت کند. در همین فاصله، شرکتهای بزرگ انرژی و تولیدکنندگان باتری در حال تصاحب سهم خود از بازار آینده هستند.
چین با ظرفیت تولید عظیم، آمریکا با رشد تقاضای برق و کشورهای نفتخیز منطقه با سرمایهگذاریهای بزرگ، هر کدام از مسیر خود وارد این بازی شدهاند. ایران هم دیر یا زود باید جای خود را در این زنجیره مشخص کند.
ناترازی برق، توسعه انرژی خورشیدی و فشار بر شبکه سه عاملی هستند که نمیگذارند موضوع ذخیرهسازی برای مدت زیادی در حاشیه بماند. بازار جهانی، اما خیلی جلوتر از این مرحله حرکت کرده است. باتریها دیگر در آزمایشگاهها و پروژههای نمایشی نیستند؛ به قلب شبکه برق رسیدهاند. ایران هنوز مشغول آزمون و خطاست.
الحمدالله سرعت اصلاح مدیریت مناسب شده است




