علی کریمی را فوتبالیها طرد کردند، عامل موساد شد/ اینترنشنال همان پادگان اشرف است/از کانونهای شورش دهه ۶۰ تا گارد جاویدان ربعپهلوی!
در بخش جدید برنامه «در روبروی تصویر» تابناک با محمد اکبرزاده، فعال رسانهای و مدیر روابط عمومی ستاد توسعه فناوریهای نانو درباره مجموعهای از تصاویر سیاسی و اجتماعی به گفتوگو کردهایم؛ تصاویری که هرکدام به بخشی از تحولات و حواشی سالهای اخیر گره خوردهاند.
از مقایسه برخی تصاویر تاریخی با اتفاقات امروز و روایتهایی درباره جریانهای سیاسی تا بررسی نقش رسانهها در شکلدهی به افکار عمومی و ماجرای «گارد جاویدان»؛ همچنین در بخشی از این گفتوگو، به تجربه توسعه فناوری نانو در ایران، دیدارهای اعضای این ستاد با رهبر شهید انقلاب و جزئیاتی از این مسیر پرداخته شده است.
در ادامه درباره عملکرد رسانه در جریان جنگ اخیر و همچنین تصویر شهید لاریجانی و جایگاه او در عرصه دیپلماسی نیز صحبت شده است؛ موضوعاتی که در این گفتوگو با روایتها و جزئیات متفاوتی همراه است. بخش اول «در روبروی تصویر» تابناک در ادامه آمده است:
تابناک: در این تصویر، دو دیدار مشاهده میشود؛ یکی دیدار پهلوی و نتانیاهو و دیگری صدام و رجوی، چرا این دو تصویر در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند؟
اتفاقاً این همان عکسی است که من در یکی از توییتهایم با شعری زیبا از محسن چاوشی با مضمون «خائن همیشه بوده و هست»، منتشر کرده بودم. به نظرم اتفاقی که امروز در حال رقم خوردن است، با توجه به این تصویر، بسیار گویاست. به هر حال، مردم در سابقه تاریخی و حافظه تاریخی خود، ذهنیتی از مجموعهای به عنوان خائن به وطن دارند؛ به اسم مجاهدین خلق با رهبری مسعود رجوی و اتفاقاتی که رقم زدند و در حافظه تاریخی مردم ما باقی مانده است.
تقریباً در تاریخ موضوعی را سراغ نداریم که فردی با دشمنی که اسلحه به دست گرفته و در واقع با هموطنان خود میجنگد، به دیدار برود و در ادامه، تبدیل به سرباز پیادهنظام همان دشمن شود و از سوی دیگر، مردم نیز نسبت به او اقبالی داشته باشند. این موضوع تقریباً نمونه و نظیری نداشته است. به نظرم این تصویر بسیار دقیق انتخاب شده است. کاریکاتوری که دوست عزیزمان کشیده به خوبی عرصه را نشان میدهد و بیانگر این است که امروز در چه جایگاه و چه وضعیتی قرار داریم.
تابناک: البته این موضوع از زبان پهلوی نیز اینگونه مطرح شد که «این بمبها و موشکهایی که بر سر شما فرود میآید، حاصل دیدارها و تلاشهای من است.»
حالا شاید بتوان این موضوع را اینگونه مطرح کرد که اگر در دهه ۶۰ رسانهای مانند رسانههای امروز وجود داشت که میتوانست با پروپاگاندا، این موضوع را جا بیندازد و مجاهدین را سفیدشویی کند، احتمالاً کلیپهایی داشتیم که از پادگان اشرف منتشر میشد و در آن گفته میشد: «عموی عزیزم صدام حسین دارد به ما کمک میکند» یا «عموی عزیزم، فرمانده ارتش وقت رژیم بعث...» و احتمالاً عدهای نیز در داخل برای آنها کف و سوت میزدند.
البته در آن زمان نیز رادیو بغداد این کار را انجام میداد اما به این شکل فراگیر نبود و قابل قیاس با رسانههای امروز نبود. فکر میکنم در ادامه نیز میتوان درباره این تصویر بیشتر بحث کرد. اتفاق دیگری نیز وجود دارد که فکر میکنم اشاره با آن مناسب است و باز هم به این تصویر مربوط میشود؛ اتفاقی که روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه رخ داد و به تعبیر بسیاری، مشابه عملیات فروغ جاویدان بود. این تصویر بهروشنی گویای ماجراست. دهه ۶۰ یک دیوانه به نام صدام به ایران حمله میکند و میخواهد طی سه روز ایران را تصرف کند و فردی از داخل ایران، خائنانه، مجموعه تحت رهبری خود را به آن سوی مرز میبرد و در قالب کانونهای شورشی و موضوعات دیگر فعالیت میکند. در سوی دیگر نیز وضعیت پهلوی با دشمن درجه یک خاک ایران مشخص است.
تابناک: تصویر بعد، مربوط به علی کریمی است؛ کسی که سابقاً فوتبال بازی میکرد، اما مسیر دیگری را انتخاب کرده و به اینجا رسیده که «یزید را عمو خطاب می کند».
واقعاً برای من عجیب است. علی کریمی با توجه به اینکه ما پرسپولیسی بودیم، برخلاف شما که استقلالی هستید، بازیکن محبوبی بود. فوتبالیست محبوبی بود و نوع بازی و فضایی که داشت، باعث شد محبوبیت زیادی کسب کند. اکنون استوریها و توییتهایی که از علی کریمی میبینیم، به شکل واضح مشخص است که کار خودش نیست و آنچه اکنون از او میبینیم، قاعدتاً و مشخصاً... درباره طراحی عملیاتهای موساد، نیازی به دسترسی به اخبار پشت پرده نداریم.
شما صرفاً با رصد شبکههای اجتماعی نیز میتوانید اهداف موساد را در تقابل با ایران مشاهده کنید. دو مسئله بسیار جدی در عملیاتهایی که این مجموعه علیه کشور انجام میدهد، پررنگ است. یکی از آنها تخریب دستگاه اباعبدالله(ع) است که به شکل بسیار جدی از سال ۱۴۰۱ آغاز شد. در آن مقطع، هشتگ «یزید متشکریم» مطرح شد؛ موضوعی که پیش از آن سابقه نداشت.
بالاخره این کشور، کشورِ ملت امام حسین(ع) است و مردم با هر سلیقهای بهصورت تاریخی احترام ویژهای برای امام حسین(ع) قائل هستند. به شکلی بسیار ملموس و تابوشکنانه، با هشتگهای تندی مانند «یزید متشکریم» مشخصاً به جنگ با دستگاه اباعبدالله(ع) آمدند. این «زندهباد یزید» که مشاهده میکنید، کار همان جریان و شبکهای است که موساد، در واقع، راهاندازی کرده زیرا از علی کریمی برنمیآید. نه ادبیات او چنین است و نه، به نظر من شخصیتش با چنین ادبیاتی همخوانی دارد.
نکته دوم، احیای سلطنتطلبی است. چیزی که همیشه در تعاملات سیاسی و تحلیلهای سیاسی درباره جمهوری اسلامی مطرح میشد، این بود که اپوزیسیون جمهوری اسلامی سر ندارد. موساد در واقع طی این پنج - شش سال، از سال ۱۴۰۱ به این سو، هر چند یک جمعی ایجاد کردند که در آن رضا پهلوی و اسماعیلیون و مسیح علینژاد حضور داشتند، اما بهتدریج همه را کنار زدند و در نهایت فقط به رضا پهلوی رسیدند.
تحلیل آنها این است که بهواسطه سابقهای که حکومت پهلوی دارد، تنها جاییکه شاید بتوانند آن «سر» و رهبری اپوزیسیون را ایجاد کنند، همین جریان است زیرا در تمام اتفاقاتی که اپوزیسیون جمهوری اسلامی طی این سالها رقم میزد، تقریباً در همه تحلیلها مطرح میشد که یکی از دلایل به نتیجه نرسیدن آن، نداشتن رهبر یا «سر» است.
موساد آمد و به اصطلاح خودش این «سر» را ایجاد کرد که البته سرِ کودنی را انتخاب کرد و طبیعتاً به شکلی فجیع نیز شکست خورده است. فکر میکنم آنچه از علی کریمی میبینیم، باز هم تأکید میکنم، واقعاً نه با سواد او، نه با فهم او و نه حتی با شخصیت او همخوانی ندارد. حتی مطمئنم شاید خودش نیز از این موضوع اطلاع نداشته باشد زیرا او نمیتواند یک جمله را کامل ادا کند. نکته جالب دیگری نیز وجود دارد. او کاندیدای ریاست فدراسیون فوتبال بود و خود اهالی فوتبال به او رأی ندادند. او یک سابقه ناموفق نیز در تیم سپیدرود رشت داشت و اگر در آن انتخابات انتخاب میشد، امروز یکی از رؤسای فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی بود. به نظرم یکی از دلایلی که باعث شد به سمت موساد برود، این بود که در آن انتخابات، از سوی خود اهالی فوتبال طرد شد و دیده نشد. همانطور که میدانید، برای مثال با علی دایی چالش جدی داشت و جزو لیدرهای آن جریانی بود که علی دایی را تخریب و تحقیر میکرد.
تابناک: تصویر بعد، با توجه به فعالیت رسانهای شما که مدتی سردبیر خبرگزاری دانشجو بودید، در نهایت به اینجا رسیدید که اکنون مدیر روابط عمومی ستاد توسعه فناوریهای نانو هستید که عنوان نسبتاً طولانیای دارد، اما حوزه کاری مهمی است. این تصویر به دیداری مربوط میشود که رهبر شهید، از یکی از نمایشگاههای شما داشتند...
این نمایشگاه مربوط به سال ۱۳۹۳ و نمایشگاه نانو در حسینیه امام خمینی(ره) بود. فکر میکنم در نوع خود، جزو نخستین نمایشگاههایی بود که با این کیفیت و با این موضوع در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد. توسعه فناوری نانو در ایران جزو مدلهای بسیار موفق پیشرفت در یک حوزه علمی محسوب میشود. از سال ۱۳۸۲ جمعی از نخبگان و فعالان دانشگاهی تصمیم گرفتند و بحثی را مطرح کردند مبنی بر اینکه فناوری نوظهوری به نام نانو ایجاد شده و مناسب است که ما نیز بتوانیم به این حوزه ورود کنیم. پیشنهادی مطرح شد و به دولت رفت و دولت نیز آن را پذیرفت.
در دولت آقای خاتمی تصویب شد که یک ستاد ویژه تشکیل شود و مسئولیت توسعه این فناوری نوظهور را بر عهده بگیرد. با تغییر دولت، اعضای آن جمع، خدمت رهبر شهید انقلاب رسیدند. فیلمهای آن دیدار نیز موجود است. در آن جلسه، طرح خود را خدمت ایشان ارائه کردند. جملهای از رهبر شهید وجود دارد که فکر میکنم بخش مهمی از موفقیت ما در حوزه نانو، بهواسطه همین جمله و چتر حمایتی بود که ایشان بر سر این ستاد قرار دادند.
ایشان در آن جلسه به اعضای دفتر خود میفرمایند که به آقای احمدینژاد بگویید «به خانواده نانو دست نزن». این حمایت و چتر حمایتی رهبر شهید ادامه پیدا کرد. این دیدار و این نمایشگاه مربوط به ۹ سال پس از سال ۱۳۸۴ است. در واقع توسعه فناوری نانو در ابتدا در حوزه منابع انسانی دنبال شد؛ یعنی آن جمعی که در ستاد شکل گرفته بود، برای پرورش دانشآموختگان اقدام کرد تا از نظر منابع انسانی، حداقل در این حوزه حرفی برای گفتن داشته باشیم.
گام بعدی، تبدیل این روند به توسعه فناوری بود و امروز بیش از هزار و ۸۰۰ محصول تأییدشده در حوزه فناوری نانو در کشور داریم. پس از این دیدار که سال ۱۳۹۳ برگزار شد، یک دیدار غیررسمی نیز سال ۱۳۹۷ انجام شد که طی آن، اعضای ستاد نانو خدمت رهبر شهید انقلاب رسیدند. کلیپ این دیدار نیز در مستند غیررسمی که آقای صدری نیاز آن را ساخته بودند، منتشر شد و مورد استقبال زیادی قرار گرفت. در آن دیدار، یک نکته جالب وجود دارد. زمانیکه دکتر سرکار دبیر ستاد درباره دستگاهی در حوزه ضد سرطان توضیح میدادند رهبری در آنجا میفرمایند: «این چیزی که دارید توضیح میدهید، کار آقای جعفری است.» دوستان حاضر در آنجا میگویند: «خیر، آقای جعفری داروی ضدسرطان را...» که رهبری میفرمایند: «من آنجا کتابی از آقای جعفری خواندهام.» کتاب درباره سرگذشت زندگی و توسعه نانو و همچنین داروی ضدسرطانی بود که پروفسور جعفری روی آن کار کرده بودند. آقای جعفری نیز در آن دیدار حضور داشتند.
ایشان بلند میشوند و رهبری به ایشان میفرمایند: «من درباره شما کتابی خواندهام.» دبیر ستاد میگویند که ایشان مشهدی هستند. رهبری میفرمایند: «خیر، بجنوردی هستند.» این موضوع نشان میدهد که اطلاعاتی که رهبری درباره این افراد و حوزه فعالیتشان دارند تا چه اندازه دقیق است.
یک اتفاق جالب دیگر نیز وجود دارد که دکتر احمدوند نقل میکردند و در آن فیلم وجود ندارد. در همان کتابی که درباره سرگذشت زندگی آقای جعفری نوشته شده، آمده که ایشان برای تحصیل در مقطع دکتری به کانادا رفته بودند و یکی از برادران همسرشان نیز در آمریکا زندگی میکرده است. به پروفسور جعفری میگوید: «افرادی مانند من در ایران زیادند، اما افرادی مانند شما در ایران کم هستند. بهتر است به ایران برگردید و در آنجا خدمت کنید.» رهبری در آن دیدار به پروفسور جعفری میگویند: «من برادر همسرتان را به خاطر این توصیه که باعث شد شما به ایران بازگردید، دعا میکنم.» میخواهم بگویم که توجه ایشان تا این حد دقیق و جزئی است. این چتر حمایتی نیز در طول این سالها وجود داشته و تقریباً هر جا که رهبری میخواستند درباره الگوی «ما میتوانیم» صحبت کنند، حتماً اشارهای نیز به فناوری نانو داشتند. در همان دیدار نیز جملهای مطرح کردند که فکر میکنم برای شما جالب باشد. ایشان فرمودند: «مدل پیشرفت نانو در ایران میتواند الگویی باشد برای همه عرصههای کشور، این تأکید دقیق رهبر شهید است.»
تابناک: در جنگ اخیر، یعنی جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه، آیا به مراکز مرتبط با نانو نیز آسیبهایی وارد شد؟
برخی شرکتهای ما به دلیل اینکه در شهرکهای صنعتی مستقر بودند، دچار آسیب شدند. اکنون معاونت علمی برنامههایی برای حمایت از این مجموعهها دارد. ما نیز در ستاد نانو دنبال این هستیم که اگر امکان داشته باشد، بتوانیم مشکلاتی را که به وجود آمده، به بهترین شکل برطرف کنیم. 
تابناک: بحث کانونهای شورشی مجاهدین را در تاریخ انقلاب میشناسیم و این موضوع معروف است. حالا رسیدیم به «گارد جاویدان رضا پهلوی».
احتمالاً کسانی که به گروهک مجاهدین ملحق شدند، مطالعاتی داشتند. هر چند این مطالعات، مطالعاتی انحرافی بود اما احتمالاً کتابی خوانده بودند، مطالعهای درباره تاریخ داشتند یا اطلاعاتی کسب کرده بودند و سپس ذیل تشکیلات مجاهدین مشغول به فعالیت شده بودند اما این افرادی که اکنون ذیل «گارد جاویدان پهلوی» فعالیت میکنند، تقریباً، فکر میکنم، نه اهل کتاب هستند، نه اهل تاریخ و نه اهل مطالعه درباره اتفاقاتی که در حال رخ دادن است. بحث اصلی، همین مشابهت است؛ یعنی الگوی جریان مقابل و الگوی دشمن ما، ظاهراً تفاوت خاصی نکرده و با همان مدل ادامه پیدا میکند.
شبی که عملیات فروغ جاویدان توسط این مجموعه رقم میخورد، مسعود رجوی سخنرانی بسیار غرایی دارد. او در جمع مجاهدین، بسیار پرشور و پرحرارت میگوید: «ما نباید این فرصت تاریخی را از دست بدهیم. باید حمله کنیم. کار رژیم تمام است. رژیم دیگر نیروی جنگی لازم را ندارد و نمیتواند نیروهای جبهه را تأمین کند. مثلا، عراق در همان چند عملیاتی که انجام داده بود، بهراحتی توانسته بود مناطقی را پس بگیرد و در شرایطی قرار داشتیم که همه مخالف جنگ بودند و کسی به جبهه نمیآمد.»
اتفاقی که امروز نیز به واسطه این جنگ رقم خورد، در سخنرانیهای رهبر شهید نیز مورد اشاره قرار گرفته؛ اینکه طرف مقابل تصور میکند جمهوری اسلامی تضعیف شده و میخواهد وارد میدان شود، اما خواهند دید که ما از چه سطحی از اقتدار برخورداریم. حتی مخالفان جمهوری اسلامی نیز شاید انتظار چنین سطحی از مقاومت و چنین سطحی از پاسخدهی را نداشتند. به هر حال، دو ابرقدرت نظامی جهان با کمک ناتو وارد میدان شدند، اما نتوانستند به هدف اولیه خود برسند. میخواهم بگویم «گارد جاویدان» را ما یکبار پیش از این نیز داشتهایم. کانونهای شورشی در دهه ۶۰ نیز قرار بود همین اقدامات را انجام دهند. آنها میخواستند فضای رعب و وحشت را در میان طیف طرفدار حکومت ایجاد کنند. اتفاقاتی که بعضاً در حال رخ دادن است.
تابناک: تصاویر یکی از عزیزانی که بیشتر بهواسطه فعالیت در مداحی اهلبیت(ع) شناخته میشد، منتشر شده؛ شهید رجبزاده. ادعا میشود طرفداران پهلوی، که پیش از این نیز آنها را بیشتر با فحاشی و بیادبی میشناختیم، او را به شکل فجیعی به قتل رسانده و فیلم آن را منتشر کردهاند...
از زمانی که این موضوع مطرح شد و دوستان نیز اخبار مربوط به آن را منتشر کردند؛ در وهله نخست باید منتظر بمانیم و ببینیم آیا واقعاً دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی به همین نتیجه میرسند یا اینکه این افراد در حال بهرهبرداری از یک اتفاق دیگر به نفع خود هستند. این موضوع هنوز مشخص نیست اما اگر واقعاً این اتفاق توسط این افراد رقم خورده باشد، هدف مشخص است؛ همان هدفی که دهه ۶۰ در تاریخ مشاهده میکنیم. سه نفر از عزیزان پاسدار ما را ربودند و پوست بدن آنها را کندند که اگر فیلم «ماجرای نیمروز» را دیده باشید، این موضوع را مشاهده کردهاید.
هدف صرفاً این بود که میان طرفداران ایران و کشور، رعب و وحشت ایجاد کنند و به تصور خام خود، عرصه را از حضور خیابانی مردم خالی کنند. اگر دهه ۶۰ موفق شدند امروز نیز موفق میشوند. البته معتقدم با قدرت و توان بسیار ضعیفتری نسبت به آن زمان آزادی عمل دارند زیرا امروز چتر اطلاعاتی ما بسیار گستردهتر از دهه ۶۰ است و آگاهی عمومی مردم نیز بهمراتب بیشتر شده است.
آنها از فضای رسانهای استفاده میکنند و به تعبیر رهبر شهیدمان، جای جلاد و شهید را عوض میکنند. برای مثال، در پستی که منتشر کرده بودند، نوشته بودند که «ما پول هم میدهیم» و مبلغ ۲ هزار دلار را نیز ذکر کرده بودند اما اگر کانونهای شورشی مجاهدین توانستند، «عمویشان» صدام و «عمویشان» ترامپ و نتانیاهو نیز میتوانند.
تابناک: تصویر بعد مربوط به پادگان اشرف است...
اتفاقی که در پادگان اشرف رقم میخورد، قابل توجه است. بهواسطه اینکه میخواستم این جریان را بشناسم درباره آن مطالعه کرده بودم و در جریان این مطالعات به شباهتهایی میان آن فضا و شرایط امروز برخوردم. آنها در پادگان اشرف از نظر ذهنی روی افرادی که به این مجموعه میپیوستند، کار میکردند و به هر حال در حد خودشان نیز موفق بودند چراکه توانسته بودند چند هزار نفر را جذب کنند.
شاید امروز دیگر پادگان اشرفی وجود نداشته باشد که بتوان این افراد را در یک مکان متمرکز کرد و روی ذهن آنها کار کرد اما به نظرم کاری که «ایران اینترنشنال» انجام میدهد، مشابه همان کاری است که در پادگان اشرف رقم خورد. نمیدانم این حشرههای زامبیساز و موارد مشابه را دیدهاید یا خیر. برخی موجودات وجود دارند که وارد مغز حشرات میشوند و از آن تغذیه میکنند. سپس کنترل عصبی حشره، برای مثال یک جیرجیرک، را در اختیار میگیرند و آن را وادار به حرکت میکنند تا به غذای مورد نظرشان برسد. کاری که «ایران اینترنشنال» انجام میدهد، به نظرم مشابه همین فرایند زامبیسازی است که آن باکتریها و موجودات زنده انجام میدهند؛ یعنی ذهن شما را تخلیه میکند، کنترل عصبی و ذهنی شما را در اختیار میگیرد و تلاش میکند هر اتفاقی را که اراده کرده است، رقم بزند.
فکر میکنم در این جنگ، این موضوع نیز فراتر از تحلیل، اخباری است که من از یکی - دو مجموعه که در حال رصد شبکههای اجتماعی هستند، شنیدهام. بر اساس آنچه مطرح شده، اقبال افرادی که به سمت «ایران اینترنشنال» گرایش داشتند و برنامههای آن را دنبال میکردند، بهشدت کاهش پیدا کرده؛ یعنی دیگر فرد باید واقعاً از نظر ذهنی و فکری تهی شده باشد که دروغهای آشکار این رسانه را بپذیرد.
این مجموعه دیگر صرفاً یک رسانه نیست بلکه به ابزار جنگی تبدیل شده؛ همانند پادگان اشرف، یعنی خبرنگار مستقر در «ایران اینترنشنال»، در واقع سرباز - خبرنگار نتانیاهو است؛ همانطور که صدام و رجوی سرباز داشتند، اینها نیز دقیقاً همین نقش را ایفا میکنند؛ یعنی سرباز 0 خبرنگار و مزدور دشمنان ایران هستند.
بخش اول ویدئو «در روبروی تصویر» را در ادامه ببینید:
