صادق وفایی نیکو در گفتگو با تابناک:

قالیباف در مجلس بودن را دوست ندارد/ ماندن جبلی در صداوسیما کم‌ضررترین گزینه ممکن است/ پراسترس‌ترین کار، نقد کردن برادران لاریجانی بود!

کارشناس ارشد رسانه و تبلیغات، با اشاره به جایگاه محمدباقر قالیباف در مجلس شورای اسلامی گفت: قالیباف در مجلس بودن را دوست ندارد؛ اظهارنظری که در ادامه، توضیحات بیشتری درباره نگاه او به جایگاه سیاسی قالیباف و تصویری که از وی در فضای عمومی شکل گرفته، مطرح می‌شود.
کد خبر: ۱۳۹۴۷۵۶
| |
80203 بازدید
|

آقای قالیباف رئیس مجلس بودن را دوست ندارد/ پیمان جبلی  مدیر توانمندی نیست/تابناک - جنگ ۱۲روزه تنها میدان رویارویی نظامی نبود؛ در کنار موشک‌ها و عملیات‌های نظامی، روایت‌ها، تصاویر و چهره‌هایی که در این روزها به نماد تبدیل شدند نیز بخشی از صحنه جنگ بودند. برخی چهره‌ها پس از جنگ بیش از گذشته در قاب رسانه‌ها دیده شدند و برخی تصاویر نیز فراتر از مرزهای ایران، روایت متفاوتی از مناسبات میان مردم و کشورها به نمایش گذاشتند.

در قسمت جدید برنامه «رو‌به‌روی تصویر» با صادق وفایی‌نیکو، کارشناس ارشد رسانه و تبلیغات درباره نحوه روایت جنگ ۱۲روزه، عملکرد رسانه‌ها، شکل‌گیری چهره‌های قهرمان در افکار عمومی و تصاویری که از این جنگ و پس از آن ماندگار شدند به گفت‌وگو پرداخته‌ایم؛ گفت‌وگویی که در آن از صداوسیما و چهره‌های سیاسی تا سردار مجید موسوی و واکنش مردم عراق به مراسم تشییع رهبر شهیدمان از زاویه‌ای متفاوت مورد بررسی قرار گرفته است.

در ادامه، متن کامل این گفتگو را می‌خوانید.آقای قالیباف رئیس مجلس بودن را دوست ندارد/ پیمان جبلی  مدیر توانمندی نیست/

تابناک: تصویر اول مربوط به آقای جبلی و حلقه خاص اطرافیان ایشان است...
واقعیت این است که آقای جبلی یک‌سری ویژگی‌ها دارد که در عین حال که نقطه ضعف محسوب می‌شوند، شاید اکنون بتوان از آن‌ها به عنوان نقطه قوت نیز یاد کرد. یکی از این ویژگی‌ها این است که همه می‌دانند ایشان مدیر توانمندی نیست. این موضوع خودش می‌تواند یک مزیت باشد؛ به این معنا که درباره یک شخص، اجماعی شکل گرفته باشد و همگان در مورد او به این نتیجه رسیده باشند که این فرد امتحان پس داده؛ امتحان خود را بد پس داده و مردود، تجدید یا مشروط شده اما واقعاً بعضی روزها به این موضوع فکر می‌کنم که اگر آقای جبلی برود، گزینه‌های دیگری که مطرح می‌شوند چه کسانی هستند. حتی ممکن است گزینه‌هایی بیایند که گاهی دوست دارم جبلی بماند.

تابناک: یعنی از میان گزینه‌هایی که اکنون مطرح می‌شوند، چه گزینه‌های جوان و چه افرادی که سن و سال بیشتری دارند؟

شاید بعضی از این جوان‌ها باید ۱۰ سال بگذرد تا متوجه شوند که چقدر می‌توانستند بدتر از آقای جبلی یا مشابه وی باشند. به همین دلیل واقعاً اکنون شاید فکر می‌کنم ماندن آقای جبلی در صداوسیما کم‌ضررترین گزینه ممکن است.

تابناک: این یک برداشت کلی از عملکرد آقای جبلی است و اکنون در ماه‌های پایانی دوره‌ای هستیم که ایشان سال پنجم مسئولیت خود را نیز پشت سر می‌گذارد. فارغ از اینکه درباره عملکرد ایشان و حلقه خاصی از اطرافیانشان می‌توان نقدهایی را مطرح کرد، ما در مقطعی با جنگ مواجه بودیم. ارزیابی شما از عملکرد صداوسیما به عنوان رسانه ملی در بازه زمانی جنگ چیست؟
واقعیت این است که در صداوسیما و در حوزه جنگ، چند اتفاق افتاده است. بخشی از آن به این موضوع بازمی‌گردد که به هر حال، روزهای سختی را پشت سر گذاشتند. جنگ ۱۲ روزه روزهای سختی بود. حمله به سازمان نیز روز سختی بود. از سوی دیگر، هدف قرار گرفتن بسیاری از آنتن‌های سازمان در نقاط مختلف و پایدار نگه داشتن آنتن‌ها، کار دشواری بود. نمی‌توان نقاط مثبت عملکرد آقای جبلی را نادیده گرفت. ولی یک مسئله در این جنگ خیلی خودش را نشان می‌دهد. دو نکته وجود دارد. یکی اینکه ساختارهای سنگین و بزرگ و تا این اندازه کند، مانند صداوسیما، نشان می‌دهند که چقدر می‌توانند در واقع ضعیف باشند و خودشان را با شرایط جنگی وفق دهند و محتوای مناسب تولید کنند. ما نگاه می‌کنیم و می‌بینیم هرجا ساختار سنگینی وجود نداشته، هرجا یک میکرو‌رسانه‌ای بوده یا هر جایی که یک ایده رسانه‌ای وجود داشته، خیلی بهتر توانسته خودش را با شرایط جدید تطبیق دهد تا یک سازمان عریض و طویل که این همه نیرو و امکانات دارد. برنامه و ایده‌ای شکل نمی‌گرفت. البته من «شرایط جنگی» را کاری ندارم و اقتضای آن سازمان است که این‌قدر بد در سازمان رفتار کرده است، ولی چند کار خوب هم در جنگ داشت. مثلاً «به وقت ایران» که البته متعلق به خود سازمان نبود؛ ایده‌ای بیرونی بود که با سازمان اوج آن را تولید کردند. یا برنامه آقای شهیدی‌فر که اسمش الان یادم نیست؛ آن هم ایده‌های خوبی بود، ولی متعلق به آقای جبلی نبود. اصلاً این سازمان با این عرض و طولش نمی‌تواند یک خروجی درست و متناسب با اقتضائات جنگ ارائه دهد. به نظر من، این مسئله خیلی به آقای جبلی ارتباط پیدا نمی‌کند و بیشتر به ساختار خود سازمان فَشل مربوط است.

تابناک: معمولاً رئیس یک مجموعه، درست است که باید نگاه فرهنگی و محتوایی قوی داشته باشد، به‌خصوص کسی که می‌خواهد در رأس صداوسیما قرار بگیرد، اما به قول معروف، شرایط جنگ این مسئله را تشدید می‌کند. رئیس سازمان باید بیشتر به دنبال لجستیک، هماهنگی و مسائلی از این دست باشد و بتواند این موارد را جمع‌وجور کند. اما درباره حلقه اطرافیان ایشان، که اتفاقاً پیش از نشستن بر صندلی‌های صداوسیما از مدعیان خاص و مدعیان ویژه‌ای بودند، انتظار می‌رفت که بالاخره کاری انجام دهند.

خیلی انتظار زیادی بود، واقعیت این است که این حلقه اطرافیان، مسئله لجستیک، ساختار و پلتفرم و در واقع بازطراحی سازمان را در نظر نداشت. یک ایده داشت: که من محتوا را بهتر می‌فهمم. فهمیدیم پادشاه لخته، واقعاً ایده‌اش درنیامده است. البته اگر بخواهم این را بگویم، چون همه وحید جلیلی را نقد می‌کنند، به نظر من مقصر این شرایط فعلی، رئیس قبلی سازمان صداوسیما، علی عسگری، است. آقای علی عسگری آن روزی که به شما پیشنهاد شد که از امثال وحید جلیلی در سازمان استفاده کنید حتما باید استفاده می کردید!!  دو اتفاق می‌توانست رخ دهد. یا متوجه می‌شدیم که این بزرگوار برای این کار مناسب نیست و اگر در حد یک شبکه اشتباه می‌کرد، دیگر لازم نبود کل سازمان را به او بسپاریم؛ یا اینکه این تجربه در حد یک شبکه و در قالب یک دوره کارآموزی محدودتر انجام می‌شد، دوره آقای جبلی، دوره بهتری بود. من می‌دانم که همه دارند آقای جلیلی را نقد می‌کنند، اما می‌خواهم بگویم بخشی از پیکان نقد باید متوجه آقای علی عسگری باشد. اگر به ایشان و امثال ایشان توصیه شده بود که در حد یک شبکه فعالیت کنند، شاید شرایط متفاوت می‌شد.

تابناک: در مورد آقای جلیلی، نگاه خود من این است که این فرد در نهایت باید یک ابزار، امکانات و خلاصه بودجه‌ای دهد تا بتواند در چارچوب نگاه فکری خودش یک مجله منتشر کند. در آن سطح، انصافاً می‌تواند یک مجله خوب منتشر کنند. نهایتش این است که بروند در شبکه افق فعالیت کنند. من واقعاً از دوستان شبکه افق عذرخواهی می‌کنم.

در مقام ادعا و در حوزه تئوری، حرف‌های بسیار بزرگی مطرح می‌ کند. اما وقتی این حرف‌ها را در کنار عملکرد و پیوست عملکردش قرار می‌دهید، اتفاق خاصی رخ نداده و پیوست ویژه‌ای نیز وجود ندارد. احتمالاً نباید این حرف‌ها را خیلی جدی می‌گرفتیم. خیلی هزینه دادیم و این هزینه را نباید دوباره دهیم.آقای قالیباف رئیس مجلس بودن را دوست ندارد/ پیمان جبلی  مدیر توانمندی نیست/

تابناک: تصویر بعد مربوط به عادل فردوسی‌پور؛ ما در این ایام فراز و نشیب‌های زیادی داشتیم؛ از سکوت ایشان گرفته تا واکنشی که در ماجرای دانشگاه شریف داشت و پس از آن، مسدود شدن بعضی از فضاهای پلتفرمی. می‌گویند این موضوع به ماجرای آقای فغانی و مواردی از این دست مربوط بوده است. نظر شما درباره چنین افرادی، یعنی سلبریتی‌ها، چیست؟ ما در ماجرای جنگ چه کردیم و آنها چه کردند؟

به نظرم این است که نمی‌خواهم خیلی به گذشته برگردم یا حداقل این موضوع را به عنوان قضاوتی درباره کل پرونده عادل در نظر بگیرم. قبول دارم که ظلم‌هایی به عادل فردوسی‌پور شد، اما این موضوع به افراد اجازه نمی‌دهد که در آن نقطه حساس و در آن بزنگاه، تصمیم غلط بگیرند. نمی‌توانی بگویی: «ببخشید، من به کشورم پشت کردم» یا اینکه «آن‌طور که باید پای کار نبودم» یا «آن‌طور که احساس کردم، وطنم هست...» بالاخره ما همیشه عادل را در مقابل، مثلاً، مزدک میرزایی قرار می‌دادیم و می‌گفتیم آقای مزدک، بی‌وطن؛ ببینید، عادل با وجود همه سختی‌ها و کاستی‌ها مانده است. این ماندن برای ما ارزشمند بود و قدر آن را می‌دانستیم و احترام به این ماندن را نیز سعی می‌کردیم حفظ کنیم. اما در مورد عادل فردوسی‌پور، یک لکه سیاه کوچک و یک دلخوری در دلش وجود داشته که روزبه‌روز بزرگ‌تر شده، بزرگ‌تر شده و بزرگ‌تر شده است. اکنون برآیند آن، عادل را سیاه می‌کند و این دیگر قابل دفاع نیست. با هر کسی ممکن است در جایی مشکلی داشته باشی، حقت را خورده باشند یا به تو ظلم کرده باشند. ممکن است به خیلی‌ها ظلم شده باشد، اما این موضوع دلیل نمی‌شود که در شرایطی خاص، تصمیم نادرستی گرفته شود.

تابناک: یعنی قبول دارید که تعامل او با صداوسیما شاید می‌توانست به اینجا کشیده نشود، اما در اتفاقات اخیر به او نمره مردودی می‌دهید؟

روندها را می‌گویم. این‌طور نیست که یک‌باره در اتفاقات اخیر، عادل فردوسی‌پور تحت تأثیر دوست ناباب یا مشاوره غلط قرار گرفته باشد. مشاوران و منافع آنها در موضوع دیگری بود. دوستان ورزشی‌نویسش، مزیت‌شان در این بود که عادل را مقابل سیستم قرار دهند. از طرف دیگر، بالاخره در داخل سیستم نیز کارگزاری وجود داشت که نظرش برخورد چکشی‌تری بود. باز هم در این نقطه، من قائل به این هستم که مقصر، مدیر قبلی سازمان و مدیران اسبق سازمان هستند. در دوره ضرغامی، اگر عادل مهار می‌شد، قرار نبود با یک اقدام کلنگی، یک نفر از ریشه برنامه «۹۰» را بزنند و از ریشه عادل را حذف کنند. اما باز هم می‌گویم، همه این حرف‌ها حاشیه است. اصل ماجرا این است که در آن نقطه صفر ماجرا و در آن بزنگاه، وقتی پای کشورت در میان است، باید کنار کشورت باشی. وقتی این کار را نمی‌کنی، همه این موارد دیگر فرع ماجراست.

تابناک: در آن لحظه، به قول معروف، باید از خیلی چیزها گذشت.
اگر نگذرید یعنی تصدیق می‌کنید که همه رفتارهایی که با تو شده، لزوماً غلط نبوده، من دوست ندارم این‌ حرف را بزنم ولی این قصه شکل می گیرد.

تابناک: در حال حاضر در این نقطه مسیر را می‌توان برای بازگشت طراحی کرد.
بله، عادل آدم عاقلی است و به نظرم چراکه نه. گاهی اوقات تغییر و تحول به آدم‌ها بهانه می‌دهد، شکل می‌گیرد. آدم‌ها دنبال جاده‌ خدا هستند. ما بچه بودیم و بازی می‌کردیم؛ اگر بهشون جاده خدا به نشان بدهی، برمی‌گردند.

آقای قالیباف رئیس مجلس بودن را دوست ندارد/ پیمان جبلی  مدیر توانمندی نیست/

تابناک: تصویر بعد مربوط به شهید علی لاریجانی است...

چقدر برخی آدم‌ها علیه او توییت زدند و بعد رفتند و توییت‌شان را پاک کردند. من نقدهایم را پاک نکردم. چند نکته جالب درباره ایشان دارم. من کار خبرنگاری را در دوره احمدی‌نژاد شروع کردم. سخت‌ترین و پراسترس‌ترین کار، نقد کردن برادران لاریجانی بود و نقد کردن احمدی‌نژاد هیچ هزینه‌ای نداشت. نگاه ما نسبت به لاریجانی از این نقطه شروع می‌شد که پیش از ری‌برند ایشان، نحوه کارکردشان با آدم‌های سنتی و افراد قدیمی که با آنها کار می‌کردند، مطلوب ما نبود. با آن طیفی که همکاری می‌کردند، مسئله داشتیم. من ری‌برند آقای لاریجانی در سال ۱۴۰۰ را خیلی خوب به یاد دارم؛ فضایی که یک‌باره تغییر کرد. 

تابناک: البته این موضوع از باب اینکه کار حوزه تبلیغات و روابط عمومی هم هست ارتباط برقرار کردید یا منظور بحث فنی یا محتوایی بود؟

محتوایی هم است، یک نفر از من پرسید این ترکیبی که علی لاریجانی در شعام می‌چیند، چون ما همه انتظار داشتیم همان ترکیب سنتی را با خودش بیاورد؛ همان اسم‌هایی که نمی‌خواهم نام ببرم، همان افراد دوباره برگردند؛ همان افراد قدیمی که در مجلس بودند. از نظر من هم آن ترکیب، سلیقه من نبود. دیدیم که آدم جوان، آدم حزب‌اللهی و آدم‌های متفاوتی حضور داشتند. یک بنده‌خدایی گفت: «آقا، چرا این کار را می‌کند؟» آن زمان، ذهنم کمی سیاسی‌تر بود. گفتم: «یا دارد دولت جوان انقلابی را از اینجا شروع می‌کند؛ یعنی می‌خواهد ثابت کند من با تیم جوان می‌آیم، اما با ذائقه خودم.» دولت جوان انقلابی به روایت علی لاریجانی، احتمالاً دولت متفاوت‌تری بود؛ یعنی هم انقلابی بود و هم سویه‌ها و سلایق دیگری داشت. گفتم احتمالاً دارد چنین مسیری را پیش می‌برد و من اکنون ذائقه ایشان را در این حوزه می‌پسندم. پیش از آن، اصلاً چنین نظری درباره ایشان نداشتم.

پس از رد صلاحیت ایشان، من یک مقاله برایش منتشر کردم؛ یک مقاله علمی درباره علی لاریجانی و تحلیل گفتمان علی لاریجانی نوشتم. بعد ایشان با آن توییت «اسنپ» آمد و پس از آن نیز با بیانیه تظلم‌خواهی مطرح شد. در پیش‌بینی آن مقاله، نکته‌ای را مطرح کردم که بعدها همان چیزی شد که دیدیم. حرف من این بود که این آدم هیچ آینده‌ای خارج از نظام برای خودش متصور نیست؛ همه آینده خود را در داخل نظام دیده است. نمی‌خواهد به نظام لگد بزند و نمی‌خواهد اقدامی از این جنس انجام دهد؛ بلکه شروع کرده خودش را درون سیستم و ذیل نظام تعریف کردن و به شورای نگهبان نیز اعتراض خود را مطرح کرده است. این رفتار برخلاف بسیاری از افرادی بود که در این سال‌ها رد صلاحیت شدند و مسیر دیگری را در پیش گرفتند.

می‌خواهم بگویم عاقبت این نجابتی که ایشان به خرج داد و مسیری که انتخاب کرد، چه شد. این موضوع را مقایسه کنید با برادرش، آقای صادق لاریجانی. در موضوع رد صلاحیت برادرش، صادق لاریجانی بسیار تندتر رفتار کرد. البته این تعبیر خوبی نیست و زشت است؛ اگر بخواهم با تقریب بگویم، شاید بتوان تعبیر «کاسه داغ‌تر از آش» را به کار برد.

رد صلاحیت علی لاریجانی موجب شد که بخشی از نظام بیشتر به او توجه کند و متوجه شود که او چقدر انسان نجیبی است، چقدر شخصیت بزرگواری دارد، در چه جایگاه‌های بزرگ‌تری می‌تواند فعالیت کند و چه سرمایه‌ای محسوب می‌شود؛ تا جایی که به درجه اعلایی رسید که هر کسی به جایگاه او غبطه می‌خورد. در مقابل، صادق لاریجانی در شورای نگهبان نشست، با افراد زیادی بخاطر برادرش وارد اختلاف و درگیری شد، دلخوری‌های زیادی به وجود آمد و بسیاری نسبت به رفتار او دچار تردید شدند و پرسیدند چرا صادق لاریجانی این‌گونه رفتار می‌کند چرا سیاست‌ورزی در این سطح، پایین‌تر از توقعی بود که از ایشان داشتیم. برای من جالب است و الان غبطه می‌خوریم. و بعد از آن من توییت‌هایم را پاک نکردم، اما بالاخره غبطه می‌خوریم دیگر.

تابناک: بعد از شهادت ایشان، چه توییتی زدی و چه واکنشی داشتی؟

بعد از شهادتشان یادداشتی نوشتم و تیتر آن را همین مسئله نجابت و بزرگواری ایشان و عاقبت‌به‌خیری‌اش زدم. مثلاً وقتی می‌گویند «عاقبت‌به‌خیر»، بعضی‌ها به‌صورت طعنه‌آمیز می‌گویند؛ حالا مثلاً طرف خطایی کرده و می‌گویند «ان‌شاءالله عاقبت‌به‌خیر». واقعاً عاقبت‌به‌خیری همین است. اگر بالاتر از این وجود داشته باشد، من دیگر چیزی بالاتر از این ندیدم. بعضی‌ها نمی‌دانستند و نمی‌توانستند هضم کنند که این اتفاق چگونه افتاد. می‌گفتند: «ببخشید، ایشان یک مسیری رفت و شب شهادت تصمیم گرفت عاقبت‌به‌خیر شود؟» نه، این‌گونه نیست. ایشان مسیری را طی کرد. اگر بخواهیم نقطه شروع آن مسیر را مشخص کنیم، به نظر من باید از سال ۱۴۰۰ شروع کنیم. از رد صلاحیت ایشان، من شواهدی از پیش از آن ندارم، اما از سال ۱۴۰۰ شواهدی وجود داشت که نشان می‌داد این مسیر، مسیر عاقبت‌به‌خیری است.

تابناک: واقعیت این است که خود ما یک جلسه، پیش از انتخابات اخیر، زمانی که قرار بود ایشان حضور پیدا کنند و این مسائل مطرح شود، داشتیم. من ایشان را در این فضا دیدم و آن تغییری را که شما می‌گویید، یک تغییر واقعاً جدی دیدم. این تغییر لزوماً از آن جنس نبود که بعضی افراد نزدیک انتخابات، برای اهداف تبلیغاتی، چند عکس بگیرند و بخواهند چنین تصویری ایجاد کنند. 

روندی را می‌دیدید که در حال طی شدن بود. عاقبت آن نیز برای ما روشن شده است، پازل بسیار شفاف‌تر و روشن‌تر است.

آقای قالیباف رئیس مجلس بودن را دوست ندارد/ پیمان جبلی  مدیر توانمندی نیست/
تابناک: تصویر بعد مربوط به محمدباقر قالیباف است...

یک حس دوطرفه ایجاد می‌کند. یکی از بزرگ‌ترین اقداماتش این است که جای خالی آقا و جای خالی شهید لاریجانی را، حتی در لایه رسانه‌ای و تقابل با دشمن در جنگ رسانه‌ای، پر می‌کند و پیش می‌برد. من در این حوزه‌ها نوکر ایشان هم هستم، اما در توضیح سیاست داخلی، هنوز همان روند سابق ادامه دارد.

تابناک: کدام روند؟

فیلمی با محوریت یک کارخانه شکلات‌سازی از تلویزیون پخش می‌شد که در آن، جایزه‌ای در نظر گرفته شده بود و برای آن، باید یک بلیت طلایی بدست بیاوری. برای تعدادی افراد مهم نبود که چه اتفاقی می‌افتد؛ فقط می‌خواستند آن بلیت را به دست بیاورند. واقعاً حس من این است که نگاه آقای قالیباف اکنون به مجلس، چنین چیزی است. یعنی یک سکوی پرتاب برای رفتن به سران قوا. ایشان مجلس را دوست ندارد. واقعاً مجلس برایش موضوعیت ندارد. آن ساختمان شیخ فضل‌الله برایش موضوعیت دارد. مجلس را با ساختمان شیخ فضل‌الله اداره می‌کند تا صحن مجلس. قالیباف آدم اجرایی و توانمندی بوده و شاید آن حجم ساختار هیئت رئیسه را برای خودش کوچک می‌دانسته یا اصلاً در اختیار خودش نبوده و باید آن را بزرگ‌تر می‌کرده است.

مسئله این است که نهاد مجلس، به عنوان یک پارلمان، برای او موضوعیت دارد یا نه؟ ممکن است من نسبت به عملکرد این نهاد نقد داشته باشم؛ اینکه آیا این نهاد دارد کار می‌کند یا نه و آیا کارآمد است یا نه، بحث دیگری است. بالاخره رئیس مجلس شده‌ای. شغلت را دوست داری یا نه؟ اصلاً درباره خیلی از مسئولان، مسئله این است که شغل‌شان را دوست ندارند. آقای قالیباف، دیگر مثل قبل برای ریاست جمهوری تلاش نمی‌کند، همین که به واسطه ریاست مجلس، عضو سران قواست و در سطح سران قوا کنشگری می‌کند، برایش کافی است. اصلاً برایش موضوعیت ندارد که چه چیزی تصویب می‌شود یا نمی‌شود و آن ۲۸۹ نفر دیگر به چه چیزی فکر می‌کنند. البته ممکن است بخواهم در نقد مجلس هم حرف بزنم و حرف برای گفتن زیاد است. اینکه آیا این مجلس اکنون کارآمد است، آیا در جنگ کار می‌کند یا نمی‌کند، تعطیل بودنش مفیدتر است یا باز بودنش، همه این موارد را می‌توان درباره مجلس مطرح کرد. اما به نظر من آدم باید شغلش را دوست داشته باشد، آقای قالیباف رئیس مجلس بودن را دوست ندارد.

تابناک: یعنی اگر بخواهیم مقایسه کنیم، احتمالاً شهید لاریجانی پارلمانتاریست‌تر بود؟
شهید لاریجانی بلد بود چگونه از مجلس به عنوان نهاد مجلس برای اهداف و ایده‌هایش استفاده کند. در انتخابات، یادتان هست ویدئو پر کردند و گفتند که به این ۳۰ نفر رای دهید که «ایده‌های من را اجرا کنید». یکی از آنها محمود نبویان است و دارد در واقع از دهان آقای قالیباف صحبت می‌کند و وی را تخریب می‌کند، بدون تعارف. اصلاً بگوییم در این دو، سه سال، مثلاً پنج قانون داریم که محکم پشت آن بایستیم و بگوییم این محصول این مجلس است، نداریم. تازه اگر به سال‌هایی که گذشته نگاه کنیم، مثلاً چه قانون‌هایی خیلی مورد حمایت ما بود، وام فرزندآوری، مدل ثبت‌نام خودرو. شما احتمالاً یک مقدار در حوزه‌های خودروسازی اطلاعات دارید. الان به عنوان یک ایده موفق از آن یاد می‌شود که نیمی از سهمیه ثبت‌نام خودرو به مادرانی اختصاص پیدا کند که فرزندشان به دنیا آمده است. الان دیگر اصلاً ادعایی هم در این حوزه‌ها ندارد و دغدغه‌ای در این زمینه وجود ندارد. مجلس در این پلتفرم‌ها دارد مجازی برگزار  می‌شود. قالیباف هم دارد مملکت‌داری می‌کند.

آقای قالیباف رئیس مجلس بودن را دوست ندارد/ پیمان جبلی  مدیر توانمندی نیست/

تابناک: تصویر بعد مربوط  به مرکز شهر تهران است...

ویدیو وال حق مطلب را نمی‌تواند ادا کند، اشتباه من هم بود. مدل من این است که هر جایی که هستم، شغلم را دوست داشته باشم. من از تهران زیاد عکس می‌گیرم؛ قاب‌هایی که بتوانم تهران را زیباتر و دوست‌داشتنی‌تر ببینم. عکس‌ها برایم جذاب بودند. ساختمان بلدیه، اولین ساختمان شهرداری تهران و کمی عقب‌تر، مجلس که احتمالاً بینندگان نمی‌توانند آن را ببینند و قله دماوند. این قاب برایم زیبا بود.

اما یک نکته می‌خواهم درباره جنگ بگویم. ما برای «تهران دوست‌داشتنی» کمپین برگزار کردیم و همه تلاش‌مان این بود که تهران را دوست داشته باشیم. با هر مسئله‌ای هم که وجود داشت، خیلی عمومی‌تر از یک کمپین سازمانی با آن برخورد کردیم. بسیار سخت بود که این مفهوم را جا بیندازیم. وقتی جنگ شد از نظر تقویم زمانی، در دوره جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه، کمپین‌مان اصطلاحاً در اوج نبود؛ بودجه‌ای نداشتیم و کاری پیش نمی‌رفت. چقدر از افرادی که در جنگ بودند، بازخورد گرفتم که می‌گفتند: «دوست داریم تهران را.» واقعاً مثلاً من تا به حال فکر نمی‌کردم تهران را دوست داشته باشم. همیشه تصویر تهران، تصویر دود و سختی بوده است. بالاخره تهران یک کلان‌شهر است و شاید خیلی احساس نکنی که چقدر ممکن است به آن علاقه‌مند باشی ولی خیلی این شهر را الان دوستش دارند و واقعا دوست داشتنی است.

تابناک: یکی از دوستان نوشته بود که یک شب، ساعت ۱۱ یا ۱۲ شب، مثل شب‌های قبل، وقتی صدای جاروی رفتگر می‌آمد، می‌فهمیدم تهران زنده است؛ تهران سرپاست و دارد کار خودش را انجام می‌دهد، این نگاه برای من خیلی جالب بود. 
یک یادداشت خیلی خوب هم از منصوره مصطفی‌زاده درباره تهران نوشته شده بود. البته آن نوشته معکوس حرف من بود ولی بسیار زیبا بود چون به جنگ مربوط است. ته حرفش این بود: «من فکر می‌کردم خیلی تهران را دوست دارم و خیلی به این شهر علاقه‌مندم. ولی تازه فهمیدم تهران را با آقا دوست داشتم.» یعنی مثلاً کوهی که در خیابان فلسطین بوده و رفته بود به این سمت... که من دیگر الان دوستش دارم. ما یک همشهری داشتیم. یک زمان زیادی هم، چند دهه همشهری بودیم؛ بالاخره با هم در این شهر بودیم. این هم نگاه جالب و زیبایی به تهران داشت.آقای قالیباف رئیس مجلس بودن را دوست ندارد/ پیمان جبلی  مدیر توانمندی نیست/

تابناک: تصویر بعد مربوط به سردار سید مجید موسوی و آن اتفاقی که در مراسم تشییع افتاد و حضورشان در مصلای تهران. این سؤال مطرح است که چه اتفاقی افتاد؟ از نگاه رسانه ای ما همیشه سردار حاجی‌زاده را در قاب دوربین دیده بودیم و عزیزمان بیشتر پشت صحنه و این‌ها بود. یک‌دفعه این شکاف ایجاد شد و سید مجید آمد و حتی شاید بتوان گفت بیشتر در چشم بود؛ بیشتر در ادبیات مردم و در صحبت‌های مردم حضور پیدا کرد.
واقعیت این است که اساساً هر ملتی، به‌ویژه ملتی که در شرایط جنگی قرار دارد، به یک قهرمان و یک اسطوره نیاز دارد یا آن اسطوره را خواهد یافت یا خواهد ساخت. من نمی‌گویم سردار این ویژگی‌ها را ندارد؛ اتفاقاً دارد. بالاخره تصویر چهره، میمیک صورت، خطوط صورت و عملکرد مهم است. ایشان یک شخصیت نظامی است که به معنای واقعی در موضوعات پرتنش ورود نکرده است. نظامیانی داریم که درباره موضوعات سیاسی صحبت کرده‌اند و نصف جامعه می‌گوید من با آن همراه نیستم اما ایشان عملاً چهره‌ای سفید دارد و می‌توان به عنوان یک قهرمان روی او حساب کرد.

ایشان خیلی خوب توانست جای خالی را پر کند. البته در بخشی قرار داشت که بالاخره پیشانی موفقیت نظامی نیز محسوب می‌شد. پهپادها، برگ برنده ما هستند. شما می‌گویید من در جنگ نامتقارنی که اکنون وجود دارد، اف-۳۵ ندارم، اما آن‌قدر پهپاد دارم که بتوانم معادله جنگی را به نفع خودم برگردانم.

ایشان بسیاری از ویژگی‌های یک قهرمان یا یک اسطوره، یا دست‌کم بخش زیادی از این ویژگی‌ها را داشت و ملتی که به قهرمان نیاز دارد، دست رد به سینه قهرمانی که خدا به او داده نمی‌زند. خدا حفظش کند و خدا نگهدارش باشد اما تصور من این است که نفر بعدی هم همین خواهد شد و نفرات بعدی نیز همین مسیر را طی خواهند کرد.پ

می‌خواهم یک مقدار به عقب برگردم تا برای این حرفم درباره ایشان، دلیل و شاهد پیدا کنم. سردار موسوی به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، جای سرلشکر باقری قرار گرفت. سرلشکر باقری بالاخره ویژگی‌هایی داشت که ما دوست‌شان داشتیم؛ ویژگی‌های دوست‌داشتنی داشت و یک عقلانیتی در ایشان وجود داشت که باعث می‌شد دوستش داشته باشیم. سردار موسوی از ارتش آمده بود. این را از جهت تخفیف نمی‌گویم به این دلیل می‌گویم که ارتش شاید چندان روی موضوعات تبلیغاتی، رسانه‌ای و این مسائل کار نمی‌کند و حضور چندانی هم در رسانه ندارد. از جنگ ۱۲ روزه آمدم و مردم گفتند خیلی دوستش داریم. همه ویژگی‌های یک قهرمان را دارد. باز هم می‌گویم؛ دیسیپلین نظامی دارد، میمیک صورتش را دارد، خطوط چهره‌اش صلابت دارد. مثل حاج قاسم بود؛ خطوط شکسته صورتش صلابت را نشان می‌داد. کلامش هم آن دربرگیری و مردمداری را داشت: «مردم، فدای شما بشوم، جان من هزار بار تقدیم شما.» خب، ملت از خدا چه می‌خواهد؟ یک فرمانده نظامی که بتواند به عنوان قهرمان، پشتوانه و مایه دلگرمی‌شان باشد. مردم با آغوش باز او را می‌پذیرند. ایشان را هم با آغوش باز پذیرفتند و احتمالاً درباره نفرات بعدی نیز همین اتفاق خواهد افتاد.آقای قالیباف رئیس مجلس بودن را دوست ندارد/ پیمان جبلی  مدیر توانمندی نیست/

تابناک: تصویر بعد در واقع یک نیروی نظامی عراقی است، که خودتان آن را ثبت کردید. چه چیزی در قاب وجود دارد؟

در مسیر منتهی به حرم امیرالمؤمنین در نجف، در مراسم تشییع آقا در نجف من این عکس را ثبت کردم. در واقع آن جای اتیکت چسبی که روی سینه این نیروی نظامی قرار دارد، نمی‌خواهم درباره ظاهرش چیزی بگویم؛ در واقع شاید سبیل هم داشته باشد و مدل یک عراقی را در ذهن ما تداعی می‌کند. اما عکس آقا روی سینه اوست. به‌طور طبیعی، وقتی آدم این تصویر را می‌بیند، یاد لباس رزمنده‌ها می‌افتد؛ همان عکس جیبی امام که از جیب رزمنده‌ها آویزان بود. خیلی عجیب است، یعد از ۳۰-۴۰ سال به نقطه ای برسیم از این قاب که یک سرباز عراقی، حالا در هر رده‌ای و در هر سازمان نظامی، با چنین هیبتی، عکس آقای ما را روی سینه دارد.

تابناک: اگر به ۳۰-۴۰ سال پیش برمی‌گشتیم و به هیئت حاکمه عراق می‌گفتیم که دوره‌ای خواهد رسید که رهبر عالی ایران قرار است اینجا تشییع شود...

تازه رهبر عالی نماینده امام (ره) در جنگ بوده، رزمنده بوده، لباس رزم می‌پوشیده، تا خط مقدم یا نزدیکی خط مقدم بوده، پسرش بوده و... می‌خواهم بگویم با این فضا بیگانه نبوده است. بعد بعضی‌ها یک روحیه و شاید نگاه ناخوشایندی دارند. من این موضوع را در ادبیات دیپلماسی و سیاست خارجی نگاه نمی‌کنم که بگویم این قاب، دستاورد مثلاً سیاست‌های جمهوری اسلامی است. دوست ندارم این‌گونه بگویم. این قاب، لطف و کرامت مردم عراق بود؛ بسیار کریمانه و بزرگوارانه.

بالاخره رسم است که مردم، اموات خود را به حرم امیرالمؤمنین یا حرم سیدالشهدا می‌برند و تشییع می‌کنند و بعد خارج می‌شوند. یک طوافی انجام می‌شود. اما اتفاقی که افتاد، این بود که مردم آنجا صاحب عزا بودند. من خیلی دوست داشتم بروم. گفتم تشییع جذابی در ایران تجربه نکرده‌ایم و چنین اتفاقی یک بار بیشتر نیست. می‌خواستم بروم و از نزدیک بخشی از تاریخ را لمس کنم که برای خودم بسیار ارزشمند بود.

واقعاً مردم عراق صاحب عزا بودند. فیلمش را نتوانستیم پخش کنیم. آن دویدن‌های مردم... من در مسیر نجف تا کربلا در ترافیک گیر کرده بودم. بعد دیدم ترافیک حمل‌ پیکر است، پیاده شدم و بخشی از مسیر نجف تا کربلا را پیاده آمدم. مردم با پای پیاده می‌دویدند. این اتفاق با هیچ‌کدام از معادلات حوزه دیپلماسی و سیاسی جور درنمی‌آید. وقتی می‌خواستیم آقا را بعد از شهادت تفسیر کنیم، می‌گفتیم ایرانی‌ترین رهبر. چقدر روی ایرانی بودن ایشان تأکید می‌کردیم. آن وقت می‌گفتی: «خب، دیگر با رهبری روبه‌رو هستم که با عنوان ایرانی‌ترین رهبر» اما وقتی تشییع باشکوه را در عراق دیدم گفتم: ایرانی‌ترین رهبر چیست؟ رهبر یک امت است. من پلاکاردش را مثلاً در نجف داشتم: «امام امت مستضعفین». تصویر متفاوتی از آقا، ایرانی بودنش در کنار امت اسلامی‌اش، ادامه پیدا کرد. واقعاً مردم عراق ایشان را دوست داشتند، واقعاً احترام کردند و واقعاً بزرگواری کردند.

گفتگوی کامل با صادق وفایی نیکو را در ویدیوی زیر تماشا کنید:

تعداد بازدید : 2158
کد ویدیو
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۴۴
در انتظار بررسی: ۸
انتشار یافته: ۳۰
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۱:۵۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۸
اتفاقا به وقت ایران یکی از بدترین برنامه‌های تلویزیون است. آنتن تلویزیون را یک ساعت و نیم می‌دهند سه نفر که نه تجربه‌ای دارند نه سابقه‌ای. این‌ها یک ساعت و نیم هرچی به زبانشان می‌رسد می‌گویند آن قدر توضیح می‌دهند که جان آدم به لب می‌رسد و به هیچ دردی هم نمی‌خورد. مرتب هم می‌گویند ما اطلاع نداریم به خدا ما قصدی نداریم ما چیزی نمی‌دانیم این نظر شخصی ماست....
اگر برنامه خوبتان اینه وای بر بقیه!
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۲:۵۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۸
احسنت
Mhd
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۳:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۸
جناب کارشناس ارشد رسانه چقدر نامه فدایت شوم نوشته.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۲:۵۳ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۸
همینو بگو
ناصر
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۳:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۸
سلام بر کارشناس که نظرات خود را در خصوص وضعیت عنوان فرمودند اما من شخصاً پرسشی از آقای جبلی دارم آیا میدانید که اکنون سال 1405و بعبارتی 2026 هستش نه سال 1335 که اولین برنامه تلویزیونی توسط مرحوم منوچهر نوذری در تهران بعد به مرور زمان در تمامی نقاط کشور عزیزمان پخش شد الان برنامه های تلویزیونی توسط ماهواره و اینترنت در تمامی نقاط جهان پخش می‌شود آقای جبلی کشورمان دارای فرهنگ و تمدن چندین هزار ساله که زبان زده خاص و عام هستش چرا و به چه دلیل تعداد انگشت شماری از مجریان نمی‌دونم ادب و احترام و معاشرت عمومی را بلد نیستند و اگر بلدند هرچی لایق خودشون هستش بر روی آنتن زنده تلویزیون حرف و سخن می‌گویند امیدوارم که بتوانیم با تمهیدات لازم از این موضوع عبور کنند
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۲:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۸
جواب سوال شما این است که شخصیت و طرز فکر جبلی، کپی همان مجریان است که اشاره فرمودید
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۴:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۸
این صدا سیما باید ملی شود نه بلندگوی یک عده باشد
Mhd
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۴:۱۸ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۸
تو زمان جنگ اون شجاعت که حرف اول میزنه.عملکرد جبلی درست ضعیف بوده ولی هرچی بوده صدا و سیما رو حفظ کرده.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۴:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۸
چرا آقای قالیباف صحن علنی مجلس رو حدودا بعداز۶ ماه بارعایت جوانب امنیتی با نمیکند
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۴:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۸
قطعا حقیقت را کفته اند. احتمالا ایشان دوست دارن ريیس جمهور شوند ولی چون امکاناتش فراهم نشد به همان موقعیت ساده و فقیرانه، آن هم بخاطر خدمت به مردم، راضی شده اند‌.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۴:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۸
به نظر میرسد تابناک از نظر کلی خود در گذشته بر عملکرد بد جبلی، اکنون دارد عقب نشینی میکند !
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۴:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۸
رهبر شهید اسطوره ایران شد تا ابد و در قلب آزادگان جهان حکومت میکند و افتخار شیعیان و مسلمانان جهان شد .. روحش شاد
یوسف
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۴:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۸
البته درمورد عادل خیلی شرافتمندانه نظرنداد..بقول اخوان ثالث کاوه ای پیدا نخواهد شد امید کاشکی اسکندری پیدا شود..مگر با عادل چ کردید ک ب این نقطه رسید...ینی اگرمرا شکنجه کردی مقصر فریاد زدن منه یا تویی ک شکنجه میکنی..شرافت داشته باشیم
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟
آخرین اخبار