توری؛ زن ایرانی که هرگز به لس‌آنجلس نرسید

تنها زن ایرانی قربانی یازدهم سپتامبر/ القاعده چه تأثیری بر روابط ایران و آمریکا گذاشت؟

صبح ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، زنی ۶۹ ساله که از پرواز می‌ترسید، در فرودگاه بوستون سوار هواپیمایی شد که قرار بود او را به لس‌آنجلس برگرداند.
کد خبر: ۱۳۹۴۳۵۰
| |
15574 بازدید
|
۴

به گزارش تابناک، او پرستاری بازنشسته بود، در تهران به دنیا آمده بود، برای تحصیل پرستاری به انگلستان رفته بود، شش زبان می‌دانست و برای دیدن دختر و نوه‌هایش به بوستون سفر کرده بود. هنگام خداحافظی، جمله‌ای گفت که قرار نبود هیچ معنای تاریخی پیدا کند: «کریسمس دوباره می‌بینمت.»

چند ساعت بعد، پرواز شماره ۱۷۵ یونایتد ایرلاینز به برج جنوبی مرکز تجارت جهانی برخورد کرد و توری حمزوی بلورچی دیگر هرگز به لس‌آنجلس نرسید. نام او بعد‌ها در میان ۲۹۷۷ قربانی حملات ۱۱ سپتامبر ثبت شد؛ زنی ایرانی‌تبار و مسلمان که زندگی‌اش از تهران آغاز شده بود و در لس‌آنجلس ادامه پیدا کرده بود. 

تنها زن ایرانی قربانی یازدهم سپتامبر/ القاعده چه تأثیری بر روابط ایران و آمریکا گذاشت؟

توری حمزوی بلورچی تنها قربانی ایرانی حادثه یازده سپتامبر، دهم ژوئن ۱۹۳۲ در تهران به دنیا آمد. تحصیلات پرستاری خود را در انگلستان گذراند و سال‌ها به عنوان پرستار فعالیت کرد. او زنی چندوجهی بود؛ به باغبانی و کتاب‌خوانی علاقه داشت و حتی، به شش زبان مسلط بود. 

 

زندگی او سرانجام به لس‌آنجلس رسید؛ شهری که در دهه‌های پایانی قرن بیستم به یکی از مهم‌ترین مراکز زندگی ایرانیان خارج از کش

تابستان ۲۰۰۱، توری برای دیدن دختر بزرگش و نوه‌هایش به بوستون رفت. او صبح ۱۱ سپتامبر سوار پرواز شماره ۱۷۵ یونایتد شد؛ هواپیمایی که از بوستون به لس‌آنجلس می‌رفت. هواپیما در ساعت ۹:۰۳ صبح به برج جنوبی مرکز تجارت جهانی برخورد کرد.

ور تبدیل شده بود.

 

تابستان ۲۰۰۱، توری برای دیدن دختر بزرگش و نوه‌هایش به بوستون رفت. او صبح ۱۱ سپتامبر سوار پرواز شماره ۱۷۵ یونایتد شد؛ هواپیمایی که از بوستون به لس‌آنجلس می‌رفت. هواپیما در ساعت ۹:۰۳ صبح به برج جنوبی مرکز تجارت جهانی برخورد کرد.

 

 برای خانواده، سفر مادر به بوستون باید چند روز یا چند هفته بعد با بازگشت او به خانه تمام می‌شد؛ اما آن سفر تبدیل به آخرین سفر زندگی او شد. دخترش بعد‌ها همان جمله آخر را به یاد آورد: «کریسمس دوباره می‌بینمت.» برای تاریخ، توری یکی از ۲۹۷۷ قربانی بود؛ برای خانواده‌اش، اما همان مادر و مادربزرگی بود که قرار بود چند ماه بعد دوباره دیده شود.

 

نام توری در میان قربانیان رسمی ۱۱ سپتامبر ثبت شده است و اسناد و یادبود‌های مربوط به او در مجموعه موزه ملی ۱۱ سپتامبر نیز نگهداری می‌شود. 

تنها زن ایرانی قربانی یازدهم سپتامبر/ القاعده چه تأثیری بر روابط ایران و آمریکا گذاشت؟

سال‌ها بعد دختر توری تلاش کرد برای مادرش یادبودی در لس‌آنجلس ایجاد کند. سرانجام لوحی در منطقه برنت‌وود نصب شد؛ جایی که خانواده هر سال در روز تولد توری گل رز زرد می‌گذارند. رز زرد، گل مورد علاقه او بود. 

یازده سپتامبر ۲۰۰۱ عملا تبدیل به زمینی شد که القاعده برای ایران و آمریکا ساخت

اما داستان توری یک لایه سیاسی نیز پیدا کرد. در سال ۲۰۱۰، هنگامی که ساخت یک مرکز اسلامی در نزدیکی محل سابق برج‌های دوقلو موسوم به «پارک ۵۱» به یکی از مناقشه‌های سیاسی و فرهنگی آمریکا تبدیل شد

، دختر توری، ندا بلورچی، در مخالفت با ساخت این مرکز در آن محل موضع گرفت. برای او، زمین صفر فقط یک مکان عمومی یا نماد سیاسی نبود؛ محل مرگ مادرش بود.

او می‌گفت برای مادرش حتی یک قبر معمولی ندارد و محل حادثه یکی از معدود مکان‌هایی است که خانواده می‌تواند برای یاد او به آنجا برود. به این ترتیب، سوگ شخصی یک خانواده ایرانی‌تبار وارد بحثی بزرگ‌تر درباره اسلام، تروریسم، آزادی مذهبی و هویت مسلمانان در آمریکا شد.

فهرست مسلمانان قربانی یازده سپتامبر

فراتر از توری بلورچی، شمار قابل توجهی مسلمان دیگر -بیشتر مهاجرانی از پاکستان، بنگلادش، مصر و کشورهای دیگر، و برخی مسلمانان آمریکایی‌تبار- در برج‌های دوقلو یا پرواز شماره ۱۱ کشته شدند.

شورای روابط آمریکایی-اسلامی (CAIR) در مراسم بزرگداشت بیست‌وپنجمین سالگرد حادثه، رقم قربانیان مسلمان را ۶۰ نفر اعلام کرد. صدای آمریکا هم در گزارشی مشابه از «بیش از ۶۰ مسلمان» نام برده است.

شورای روابط آمریکایی-اسلامی (CAIR) در مراسم بزرگداشت بیست‌وپنجمین سالگرد حادثه، رقم قربانیان مسلمان را ۶۰ نفر اعلام کرد. صدای آمریکا هم در گزارشی مشابه از «بیش از ۶۰ مسلمان» نام برده است.

 فهرستی که در ادامه می‌آید، برگرفته از یکی از قدیمی‌ترین و پراستنادترین تجمیع‌های این اسامی است -نخستین‌بار در اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰ توسط جامعه‌ی مسلمانان آمریکا گردآوری و بعدها بارها بازنشر شد:

۱. صمد آفریدی ۲. اشرف احمد ۳. شبیر احمد (۴۵ ساله؛ رستوران «ویندوز آن د ورلد»؛ همسر و سه فرزند بر جا گذاشت) ۴. عمر احمد ۵. اعظم احسان ۶. احمد علی ۷. طارق امان‌الله (۴۰ ساله؛ شرکت فیدوشری تراست؛ عضو تیم وب‌سایت انجمن اسلامی آمریکای شمالی؛ همسر و دو فرزند بر جا گذاشت) ۸. توری بلورچی (۶۹ ساله؛ پرواز ۱۷۵ یونایتد؛ پرستار بازنشسته‌ی اهل تهران) ۹. صلاح‌الدین احمد چودری ۱۰. عبدالکریم چودری (۳۰ ساله؛ کانتور فیتزجرالد) ۱۱. محمد اس. چودری (۳۹ ساله؛ ویندوز آن د ورلد؛ فرزندش دو روز پس از حمله به دنیا آمد) ۱۲. جمال لگسه دسانتیس ۱۳. رمزی عطاءالله دوانی (۳۵ ساله؛ مارش اند مک‌لنان) ۱۴. سلیم‌الله فاروقی ۱۵. سید فتحه (۵۴ ساله؛ پیتنی باوز) ۱۶. عثمان گنی ۱۷. محمد همدانی (۵۰ ساله) ۱۸. سلمان همدانی (کاندیدای پلیس نیویورک؛ روزهای پس از حادثه به اشتباه مظنون شناخته شد و بعدها به عنوان یکی از قربانیانی که برای کمک به محل رفته بود، شناخته شد) ۱۹. عایشه هریس (۲۱ ساله؛ جنرال تلکام) ۲۰. شکیلا حق (مارش اند مک‌لنان) ۲۱. نبید حسین ۲۲. شهزاد حسین ۲۳. طلعت حسین ۲۴. محمد شاه‌جهان (مارش اند مک‌لنان) ۲۵. یاسمین جمال ۲۶. محمد جوارته (نگهبان امنیتی) ۲۷. ارسلان خان خاکوانی ۲۸. عاصم خان ۲۹. عطاءالله خان ۳۰. ایوب خان ۳۱. قاسم علی خان ۳۲. سارا خان (۳۲ ساله؛ کانتور فیتزجرالد) ۳۳. تیمور خان (۲۹ ساله؛ کار فیوچرز) ۳۴. یاسمین خان ۳۵. زاهده خان ۳۶. بدرالدین لاکهانی ۳۷. عمر مالک ۳۸. نورالحق میاه (۳۶ ساله) ۳۹. مبارک محمد (۲۳ ساله) ۴۰. بویی محمد (کار فیوچرز) ۴۱. رضا مجتبی ۴۲. عمر نموس ۴۳. مجیب قاضی ۴۴. ترنم رحیم ۴۵. احتشام او. راجه (۲۸ ساله) ۴۶. امینه رسول (۳۳ ساله) ۴۷. نوید رحمان ۴۸. یوسف سعد ۴۹. رحمه سالیه (۲۸ ساله؛ پرواز ۱۱ امریکن ایرلاینز؛ هفت ماهه باردار؛ همراه با فرزند به‌دنیانیامده‌اش و همسرش مایکل تئودوریدیس در همان پرواز جان باختند) ۵۰. شومان صمد ۵۱. اسد سمیر ۵۲. خالد شهید (۲۵ ساله؛ کانتور فیتزجرالد؛ قرار بود آبان همان سال ازدواج کند) ۵۳. محمد شاه‌جهان (۴۴ ساله؛ مارش اند مک‌لنان -به احتمال زیاد فردی متفاوت از ردیف ۲۴، هرچند در منبع اصلی با همین املا ثبت شده است) ۵۴. نسیمه سمجی (فیدوشری تراست) ۵۵. جمیل سواتی ۵۶. صنوبر سید و ...

 

 در میان این نام‌ها سلمان همدانی نیز قرار دارد؛ جوان مسلمان پاکستانی‌تبار و کاندیدای پلیس نیویورک که پس از حمله برای کمک به محل حادثه رفت و جان خود را از دست داد. 

 

در روز‌های نخست، به دلیل ناپدیدشدن او و فضای شدید امنیتی حاکم بر آمریکا، حتی درباره هویت او سوءظن‌هایی مطرح شد، اما بعد‌ها مشخص شد که او یکی از قربانیان حادثه بوده است. این داستان، به‌تنهایی نشان می‌دهد که ۱۱ سپتامبر برای بخشی از مسلمانان آمریکا دو تجربه همزمان بود: قربانی شدن در حمله‌ای تروریستی و سپس مواجهه با پیامد‌های اجتماعی و امنیتی آن حمله به دلیل هویت مذهبی‌شان. فهرست موجود از مسلمانان قربانی نیز باید با احتیاط استفاده شود؛ زیرا برخلاف فهرست رسمی قربانیان، برخی نسخه‌های آن ناقص‌اند، برخی اسامی تکرار یا با املا‌های متفاوت آمده‌اند و درباره برخی افراد اطلاعات محدودی وجود دارد.

تنها زن ایرانی قربانی یازدهم سپتامبر/ القاعده چه تأثیری بر روابط ایران و آمریکا گذاشت؟

اما اگر توری را از یک قربانی ایرانی‌تبار به یک موضوع بزرگ‌تر تبدیل کنیم، پرسش مهم‌تری مطرح می‌شود: ۱۱ سپتامبر با خود ایران چه کرد؟

 پاسخ به این پرسش برخلاف تصور اولیه، صرفاً «بدتر شدن روابط ایران و آمریکا» نیست. اتفاقاً در نخستین ماه‌های پس از حمله، یک پنجره محدود و غیرمنتظره برای همکاری میان تهران و واشنگتن باز شد؛ پنجره‌ای که خیلی زود بسته شد و آثار بسته شدن آن بر سیاست داخلی ایران و مناسبات خارجی جمهوری اسلامی باقی ماند.

ایران در همان ساعات و روز‌های نخست حملات، موضعی متفاوت از برخی بازیگران منطقه‌ای اتخاذ کرد. سید محمد خاتمی، رئیس‌جمهور وقت ایران، حملات را محکوم کرد و با مردم آمریکا ابراز همدردی کرد. اما آیت الله خامنه‌ای رهبر انقلاب موضعی پیچیده‌تر گرفت: نه با تروریست‌ها هستیم نه با آمربکایی ها

ایران در همان ساعات و روز‌های نخست حملات، موضعی متفاوت از برخی بازیگران منطقه‌ای اتخاذ کرد. سید محمد خاتمی، رئیس‌جمهور وقت ایران، حملات را محکوم کرد و با مردم آمریکا ابراز همدردی کرد. اما آیت الله خامنه‌ای رهبر انقلاب موضعی پیچیده‌تر گرفت: نه با تروریست‌ها هستیم نه با آمربکایی ها!

 

در تهران، نیز مراسمی خودجوش با روشن کردن شمع برای قربانیان برگزار شد؛ اتفاقی که در خاورمیانه این سال‌ها بی سابقه بود، چون بسیاری از ملت‌های خاورمیانه‌ای احساس چندان غلیظی از ناراحتی درباره حادثه یازده سپتامبر تجربه نکردند، تصویر گریه و عزاداری برای یازده سپتامبر در تهران که در آن مقطع در رسانه‌های جهان بازتاب پیدا کرد. اهمیت این واکنش را زمانی بهتر می‌توان فهمید که فضای روابط ایران و آمریکا را در آن زمان به یاد آوریم: دو کشور از زمان انقلاب ۱۳۵۷ و بحران گروگان‌گیری روابط دیپلماتیک نداشتند و واشنگتن سال‌ها ایران را در شمار اصلی‌ترین مخالفان خود در خاورمیانه قرار داده بود.

 

اما دشمن مشترک تهران و واشنگتن در افغانستان، طالبان بود. جمهوری اسلامی ایران پیش از ۱۱ سپتامبر نیز به شدت با طالبان مشکل داشت. در سال ۱۹۹۸، پس از کشته شدن دیپلمات‌های ایرانی در مزار شریف، روابط تهران و طالبان تا آستانه رویارویی نظامی پیش رفت؛ بنابراین هنگامی که آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر تصمیم گرفت طالبان را هدف قرار دهد، ایران با وضعیتی روبه‌رو شد که در آن دشمن یکسانی میان دو رقیب قدیمی وجود داشت.

 

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ین دوره را یکی از مهم‌ترین فرصت‌های از دست‌رفته در روابط ایران و آمریکا می‌دانند. در کنفرانس بن در اواخر سال ۲۰۰۱، ایران و آمریکا به شکل غیرمستقیم در روند شکل‌دهی به دولت موقت افغانستان حضور داشتند و تهران در ایجاد ساختار سیاسی جدید افغانستان نقش داشت.

 

 حتی گزارش رسمی وزارت خارجه آمریکا در سال ۲۰۰۱ نیز تأیید می‌کند که ایران در کنفرانس بن با آمریکا و متحدانش همکاری کرد و متعهد شد مرز‌های خود با افغانستان و پاکستان را برای جلوگیری از عبور نیرو‌های طالبان و القاعده کنترل کند. پژوهش‌های بعدی نیز از این دوره به عنوان یک «تعامل دیپلماتیک کوتاه» میان تهران و واشنگتن یاد کرده‌اند که پس از سخنرانی جورج بوش و قرار دادن ایران در «محور شرارت» فروپاشید.

 

این مقطع از این جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد سیاست خارجی جمهوری اسلامی همیشه و در همه شرایط صرفاً بر اساس ایدئولوژی عمل نکرده است. 

رفتار خارجی ایران در این مقطع را می‌توان تا حد زیادی بر اساس محاسبه تهدید، فرصت، بقا و موازنه قدرت توضیح داد؛ یعنی در کنار عوامل ایدئولوژیک، منافع امنیتی و ملاحظات بقا نقش تعیین‌کننده داشته‌اند دوره‌ای که نماد آن سید کمال خرازی، وزیر خارجه وقت ایران بود.از این زاویه، همکاری محدود ایران با آمریکا در افغانستان را می‌توان نه یک چرخش ایدئولوژیک، بلکه نمونه‌ای از همکاری تاکتیکی دو رقیب در برابر یک تهدید مشترک دانست.

رفتار خارجی ایران در این مقطع را می‌توان تا حد زیادی بر اساس محاسبه تهدید، فرصت، بقا و موازنه قدرت توضیح داد؛ یعنی در کنار عوامل ایدئولوژیک، منافع امنیتی و ملاحظات بقا نقش تعیین‌کننده داشته‌اند دوره‌ای که نماد آن سید کمال خرازی، وزیر خارجه وقت ایران بود

از عجایب تاریخ این است که بیست و چهار سال بعد در جربان جنگ چهل روزه ، اسرائیل کمال خرازی را ترور کرد ، شخصیتی که مشغول مقدمات آتش بس بود.

اما این پنجره دیپلماتیک بسیار کوتاه بود. ۲۹ ژانویه ۲۰۰۲، جورج دبلیو بوش در سخنرانی سالانه خود ایران را همراه عراق و کره شمالی در «محور شرارت» قرار داد. این عبارت در تهران مانند یک شوک سیاسی عمل کرد. از دید بخشی از اصلاح‌طلبان ایرانی که امیدوار بودند حملات ۱۱ سپتامبر زمینه‌ای برای کاهش تنش با آمریکا فراهم کند، اقدام واشنگتن نه فقط یک فرصت ازدست‌رفته، بلکه نشانه‌ای از بی‌اعتبار شدن سیاست تنش‌زدایی بود. از دید محافظه‌کاران، ماجرا کاملاً متفاوت بود: آنان از ابتدا نسبت به آمریکا و هرگونه نزدیکی با واشنگتن بدبین بودند و سخنان بوش را تأییدی بر هشدار‌های خود تلقی کردند.

تنها زن ایرانی قربانی یازدهم سپتامبر/ القاعده چه تأثیری بر روابط ایران و آمریکا گذاشت؟

پژوهش بسیار مهم استفن پولسون درباره افول جنبش اصلاحات ایران پس از ۱۱ سپتامبر دقیقاً بر همین نقطه تمرکز دارد. این پژوهش که در American Behavioral Scientist منتشر شده، استدلال می‌کند که در دوره بلافاصله پس از ۱۱ سپتامبر، میان برخی اصلاح‌طلبان ایرانی و سیاست‌گذاران آمریکایی نوعی همگرایی منافع شکل گرفته بود؛ اصلاح‌طلبانی که به دنبال عادی‌سازی رابطه با آمریکا بودند، تصور می‌کردند فضای جدید می‌تواند امکان همکاری را فراهم کند. اما پس از قرار گرفتن ایران در «محور شرارت»، امکان چنین همکاری‌ای از میان رفت و سیاست‌ها و ادبیات خصمانه دولت بوش به تضعیف اصلاح‌طلبان و تقویت جناح‌های محافظه‌کار در ایران کمک کرد.

 

به بیان ساده‌تر، ۱۱ سپتامبر در ابتدا می‌توانست برای اصلاح‌طلبان ایرانی یک فرصت باشد؛ اما نحوه پاسخ دولت بوش این فرصت را به تهدید تبدیل کرد. همین موضوع در تحلیل فرهنگ سیاسی ایران نیز اهمیت دارد.

 

 در سال‌های پایانی دهه ۷۰ و ابتدای دهه ۸۰ شمسی، بخشی از جامعه ایران تحت تأثیر گفتمان «گفت‌وگوی تمدن‌ها»‌ی خاتمی، خواهان کاهش تنش با جهان غرب بود. 

 

در چنین فضایی، محکوم کردن حملات ۱۱ سپتامبر و همکاری محدود در افغانستان با گفتمان گفت‌و‌گو و تنش‌زدایی تناقضی نداشت. اما «محور شرارت» در داخل ایران به ماده‌ای آماده برای بازتولید گفتمان بدبینی نسبت به آمریکا تبدیل شد.

 

این همان جایی است که اثر ۱۱ سپتامبر از حوزه سیاست خارجی وارد فرهنگ سیاسی ایران شد. در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی، آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر بیش از گذشته به عنوان قدرتی که در پی بازآرایی خاورمیانه است معرفی شد. جنگ افغانستان در سال ۲۰۰۱ و سپس حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، برای تهران فقط دو جنگ در دو کشور همسایه نبود؛ آنها به معنای قرار گرفتن نیرو‌های نظامی آمریکا در شرق و غرب ایران بود. 

 

ایران از یک سو با سقوط طالبان، یکی از دشمنان سرسخت خود را از دست داده بود و از سوی دیگر با حضور نیرو‌های آمریکایی در افغانستان و عراق، احساس محاصره راهبردی می‌کرد.

 

این دوگانگی از مهم‌ترین میراث ۱۱ سپتامبر برای سیاست خارجی ایران بود: آمریکا همزمان می‌توانست یک دشمن، یک تهدید و در برخی موضوعات یک شریک موقت باشد. ایران از سقوط طالبان و صدام حسین به عنوان دو دشمن منطقه‌ای خود بهره برد، اما از استقرار نیرو‌های آمریکایی در دو سوی مرزهایش احساس خطر کرد

. به همین دلیل، سیاست خارجی ایران در دهه ۱۳۸۰ را نمی‌توان صرفاً با واژه‌هایی مانند «ایدئولوژیک» یا «ضدآمریکایی» توضیح داد؛ در پشت آن محاسبه‌ای پیچیده درباره موازنه قدرت منطقه‌ای، بقای نظام و جلوگیری از تغییر رژیم نیز وجود داشت. مطالعات نئورئالیستی درباره سیاست خارجی ایران در دهه ۲۰۰۰ نیز دقیقاً بر همین محاسبه تهدید و فرصت تأکید دارند.

 

جنگ عراق این محاسبه را پیچیده‌تر کرد. سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳ برای جمهوری اسلامی ایران از نظر امنیتی یک تحول بسیار مهم بود.

 دشمنی که هشت سال جنگ خونین را با ایران تجربه کرده بود، از قدرت خارج شد؛ اما این اتفاق به دست ارتش آمریکا رخ داده بود؛ بنابراین تهران با یک حالت پیچیده راهبردی مواجه شد: آمریکا دشمن است، اما اقدام نظامی آمریکا یکی از دشمنان بزرگ ایران را از میان برده است. از سوی دیگر، باقی ماندن ارتش آمریکا در عراق به معنای حضور مستقیم نیروی نظامی آمریکا در یکی از مهم‌ترین کشور‌های همسایه ایران بود.

در واقع «دوره بلافاصله پس از ۱۱ سپتامبر» را نخستین مرحله مهمی بود که در آن در آمریکا بحث‌هایی درباره امکان سازش و همکاری بیشتر با ایران مطرح شد؛ بحث‌هایی که بعد‌ها در دوره جنگ عراق و سپس در دوره باراک اوباما دوباره ظاهر شدند.

در واقع «دوره بلافاصله پس از ۱۱ سپتامبر» را نخستین مرحله مهمی بود که در آن در آمریکا بحث‌هایی درباره امکان سازش و همکاری بیشتر با ایران مطرح شد؛ بحث‌هایی که بعد‌ها در دوره جنگ عراق و سپس در دوره باراک اوباما دوباره ظاهر شدند.

 

در داخل ایران نیز آثار این وضعیت به تدریج در رقابت سیاسی نمایان شد. اصلاح‌طلبان می‌توانستند استدلال کنند که ایران باید با استفاده از فضای جدید، رابطه خود را با غرب مدیریت کند؛ محافظه‌کاران می‌توانستند پاسخ دهند که تجربه ۱۱ سپتامبر نشان داده است واشنگتن حتی در شرایطی که تهران علیه تروریسم همکاری می‌کند، آماده قرار دادن ایران در فهرست دشمنان خود است. از این زاویه، «محور شرارت» به یک سند سیاسی برای هر دو طرف تبدیل شد: برای اصلاح‌طلبان، سندی از بی‌اعتمادی و فرصت ازدست‌رفته؛ برای محافظه‌کاران، سندی برای اثبات اینکه اعتماد به آمریکا خطرناک است.

 

مطالعه پولسون نشان می‌دهد این کشمکش فقط در سطح سیاست خارجی باقی نماند و در سال ۲۰۰۲ به رقابت‌های سیاسی داخل ایران نیز سرایت کرد. او نتیجه می‌گیرد که فشار خارجی و فضای امنیتی پس از ۱۱ سپتامبر به محدود شدن فرصت‌های فعالیت اصلاح‌طلبان کمک کرد. در این معنا، ۱۱ سپتامبر را می‌توان یکی از عوامل خارجی مؤثر بر تغییر توازن سیاسی ایران در ابتدای دهه ۱۳۸۰ دانست؛ نه البته علت یگانه یا مستقل آن.

 

در سال‌های بعد، پرونده هسته‌ای ایران نیز در همین محیط امنیتی رشد کرد. حملات ۱۱ سپتامبر باعث شد در واشنگتن ارتباط میان «تروریسم»، «سلاح‌های کشتارجمعی» و دولت‌های مخالف آمریکا اهمیت بیشتری پیدا کند. ایران نیز در همین چارچوب بیش از گذشته در معرض نگاه امنیتی غرب قرار گرفت.

 برچسب «محور شرارت» و ادبیات امنیتی پس از ۱۱ سپتامبر به تثبیت تصویری از ایران به عنوان یک تهدید کمک کرد و این تصویر بعد‌ها با پرونده هسته‌ای و مناقشه بر سر فعالیت‌های منطقه‌ای ایران درهم آمیخت.

برچسب «محور شرارت» و ادبیات امنیتی پس از ۱۱ سپتامبر به تثبیت تصویری از ایران به عنوان یک تهدید کمک کرد و این تصویر بعد‌ها با پرونده هسته‌ای و مناقشه بر سر فعالیت‌های منطقه‌ای ایران درهم آمیخت.

حتی در حوزه رسانه و فرهنگ عمومی نیز این تغییر قابل مشاهده بود. پژوهشی که ۱۷۱ گزارش صفحه اول نیویورک‌تایمز را از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۹ بررسی کرده، نشان می‌دهد تصویر ایران در این رسانه پس از ۱۱ سپتامبر در مجموع منفی‌تر شد و ایران در چارچوب گفتمان «دیگری منفی» بازنمایی شد؛ کشوری غیرقابل اعتماد، خشونت‌گرا و تهدیدکننده صلح جهانی.

 

این مسئله در سینما و فرهنگ تصویری نیز ادامه پیدا کرد. پژوهشی درباره بازنمایی سینمایی ایران پس از ۱۱ سپتامبر نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از تصاویر هالیوودی درباره ایران، به‌ویژه در فاصله ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵، ایران را با مفاهیمی مانند عقب‌ماندگی، شرق‌گرایی، نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم پیوند می‌داد.

 

 نویسنده البته تأکید می‌کند که این روند دقیقاً همزمان با موج اسلام‌هراسی علیه جمعیت‌های عرب و مسلمان نبود و در مورد ایران، اوج بازنمایی‌های منفی بیشتر با دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، مناقشه هسته‌ای و تحریم‌ها گره خورد؛ بنابراین اثر فرهنگی ۱۱ سپتامبر بر ایران را نباید به این گزاره ساده تقلیل داد که «آمریکا تصویر منفی‌تری از ایران ساخت».

 مسئله عمیق‌تر بود. ۱۱ سپتامبر مجموعه‌ای از واژگان و مفاهیم جدید را وارد سیاست جهانی کرد: «تروریسم»، «محور شرارت»، «جنگ پیشگیرانه»، «تغییر رژیم»، «امنیت ملی»، «اسلام‌گرایی افراطی» و «تهدید هسته‌ای». بسیاری از این مفاهیم در رسانه‌ها و مناظرات سیاسی ایران نیز بازتاب پیدا کردند و به تدریج بخشی از ادبیات سیاسی داخلی شدند.

 

در ایران نیز از سوی دیگر، فرهنگ سیاسی ضدآمریکایی وارد مرحله تازه‌ای شد. اگر در دهه‌های نخست پس از انقلاب، تجربه کودتای ۲۸ مرداد، حمایت آمریکا از شاه، بحران گروگان‌گیری، جنگ ایران و عراق و حمایت آمریکا از بغداد از مهم‌ترین خاطرات تاریخی در شکل دادن به بدبینی نسبت به واشنگتن بود، پس از ۱۱ سپتامبر «جنگ علیه تروریسم» و سپس حمله به افغانستان و عراق به این حافظه تاریخی اضافه شد. نتیجه، انباشته شدن لایه‌های جدیدی از بی‌اعتمادی بود.

 

از همین منظر می‌توان فهمید چرا عبارت «محور شرارت» در ایران بیش از آنکه فقط یک عبارت دیپلماتیک تلقی شود، به یک نماد سیاسی تبدیل شد. برای بخشی از جریان اصولگرا، این عبارت اثباتی بر این ادعا بود که اختلاف ایران و آمریکا ماهیتی بنیادی دارد و حتی اصلاح رفتار تهران نیز الزاماً به تغییر رفتار واشنگتن منجر نمی‌شود. برای اصلاح‌طلبان، تجربه نشان می‌داد که حتی در صورت همکاری محدود با آمریکا، امکان بازگشت سریع خصومت وجود دارد. هر دو برداشت در نهایت به افزایش اهمیت «خوداتکایی»، «بازدارندگی» و کاهش وابستگی به غرب در گفتمان امنیتی ایران کمک کردند.

۱۱ سپتامبر یک نقطه عطف در سیاست خارجی ایران نیز بود؛ نه به این معنا که تهران در یک روز سیاست خارجی خود را تغییر داد، بلکه به این معنا که محیط امنیتی اطراف ایران به شکل بنیادین تغییر کرد

از این منظر، ۱۱ سپتامبر یک نقطه عطف در سیاست خارجی ایران نیز بود؛ نه به این معنا که تهران در یک روز سیاست خارجی خود را تغییر داد، بلکه به این معنا که محیط امنیتی اطراف ایران به شکل بنیادین تغییر کرد.

 

 آمریکا از افغانستان تا عراق در اطراف ایران حضور نظامی پیدا کرد، طالبان سقوط کرد، صدام سقوط کرد، ساختار قدرت در خاورمیانه دگرگون شد و تهران ناچار شد در محاسبات امنیتی خود حضور مستقیم آمریکا را به عنوان یک متغیر دائمی‌تر لحاظ کند.

 

 سیاست‌های پس از ۱۱ سپتامبر آمریکا، بحث‌های امنیتی و سیاست خارجی ایران را تحت تأثیر قرار داد و به شکل‌گیری دوباره رابطه دولت، جامعه و محیط خارجی کمک کرد. این نکته مهم است، زیرا نشان می‌دهد ۱۱ سپتامبر را نمی‌توان صرفاً در چارچوب روابط ایران و آمریکا مطالعه کرد؛ این حادثه به شکل غیرمستقیم وارد مناقشه‌های داخلی ایران درباره اصلاحات، امنیت، رابطه با غرب و آینده جمهوری اسلامی شد.

 

حتی پژوهش‌های مربوط به فرهنگ و ایدئولوژی روابط ایران و آمریکا نیز نشان می‌دهند که اختلاف دو کشور صرفاً اختلاف بر سر منافع مادی نیست. 

 

لایه‌های فرهنگی و ایدئولوژیک در استمرار خصومت دو طرف اهمیت زیادی داشته‌اند و بدون تغییر در برداشت‌ها و نگرش‌های متقابل، فرصت‌های عادی‌سازی روابط دائماً شکننده باقی می‌مانند.

 

از این منظر، شاید یکی از مهم‌ترین آثار ۱۱ سپتامبر بر ایران همین بود که شکاف میان «ایران واقعی» و «تصویر ایران در سیاست و رسانه آمریکا» را بیشتر کرد و همزمان شکاف میان «آمریکای واقعی» و «تصویر آمریکا در فرهنگ سیاسی ایران» را نیز تشدید کرد. هر دو طرف بیش از پیش یکدیگر را از دریچه امنیت، تهدید و سوءظن می‌دیدند.

 

با این حال، واقعیت تاریخی پیچیده‌تر از این دو تصویر است. ایران در روز‌های پس از ۱۱ سپتامبر با آمریکا در افغانستان همکاری کرد. واشنگتن و تهران در کنفرانس بن درباره آینده افغانستان نقاط مشترکی پیدا کردند. آمریکا از سقوط طالبان سود برد و ایران نیز یکی از دشمنان مهم منطقه‌ای خود را از میان رفته دید.

 

پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، این پیچیدگی بیشتر شد. جمهوری اسلامی از سقوط صدام بهره برد، اما همزمان با حضور نظامی آمریکا در عراق مواجه شد. ایران بعد‌ها از خلأ قدرت عراق برای افزایش نفوذ خود استفاده کرد و این روند به یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه در دو دهه بعد تبدیل شد. 

تنها زن ایرانی قربانی یازدهم سپتامبر/ القاعده چه تأثیری بر روابط ایران و آمریکا گذاشت؟

به همین دلیل، برخی مطالعات سیاست خارجی ایران، ۱۱ سپتامبر و جنگ عراق را نقطه شروع مرحله‌ای می‌دانند که در آن نفوذ منطقه‌ای ایران افزایش یافت، اما همزمان فشار امنیتی و سیاسی آمریکا علیه تهران نیز تشدید شد.

 

این تناقض در نهایت بخشی از فرهنگ راهبردی جمهوری اسلامی را نیز شکل داد: اگر آمریکا در اطراف ایران حضور دارد، ایران باید عمق راهبردی و ظرفیت بازدارندگی خود را افزایش دهد؛ اگر تغییر رژیم در کشور‌های همسایه ممکن شده، تهران باید توان نفوذ و شبکه‌های منطقه‌ای خود را جدی‌تر بگیرد؛ و اگر مذاکره با آمریکا می‌تواند در برخی مقاطع مفید باشد، نباید به معنای اتکا به تضمین‌های آمریکا تلقی شود. این برداشت را می‌توان یکی از پیامد‌های بلندمدت محیط امنیتی پس از ۱۱ سپتامبر دانست، هرچند نسبت دادن همه تحولات بعدی سیاست خارجی ایران به این حادثه، ساده‌سازی تاریخی خواهد بود.

 

در این میان، یک نکته کمتر دیده‌شده نیز وجود دارد. ۱۱ سپتامبر نه‌تنها در ایران، بلکه در میان ایرانیان خارج از کشور نیز اثر گذاشت. ایرانیان مقیم آمریکا که پیش از آن نیز تحت تأثیر سابقه انقلاب، بحران گروگان‌گیری و تنش تهران و واشنگتن با مسائل هویتی مواجه بودند، پس از ۱۱ سپتامبر در شرایط جدیدی قرار گرفتند.

پژوهش‌های دانشگاهی درباره مهاجران ایرانی در آمریکا نشان می‌دهند که ۱۱ سپتامبر بر بسیج سیاسی نسل دوم ایرانی‌تباران آمریکا نیز اثر گذاشت و زمینه‌هایی برای حضور سیاسی بیشتر آنان ایجاد کرد.

 

 پژوهش‌های دانشگاهی درباره مهاجران ایرانی در آمریکا نشان می‌دهند که ۱۱ سپتامبر بر بسیج سیاسی نسل دوم ایرانی‌تباران آمریکا نیز اثر گذاشت و زمینه‌هایی برای حضور سیاسی بیشتر آنان ایجاد کرد.

 

در نهایت، داستان توری بلورچی یک پل میان دو روایت است؛ روایتی انسانی درباره زنی ایرانی که در پروازی بی‌بازگشت کشته شد و روایتی بزرگ‌تر درباره حادثه‌ای که سیاست جهانی و سیاست ایران!

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱۳
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۳
چرا میگید ایرانی مسلمان ؟
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۵:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۴
۱۱ سپتامر رو اسرائیل و یهود زد بعد تو کوه های افغانستان دنبال بن لادن بودن که با اسب از دستشون فرار میکرد! بن لادن رو چه به این عملیات پیچیده این فقط کار یهود و صهیون بود
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۵:۳۴ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۴
این خانم میگن یهودی بود. بلورچی ها میگن یهودی ان. دونفر دیگه هم تو برج ها بودن که ایرانی تبار بودندر مورد اونهام بنویس. یک ایرانی هم فیلپبردار لحظات کوبیدن هواپیما به برج بود . تاجر الماس مایکل هزارخانی. که از ویدیوهاش در مستندات اون حادثه استفاده میشه
عبدالله اکبری
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۴
این همه نوشتید اما اشاره ای به اینکه هنوز نظریه قدرتمند با شواهد فراوان از عامدانه بودن این عملیات توسط خود دولت آمریکا و روی دو برج که برنامه تخریب آنها را داشته اند بود و نیز اشاره به اینکه حتی یک نفر از رژیم صهوینیست در آن روز در ساختمان های تخریب شده یا آن پروازها حضورنداشتند نکردید...
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟