موشکهای بالستیک ایران؛ از فاتح تا خیبرشکن
مسیر موشکی ایران از افزایش برد عبور کرده و امروز بر دقت، تحرک و بقاپذیری تمرکز دارد.
کد خبر: ۱۳۹۳۲۸۳
| | 3988 بازدید
به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک، وقتی درباره قدرت موشکی ایران صحبت میکنیم، معمولاً نخستین چیزی که به ذهن میرسد عدد برد موشکهاست؛ ۳۰۰ کیلومتر، ۷۰۰ کیلومتر، هزار کیلومتر یا حتی بیشتر. اما واقعیت این است که داستان توسعه موشکی ایران بسیار پیچیدهتر از مسابقه بر سر اعداد است. پشت هر موشک مجموعهای از فناوریهای پیشران، هدایت، کنترل، مواد، سازه، کلاهک، پرتابگر و زنجیره پشتیبانی قرار دارد و تحول واقعی زمانی اتفاق میافتد که همه این اجزا همزمان پیشرفت کنند. ایران طی چند دهه گذشته از موشکهای سوخت مایع و سامانههای اولیه به سمت خانوادههای متنوعی از موشکهای سوخت جامد حرکت کرده و خانواده فاتح را میتوان یکی از مهمترین ستونهای این مسیر دانست. امروز نیز منابع تحلیلی، ایران را دارای یکی از متنوعترین زرادخانههای موشکی منطقه میدانند.
فاتح-۱۱۰ یکی از نقاط مهم این تحول بود. این موشک بهعنوان یک موشک بالستیک کوتاهبرد سوخت جامد توسعه یافت و مزیت اصلی آن فقط رسیدن به یک برد مشخص نبود؛ بلکه استفاده از پیشران جامد، تحرک بیشتر و کاهش نیاز به فرآیندهای پیچیده آمادهسازی، ارزش عملیاتی آن را افزایش میداد. برخلاف موشکهای سوخت مایع که نیازمند آمادهسازی و پشتیبانی بیشتری هستند، یک سامانه سوخت جامد میتواند برای مدت طولانیتری در وضعیت آماده باقی بماند و سریعتر برای عملیات مورد استفاده قرار گیرد. همین موضوع بعدها به یکی از ویژگیهای اصلی نسلهای بعدی خانواده فاتح تبدیل شد.
با ورود فاتح-۳۱۳، ذوالفقار و سپس دزفول، مشخص شد که ایران به دنبال ساخت یک موشک منفرد نیست، بلکه یک خانواده موشکی را توسعه میدهد. ذوالفقار با برد اعلامی حدود ۷۰۰ کیلومتر، دزفول با برد اعلامی حدود هزار کیلومتر و حاج قاسم با بردی در حدود ۱۴۰۰ کیلومتر، هرکدام بخشی از این مسیر تکاملی هستند. مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی نیز ذوالفقار را عضوی از خانواده فاتح معرفی کرده و برای دزفول و حاج قاسم بردهای اعلامی بهترتیب حدود هزار و ۱۴۰۰ کیلومتر را ذکر میکند.
این روند از یک منظر مهندسی اهمیت زیادی دارد. توسعه یک خانواده موشکی به یک کشور اجازه میدهد تجربه بهدستآمده در یک پروژه را به نسل بعد منتقل کند. در چنین مدلی، هر نسل الزاماً یک طراحی کاملاً جدید نیست، بلکه بخشی از ساختار قبلی حفظ و بخشهای دیگر اصلاح میشوند. افزایش برد، کاهش وزن، تغییر شکل بدنه، ارتقای سامانه هدایت و اصلاح سامانه کنترل، مجموعه تغییراتی هستند که میتوانند بدون کنار گذاشتن کامل زیرساخت قبلی انجام شوند. این همان مسیری است که در خانواده فاتح دیده میشود.
دزفول در سال ۲۰۱۹ معرفی شد و در واقع ادامه منطقی توسعه ذوالفقار بود. منابع تحلیلی آن را نسخه افزایشیافته خانواده فاتح میدانند که برد اعلامی آن به حدود هزار کیلومتر رسیده است. اهمیت دزفول در این بود که نشان داد یک موشک تکمرحلهای سوخت جامد میتواند بدون تبدیل شدن به سامانهای کاملاً متفاوت، وارد محدوده برد بالاتری شود.
اما خیبرشکن داستان را یک مرحله جلوتر برد. این موشک در سال ۲۰۲۲ معرفی شد و ایران برای آن بردی حدود ۱۴۵۰ کیلومتر اعلام کرده است. جینز گزارش کرده که مقامهای ایرانی هنگام معرفی خیبرشکن بر کاهش وزن و افزایش سرعت آمادهسازی آن تأکید کردهاند و طراحی آن را از نسلهای قبلی خانواده فاتح متمایز دانستهاند.
اهمیت خیبرشکن فقط در برد آن نیست. یکی از موضوعات مورد توجه در طراحی این موشک، بخش سرجنگی و توانایی مانور در مرحله پایانی پرواز است؛ قابلیتی که در ادبیات موشکی میتواند برای دشوارتر کردن کار سامانههای دفاع موشکی اهمیت داشته باشد. البته درباره میزان واقعی مانورپذیری، دقت و عملکرد رزمی این موشک، بخشی از اطلاعات موجود بر پایه ادعاهای رسمی ایران است و نمیتوان همه اعداد اعلامشده را بهطور مستقل تأیید کرد.
اینجا باید یک اشتباه رایج را کنار گذاشت: موشک بهتر الزاماً موشکی نیست که برد بیشتری داشته باشد. یک سامانه موشکی باید میان برد، وزن محموله، دقت، سرعت، هزینه، تحرک، زمان آمادهسازی و بقاپذیری تعادل ایجاد کند. افزایش برد اگر با کاهش محموله یا پیچیدهتر شدن عملیات همراه شود، الزاماً به معنی ارتقای همهجانبه نیست. به همین دلیل توسعه موشکی بیشتر شبیه یک مسئله مهندسی چندمتغیره است تا یک مسابقه ساده برای رسیدن به عدد بزرگتر.
یکی دیگر از تحولات مهم، توسعه سامانههای هدایت و ناوبری است. موشکی که فقط بتواند مسیر طولانی را طی کند، الزاماً سلاح دقیقی نیست. برای تبدیل برد به قدرت عملیاتی، موشک باید بتواند مسیر خود را کنترل کند و خطای برخورد را کاهش دهد. ایران در خانواده فاتح بهتدریج روی سامانههای هدایت دقیقتر تمرکز کرده و همین موضوع باعث شده نسلهای جدید این خانواده با موشکهای اولیه تفاوت جدی داشته باشند.
تحرک پرتابگر نیز بخش دیگری از معادله است. یک موشک متحرک، در مقایسه با سامانه ثابت، امکان جابهجایی و تغییر موقعیت دارد و همین ویژگی شناسایی و انهدام آن را دشوارتر میکند؛ بنابراین خودروی حامل موشک را نباید یک وسیله جانبی دانست؛ پرتابگر، موشک، تجهیزات پشتیبانی و شبکه فرماندهی در کنار یکدیگر یک سامانه تسلیحاتی کامل را تشکیل میدهند.
تجربه عملیاتی نیز به این روند شکل داده است. استفاده ایران از موشکهای بالستیک در عملیات مختلف منطقهای، امکان ارزیابی واقعیتر سامانههای هدایت و عملکرد آنها را فراهم کرده است. همین تجربهها باعث شده مفهوم دقت در برنامه موشکی ایران اهمیت بیشتری پیدا کند. در جنگهای جدید، شلیک تعداد زیادی موشک بدون توانایی اثرگذاری دقیق، از نظر اقتصادی و عملیاتی هزینه بالایی دارد.
در کنار خانواده فاتح، ایران همچنان مجموعهای از موشکهای سوخت مایع مانند شهاب، قدر و عماد را نیز در اختیار دارد؛ بنابراین زرادخانه موشکی ایران را نمیتوان به یک خانواده محدود کرد. ترکیبی از موشکهای کوتاهبرد، میانبرد، سوخت جامد و سوخت مایع در این ساختار حضور دارند و هرکدام نقش متفاوتی ایفا میکنند. منابع تحلیلی نیز همین تنوع را یکی از ویژگیهای اصلی توان موشکی ایران میدانند.
آنچه از فاتح-۱۱۰ تا خیبرشکن تغییر کرده، در واقع فلسفه طراحی است. در نسلهای اولیه، مسئله اصلی دستیابی به برد و ایجاد توان بازدارندگی بود؛ اما در نسلهای جدیدتر، برد تنها یکی از شاخصهاست. سرعت آمادهسازی، تحرک، دقت، وزن، قابلیت تولید، بقاپذیری و امکان توسعه مشتقات مختلف، همگی در کنار یکدیگر اهمیت دارند.
به همین دلیل فاتح-۱۱۰ را باید بیشتر از یک موشک دید. این موشک نقطه شروع خانوادهای شد که طی سالها توسعه پیدا کرد و به ذوالفقار، دزفول، حاج قاسم و خیبرشکن رسید. اگر مسیر آینده نیز با همین منطق ادامه پیدا کند، احتمالاً تمرکز اصلی روی افزایش دقت، کاهش زمان واکنش، بهبود سامانههای هدایت و افزایش قابلیت بقا خواهد بود؛ یعنی همان مسیری که موشکهای مدرن جهان طی میکنند.
گزارش خطا
Poll
با کدام نرخ بنزین موافقید؟