به گزارش تابناک؛ اگر بخواهیم دقیق و بدون هیجان شروع کنیم، باید بپذیریم که اطلاعات رسمی و تأییدشده درباره «رستاخیز» بسیار محدود است. یعنی نه رونمایی واضحی در کار بوده، نه مشخصات فنی دقیق و قطعی منتشر شده. چیزی که وجود دارد، مجموعهای از گزارشها، تحلیلها و دادههای پراکنده است که اگر کنار هم گذاشته شوند، یک تصویر نسبی میسازند.
طبق گزارشاتی از منابع مختلف خبری «رستاخیز» بهعنوان یک موشک بالستیک سنگین معرفی شده؛ موشکی با طولی در حدود ۱۴ متر و وزنی که آن را در کلاس سامانههای برد بلند قرار میدهد. این یعنی از همان ابتدا، با یک سلاح تاکتیکی ساده طرف نیستیم، بلکه با یک ابزار استراتژیک روبهرو هستیم؛ چیزی که برای ضربههای عمیق و اثرگذاری در سطح زیرساختی طراحی میشود.

اصلان داستان این موشک و اسلحه چیست؟
اما مهمترین بخش این گزارش، جایی است که به برد احتمالی این موشک اشاره میشود. در برخی از این تحلیلها، برد «رستاخیز» در بازهای بسیار گسترده مطرح شده؛ از حدود ۴۰۰۰ کیلومتر تا حتی اعدادی در حدود ۱۲۰۰۰ کیلومتر.
این فاصله عجیب بین اعداد، خودش نشان میدهد که هنوز هیچ عدد قطعیای وجود ندارد. اما حتی اگر محافظهکارانهترین عدد، یعنی همان ۴۰۰۰ کیلومتر را در نظر بگیری، با یک موشک منطقهای بسیار جدی طرف هستی؛ موشکی که میتواند بخش بزرگی از خاورمیانه و فراتر از آن را در پوشش خود قرار دهد.
و اگر آن اعداد بزرگتر حتی تا حدی واقعی باشند، آنوقت داستان کاملاً تغییر میکند. وارد محدودهای میشوی که به موشکهای قارهپیما نزدیک میشود؛ جایی که دیگر بحث فقط منطقه نیست، بلکه برد جهانی مطرح میشود. البته این سناریو، حداقل در شرایط فعلی، بیشتر به تحلیل رسانهای نزدیک است تا واقعیت تأییدشده.
در کنار برد، بحث کلاهک هم یکی از نقاط کلیدی این گزارش است. گفته میشود «رستاخیز» میتواند از یک کلاهک دوگانه استفاده کند؛ ترکیبی از قدرت انفجاری و قابلیت ایجاد پالس الکترومغناطیسی.

اگر این موضوع درست باشد، یعنی این موشک صرفاً برای تخریب فیزیکی طراحی نشده، بلکه برای فلج کردن سیستمهای زیرساختی هم در نظر گرفته شده. یعنی هدف فقط یک نقطه نیست، بلکه کل شبکهای از ارتباطات، برق و دفاع.
از نظر فنی، اگر بخواهیم این دادهها را کنار توانمندیهای شناختهشده ایران بگذاریم، یک الگوی مشخص شکل میگیرد. هیچ موشکی از صفر ساخته نمیشود. هر پروژه جدید، ادامه یک مسیر قبلی است.
در اینجا، نزدیکترین گزینهای که میتوان به آن اشاره کرد، خانواده موشکهای خرمشهر است. موشکهایی با سوخت مایع، وزن بالا، توان حمل کلاهک سنگین و برد قابل توجه. این پلتفرم، بهنوعی ستون فقرات موشکهای سنگین ایران محسوب میشود.
بر همین اساس، یکی از جدیترین تحلیلها این است که «رستاخیز» در صورت واقعی بودن، بر پایه همین خانواده توسعه پیدا کرده باشد. یعنی مرحله اول پرتاب، از یک بوستر در کلاس خرمشهر استفاده کند تا موشک را به ارتفاع و سرعت اولیه برساند.
اما تفاوت اصلی، در مرحله دوم شکل میگیرد.
ایران در سالهای اخیر روی موتورهای سوخت جامد پیشرفته کار کرده، بهخصوص موتورهایی در کلاس «سلمان». این موتورها به دلیل طراحی خاص نازل و ساختار کامپوزیتی، امکان کنترل دقیقتر و راندمان بالاتری دارند.

با همه این کم و بیش ها به چه می رسیم ؟
اگر این دو را کنار هم بگذاریم، به یک سناریوی منطقی میرسیم:
یک موشک دو مرحلهای، با شروعی قدرتمند از یک بوستر سنگین سوخت مایع، و ادامهای دقیقتر با یک موتور پیشرفته سوخت جامد.
این ترکیب، اگر واقعی باشد، یعنی داریم درباره موشکی حرف میزنیم که فقط برد بالا ندارد، بلکه دقت و قابلیت بقا هم در آن در نظر گرفته شده.
اما دوباره باید برگردیم به همان نکتهای که کل این داستان را پیچیده میکند:هیچکدام از اینها بهصورت رسمی تأیید نشده.
و همین، «رستاخیز» را تبدیل کرده به یک ابزار دوگانه؛همزمان هم یک احتمال فنی، هم یک ابزار جنگ روانی.
در فضای نظامی، این اتفاق کاملاً طبیعی است. خیلی وقتها یک پروژه عمداً در ابهام نگه داشته میشود. نه آنقدر واضح که همهچیز مشخص باشد، نه آنقدر مبهم که نادیده گرفته شود. نتیجه؟ دشمن مجبور میشود بدترین سناریو را در نظر بگیرد.
«رستاخیز» دقیقاً در همین نقطه ایستاده.

حالا چه نتیجه ای می گیریم ؟
اگر بخواهیم همه اینها را کنار هم بگذاریم و یک تصویر منسجم بسازیم، چیزی که به دست میآید این است:
یک موشک بالستیک سنگین با طول حدود ۱۴ متر، با بردی که در سناریوهای مختلف از چند هزار تا حتی اعداد بسیار بلندتر مطرح شده،با احتمال استفاده از کلاهکهای ترکیبی،و با یک ساختار احتمالی دو مرحلهای که از ترکیب فناوریهای قدیمیتر و جدیدتر استفاده میکند.
اما در کنار همه اینها، یک واقعیت مهم هم وجود دارد؛این موشک هنوز در سطح اطلاعاتی، بیشتر «تحلیل» است تا «واقعیت قطعی».
و اگر بخواهیم بر اساس همین تحلیلها یک نتیجه منطقی بگیریم، باید بگوییم محتملترین سناریو این است که «رستاخیز» در صورت وجود، بر پایه بوستر اولیه موشک خرمشهر ۴ طراحی شده و در مرحله دوم پرتاب، از موتورهایی در کلاس «سلمان» برای افزایش دقت و کنترل استفاده میکند.
یعنی ترکیبی از برد، قدرت و دقت؛چیزی که اگر واقعی باشد، میتواند یک سطح جدید در طراحی موشکی ایران محسوب شود.اما تا زمانی که از سایه بیرون نیاید، همچنان همان چیزی باقی میماند که الان هست؛
یک نام سنگین، روی مرز بین واقعیت و ابهام.