حضور گسترده در مراسم تشییع پیامی فراتر از سوگواری دارد/ ابراز غم و اندوه در خیابانها برای آیت الله خامنهای حقیقی است

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «کریستین ساینس مانیتور» در مقالهای به بررسی وضعیت جامعه ایران و ساختار نظام سیاسی بعد از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخته که خلاصهای از آن در ادامه میآید.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
روز دوشنبه، در مراسم تشییع پیکرآیتالله علی خامنهای، شمار زیادی از مردم در خیابانهای تهران راهپیمایی کردند و فریادهای مکرر برای انتقام از دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و اسرائیل از میان جمعیت برخاست.
پرچمها سوزانده شد و فریادهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» بارها تکرار شد، در حالی که عزاداران زیر بارش گلبرگها و آب گلسرخ، در گرمای طاقتفرسا ایستاده بودند. برخی تابلوها حاوی تهدید به خشونت علیه ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بود که تصویر آنها با نشانههای دوربین تفنگ روی صورتشان مشخص شده بود.
برای معتقدان واقعی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، این ابراز غم و اندوه در خیابانها برای آیت الله خامنهای حقیقی است.
پیش از جنگ آمریکا و اسرائیل، به نظر میرسید نظام ایران با تهدیدی وجودی مواجه است. اما اکنون جمهوری اسلامی اعتماد به نفسی آشکار از خود نشان میدهد.
با این حال، حضور گسترده در مراسم تشییع جنازه پیامی فراتر از سوگواری دارد. رهبران و فرماندهان جمهوری اسلامی از یک یورش ۴۰ روزه که هم هدفش تغییر نظام و هم نابودی برنامههای هستهای و موشکی ایران بود، جان سالم به در بردند.
حتی در حالی که ایران مراسم یکهفتهای تشییع پیکر رهبر (شهید) خود را برگزار میکند، جمهوری اسلامی امروز با اعتماد به نفس تازه و جسورانهای عمل میکند که زاده جنگی است که به گفته تحلیلگران ممکن است نظام را نجات داده باشد.
این حس پیروزی فزاینده در مواضع سختگیرانه ایران در مذاکراتی که اکنون با آمریکا در جریان است، منعکس میشود؛ مذاکراتی که از زمان امضای یک تفاهمنامه ۱۴ مادهای در ۲۷ خرداد آغاز شده است.
ایران علناً اعلام میکند که اهرم فشار جدید خود بر اقتصاد جهانی و تأمین انرژی - با تسلط بر تنگه هرمز - را حفظ خواهد کرد و همچنین بر پیوند آتشبس در خلیج فارس با سایر جبهههای منطقهای با اسرائیل، از جمله لبنان، اصرار دارد.
آنها در آستانه سقوط بودند
برای منتقدان دولت ایران، جایگاه جدید آن یک تغییر ناامیدکننده از حالت آسیبپذیری است.
یک دانشجوی دانشگاه ایرانی میگوید «نظام اکنون بسیار قویتر شده است. به نظر من، خودشان هم این نتیجه را تصور نمیکردند. منظورم این است که چه کسی چنین چیزی را تصور میکرد؟ آنها پیش از شروع جنگ در آستانه سقوط بودند». او در دیماه به اعتراضات پیوست و سپس از حمله آمریکا و اسرائیل استقبال کرد - به این امید که این حملات نظام را سرنگون کند، آنگونه که اعتراضات خیابانی نتوانست.
وی میگوید «واقعاً فکر میکردم روزهای شمارهگذاری شدهای دارند و فقط دو هفته تا فروپاشیشان فاصله است».
بهبود اقتصاد یکی از نکات مورد بحث بود، برای مثال، هنگامی که محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، اخیراً با خانواده کودکی که در حمله هوایی آمریکا به یک دبستان کشته شد و ۱۵۶ نفر که اکثراً دانشآموز بودند جان باختند، تماس ویدئویی گرفت.
قالیباف، که فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، اکنون مذاکرهکننده ارشد ایران با آمریکا است. او هفته گذشته گفت که تنگه هرمز یک «نعمت الهی» است و کنترل آن «بزرگترین ابزار قدرت» ایران است.
تفاهمنامه شامل معافیتهای آمریکا برای فروش نفت ایران به مدت ۶۰ روز، آزادسازی حدود ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران، ایجاد صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری، و لغو تحریمهایی که دههها اقتصاد ایران را خفه کرده بود، است.

برای ایران، این نشاندهنده یک تغییر چشمگیر در سرنوشت است.
چرخش شدید و ناگهانی جنگ
ولی نصر، کارشناس ایران در مدرسه مطالعات بینالمللی پیشرفته دانشگاه جانز هاپکینز میگوید: «مداخله این جنگ یک چرخش شدید و ناگهانی ایجاد کرد».
به گفته وی، پس از اینکه آمریکا و اسرائیل در دستیابی به اهداف جنگی خود «ناکام ماندند»، کشور، رهبری و جامعه متفاوت شدهاند.
وی میگوید: از برخی جهات، فعلاً تهدید جنگ از ایران برداشته شده است و اعتماد به نفس بیش از حد ایران منعکسکننده این موضوع است.»
به گفته وی، کنترل تنگه هرمز - که ایران پیش از درگیری از آن استفاده نکرده بود - ایران را در موقعیتی قرار داده است «تا نتیجه اقتصادی بسیار متفاوتی را دیکته کند».
نصر میگوید: همه ما روی مسئله هستهای متمرکز شدهایم. اما آمریکا باید به فکر لغو تحریمها، پسدادن داراییهای مسدودشده ایران، و صحبت از صندوق سرمایهگذاری باشد؛ چیزهایی که قبلاً غیرقابل تصور بودند.
در واقع، جنگ روایت داخلی ایران را به طرق دیگر نیز تغییر داده است. از زمان اعتراضات گسترده «زن، زندگی، آزادی» در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲، که آخرین اعتراضات گسترده پیش از این بود، مقامات به طور غیرمحسوس به دنبال کاهش خشم عمومی با تسهیل در اجرای محدودیتهای اجتماعی، مانند حجاب اجباری برای زنان، بودند.
امروزه بسیاری از زنان ایرانی اصلاً حجاب ندارند و در برخی مناطق تهران لباس کاملاً غربی میپوشند.
دنی سیتیرینوویچ، کارشناس ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل میگوید پیش از اعتراضات اخیر و جنگ، روندی از تغییرات داخلی که سرعت گرفته بود، وجود داشت.
وی میگوید: به جای تسریع آن تغییر، جنگ آمریکا و اسرائیل آن را به عقب برگرداند. (شهادت) آیت الله خامنهای فرصتی برای تحکیم نظام فراهم آورد. به طرز متناقضی، فشار خارجی که قرار بود نظام ایران را سرنگون کند، به حفظ آن کمک کرده است.
این نتیجه برای رسانههای تندروی ایران مانند روزنامه کیهان که از «فروپاشی ... شکستناپذیری آمریکا» شادمان است، پنهان نمانده است.
کیهان در یک سرمقاله اخیر نوشت: ایران ثابت کرد که زبان زور در برابر ملتی که به قدرت خود ایمان دارد، بیاثر است.
لزوم اصلاح وضعیت اقتصادی
با این حال، در حالی که جمهوری اسلامی از بقای خود لذت میبرد، مواجهه با شهروندان ایرانی همچنان ادامه دارد.
یک تحلیلگر ایرانی میگوید: رهبران «موضع خود را روشن کردهاند و نشان دادهاند که ایران چقدر قادر به دفاع از خود است».
«اما نارضایتی، گلایهها و سختیها از بین نرفتهاند؛ در برخی موارد حتی بدتر هم شدهاند»، میگوید. «سؤال این خواهد بود: مردم با این سختیها چه خواهند کرد؟»
بهبود اقتصادی میتواند نارضایتی عمومی را کاهش دهد، به ویژه اگر محدودیتهای اجتماعی به کاهش خود ادامه دهند. او اشاره میکند که زنان بدون حجاب در راهپیماییهای شبانه طرفدار نظام شرکت کردهاند و در کانالهای خبری دولتی به طور گسترده به گفتوگو پرداختهاند و حضور آنها عادیسازی شده است.
وی میگوید اگر نظام بتواند [همچنین]اقتصاد را بهبود بخشد، این میتواند کل دستور کار [داخلی]تغییر رژیم را خاتمه دهد.
در حالی که برخی از ایرانیان اکنون به نظام پس از عملکردش در جنگ فرصت میدهند، برخی دیگر همچنان قانع نشدهاند.



