طنز نامه : ای مردم به هوش و به گوش ؛ منفعت خودرو ساز از امنیت شما مهم تر است ...
میخوایی ماشین پلاک منطقه آزاد سوار بشی ؟ بیااااااااا ..... دنا سوار شو !
اگر قرار باشد روزی فرهنگ لغت فارسی را دوباره بنویسند، احتمالاً باید جلوی واژه «آزاد» یک تبصره اضافه کنند؛ «به غیر آزادی در واردات خودرو ، واژهای که در ایران بیشتر جنبه تزئینی دارد و هرگونه شباهت آن با معنای واقعی، کاملاً اتفاقی است.»
به گزارش تابناک ؛ اسمش را گذاشتهاند «مرخصی خودرو های منطقه آزاد». آدم عادی هم حق دارد تصور کند اینجا قرار است چند قانون کمتر باشد، چند محدودیت کمتر، چند امضا کمتر و کمی نفس کشیدن راحتتر. اما تجربه نشان داده در کشور ما، هر جا کلمه «آزاد» را دیدید، قبل از خوشحال شدن، دنبال تبصرههای ریز پایین صفحه بگردید؛ چون معمولاً اصل ماجرا همانجاست.
داستان این روزها هم از همان قصههایی است که اگر برای یک اقتصاددان آلمانی تعریف کنید، احتمالاً چند دقیقه سکوت میکند، بعد عینکش را برمیدارد، دوباره میگذارد و میپرسد: «ببخشید... یعنی شرکت خودروساز از تصمیمی شکایت کرده که به نفع مصرفکننده بوده و بعد هم تصمیم لغو شده؟»
پاسخ کوتاه است؛ بله.

در ایران، بازار خودرو آنقدر داستان دارد که اگر نتفلیکس بخواهد دربارهاش سریال بسازد، احتمالاً تا فصل دوازدهم هم تمام نمیشود.
طرفداران این تصمیم احتمالاً خواهند گفت که باید از تولید داخل حمایت کرد. کسی با اصل حمایت مخالفتی ندارد. اما حمایت، مثل چرخهای کمکی دوچرخه است؛ قرار نیست تا آخر عمر کنار دوچرخه بماند. اگر بعد از چند دهه هنوز همان چرخها سر جایشان باشد، شاید وقت آن رسیده باشد که از خود دوچرخه بپرسیم اصلاً قصد حرکت دارد یا نه.
اقتصاد رقابتی، قانون سادهای دارد؛ اگر محصولت خوب باشد، مردم میخرند. اگر بهتر باشد، بیشتر میخرند. اگر کیفیت بالا برود، مشتری خودش تبلیغت را میکند. اما اگر برای فروش محصول، قبل از هر چیز باید راه انتخاب مشتری را ببندی، شاید مسئله جای دیگری باشد.
در هیچ جای دنیا خودروساز با دیدن رقیب، اول سراغ دفتر وکالت نمیرود. اول سراغ بخش تحقیق و توسعه میرود. مهندسان را جمع میکند، کیفیت را بالا میبرد، قیمت را اصلاح میکند و خدمات را بهتر میکند. این اسمش رقابت است. اما اگر هر بار که مصرفکننده ممکن است گزینه دیگری ببیند، اولین واکنش، محدود کردن همان گزینه باشد، سؤال پیش میآید که دقیقاً از چه چیزی محافظت میشود؟ تولید؟ یا انحصار؟
مصرفکننده ایرانی سالهاست در موقعیت عجیبی زندگی میکند. پول خودرو را تقریباً همقیمت بسیاری از کشورهای توسعهیافته پرداخت میکند، اما هنگام تحویل گرفتن خودرو، دعا میکند که صدای اضافه از موتور نیاید، چراغ اخطار روشن نشود و تا رسیدن به خانه مجبور نشود شماره امداد را ذخیره کند. این دیگر طنز نیست؛ این بخشی از زندگی روزمره مردم شده است.
حالا تصور کنید در چنین بازاری، روزنهای برای افزایش انتخاب ایجاد شود. طبیعی است که مردم خوشحال شوند. نه به این دلیل که قرار است معجزهای رخ دهد، بلکه، چون حق انتخاب، خودش یک ارزش اقتصادی است. بازاری که در آن مصرفکننده بتواند میان چند گزینه تصمیم بگیرد، ناچار کیفیت را بالا میبرد. بازاری که انتخاب را محدود کند، فقط یک پیام به تولیدکننده میدهد؛ «نگران نباش، مشتری جایی نمیرود.»

خسته مان کردید !
از ایران خودرو خرید میکنی ، خدمات پس از فروش نمی دهد ، پول میدهی ماشین نمی دهد ، ماشین می دهد از نمایندگی بیرون نرفته ماشین ایراد برقی پیدا می کند ، لامصب ها مگر ارث پدران خیلی خیلی محترمتان را میلیون ها ایرانی بالا کشیده اند که با ما اینگونه می کنید ؟ اصلا شما که هستید که برای مردم ایران تصمیم بگیرید ؟!!
شاید وقت آن رسیده باشد تابلوها را هم اصلاح کنیم و زیر عنوان «ایران خودرو » با حروف کوچک بنویسیم: «ایران تصمیم یا اصلا خودرو ساز فضول با تیم مدیرتی که گفته بود اگر بازار خودرو را درست نکردیم اعدام مان کنید »
اون یکی رقیبش هم دست کمی ندارد ها ، اما اینها دیگر واقعا نوبرند !

فنی و اقتصادی حرف بزن پسر جان !

رفاقت کو ؟ صداقت کو؟ دولت وفاق کو ؟
واقعیت این است که مردم دیگر فقط خودرو نمیخرند؛ آنها احساس عدالت را هم قضاوت میکنند. وقتی میبینند هر بار که احتمال افزایش انتخاب به وجود میآید، نتیجه نهایی محدودتر شدن همان انتخاب است، طبیعی است که سؤال بپرسند. پرسیدن هم حق مردم است، همانطور که پاسخ دادن، وظیفه سیاستگذار است.
شاید بزرگترین مشکل بازار خودرو در ایران، موتور، گیربکس یا شاسی نباشد. شاید مشکل اصلی این باشد که سالهاست رقابت، در پارکینگ مانده و اجازه خروج پیدا نکرده است. تا زمانی که رقابت واقعی شکل نگیرد، نه کیفیت جهش خواهد کرد، نه قیمت منطقی میشود و نه رضایت مصرفکننده افزایش پیدا میکند. اقتصاد را نمیشود با بستن درها رقابتی کرد؛ همانطور که نمیشود با بستن پنجره، ادعا کرد هوا تازهتر شده است.
در پایان، یک سؤال ساده باقی میماند؛ اگر محصول داخلی به اندازهای خوب است که بارها از آن دفاع میشود، چرا باید از حضور گزینههای دیگر نگران باشیم؟ رقابت، دشمن تولید نیست؛ آزمون تولید است. تولیدکنندهای که از رقابت عبور کند، قویتر میشود. اما اگر هر بار صورت مسئله پاک شود، نه مسئله حل میشود و نه اعتماد مردم بازمیگردد.
شاید روزی برسد که وقتی یک تویوتای مونتاژ چین را میبینیم، دیگر لازم نباشد لبخند تلخی بزنیم. روزی که ماشین خوب سوار شدن برای ما آرزو نشود؛ نه فقط روی خودرو ، بلکه در انتخاب، در رقابت و در حق مردم برای دسترسی به کالایی بهتر. تا آن روز، این قصه همچنان ادامه دارد؛ قصه بازاری که گاهی بیش از آنکه شبیه صنعت خودرو باشد، شبیه نمایشی است که در آن تماشاگر بلیت را میخرد، اما اجازه انتخاب پایان داستان را ندارد؛ و شاید همین، تلخترین طنز ماجرا باشد.
والا من که نفهمدیم و پیدا هم نکردم این خودرو ساز که با شکایتش این مصوبه لغو شده چه خدمات ارزنده ای به مملکت ارائه می کند ، شما اگر دانستید ، کامنت کنید!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۵
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۲۱
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۹:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۰
ایرانیان حق سوار شدن خودروهای غیر از کارا، رانا، تارا، دنا،روا،ری را و... او... آرا ندارند.
یخچال تلویزیون
از همه مهمتر سم و کود اصل و به قیمت
فولاد خوب




