صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

تبلیغ دین خدا با کمک غلامان و خدمتکاران/وقتی چلپاسه پسر چلپاسه بر تخت نشست!

امام علی بن الحسین (ع) هرسال در عید فطر خدمتکارانش را آزاد می‌کرد و با کمک مالی، یاری‌شان می‌کرد در زندگی جدید و آزادی خود محتاج نباشند. تعداد قابل توجهی از روایات مربوط به رفتار نیکو و مناجات‌های امام سجاد (ع) توسط همین غلامانی نقل شده که مدتی را در خانه او زندگی کرده و سپس آزاد شده‌اند. 
کد خبر: ۱۳۸۱۰۳۹
| |
556 بازدید

تبلیغ دین خدا با کمک غلامان و خدمتکاران/وقتی چلپاسه پسر چلپاسه بر تخت نشست!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، ۱۲ محرم سالروز شهادت امام علی‌ ابن‌الحسین (ع) است که به سید الساجدین و سجاد معروف است. دوران امامت این‌امام شیعه در خفقان شدیدی طی شد که جبهه باطل به جبهه حق تحمیل می‌کرد. به فراخور این‌فشارها و محدودیت‌ها شیوه امامت و تبلیغ دین نیز تغییر کرد و امام سجاد (ع) روش جالبی را برای این‌کار در پیش گرفت. 

بد نیست ابتدا شرایط و دوران معاصر امام سجاد (ع) را مرور کنیم. سه سال پس از حادثه کربلا یعنی سال ۶۴ هجری قمری یزید مرد و پسرش معاویه بر تخت خلافت بنی‌امیه نشست. حکومت معاویه بن یزید بسیار کوتاه بود و خیلی زود به خواست خود از خلافت کنار رفت. به این‌ترتیب خلافت بنی‌امیه از خاندان ابوسفیان به خانواده دیگر بنی‌امیه رسید و مروان بن حَکَم خلیفه شد. عمر مروان نیز به درازا نکشید و یک‌سال بعد توسط همسرش خفه شد. پس از آن پسرش عبدالملک ردای خلافت پوشید.

مروان و پسر خون ریزش عبدالملک در ادامه حکومت بنی‌امیه در شام به تخت نشستند و مثل معاویه و یزید، برای پوشش فعالیت‌های ضد اسلامی خود و تخریب هرچه بیشتر اسلام، خلیفه رسول‌الله خواندند. در سوی دیگر ممالک اسلامی یعنی حجاز وضع دیگری جریان داشت و مهم‌ترین شهر حجاز یعنی مکه در بیعت عبدالله بن زبیر بود که او نیز خود را خلیفه می‌خواند و مقابل امویان قد علم کرده بود. 

لشکری که اواخر عمر نکبت‌بار یزید قیام مدینه را سرکوب کرده و فاجعه انسانی حره را رقم زده بود، قصد داشت پس از مدینه به مکه بتازد و عبدالله بن زبیر را از سر راه بردارد اما مرگ یزید مانع شد و لشکریان بلاتکلیف اموی به شام برگشتند. به این‌ترتیب عبدالله بن زبیر در حکومت مکه باقی ماند تا چندسال بعد در خلافت عبدالملک بن مروان توسط عامل او حجاج بن یوسف کشته شود. 

همزمان با خلافت مروان، عبیدالله بن زیاد برای سرکوبی قیام مختار که قاتلان امام حسین (ع) را به تیغ انتقام، قصاص می‌کرد از شام راهی عراق شد. مختار هم لشکر عراق را به مصاف ابن زیاد فرستاد و جنگ شام و عراق در موصل رخ داد که در نتیجه آن ابن‌زیاد کشته شد و انتقام اصلی‌ترین مهره جنایت کربلا پس از یزید، ستانده شد. 

پس از شکست مروانیان توسط شیعیان لشکر مختار، لشکر زبیریان به جنگ مختار در عراق آمد که به دلیل خیانت، مختار و یاران نزدیکش به شهادت رسیدند و عبدالله بن زبیر هم که با کشتن مختار،‌ از جانب عراق آسوده شده بود، سال ۷۳ هجری قمری در محاصره لشکریان حجاج بن یوسف به عنوان فرستاده عبدالملک بن مروان قرار گرفته و کشته شد. 

عبدالملک بن مروان که با تربیت یهودی و ضد اسلامی بزرگ شده بود، کمترین اعتقادی به دین نداشت و به راحتی دستور کشتار صادر می‌کرد. پدربزرگ عبدالملک یعنی پدر مروان، حَکَم یکی از چهره‌های معروف جاهلیت و دشمنان سرسخت پیامبر (ص) بود و همیشه و هرجا که می‌توانست پیامبر (ص) را تمسخر کرده و برایش شکلک می‌ساخت. کار بی‌احترامی‌های حکم به جایی رسید که پیامبر او را نفرین کرده و از مدینه بیرونش کرد. فک و صورت حکم به دلیل نفرین پیامبر کج شد و به دلیل قیافه نامناسب و به هم ریخته‌اش، بین مردم، شهرت به چلپاسه (مارمولک، قورباغه) پیدا کرد. حُکم تبعید حَکم تا زمانی که برادرزاده‌اش عثمان بن عفان خلیفه سوم به خلافت رسید، به مدینه بازنگشت اما عثمان حکم پیامبر (ص) را نقض کرد و حکم چلپاسه و فرزندانش به مدینه برگشته و عزت و مقام پیدا کردند. 

مروان پدر حکم، یکی از معروف‌ترین دشمنان پیامبر است که امام علی (ع) سخنی معروف درباره او دارد. پس از شکست مروان به عنوان صحنه‌گردان و آتش‌بیار، عایشه و طلحه و زبیر در جنگ جمل، مروان خواست به ظاهر با امام علی (ع) بیعت کند اما امام (ع) در حالی که او را به عنوان اسیر جنگی نکشته بود، دستش را رد کرده و گفت دست مروان، دست یهودی است. مروان نیز مانند دیگر بزرگان بنی‌امیه، یهودی بود و با اسلام آوردن ظاهری، تحت پوشش نیروی نفوذی جبهه باطل، ضربات قابل تاملی به جبهه اسلام زد. او در جنگ‌های جمل و صفین حضور داشت و یکی از دست‌اندرکاران ترور امام حسن (ع) بود. او پیش از خروج امام حسین (ع) از مدینه و حرکتش به مکه، صلاح کار بنی‌امیه را در کشتن او دانست اما قدم اولش برای این‌کار توسط امام حسین (ع) با شکست روبرو شد تا آن‌که امام (ع) در کربلا به شهادت رسید. 

طبق برخی روایات، مروان پس از تولدش توسط پیامبر چلپاسه پسر چلپاسه خوانده شد.

مدتی از دوران امامت امام سجاد (ع) مربوط به خلافت یزید است. امامت امام چهارم، سپس در زمان معاویه بن یزید، مروان و سپس عبدالملک بن مروان ادامه پیدا کرد. در زمان خلافت عبدالملک، حاکم مدینه هشام بن اسماعیل تا جایی که توانست، بر امام سجاد (ع) و یارانش سخت گرفت و از برقراری رابطه مردم با ایشان جلوگیری کرد. 

امام سجاد (ع) به دلیل همین‌محدودیت‌ها و نبود ارتباط با یاران، به تربیت و پرورش غلامان پرداخت. غلامان کسانی بودند که در جنگ‌ها اسیر می‌شدند و آن‌ها را به شهرها آورده و می‌فروختند. امام سجاد (ع) هرسال حدود ۲۰ تن از غلامان را می‌خرید و آن‌ها را با منش و آموزه‌های دینی آشنا می‌کرد. این‌گروه سپس آزاد و بین مردم پراکنده می‌شدند تا آموزه‌های اسلام واقعی را منتشر کنند. 

یکی از رفتارهای ویژه امام سجاد (ع) با غلامان از این‌قرار بود که اگر خطایی از آن‌ها سر می‌زد، آن را در دفتری یادداشت می‌کرد و هنگام فرا رسیدن عید و مناسبت‌های دینی، آن‌ها را فراخوانده و خطاهای یادداشت‌شده را به آن‌ها یادآوری می‌کرد. سپس می‌گفت خدا اعمال بندگانش را ثبت می‌کند و هیچ عمل کوچک و بزرگی از نظر او پنهان نمی‌ماند. آن‌گاه به خدمتکار مورد نظر می‌گفت او را بخشیده و می‌خواست او نیز از خدا برای امام طلب بخشش و مغفرت کند!

امام علی بن الحسین (ع) هرسال در عید فطر خدمتکارانش را آزاد می‌کرد و با کمک مالی، یاری‌شان می‌کرد در زندگی جدید و آزادی خود محتاج نباشند. تعداد قابل توجهی از روایات مربوط به رفتار نیکو و مناجات‌های امام سجاد (ع) توسط همین غلامانی نقل شده که مدتی را در خانه او زندگی کرده و سپس آزاد شده‌اند. 

یکی از خدمتکاران امام سجاد (ع) که مدتی را در خانه او به خدمت مشغول بود گفته هیچ روز برای او غذا نبرده و هیچ‌شبی برای او رخت‌خواب پهن نکرد چون روزها را روزه، و شب‌ها را به عبادت مشغول بود. 

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
آخرین اخبار