شاهد از غیب رسید/سفیر آمریکا در اسرائیل هم از ماهیت یهودی استعمار گفت!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، سالها و دهههاست که اهالی تحقیق و مطالعه از یهودیبودن ماهیت پدیده استعمار میگویند اما به داشتن توهم توطئه متهم میشوند. ایناتهامزنی هم از جانب دو جبهه انجام میشود؛ یهودیان و کارگزارانشان، جماعت ناآگاه و بیمطالعه که همیشه دستاویز یهودیان و تبلیغاتشان میشوند.
زمانی گفته میشد زرسالاری دنیای امروز ریشه در ساختاری دودمانی دارد و یکی از موارد بارز و نمونه زرسالاری یهودی دنیا، کمپانی انگلیسیِ هند شرقی بود که ریشهاش در اروپای بازه قرن ۱۶ تا ۱۹ میلادی است که اتحادیهای از خاندانهای شریک و درگیر در غارتگری ماورا بحار در غرب و مرکز اروپا شکل گرفت. همانطور که پس از شهادت و ترور پیامبر اسلام (ص) دو جبهه اصلی دشمن او یعنی یهود و منافقان، در جامعه اسلامی مستتر شدند، نقدینگی انباشته و افسانهای کمپانی هند شرقی بریتانیا هم پس از انحلال رسمی آن در سال ۱۸۵۷ از حالت رسمی و پیش پرده به پس پرده رفت.
جریان استعمارگری که تحت عنوان فرهنگ یا تمدن مدرن غرب میشناسیم، علیرغم تاکیدات ظاهری بر پشتکردن به سنت و گذشته، بهشدت سنتگرا و قائل به نگاه جزمگرا به حفاظت از میراث گذشتگان استعمارگر و تمامیتخواه است. در عین حال تلاش میکند حافظه تاریخی ملتهای تحت استعمار را پاک کند تا به راحتی تحمیق شوند و در خدمت مدرنیسم بهظاهر پیشرو در بیایند. خود نیز بهشدت روی چند عامل تاکید دارد؛ تداوم حافظه تاریخی و نگهداری از میراثهای گذشته، درونهمسری، حمایت از همکیشان و همبستگی جمعی.
یکی از سوالات مهم درباره پدیده استعمار غربی این بوده و هست که بدون غارت ثروتهای ملل آسیایی و آفریقایی که به محدودههای کوچکی در اروپا سرازیر شدند، اینمیزان از شکوفایی دانش و فنآوری و اندیشه در غرب ممکن بود یا نه؟ اما برای نرسیدن به پاسخ اینسوال تلاشهای زیادی شده و هنوز هم میشود؛ ازجمله اینکه تمرکز و حواس سوالکنندگان از توجه به کانون قدرت مرموزی که تلاش داشته زمام امور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دنیا را به دست بگیرد، منحرف شود.
به هرحال، اینحرفها اگر توسط دانشمندان و پژوهشگران خودی بیان میشدند - از آنجا که مرغ همسایه غاز است - مردود و توهم توطئه بودند. اما گاهی دیگران و خارجیها هم از اینحرفها میزدند که البته طبق مصلحتهایی باید نادیده و ناشنیده گرفته میشدند. با اینحال یکچهره غربی و از قضا یکآمریکایی از اینحرفها زده است.
گوینده اینحرفهای قدیمی اما مهم، مایک هاکبی سفیر آمریکا در رژیم غاصب صهیونی است؛ رژیمی که محدوده جغرافیای استعماریاش، روزگاری فلسطین نامیده میشد و رفتارهایش از روز نکبت (۱۹۴۸ آغاز اشغال رسمی فلسطین) تا امروز، تجلی علنی استعمار، و به قول ایلان پاپه نویسنده و تاریخپژوه اسرائیل، استعمار وطنگزین است.
اما مایک هاکبی چه گفته است؟
ایندیپلمات آمریکایی گفته «اگر یهودیت وجود نداشت، مسیحیت نیز شکل نمیگرفت و بدون بنیان یهودی–مسیحی، تمدن غرب و در نتیجه ایالات متحده آمریکا نیز به وجود نمیآمد.»
اشاره به بنیان یهودی-مسیحی، همان نگاه یهودی و صهیونیستی است که میگوید مسیحا هنوز نیامده و البته به نفع استعمارگران هم هست که حالا حالاها نیاید!
هاکبی را بهعنوان چهرهای میشناسند که علاوه بر موضوعات سیاسی و دیپلماتیک، نگاهی مذهبی دارد اما باید اینتوضیح را اضافه کنیم که واژه مذهب، ترجمه دقیقی برای اشاره به نگاه اعتقادی مایک هاکبی نیست. او با هدف جلب حمایت جریانهای مذهبی و طیفهای محافظهکار حامی اسرائیل توسط دونالد ترامپ به عنوان سفیر آمریکا در اسرائیل منصوب شد. آنچه هم که نگاه مذهبی خوانده میشود، مشی و مرام صهیونیستی اوست نه نگاه مذهبی! چون یهودیت همانطور که میدانیم یک دین نیست بلکه نگاهی نژادی و قومیتی است نه دینی و مذهبی؛ در حالیکه خیلی از مردم به اشتباه و بهخاطر تبلیغات دروغین و مسموم اسرائیلیها، مشی و مرام اشغالگران فلسطین را یهودیت و پیروی از حضرت موسی (ع) و پیامبران الهی تصور میکنند.
اینکه وجب به وجب تاریخ غربی که میشناسیم با استعمارگری همراه است و در برهههای فعالیت ادیان الهی ازجمله پیروان موسی کلیمالله (ع)، عیسی روحالله (ع) و پیامبر خاتم محمد رسولالله (ص)، بین پیروان اینادیان شکافهای عمیق ایجاد شده و هرکدام تبدیل به فرقههای مختلف شدهاند، همه خبر از فعالیتهای گروهی اقلیت و تروریست خبر میدهند که اشتهای سیریناپذیری برای بلعیدن دنیا دارد و بهظاهر از آرمان «از نیل تا فرات» صحبت میکند. فراموش نکنیم که فرقهسازی و ایجاد تفرقه یکی از ترفندهای اساسی و همیشگی یهودیان است و به اشتباه ضربالمثلی در حافظه عمومی مردم ایران تثبیت شده که «کار، کار انگلیسیهاست و آنها میگویند تفرقه بیانداز و حکومت کن!» در حالیکه اینآموزه، مرام همیشگی یهود است که روزی روزگاری، انگلستان را به تصرف امیال و سیاستهای خود درآورد.
اشاره معناداری که مایک هاکبی - آگاهانه یا ناخودآگاه- به «بنیان یهودی - مسیحی» کرده، جای ساعتها و صفحهها بحث و گفتگو دارد. اما به طور خلاصه هم به علاقهمندان تاریخ و هم منکران همیشگی مساله یهودیبودن استعمار باید گفت، هرجا پای استعمار و استثمار ملتها و منابعشان در میان بوده، نام یهودیان و یهودیان مخفی میدرخشیده! هنوز هم میدرخشد! کافی است کمی به منابع و کتابها مراجعه کنیم تا ببینیم طی چند سده اخیر در دنیا چه خبر بوده و چه مقدماتی برای اشغال آمریکا و بیرون آوردنش از دست بومیان سرخپوست، اشغال استرالیا و بیرون آوردنش از دست بومیانش، اشغال شبه قاره هند و کشورهای آفریقایی، تجارت پرسود بردهداری در همه قارهها، اشغال فلسطین و تلاش برای خالیکردنش از بومیان، تلاش برای بلعیدن ایران از مشروطیت تا امروز و ... تدارک دیده شده بود!
صادق وفایی
منظور نگارنده از یهودیان مخفی قطعا آنوسی ها هست.
به یاد داشته باشید که در فقه یهود یک یهودی میتونه به ظاهر مسلمان یا مسیحی و یا بهایی باشه اما در اصل و ذات در جهت کمک و یاری رساندن به یهودیت.
به اینگونه اشخاص آنوسی میگویند که در ایران هم زیاد هستند




