نحن حزبالله / روایت شکل گیری مقاومت اسلامی لبنان
در خاورمیانهای که گروهها و دولتها با سرعتی عجیب سقوط میکنند، تجزیه میشوند یا در تاریخ گم میشوند، حزبالله لبنان بیش از چهار دهه است که نهتنها باقی مانده، بلکه به یکی از اثرگذارترین بازیگران سیاسی و نظامی منطقه تبدیل شده است.
کد خبر: ۱۳۷۹۰۹۶
| | 486 بازدید
به گزارش تابناک؛جریانی که از دل اشغال جنوب لبنان و آشوب جنگ داخلی متولد شد، اما خیلی زود از یک گروه چریکی کوچک عبور کرد و به سازمانی رسید که امروز نامش در معادلات امنیتی تهران، تلآویو، واشنگتن و حتی اروپا شنیده میشود. گروهی که برای عدهای نماد مقاومت و برای عدهای یک تهدید منطقهای است، اما در هر صورت نمیتوان انکار کرد که حزبالله مسیر تاریخ لبنان و حتی بخشی از معادلات خاورمیانه را تغییر داد. جهان هم طبق عادت قدیمیاش، همیشه جاهایی را که از دل بحران ساخته میشوند، یا میترسد یا اسطوره میکند.

داستان شکلگیری حزبالله را باید در سالهای خونین جنگ داخلی لبنان جستوجو کرد؛ دورانی که لبنان عملاً به میدان جنگ نیابتی قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل شده بود. در سال ۱۹۸۲ و همزمان با حمله گسترده اسرائیل به لبنان، جنوب این کشور و حتی بخشهایی از بیروت به اشغال ارتش اسرائیل درآمد. در آن زمان بخش بزرگی از شیعیان لبنان احساس میکردند نه دولت مرکزی توان دفاع از آنها را دارد و نه گروههای سنتی شیعه میتوانند در برابر ارتش اسرائیل مقاومت مؤثر انجام دهند. همین فضای ناامیدی، بستر تولد یک جریان جدید را فراهم کرد؛ جریانی که بعدها نام «حزبالله» را بر خود گذاشت.
در شکلگیری اولیه حزبالله، مجموعهای از روحانیون شیعه، نیروهای انقلابی لبنانی و اعضای جوانتر جنبش امل نقش داشتند. پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز تأثیر عمیقی روی این جریان گذاشته بود. جمهوری اسلامی که تازه از انقلاب ۱۳۵۷ عبور کرده بود، تلاش داشت ایده مقاومت اسلامی علیه اسرائیل را در منطقه گسترش دهد. به همین دلیل نیروهایی از سپاه پاسداران به منطقه بقاع لبنان اعزام شدند تا آموزشهای نظامی و سازماندهی اولیه را انجام دهند. همین همکاری بعدها به یکی از مهمترین پیوندهای راهبردی منطقه تبدیل شد؛ پیوندی که هنوز هم ادامه دارد و یکی از ستونهای محور مقاومت محسوب میشود.

حزبالله در سالهای نخست فعالیت خود بیشتر یک گروه چریکی کلاسیک بود؛ عملیاتهای محدود علیه ارتش اسرائیل و نیروهای همپیمان آن انجام میداد و بهتدریج در جنوب لبنان نفوذ اجتماعی پیدا میکرد. اما تفاوت حزبالله با بسیاری از گروههای مسلح منطقه این بود که فقط روی بعد نظامی تمرکز نکرد. این جریان خیلی زود فهمید که اگر بخواهد در لبنان بقا داشته باشد، باید در جامعه ریشه بدواند. برای همین شبکهای از مدارس، درمانگاهها، مؤسسات خیریه، رسانهها و خدمات اجتماعی ایجاد کرد. در مناطقی که دولت لبنان تقریباً غایب بود، حزبالله تبدیل به نهادی شد که مردم برای درمان، آموزش، بازسازی خانه و حتی دریافت کمک مالی به آن مراجعه میکردند.
یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ حزبالله، عقبنشینی اسرائیل از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ بود. اسرائیل نزدیک به ۱۸ سال بخشی از جنوب لبنان را در اشغال خود داشت، اما حملات فرسایشی و عملیاتهای چریکی حزبالله در نهایت هزینه حضور ارتش اسرائیل را بالا برد. وقتی اسرائیل عقبنشینی کرد، حزبالله این اتفاق را «اولین شکست بزرگ اسرائیل توسط مقاومت عربی» معرفی کرد و همین مسئله جایگاه آن را در جهان عرب به شدت افزایش داد. در آن دوره بسیاری از مردم منطقه، حزبالله را نه فقط یک گروه لبنانی، بلکه نماد مقاومت در برابر اسرائیل میدانستند.

شش سال بعد، جنگ ۳۳ روزه لبنان در تابستان ۲۰۰۶، حزبالله را وارد مرحله تازهای کرد. در آن جنگ، اسرائیل با هدف نابودی زیرساختهای حزبالله حملات سنگینی به لبنان انجام داد، اما حزبالله برخلاف تصور اولیه تلآویو توانست ساختار خود را حفظ کند و تا آخرین روز جنگ به شلیک موشک ادامه دهد. همین مسئله باعث شد بسیاری از تحلیلگران از تغییر معادله بازدارندگی در منطقه صحبت کنند. حزبالله نشان داد که دیگر فقط یک گروه چریکی ساده نیست، بلکه به یک نیروی شبهنظامی پیچیده با توان موشکی، اطلاعاتی و سازماندهی بالا تبدیل شده است.
در طول این سالها، دبیرکلها و فرماندهان برجستهای در حزبالله نقشآفرینی کردند که بسیاری از آنها در حملات اسرائیل ترور یا کشته شدند. یکی از مهمترین چهرههای اولیه حزبالله، سید عباس موسوی بود که در سال ۱۹۹۲ در حمله هوایی اسرائیل به شهادت رسید. پس از او، سید حسن نصرالله رهبری حزبالله را بر عهده گرفت و به مشهورترین چهره این جنبش تبدیل شد. نصرالله با سخنرانیهای رسانهای، مدیریت جنگ ۲۰۰۶ و توسعه ساختار نظامی حزبالله، نقش مهمی در تبدیل این گروه به بازیگر اصلی منطقه داشت. در کنار او فرماندهانی مانند عماد مغنیه نیز نقش کلیدی ایفا کردند؛ چهرهای که از او بهعنوان مغز متفکر عملیاتهای امنیتی و نظامی حزبالله یاد میشد و در سال ۲۰۰۸ در دمشق ترور شد.
حزبالله در سالهای بعد فقط در لبنان باقی نماند و به بخشی از تحولات منطقه تبدیل شد. با آغاز جنگ سوریه، نیروهای حزبالله وارد نبرد در کنار دولت وقت دمشق شدند. این مسئله اگرچه انتقادهای زیادی در جهان عرب به همراه داشت، اما از نگاه ایران و حزبالله، سقوط دولت سوریه میتوانست کل محور مقاومت را فروبپاشد. حضور حزبالله در سوریه باعث شد این گروه تجربههای گستردهای در جنگ شهری، عملیات پهپادی و هماهنگی میدانی به دست آورد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند حزبالله بعد از جنگ سوریه از یک نیروی چریکی به ساختاری نزدیکتر به یک ارتش نامتقارن تبدیل شد.

اما نقش حزبالله برای ایران فقط به مسائل نظامی محدود نبوده است. طی دهههای اخیر این گروه در بسیاری از بحرانهای منطقهای، بخشی از شبکه بازدارندگی جمهوری اسلامی محسوب شده است. در نگاه تهران، حزبالله نخستین خط دفاعی در برابر اسرائیل است؛ نیرویی که میتواند در صورت وقوع جنگ گسترده، جبهه شمالی اسرائیل را درگیر کند و بخشی از فشار را از ایران دور نگه دارد. به همین دلیل رابطه تهران و حزبالله صرفاً یک اتحاد سیاسی نیست، بلکه نوعی پیوند راهبردی امنیتی محسوب میشود.
در داخل ایران نیز حزبالله میان بخشی از افکار عمومی جایگاه ویژهای پیدا کرده است. بعد از جنگ ۳۳ روزه، تصاویر مقاومت نیروهای حزبالله در رسانههای ایرانی بازتاب گستردهای داشت و بسیاری این گروه را نماد ایستادگی در برابر اسرائیل میدانستند. در بحرانهای مختلف، از جمله حملات تروریستی داعش در سوریه و عراق، نیروهای حزبالله در کنار مستشاران ایرانی حضور داشتند. همچنین در برخی بحرانهای انسانی، از جمله ارسال کمکهای پزشکی و امدادی در منطقه، حزبالله و نهادهای وابسته به آن مشارکت داشتند.
در سالهای اخیر، توان موشکی و پهپادی حزبالله به یکی از مهمترین نگرانیهای اسرائیل تبدیل شده است. برآوردها نشان میدهد این گروه هزاران موشک کوتاهبرد، میانبرد و حتی موشکهای نقطهزن در اختیار دارد. علاوه بر آن، توسعه یگانهای پهپادی و جنگ الکترونیک حزبالله باعث شده اسرائیل آن را بزرگترین تهدید نزدیک مرزی خود بداند. برای همین هم درگیری میان اسرائیل و حزبالله دیگر صرفاً یک تنش مرزی ساده نیست، بلکه بخشی از نبرد بزرگتر میان ایران و اسرائیل تلقی میشود.

با این حال، حزبالله در داخل لبنان همواره با انتقادهایی روبهرو بوده است. برخی جریانهای لبنانی معتقدند حضور نظامی گسترده این گروه باعث شده لبنان درگیر تنشهای منطقهای شود و دولت مرکزی تضعیف گردد. بحران اقتصادی شدید لبنان نیز فشار افکار عمومی بر همه جریانهای سیاسی از جمله حزبالله را افزایش داده است. اما حتی منتقدان حزبالله هم معمولاً قبول دارند که این گروه در ساختار سیاسی و امنیتی لبنان به بازیگری تبدیل شده که حذف آن غیرممکن است.
چه موافق حزبالله باشیم و چه منتقد آن، نمیتوان انکار کرد که این جنبش یکی از مهمترین پدیدههای سیاسی و نظامی خاورمیانه معاصر است؛ گروهی که از دل اشغال و جنگ داخلی شکل گرفت، در برابر ارتش اسرائیل جنگید، وارد سیاست لبنان شد، در بحرانهای منطقهای نقشآفرینی کرد و حالا به بخشی از معادلات امنیتی جهانی تبدیل شده است. در خاورمیانه، بعضی گروهها فقط سازمان نیستند؛ تبدیل به بخشی از جغرافیای سیاسی منطقه میشوند. حزبالله هم دقیقاً یکی از همان پدیدههاست؛ جریانی که نامش دیگر فقط متعلق به لبنان نیست، بلکه به بخشی از داستان پیچیده و بیپایان خاورمیانه تبدیل شده است.پ
اما برای من که از وقتی عقلم میرسید حتی یک سخنرانی سیدحسن را از دست ندادم و همه را بارها نگاه کردم و با ندای حسن نصرالله «المفاجعات» گفتم ، دیگر .......
سیدمحمدآصف
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



