اضطراب انرژی در ریاض
هرمز، بابالمندب و پایان یک اطمینان قدیمی برای عربستان
به گزارش تابناک، آرش رئیسی نژاد در یادداشتی پیرامون سایه ایران بر شریانهای نفتی عربستان به این موضوع می پردازد که چطور نفت عربستان گروگان جغرافیاست. متن کامل این یادداشت را در زیر می خوانید:
کد خبر: ۱۳۷۳۳۱۷
| | 1464 بازدید

عربستان سعودی بزرگترین صادرکننده نفت جهان، دومین تولیدکننده و دارنده دومین ذخایر نفتی است. با این حال، جغرافیا آن را در یک «تله گلوگاهی» قرار داده است. در میان همسایگانی که به نفت آن نیازی ندارند و در فاصلهای دور از بازارهای بزرگ مصرف قرار گرفته، ریاض برای مدتها به صادرات دریایی متکی بوده است. اما دریا همزمان هم مسیر است و هم نفرین.
سه گلوگاه اصلی آسیبپذیری آن را تعریف میکنند: تنگه هرمز (زیر سایه سایه ایران)، تنگه باب المندب (تحت فشار حوثیهای مورد حمایت ایران)، و کانال سوئز (تحت کنترل مصر). حتی مسیر جایگزین ایلات–اشکلون و کریدور Red-Med نیز تحت کنترل اسرائیل است.
جنگ این فشار را تشدید کرده است. اختلال در هرمز، همراه با ریسک مداوم در بابالمندب، فشار استراتژیک مستقیمی بر عربستان وارد کرده و ریاض را به سوی مسیرهای جایگزین سوق میدهد. اتکای بیشتر به کانال سوئز و مسیرهای دریای سرخ-مدیترانه (دوبا-دمیاط)، و حتی همراستایی احتمالی با کریدور Red-Med، به معنای تعمیق هماهنگی راهبردی با مصر و بهطور غیرمستقیم با اسرائیل است؛ چه در قالب چارچوبهای نوظهوری مانند IMEC و چه در چارچوب پویاییهای در حال تحول روابط شورای همکاری خلیج فارس با اسرائیل.
به همین دلیل است که خط لوله شرق–غرب (پترولاین)، با طول حدود ۱۲۰۰ کیلومتر که میادین نفتی شرق در حوالی بقیق را به بندر ینبع در دریای سرخ متصل میکند، به ستون فقرات امنیت انرژی و حتی امنیت ملی عربستان تبدیل شده است.
اما نقطه چرخش اینجاست:
برای دههها، اتحاد عربستان و آمریکا بر یک منطق ساده استوار بود: برتری دریایی آمریکا تضمین میکرد که نفت عربستان از مسیرهای دریایی امن عبور کند. حتی زمانی که آمریکا دیگر به نفت خلیج فارس وابسته نبود، این منطق همچنان پابرجا بود.
اکنون، فشار مداوم بر گلوگاهها در حال فرسایش این بنیان است. با افزایش فشار بر تنگه هرمز و باب المندب، ناتوانی واشنگتن در خنثیسازی کامل این آسیبپذیریها، با وجود نقش آن بهعنوان هژمون دریایی جهانی و متحد راهبردی اسرائیل، پرسشهای عمیقتری را برای ریاض ایجاد میکند. اگر ایالات متحده نتواند در شرایط فشار ژئوپلیتیک پایدار، جریان بیوقفه صادرات را تضمین کند، آنگاه منطق اصلی این اتحاد، یعنی امنیت در ازای جریان باثبات انرژی، با چالش روبهرو میشود.
این هنوز به معنای گسست نیست. اما میتواند آغاز تردید استراتژیک باشد. چرا که محدودیت ژئوپلیتیک دیگر صرفاً یک آسیبپذیری نیست؛ بلکه در حال تبدیل شدن به منبعی برای واگرایی استراتژیک است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


