زبانی که اسرائیلیها برای مذاکره اختراع کردند: باید چیزی بگوییم اما منظوری نداشته باشیم!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، ایلان پاپه نویسنده و استاد دانشگاه اسرائیلی که ضد اسرائیل است اشاره و کنایه جالبی در یکی از کتابهایش دارد و درباره دهههایی که اسرائیل مشغول اشغال فلسطین بود، میگوید طی ایندههها کنست در تعیین سرنوشت سرزمین های فلسطین، اهمیت بیشتری از سازمان ملل متحد داشته است.
البته میدانیم سازمان ملل دکور و ویترینی زیبا برای سرپوش گذاشتن روی جنایتهای آمریکا و اسرائیل در جهان است اما در کنست و دیگر مجامع اسرائیلیها که برای اشغال فلسطین و سپس گستره نیل تا فرات تصمیمگیری میشد، زبانی اختراع شد که مطالعه و بررسیاش جالب است.
در روزهای منتهی به جنگ ۱۹۶۷ یا همان جنگ ششروزه اعراب و اسرائیل که صهیونیستها قصد اشغال نوار غزه و کرانه باختری را داشتند، موشه دایان بهعنوان وزیر دفاع در خدمت آرمان صهیونیسم بود و جمله جالبی درباره شیوه پاسخگویی و سردواندنهای اسرائیل گفت: «مهم تصمیم داخلی ماست نه آنچه قرار است خارج از اینجا اعلام عمومی کنیم.»
همینجمله دایان، بهتنهایی بیانگر دروغگویی و پستی اسرائیلیهاست. اما در همانروزها که دایان مشغول اخراج فلسطینیهای نوار غزه و کرانه باختری بود تا جمعیت یهودی یکدستتری به سرزمینهای اشغالی بدهد، ییگال آلون فرمانده نظامی مناطق شمالی فلسطین اشغالی به دایان گفت «اگر آمریکا از شما بپرسد با پناهجویان فلسطینی چه خواهید کرد؟»
اینجا باز هم پاسخی که دایان داد قابل توجه است. چون بخش دیگری از پازل روش دروغگویی و وقتکشی صهیونیستهاست. پاسخ دایان اینگونه بود:
«اینکه در زمان مقتضی به آن رسیدگی خواهیم کرد.»
اینگونه جوابدادنها که ایلان پاپه نام آن را «پوششهای زبانی» میگذارد، باعث شد اسرائیلی برای نقض قوانین بینالمللی و حقوق بشر، از مجازات مصون بماند.
دیگر درس جماعت اسرائیلی درباره مذاکرهکردن و پاسخگویی متعلق به زلمان آران وزیر آموزش کشور جعلی اسرائیل است که گفت:
«باید چیزی بگوییم اما لزوما منظوری نداشته باشیم.»
آموزه بعدی در شیوه اسرائیلی پاسخگویی و مذاکره، مربوط به یوسف برگ است که اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل ۱۹۸۰رهبری مذاکرات بیثمر اسرائیل و مصر را در مورد خودمختاری فلسطین به عهده داشت. او که آنزمان یکوزیر جوان اسرائیلی بود، مفهوم جادویی «نیاز به حفظ سرزمین های اشغالی تا زمان برقراری صلح» را در سال ۱۹۶۷ ابداع کرد.
یوسف برگ انور سادات رئیس جمهور مصر و جیمی کارتر رئیس جمهور ایالات متحده را با همینعبارت «نیاز به حفظ سرزمین های اشغالی تا زمان برقراری صلح» بهعنوان مبنایی برای راه حل دائمی صلح سر کار گذاشت. دو رئیس جمهور مورد اشاره اینگزاره را پذیرفتند و حدود ۵ سال بیهوده و فایده در مورد آن بحث کردند تا اینکه بهمرور خاصیتش را از دست داد و مشخص شد امری جعلی و بهقول معروف، سر کاری است!
ماجرای مذاکرههای بیهوده ۵ ساله مصر و آمریکا و اسرائیل یکی از بسیاری از دورهای گفتگوی دیپلماتیکی بود که ارتباط کمی با واقعیت یا نحوه زندگی فلسطینیان تحت اشغال از سال ۱۹۶۷ داشت.
یوسف برگ در ژوئن ۱۹۶۷ با تکرار سخنان موشه دایان، پیوند روشنی بین اینایده که صلح برقرار نخواهد شد، یا همان طور که او بیان کرد، «هرگز شریکی برای صلح وجود نخواهد داشت»، سیاستهای یکجانبه اسرائیل در واقعیت را توجیه کرد.
بعد از اینماجرا هم عبارت «هیچشریکی برای صلح» تبدیل به شعار رایج سیاستمداران اسرائیلی شد که در آینده هم از آن برای توجیه اقدامات خصمانهشان علیه اعراب استفاده کردند.
برگ در تکمیل آموزههای شیطانی خود در اینگونه مذاکرهکردن و سر کار گذاشتن طرف مقابل، اینجمله را بیان کرد:
«ما باید برای مدت بسیار طولانی سرزمینها را حفظ کنیم، در حالی که خارج از جلسه ادعا میکنیم میخواهیم صلح برقرار کنیم.»
اینگونه و با بهکارگیری اینآموزهها بود که حیوانات انساننمای صهیونیست که برای گفتگوهای درونی و سپس مذاکره با دیگران، دور میزهای بیضی و مربع مینشستند، احساس قدرت می کردند؛ از مقاومت فلسطینی ها نمیترسیدند، به دنیای اعراب اهمیتی نمیدادند و مطمئن بودند میتوانند جهان بهویژه ایالات متحده را به بازی بگیرند. وقتی هم کشورهای دیگر، نسبت به اینروش دروغگویی و عدم تضمیندادنهای اسرائیل، انتقادات صریح و محکمی میکردند، اینگونه پاسخ میگرفتند: تضمین داده میشد اما تردید وجود داشت که به تضمین عمل شده باشد یا عمل شود!
به اینترتیب همیشه تنشی دائمی بین آنچه دایان «تصمیمات داخلی ما» مینامید با «فعالیت دیپلماتیک در التهاب در سازمان ملل برای یافتن قاعدهای برای صلح» وجود داشت.


