محسن هاشمی:کارتهای غنیسازی و تنگه هرمز را روکنیم

به گزارش تابناک به نقل از اعتماد؛ محسن هاشمی رفسنجانی گفت: ایران دو کارت مهم و راهبردی در مذاکرات دارد که از آنها برای کسب دستاورد استفاده خواهد شد. یکی اورانیوم غنیسازی شده 60 درصد و دیگری هم مدیریت ایران بر تنگه هرمز است. ایران باید تلاش کند از این کارتها برای دستیابی به یک صلح پایدار و پایان دادن به تحریمها استفاده کند.
برخی اخبار غیر رسمی حاکی است که مذاکرهکنندگان ایرانی هنوز قدرت مانور برای بازی با این دو کارت را ندارند و تنها مجری پیامهای نهادهای عالیرتبه نظام هستند. معتقدم برای دستیابی به حداکثر امتیازات، ایران باید با نهایت واقعبینی به بحث مذاکرات نگاه کند.
جنگ نخست خلیجفارس که در سال 90 اتفاق افتاد، قیمت نفت را حدود دو برابر افزایش داد. در جنگ دوم خلیجفارس در سال 2003 هم قیمت نفت همین مقدار بالا رفت. در مورد این جنگ اما شرایط متفاوت است. در سال 2003 قیمت نفت رشد 100 درصدی را تجربه کرد، اما امروز این رشد قیمتی حداکثر 50 درصد است.
در سالهای قبل امریکا واردکننده 6 میلیون نفت در روز و یکی از بزرگترین خریداران نفت در سطح جهان بود. اما امروزه با تکنولوژی نفت شیل، امریکا حدود 13 میلیون بشکه نفت در هر روز تولید میکند. امریکا همچنین ذیل صادرکنندگان نفت قرار دارد. توجه داشته باشید نفت شیل زمانی به صرفه میشود و سرمایهگذاری در آن معنا دارد که قیمت نفت بالای 60 دلار باشد. البته افزایش قیمت نفت، قیمت بنزین را بالا برده و اقتصاد خانوارهای امریکایی را با مشکل مواجه ساخته ،اما باعث ثروتمندتر شدن کارتلهای نفتی امریکایی و سرمایهداران شده است.
در دوران ریاستجمهوری احمدینژاد قیمت نفت حدود 140 دلار بالا رفت. 140 دلار در سال 2003 به قیمت امروز 200 دلار ارزش دارد. به عبارت روشنتر، افزایش قیمت نفت در شرایط فعلی حدود نیمی از قیمت نفت در زمان جنگ امریکا و عراق است. هرچند امریکا امروز هم تحت فشار بسیار شدیدی قرار دارد، اما میتواند این کمبود را تحمل کرده و بحران اقتصادی را به شیوههای مختلف پشت سر بگذارد.
از سوی دیگر عربستان و امارات هم نفت صادراتی خود را نه از طریق تنگه هرمز، بلکه از طریق لولههای زمینی منتقل میکنند. بر این اساس ایران، عراق، چین، هند و کشورهای جنوب شرق آسیا هستند که بیشترین آسیب را از بستن تنگه هرمز متحمل میشوند. اگر ایران در جریان محاصره دریایی امریکا نتواند نفت خود را بفروشد، (البته امروز اخباری در خصوص انتقال صادرات نفت ایران به گوش میرسد) تحت فشار قرار میگیرد. بنابراین ایران باید از کارت بازی تنگه هرمز خود نهایت بهرهبرداری را در زمان مناسب صورت بدهد.اگر در زمان مناسب از این کارت استفاده نشود ممکن است آثار حداکثری خود را از دست بدهد.
غنیسازی به عنوان یک علم و دانش در ذهن دانشمندان ایرانی نهادینه شده و هیچ قدرتی نمیتواند این ظرفیت و توانایی را از ایران بگیرد. غنیسازی یک بحث فنی و اقتصادی دارد و یک بخش حیثیتی و سیاسی. از منظر سیاسی این توانایی غیرقابل مذاکره و حق طبیعی ایران است. از منظر فنی و اقتصادی هم باید توجه داشت که ایران باید به گونهای از این دانش استفاده کند که اولا صرفه اقتصادی داشته باشد و بعد هم اینکه زنجیره نیاز ایران را تامین کند.
امروز در اتحادیه اروپا هیچ کشوری به تنهایی غنیسازی را انجام نمیدهد، بلکه کشورهای مختلف اروپایی دور هم جمع شدهاند و در حجم بالا غنیسازی صورت میدهند تا نیاز همه کشورهای منطقه یورو تامین شود.
غنیسازی جدا از ارزش علمی، ارزشی هم در حوزه امنیت ملی دارد که آن هم ایجاد نوعی بازدارندگی است. این بازدارندگی هم از طریق تولید بمب هستهای ایجاد میشود که با فتوای رهبر شهید ایران حضرت آیتالله خامنهای حرام اعلام شد.
ایران بارها اعلام کرده ارادهای برای طی کردن این مسیر ندارد. ایران تنها کشوری است که دانشی در این سطح را داراست، اما بمب تولید نکرده. اگر پاکستان بمب هستهای دارد از چین گرفته است. هند از روسیه و اسراییل هم این ظرفیت را از امریکا گرفته است. ایران هرچند دانش فنی برای این منظور را داشت و دارد، اما هرگز به سمت ساخت بمب نرفته است. ضمن اینکه حتی روسیه که همسایه راهبردی ایران است موافق دستیابی ایران به بمب هستهای نبوده است. (در زمان احمدینژاد در شورای امنیت سازمان ملل علیه پرونده هستهای ایران رای داد)
اگر ایران این فرض را در نظر بگیرد که ارادهای برای تولید بمب هستهای ندارد، از سوی دیگر غنیسازی صنعتی هم از منظر اقتصادی گران است و ایران حتی سوخت نیروگاه بوشهر را از روسیه میخرد، بنابراین معادلات تازهای در این خصوص شکل میگیرد. البته باید توجه داشت که ایران برای ظرفیتهای کشاورزی، پزشکی، تولید برق و... به سوخت هستهای خاصی نیاز دارد که از طریق آژانس میتوان این ظرفیت را تامین کرد. در نتیجه برای استفاده از کارت برنده اورانیوم غنی شده و کسب دستاوردهای قابل توجه در مذاکرات ایران میتواند ایدههای تازهای را تدارک ببیند و منافع ملیاش را محقق کند.
باید به مذاکرهکنندگان این اختیار داده شود تا با کارتهای برنده ایران دو دستاورد برجسته طلب کنند. اول اینکه تضامین لازم برای عدم تجاوز از طرف مقابل اخذ شود. یعنی مصالحهای بین همه کشورهای درگیر جنگ در منطقه شکل بگیرد تا تنش پایان یابد. برای این منظور لازم است که تعهداتی هم از امریکا و کشورهای عربی اخذ شود که خسارات ایران در جنگ تامین شود.
یعنی روند سرمایهگذاری در ایران تسریع شود تا خسارات ناشی از جنگ جبران شود. ایران این دستاورد را میتواند با کارت تنگه هرمز به دست بیاورد. یعنی مدیریت ایران بر تنگه هرمز با نظام حقوقی که ترسیم میشود، پایدار بماند در عین حال ایران هم اجازه دهد، کشتیهای بینالملل تحت نظارتش از تنگه عبور کنند.
با کارت برنده غنیسازی هم ایران میتواند لغو همه تحریمهای اقتصادی اولیه و ثانویه را طلب کند. ضمن اینکه پرونده ایران در آژانس هم باید عادی شود. همچنین امریکا و کشورهای اروپایی برای ساخت 20 هزار مگاوات برق هستهای با فناوریهای روز و با سرمایهگذاریهای خارجی باید به ایران تعهد دهند.
تضمین بمب اتم بود که نساختیم. حالا فقط کنترل ما بر تنگه هرمز هست. اگر این را از دست بدیم دیگه هیچ تضمینی وجود نداره




