انگیزه عجیب دختر موتورسوار برای سرقت

به گزارش تابناک به نقل از شهرآرا نیوز؛ این دختر ۲۹ساله که سارا نام دارد خود را راکب ماهر موتورسیکلت میداند و ادعا میکند وقتی پشت موتورسیکلت مینشیند هیچکس به گرد پایش هم نمیرسد. در حال حاضر سارا به سرقتهای سریالی خودرو، گوشی و کیف با همدستی پسری به نام امیر اعتراف کرده و در بازجوییهای اداره آگاهی تهران جزئیات نقشهها و انگیزههایشان را شرح داده است.
تو که خودت را راننده ماهر میدانی، چرا تصمیم به سرقت خودرو گرفتی؟
ما سارق نبودیم و واقعاً قصد سرقت جدی نداشتیم. همه چیز با یک شوخی شروع شد.
یعنی چه از یک شوخی ساده شروع شد؟
یک روز در حال تردد و حرکت در خیابان بودیم که متوجه خودرو پرشیایی شدیم که راننده سوییچ را روی ماشین گذاشته بود. ماشین را روشن رها کرده و برای خرید داخل مغازه رفته بود.
این چه ربطی به شوخی دارد؟
ما بهشوخی شرط سرقت بستیم.
در آن لحظه چه حسی داشتی و چه شد که شرط بستی؟
بهشوخی به امیر گفتم شرط میبندم تا قبل از اینکه صاحب خودرو بیرون بیاید ما میتوانیم ماشین را سرقت کنیم.
چرا فکر کردی میتوانی در شرط موفق شوی؟
از آنجا که من دستفرمان خوبی دارم و قبلاً در مسابقات موتورسواری هم شرکت کرده بودم، پشت فرمان نشستم و خودرو را بردم.
بعد از سرقت اول با خودرو دزدیدهشده چه کردید؟
دوردور کردیم، به مسافرت رفتیم و بعد از چند روز خودرو را رها کردیم.
چه شد که سرقتها را ادامه دادید؟
هیجان سرقت ما را وسوسه کرد و تصمیم گرفتیم با همین شیوه دست به سرقتهای دیگری هم بزنیم.
چرا بعد از سرقت خودرو، سرقت گوشی و کیف را هم آغاز کردید؟
با خودمان گفتیم چه کاری است که فقط ماشین سرقت کنیم و عایدی نداشته باشیم. بهتر است کاری کنیم که پولی هم دستمان بیاید. برای همین تصمیم گرفتیم با ماشین سرقتی، گوشیقاپی و کیفقاپی هم انجام دهیم و هنگام رها کردن خودرو، وسایل داخل آن را هم ببریم.
در سرقتها نقش هر کدامتان چه بود؟
امیر نقش قاپیدن گوشی و کیف را بر عهده میگرفت و از آنجا که من راننده بهتری بودم، سرقت خودروها را من انجام میدادم.
آیا از دستگیری میترسیدی؟
ترس از دستگیری همیشه وجود داشت، ولی من به دستفرمان خودم باور داشتم و بعید میدانستم خودرویی به خودرویی که من رانندهاش بودم برسد.
پس چطور دستگیر شدید؟
این بار که دستگیر شدیم، در تعقیب و گریز بدشانسی آوردیم و تصادف کردم.
در لحظه تعقیب و گریز چه اتفاقی افتاد؟
اگر هنگام سبقت از کامیون، ماشینی از جلو نمیآمد، کامیون را رد کرده بودیم و پلیس دیگر نمیتوانست ما را بگیرد. متاسفانه در این فرار امیر آسیب شدیدی دید که امیدوارم حالش خوب شود.
تحصیلاتت تا چه حد است؟
من لیسانس دارم، اما امیر دیپلم داشت.
چطور با هم آشنا شدید؟
در فضای مجازی و از طریق سایتهای دوستیابی با هم آشنا شدیم.
به نظر خودت یک دختر تحصیلکرده چرا باید به سرقت روی بیاورد؟
به شما گفتم تقصیر مالباختههاست. من نمیدانم چرا رانندهها خودرو روشن را کنار خیابان رها میکنند و دنبال کارهایشان میروند.
درباره گوشیقاپیها چطور؟
یعنی اگر آنها این کار را نمیکردند، سرقت نمیکردید؟
بیشک، اگر آنها محتاطتر عمل میکردند، ما هم با وسوسه سرقت سراغشان نمیرفتیم.





