بادیگارد میگیرند تا در برابر مردم گارد بگیرند/رابطه جامعه با هنرمندان چگونه باید باشد؟
بیژن همدرسی، کارگردان، مستندساز و فعال فرهنگی، در گفتوگویی با خبرنگار تابناک، از فاصله گرفتن برخی چهرههای هنری از مردم و پرستیژ تازهای میگوید که این سالها در اطراف برخی هنرمندان شکل گرفته است؛ پرستیژی از جنس بادیگارد و حلقه امنیتی، آن هم درست در جایی که باید محل نزدیکی هنرمند و مخاطب باشد.
او با تأکید بر اینکه «اعتبار هنرمند از مردم میآید»، از تناقض میان شهرت و محبوبیت، مسئولیت اجتماعی چهرههای مشهور و نسبت هنرمند با وطن و جامعه میگوید.
بیژن همدرسی، کارگردان، مستندساز و فعال فرهنگی، در این گفتوگو با نگاهی انتقادی به این پدیده پرداخته و تأکید کرده است که هنرمند بدون مردم، اساساً اعتباری ندارد. آنچه در ادامه میخوانید، متن کامل این مصاحبه است.
همچنان در برخی رویدادهای فرهنگی و هنری شاهد صحنههایی هستیم که در آن چند بادیگارد، حلقهای امنیتی دور هنرمند تشکیل میدهند تا کسی از میان مردم به او نزدیک نشود. این پدیده را چگونه تحلیل میکنید؟
ظاهراً یک پرستیژ تازه میان برخی از چهرههای هنری کشور باب شده است؛ پرستیژی که تا چند سال پیش بیشتر در اطراف سیاستمداران و شخصیتهای بلندپایه دیده میشد و حالا به جشنوارهها، مراسم فرهنگی و حتی محلهایی که مردم برای دیدن هنرمندان محبوبشان حضور پیدا میکنند، راه پیدا کرده است؛ چند بادیگارد تنومند، عبوس و خشن که با چهرههایی جدی و رفتاری طلبکارانه حلقهای امنیتی دور هنرمند تشکیل میدهند تا مبادا کسی از میان مردم به او نزدیک شود، سلامی کند، عکسی بگیرد یا چند کلمهای با او حرف بزند. گویی هنرمند نه از دل همین مردم آمده و نه اعتبارش را از همین مردم گرفته است.
برخی این رفتار را نشانه اهمیت و شهرت هنرمند میدانند. نظر شما چیست؟
این صحنه در ظاهر شاید نشانه اهمیت و شهرت باشد، اما در واقع میتواند نشانه فاصله گرفتن از همان چیزی باشد که یک هنرمند را هنرمند میکند. هنرمند بدون مخاطب، بدون مردم و بدون ارتباط با جامعه، اساساً چه اعتباری دارد؟ بازیگر اگر مردم فیلمش را نبینند، خواننده اگر مردم صدایش را نشنوند، نویسنده اگر مردم کتابش را نخوانند و هنرمند اگر مخاطبی نداشته باشد، شهرتش را از کجا میآورد؟ هنرمند محصول جامعه است و اعتبارش را از نگاه مردم میگیرد، نه از تعداد بادیگاردهایی که دور او ایستادهاند.
یعنی معتقدید این فاصلهگیری، خود شهرت هنرمند را هم تهدید میکند؟
هیچکس با چند متر فاصله امنیتی، بزرگتر و مهمتر نمیشود. هنرمند واقعی از مردم فرار نمیکند. از سلام مردم ناراحت نمیشود. از عکس گرفتن یک جوان، دست دادن یک پیرمرد یا ابراز محبت یک کودک احساس خطر نمیکند. اتفاقاً یکی از زیباترین لحظههای زندگی یک هنرمند باید همان لحظهای باشد که میبیند مردم اثرش را دوست داشتهاند و برای دیدنش آمدهاند. اگر قرار باشد همین مردم به محض نزدیک شدن با نگاه تند، دست خشن یا فریاد بادیگارد مواجه شوند، باید پرسید این همه ادعای مردمی بودن برای چیست؟
به نظر میرسد برخی چهرهها پس از شهرت، حتی پاسخ سلام مردم را هم در شأن خود نمیدانند. چگونگی این فرآیند را توضیح میدهید؟
تلختر آنجاست که برخی چهرهها زمانی که هنوز شناخته نشدهاند، یک نگاه مردم برایشان آرزوست، اما وقتی شناخته شدند، همان نگاه تبدیل به مزاحمت میشود. زمانی برای گرفتن یک عکس، یک مصاحبه و یک تشویق حاضرند ساعتها منتظر بمانند، اما وقتی عکس و تشویق و شهرت نصیبشان شد، ناگهان مردم میشوند مزاحم، مزاحمِ حریم شخصی، مزاحمِ آرامش و مزاحمِ پرستیژ.
برخی هنرمندان به حریم خصوصی خود اشاره میکنند و میگویند نمیتوانند در هر شرایطی پاسخگوی مردم باشند. این حق را میپذیرید؟
این تناقض را نمیتوان پذیرفت. کسی که از مردم اعتبار گرفته است، نمیتواند مردم را فقط تا زمانی که برایش تشویق میکنند و بلیت میخرند و دنبالشان میگردند دوست داشته باشد. رابطه هنرمند و مردم رابطه ارباب و رعیت نیست. هنرمند اگر از مردم فاصله بگیرد، ممکن است همچنان مشهور بماند، اما باید پذیرفت که میان شهرت و محبوبیت تفاوت بسیار بزرگی وجود دارد.

باید میان حریم خصوصی و مردمگریزی هم تفاوت گذاشت. هیچکس حق ندارد به حریم خصوصی هنرمند تجاوز کند و هیچ هنرمندی هم موظف نیست در هر لحظهای با مردم عکس بگیرد یا پاسخگوی همه درخواستها باشد. اما جشنواره و مراسم عمومی، جایی نیست که هنرمند بخواهد مردم را مزاحم حضور خود بداند. اگر قرار است در یک رویداد عمومی حاضر شوید، طبیعی است که مردم بخواهند شما را ببینند، سلام کنند، عکس بگیرند و درباره حضورتان واکنش نشان دهند. نمیشود اعتبار عمومی را خواست اما تبعات اجتماعی آن را نخواست.
شما قبلا به مسئله دیگری هم اشاره کردهاید؛ اینکه برخی چهرههای مشهور تصور میکنند شهرت برای آنها نوعی مصونیت ایجاد کرده است. این تصور تا چه حد میتواند خطرناک باشد؟
بله. مسئله دیگری هم وجود دارد که باید صریح درباره آن حرف زد؛ برخی چهرههای مشهور پس از رسیدن به جایگاه اجتماعی، تصور میکنند شهرت برای آنها نوعی مصونیت اخلاقی و اجتماعی ایجاد کرده است. گویی هر رفتاری که برای یک شهروند عادی ناپسند، خلاف قانون یا خلاف هنجارهای اجتماعی تلقی میشود، برای فرد مشهور به دلیل شهرتش قابل توجیه است. این تصور از اساس غلط است. شهرت نباید امتیاز ویژه برای عبور از قانون باشد.
اگر کسی مرتکب تخلف یا جرم میشود، شهرتش نباید مانع اجرای قانون شود و اگر قانون برای رفتاری مجازات یا محدودیتی تعیین کرده است، عنوان هنرمند نباید سپر مصونیت باشد. حتی برعکس، چهرهای که میلیونها نفر او را میبینند و از رفتار او تأثیر میپذیرند، طبیعتاً مسئولیت اجتماعی بیشتری دارد. این به معنای برخورد تبعیضآمیز علیه هنرمندان نیست؛ به معنای آن است که شهرت نباید به مجوز عبور از مسئولیت تبدیل شود.
یعنی از نظر شما آزادی فردی هنرمند محدود میشود؟
نمیتوان یک طرف ماجرا از مردم احترام، توجه، تشویق، حمایت و حتی تحمل خواست و طرف دیگر، هر نوع رفتار و هنجارشکنی را حق مسلم خود دانست. نمیتوان از مردم خواست هنرمند را الگو بدانند و در عین حال گفت هنرمند در برابر جامعه هیچ مسئولیتی ندارد. آزادی فردی محترم است، اما هیچ آزادیای به معنای بیمسئولیتی اجتماعی نیست.
عوارض دیگر این داستانهاچه میتواند باشد؟
بله. بدتر از همه، آنجاست که برخی چهرهها به جایی میرسند که نه فقط از مردم فاصله میگیرند، بلکه نسبت به جامعهای که آنها را به شهرت رسانده، احساس طلبکاری پیدا میکنند.
انگار مردم باید همیشه برای دیدن آنها صف بکشند، تشویق کنند، پول بدهند، آثارشان را ببینند و سکوت کنند، اما هنرمند هیچ وظیفهای در برابر همان مردم ندارد. این دیگر شهرت نیست؛ این وارونه شدن رابطه میان هنرمند و مخاطب است.
شما به وطن و مسئولیت اجتماعی هنرمند هم اشاره کردهاید. این مسئولیت را چگونه تعریف میکنید؟
وطن نیز برای هنرمند فقط یک واژه در مراسم رسمی نیست. هنرمندی که از فرهنگ، تاریخ، زبان و احساسات مردم همین سرزمین به شهرت رسیده، نمیتواند در بزنگاههای مهم اجتماعی به سادگی از مسئولیت خود شانه خالی کند. نقد حکومت، اعتراض به سیاستها و داشتن نظر متفاوت حق هر شهروندی است، اما میان اعتراض و بیمسئولیتی اجتماعی تفاوت وجود دارد. میان نقد و تحقیر مردم، میان استقلال فکری و پشت کردن به جامعه و میان آزادی بیان و استفاده ابزاری از شهرت برای منافع شخصی فاصله بسیار است.
هنرمند واقعی اگرچه میتواند منتقد جامعه باشد، اما نمیتواند نسبت به جامعه بیاعتنا باشد. میتواند با مردم اختلاف نظر داشته باشد، اما نمیتواند مردم را صرفاً نردبان شهرت خود بداند. میتواند از سیاست انتقاد کند، اما نباید تصور کند چون هنرمند است، از پاسخگویی اخلاقی و قانونی معاف است.

به نظر شما جامعه هم در این میان نقش دارد؟
جامعه نیز باید از این توهم فاصله بگیرد که هرکس مشهور شد، الزاماً بزرگ شده است. شهرت فقط شناخته شدن است، نه الزاماً محترم بودن.
ممکن است فردی میلیونها دنبالکننده داشته باشد اما یک رفتار ساده انسانی مانند پاسخ دادن به سلام یک نفر را فراموش کرده باشد. ممکن است روی فرش قرمز با تشریفات فراوان قدم بزند اما در برابر مردمی که برای دیدنش آمدهاند، حتی یک لبخند هم دریغ کند. اینها نشانه بزرگی نیست؛ نشانه فاصله گرفتن از ریشههای شهرت است.
و در پایان، اگر بخواهید خطاب به همین چهرهها حرفی بزنید، چه میگویید؟
هنرمندی که برای نزدیک نشدن مردم به خودش بادیگارد میخواهد، باید یک بار از خودش بپرسد چرا از مردمی که او را مشهور کردهاند میترسد. اگر پاسخ این است که مردم مزاحمند، پس چرا همین مردم باید آثارش را ببینند؟ اگر پاسخ این است که مردم احترام نمیگذارند، آیا رفتار متکبرانه و خشن اطرافیان او احترام ایجاد میکند؟ و اگر پاسخ این است که هنرمند شأن بالاتری دارد، باید گفت هیچ هنرمندی از مردم بالاتر نیست؛ او فقط در حوزه هنر مسئولیت و توانایی متفاوتی دارد.
جامعه به هنرمند بت نمیدهد؛ فرصت دیده شدن میدهد. این فرصت را هم میتواند پس بگیرد. هنرمندی که مردم را فقط در سالن نمایش، روی صندلی سینما، پای تلویزیون، در فضای مجازی و هنگام خرید بلیت میخواهد، اما در خیابان و جشنواره و مراسم عمومی از آنها فرار میکند، باید بداند این رابطه یکطرفه برای همیشه دوام نخواهد داشت.
شاید بد نباشد برخی از این چهرهها یک بار بدون حلقه محافظ، بدون تشریفات، بدون خودروهای ویژه و بدون فاصله چند متری از مردم در میان همان جامعهای قدم بزنند که از آن اعتبار گرفتهاند. شاید آنجا دوباره یادشان بیاید که شهرتشان از کجا آمده است.
هنرمند اگر مردم را نداشته باشد، فقط یک فرد مشهور است؛ هنرمند بودن، در نهایت، یک رابطه است؛ رابطهای میان اثر و مخاطب، میان هنرمند و جامعه. این رابطه با دیوار حفاظتی، بادیگاردهای خشن و نگاه تحقیرآمیز حفظ نمیشود. هنرمندی که مردم را نمیبیند، دیر یا زود خودش هم از نگاه مردم میافتد.
بخاطر اتفاقاتی که افتاده و جلوگیر از بروز مشکلات متعدد
توی همین افکارت بمون. برات خوبه.


