شورا بازی در پوشش سیاستگذاری / وقتی هنر قربانی «توزیع کرسی» میشود

به گزارش تابناک، در حالی که کشور با چالشهای مدیریتی و گذار از دورههای بیثباتی روبرو است، تصمیم هیئت دولت برای تشکیل «شورای عالی هنر و ادبیات» بیش از آنکه گویای یک تصمیم استراتژیک برای نجات فرهنگ باشد، یادآور سنتی قدیمی از «توزیع کرسی» و مدیریتهای فرمالیته است. به نظر میرسد در این ساختار تازه، هدف نه «ارتقای هنر»، بلکه «ایجاد سازوکار جدید برای حضور جایگاههای اداری» در حوزهای است که خود نیاز به رهایی از بندهای دولتی دارد.
نگاهی به ترکیب اعضای این شورا، نشان میدهد که مدیریت هنر، به جای واگذاری به صاحبان اصلی (هنرمندان و صاحبان نظر)، به سمت «اداریسازی مطلق» سوق یافته است. حضور دو وزیر در کنار پستهای دولتی دیگر، نشان از یک رویکرد مکانیکی دارد؛ جایی که جایگاههای حقوقی و اداری نه بر اساس تخصص و نسبت با هنر، بلکه بر اساس وزن سیاسی و اداری انتخاب میشوند. وقتی جایگاههای غیرفرهنگی در صدر یک شورای «هنری» قرار میگیرند، مشخص میشود که هدف، مدیریتِ هنر نیست، بلکه مدیریتِ ساختار است.
- بیشتر بخوانید:
هنر ایران چند شورا میخواهد؟/ از شورای فرهنگ و هنر تا شورای عالی هنر و ادبیات
بخش خندهدار و در عین حال تلخ این ماجرا، استفاده از «تکنیکهای نمایشی» برای پوشش ضعفهای مدیریتی است. اختصاص جایگاههایی مثل معاونت امور زنان در این شورا، تنها در ظاهر، برای القای تصویری از توجه به حقوق زنان در ادبیات و فرهنگ است؛ اما این حضور، چیزی جز یک «کلاسکار» برای حفظ پرستیژ سیاسی به نظر نمیرسد. وقتی حضور زنان در ترکیب شورا، با اعدادی مشخص و بدون توجه به کیفیت و تخصص تعیین میشود، مشخص است که با یک «آمارسازی فرهنگی» روبرو هستیم، نه یک حرکت اصیل برای پیشبرد حقوق زنان در فضای هنر.
در نهایت، تکرارِ الگوی «استفاده از دبیر یک شورا برای مدیریت شورای دیگر»، نشاندهنده همان مدیریتِ اتوپایلوت و بیهدفی است که سالهاست جامعه با آن دستبهگریبان است. این شورا بازیهای اداری، تنها باعث میشود که برگی از کاغذ، جایگزین خلاقیت و تخصص شود. اگر قرار است فرهنگ و هنر، تنها در قالب دستورات اداری و توزیع مناصب دولتی تعریف شود، نباید انتظار داشت که این شوراها بتوانند روحِ تپنده جامعه و هنر را احیا کنند؛ آنها تنها ابزاری برای تثبیت همان ساختارهای فرسوده خواهند بود.