لیگ حرفه‌ای، باشگاه‌های بی‌خانه؛

نقشه آوارگی تیم‌های فوتبال ایران/ فوتبالیست‌ها چمدان‌ها را محکم‌تر ببندند!

در فوتبال ایران، گاهی فاصله یک باشگاه با مفهوم «حرفه‌ای بودن» را نه در کیفیت بازیکنان، نه نام سرمربی و نه رقم قرارداد‌ها بلکه در یک پرسش می‌توان خلاصه کرد؛ بازی خانگی‌ات را کجا برگزار می‌کنی؟ کل ساختار یک باشگاه با همین پرسش فرو می‌ریزد، حتی اگر نام بزرگی را یدک بکشد.
کد خبر: ۱۳۹۶۵۷۴
| |
1160 بازدید

نقشه آوارگی تیم‌های فوتبال ایران/ فوتبالیست‌ها چمدان‌ها را محکم‌تر ببندند!

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، امروز در فوتبال ایران تیم‌هایی داریم که برای مسابقه خانگی باید چمدان ببندند؛ از شهر خود خارج شوند، به ورزشگاهی در شهری دیگر بروند و در زمینی بازی کنند که قرار بوده خانه تیم دیگری باشد.

ماجرا زمانی عجیب‌تر می‌شود که بدانیم فوتبال ایران سال‌هاست عنوان «حرفه‌ای» را یدک می‌کشد و رقم قرارداد بازیکنان و مربیان به ده‌ها میلیارد تومان رسیده؛ با این حال، بخشی از همین تیم‌های حرفه‌ای هنوز برای ابتدایی‌ترین مؤلفه فوتبال حرفه‌ای، یعنی «خانه»، با مشکل مواجه‌اند. این تناقض را اگر کنار هم بگذاریم، تصویر چندان خوشایندی به دست نمی‌آید: فوتبال ایران پولِ تیم‌داری دارد، اما هنوز در ساختن باشگاه مشکل دارد.

ورزشگاه خانه باشگاه است

اشتباه بزرگی است اگر بحران ورزشگاه را صرفاً به کیفیت چمن، نور یا ظرفیت سکو‌ها تقلیل دهیم. ورزشگاه برای یک باشگاه حرفه‌ای همان چیزی است که دفتر مرکزی برای یک شرکت یا کارخانه برای یک صنعت است؛ محل استقرار هویت، برند، هوادار و بخشی از مدل درآمدی. یک باشگاه حرفه‌ای الزاماً مجبور نیست مالک ورزشگاه باشد. در بسیاری از لیگ‌های معتبر دنیا باشگاه‌ها ورزشگاه اجاره می‌کنند یا با شهرداری‌ها و مجموعه‌های ورزشی قرارداد بلندمدت دارند یا حتی غول‌های اقتصادی با نام برند ورزشگاه می‌سازند و مالک برند می‌شوند، اما ورزشگاه را به یک باشگاه حرفه‌ای می‌دهند تا بهره تبلیغاتی ببرند. آنچه اهمیت دارد، مالکیت نیست؛ ثبات دسترسی است. مشکل فوتبال ایران دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود.

وقتی باشگاهی در فاصله کوتاهی تا مسابقه هنوز نمی‌داند کجا میزبان خواهد بود، وقتی ورزشگاه انتخابی ناگهان از چرخه خارج می‌شود یا تیم برای هر مسابقه باید یک گزینه جایگزین پیدا کند، دیگر با یک «مشکل اجرایی» مواجه نیستیم؛ با ضعف زیرساختی مواجهیم. فرقی هم ندارد این تیم‌ها استقلال و پرسپولیس باشند در لیگ برتر یا شناورسازی قشم، تیمی ناشناخته در لیگ دسته اول.

نقشه آوارگی تیم‌های فوتبال ایران/ فوتبالیست‌ها چمدان‌ها را محکم‌تر ببندند!

وقتی «میزبان» روی کاغذ می‌ماند

در فوتبال، میزبانی یک واژه تشریفاتی نیست. تماشاگر، درآمد بلیت، تبلیغات محیطی، ارتباط با هوادار، آشنایی بازیکنان با زمین، شرایط آب‌وهوایی و حتی فشار روانی سکو‌ها بخشی از مزیت میزبانی هستند. حالا تصور کنید تیمی که باید در شهر خودش بازی کند، چند صد کیلومتر آن‌طرف‌تر وارد زمین شود. روی برگه مسابقات هنوز «میزبان» است، اما در واقعیت چه چیزی از میزبانی برایش باقی مانده؟ این همان جایی است که آوارگی تیم‌ها از یک مشکل لجستیکی به یک مسئله اقتصادی و مدیریتی تبدیل می‌شود.

هوادار شهر خودش را ندارد، باشگاه بخشی از درآمد روز مسابقه را از دست می‌دهد و ارتباط میان تیم و جامعه محلی تضعیف می‌شود. تیمی که قرار بود در شهر خودش برای هوادارانش بازی کند، عملاً تبدیل می‌شود به مسافری که فقط عنوان «میزبان» را با خود حمل می‌کند. این وضعیت برای تیم‌های شهرستانی حتی حساس‌تر است؛ چون بسیاری از این باشگاه‌ها سرمایه اصلی خود را از هویت شهری و منطقه‌ای می‌گیرند. اگر هوادار کرمان، قشم، کرمانشاه یا هر شهر دیگری نتواند تیمش را در ورزشگاه شهر خودش ببیند، بخشی از فلسفه وجودی باشگاه زیر سؤال می‌رود.

نقشه فوتبال ایران پر از فلش‌های رفت‌وبرگشت!

کافی است جابه‌جایی‌های چند فصل اخیر را روی نقشه ایران ترسیم کنیم؛ به‌جای اینکه با یک شبکه منظم از باشگاه‌ها و ورزشگاه‌های استاندارد روبه‌رو شویم، با مجموعه‌ای از فلش‌ها مواجه می‌شویم که تیم‌ها را از شهر خودشان به شهر دیگری می‌برند. تهران، کرمان، قشم، کرمانشاه، تبریز و شهر‌های دیگر، هر کدام به شکلی درگیر این مسئله شده‌اند. این فلش‌ها البته فقط مسیر اتوبوس تیم‌ها را نشان نمی‌دهند؛ آنها مسیر شکست یک مدل زیرساختی را نشان می‌دهند.

فوتبال حرفه‌ای قرار است قابل پیش‌بینی باشد. باشگاه باید بداند کجا تمرین می‌کند، کجا بازی می‌کند، آکادمی‌اش کجاست، درآمدش از کجا می‌آید و برای فصل آینده چه برنامه‌ای دارد. اما وقتی «خانه» باشگاه هم متغیری مجهول باشد، چگونه می‌توان درباره برنامه پنج‌ساله، توسعه برند یا سرمایه‌گذاری بلندمدت صحبت کرد؟

نقشه آوارگی تیم‌های فوتبال ایران/ فوتبالیست‌ها چمدان‌ها را محکم‌تر ببندند!

قراردادهای میلیاردی، ورزشگاه‌های اجاره‌ای!

اینجا به یکی از عجیب‌ترین تناقض‌های فوتبال ایران می‌رسیم. بازیکنی ممکن است قراردادی چند ده میلیاردی امضا کند، اما همان باشگاه برای برگزاری مسابقه خانگی با بحران ورزشگاه مواجه باشد. سرمربی خارجی یا داخلی با رقم سنگین به خدمت گرفته می‌شود، اما زمین تمرین مناسب در دسترس نیست. مدیر رسانه، مدیر ورزشی، تیم پزشکی، روابط عمومی و ده‌ها عنوان سازمانی در ساختار باشگاه وجود دارد، اما هنوز مشخص نیست تیم مسابقه بعدی را در کدام ورزشگاه برگزار خواهد کرد. این یعنی بخشی از فوتبال ایران، هزینه‌های ویترین را جدی‌تر از هزینه‌های زیرساخت گرفته است.

در چنین مدلی، بازیکن تبدیل به دارایی فوری می‌شود، اما ورزشگاه و آکادمی به هزینه‌ای موکول می‌شوند که «برای آینده» باید انجام شود؛ آینده‌ای که ظاهراً هیچ‌وقت از راه نمی‌رسد. نتیجه هم روشن است: هر فصل چند بازیکن گران‌تر، چند مربی جدید و چند قرارداد بزرگ‌تر داریم، اما مشکل ورزشگاه همچنان سر جای خود باقی است.

آوارگی تیم‌ها، فقط نوک کوه یخ!

اگر مسئله را فقط در ورزشگاه خلاصه کنیم، از بخش مهم‌تر ماجرا غافل شده‌ایم. ورزشگاه نداشتن یا نداشتن دسترسی پایدار به ورزشگاه، یکی از علائم بیماری است؛ بیماری اصلی تیم‌داری به جای باشگاه‌داری است. باشگاه حرفه‌ای باید یک موجود زنده و ماندگار باشد؛ نه پروژه‌ای که با بودجه یک فصل ساخته شود و با پایان همان فصل دوباره از صفر شروع کند.

باید زمین تمرین داشته باشد، حتی اگر اجاره‌ای باشد. باید آکادمی داشته باشد و خروجی آن قابل سنجش باشد. باید تیم‌های پایه را به‌عنوان کارخانه تولید بازیکن ببیند، نه تیم‌هایی که صرفاً برای تکمیل ساختار مسابقات ثبت شده‌اند. باید مدل درآمدی داشته باشد، نه اینکه تمام حیاتش به بودجه مالک وابسته باشد؛ و مهم‌تر از همه، باید خانه‌ای پایدار برای ارتباط با هوادار داشته باشد. اگر این خانه وجود نداشته باشد، باشگاه هرقدر هم بازیکن بزرگ بخرد، در نهایت یک تیم گران‌قیمت باقی می‌ماند.

نقشه آوارگی تیم‌های فوتبال ایران/ فوتبالیست‌ها چمدان‌ها را محکم‌تر ببندند!

آزمونی که فوتبال ایران از آن فرار کرده!

شاید وقت آن رسیده باشد که این دو واژه را از یکدیگر جدا کنیم. تیم یعنی مجموعه‌ای از بازیکنان و مربیان که برای مسابقه آماده می‌شوند. باشگاه یعنی ساختاری که قرار است این تیم را امروز اداره کند و فردا نیز از نو بسازد.

در فوتبال ایران، تعداد تیم‌ها زیاد است اما وقتی معیار را از «حضور در لیگ» به «داشتن زیرساخت پایدار، آکادمی، درآمد، زمین تمرین، ورزشگاه یا دسترسی قراردادی، ساختار مدیریتی و برنامه توسعه» تغییر دهیم، تعداد باشگاه‌های واقعی طبیعتاً محل بحث می‌شود. این همان آزمونی است که فوتبال ایران سال‌هاست از آن فرار کرده است. تا زمانی که تیمی با چند قرارداد میلیاردی و یک حضور در لیگ را «باشگاه حرفه‌ای» بنامیم، مسئله حل نمی‌شود. اسم لیگ را می‌توان حرفه‌ای گذاشت؛ حرفه‌ای بودن را نمی‌توان با اسم ساخت.

آخر فصل دوباره چمدان‌ها بسته می‌شوند؟

بحران ورزشگاه اگر هر سال تکرار شود؛ تبدیل به عادت شده و خطرناک‌ترین مرحله دقیقاً همین‌جاست: جایی‌که یک بی‌نظمی ساختاری آن‌قدر تکرار می‌شود که همه آن را طبیعی فرض می‌کنند. تیم از قشم به کرج می‌رود، تیمی از کرمان خانه موقت پیدا می‌کند، تیمی در تهران میان چند ورزشگاه جابه‌جا می‌شود و فوتبال ایران دوباره فصل را به پایان می‌رساند؛ بدون اینکه کسی از خودش بپرسد چرا هنوز باید برای پیدا کردن «خانه» تیم‌های حرفه‌ای دنبال راه‌حل موقت باشیم؟

آوارگی تیم‌های فوتبال ایران؛ داستان فوتبالی است که سال‌هاست ویترین حرفه‌ای بودن را ساخته، اما هنوز ساختمان حرفه‌ای بودن را کامل نکرده و تا زمانی‌که این ساختمان ساخته نشود، هر بار که یک ورزشگاه تعطیل شود، یک تیم دوباره چمدان خواهد بست.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟