ناگفتهها درباره لاله مرزبان و مراقبش / سبکی تحمل ناپذیر برای لیلا حاتمی مناطق محروم!

به گزارش تابناک، وقتی لاله مرزبان روی سن رفت تا جایزه بهترین بازیگر زن از بخش افقهای فستیوال ونیز را برای فیلم «مراقب» دریافت کند، چندان عجیب نبود؛ نه به خاطر اینکه این بازیگر مقابل دوربین درخشان ظاهر میشود، بلکه به دلیل مدل خاصی که این فیلم و نظایر آن تولید میشوند و حتی پیش از ساخت حضورشان در جشنوارههای اروپایی و جوایزشان رزرو شده است اما آنچه عجیب بود سخنرانی لاله مرزبان با پس زمینهای بود که اهالی سینما از این بازیگر داشتند و میدانستند در سایه مراقبش چگونه رشد کرده و به آن تریبون رسیده است.
مراقب چه میگوید؟
فیلم مراقب چهارمین فیلم محسن قرائی دستیار سابق رضا میرکریمی است. میرکریمی به سنت مرسومش، از دستیارش حمایت کرد و قرایی سال 1391 فیلم «خسته نباشید!» را کارگردانی کرد و قرایی با سرمایه گذاری حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به جمع کارگردانان سینمای ایران پیوست. قرایی از فیلم بیهمه چیز لحنی سیاسی تر پیدا کرد و در «مراقب» خط به خط روایت استعارههای سیاسی درباره ایران و حاکمیت است. قصه مراقب در حاشیه تهران میگذرد؛ جایی که رشید، پدر خانواده با بازی فرهاد اصلانی نگهبان زندان به دلیل یک خطای کاری در خطر اخراج است. همزمان با بحران موقعیت پدر، خانهای که خانواده در آن زندگی میکنند در طرح توسعه شهری قرار گرفته و قرار است تخریب شود و دختر بزرگش، انسیه با بازی لاله مرزبان بدون اطلاع او تصمیم گرفته ایران را ترک کند و برای فعالیت به عنوان مدل به ترکیه برود. مخالفت شدید پدر با این تصمیم، بحران خانواده را تشدید میکند. هرچه ماشینآلات تخریب به خانه نزدیکتر میشوند، کنترل رشید بر اعضای خانواده نیز شدیدتر میشود و خانهای که قرار بود محل امنیت اعضای خانواده باشد، به شکل دیگری از زندان تبدیل میشود.
تمامی اجزای فیلم از جمله عنوان انگلیسی فیلم استعاری است. Falling House هم به معنای ویرانی خانه است که در اینجا مشخصاً ارجاع به ایران دارد و در عین حال House در زبان انگلیسی به معنای خاندان نیز هست و اشاره به سقوط یک خاندان یا به تعبیر واضحتر سقوط حکومت دارد. به عبارت دیگر خانه در حال سقوط است و خاندان در حال از هم پاشیدن و پدر که یک زندان بان مستبد است، سعی دارد خانه را تبدیل به زندان کند اما با فروپاشیدن خانه (ایران) اعضای خانواده (مردم) رها میشوند. در ادبیات سیاسی از قضا برای بمباران و از بین بردن انسجام و ساختار یک کشور تعبیر «کلنگی کردن» استفاده میشود که اینجا نیز ماشین آلات قرار است خانه را خراب کنند و بدین شکل خانواده را از شر حاکم مستبد آزاد کنند! داستان این فیلم با وجود پیچیدن در بستر استعاره، صراحت بیشتری از همه فیلمهای ساخته شده توسط جعفر پناهی و محمد رسول اف در این سالها دارد اما صرفاً این خط داستانی باعث حضور فیلم در ونیز شده است؟

این بسیار ساده سازی که تصور کرد صرفاً یک فیلم با داستان اینچنینی موفق به راهیابی و کسب جایزه در جشنوارههای بین المللی میشود. شمار پرتعدادی فیلم زیرزمینی در چند سال اخیر ساخته شده که در هیچ جشنواره قابل اعتنایی نتوانسته یک سانس اکران بگیرد، چه رسد به جایزه. خوشمان بیاید یا نیاید سینما یک تجارت است و حتی اگر قرار باشد چنین فیلمی ساخته شود، باید مسیر تجاریاش از جمله ذینفعانش در سینمای اروپا مشخص شود. درباره این فیلم به فهرست بلندبالای سرمایه گذاران باید توجه کرد: Seven Springs Pictures، RaeFilm Studios، 3SIX9 Studios، Basis Berlin Filmproduktion و Zentropa Germany. به صف کردن این سرمایه گذاران تنها به قصد گارانتی بودجه تولید فیلم نیست، بلکه تشکیل یک گروه لابی در سینمای اروپاست که از موفقیت فیلم در جشنوارههای اروپایی و اکران گستردهترش منافع اقتصادی میبرند. به همین دلیل شدیداً برای حضور فیلم در جشنوارههای مهم و جایزه بردن فیلم لابی میکنند.
با همین فرمول حضور فیلم زن و بچه ضعیف ترین ساخته سعید روستایی حتی پیش از ارائه نسخه اولیه به جشنواره کن مسجل بود و با همین فرمول فیلمهای جشنواره پناهی و رسول اف به سادگی در جشنوارههای الف اروپا حضور دارند. کافی است به رقم فروش رایت فیلمها و ذینفعانش توجه کرد و متوجه شد شماری از کمپانیهای فیلمسازی اروپا که نفوذ قابل توجهی در جشنوارهها دارند، میلیونها یورو از از این مسیر منفعت کسب کردهاند و عملاً با این لابی گری برای توجه این چنین آثاری برای محصول خودشان در سطح سینمای اروپا بازاریابی کردهاند! بنابراین اینکه تنها ماجرا را به ابعاد سیاسی تقلیل داد، ساده انگارانه است و به وضوح مشخص است که سمت اقتصادی این بازی بسیار پررنگ و دارای ذینفعان پرقدرتی است. این کمپانیها تا جایی که فیلمساز کشش را داشته باشد، از او استفاده میکنند و بعد سراغ نامهای تازه میروند؛ کاری که قبلاً با خانواده مخملباف کردند و سپس نوبت پناهی و رسول اف رفتند و حالا به دنبال چهرههای تازه هستند.
سبکی تحمل ناپذیر برای لیلا حاتمی مناطق محروم!

بیاییم بازگردیم به سخنرانی لاله مرزبان در اختتامیه جشنواره ونیز 2026. اگر قرار باشد درباره این سخنرانی با بغض یک مقاله انگلیسی نوشت و برای لاله مرزبان یک تیتر زد، شاید واضح تر از این نتوان نوشت: THE WOMAN WHO KNOWS NO PRESSURE | زنی که نمیداند فشار چیست! شاید اگر یک زن از طبقه کارگر یا یک زنی که به دلایل رفتارهای امنیتی یا سیاسی با برخوردهایی مواجه شده، میتوانست چنین ژستی بگیرد اما لاله مرزبان؟ گمان نمیکنیم! او از طبقهای مرفه است که بعید است هیچ گاه تحت فشار بودن را چه در جامعه و چه در سینما تجربه کرده باشد. واقعیت آن است که ما در ایران با دو ایران مواجه هستیم؛ ایران توانگران و ایران بقیه مردم و توانگران به ویژه توانگران اقتصادی کمتر در معرض تکانههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی قرار میگیرند.
بیشتر بخوانید:
سخنرانی جنجالی لاله مرزبان پس از بردن جایزه ونیز
خودروهای سوپرلوکس بهرام افشاری، امین حیایی و پارسا پیروزفر و لاله مرزبان
به عنوان نمونه دختر ثروتمندی همچون لاله مرزبان که با پورشه ماکان رفت و آمد میکند، قاعدتاً توسط گشت ارشاد در خیابان بازداشت نمیشود و به ون منتقل نمیشود. پدیده گشت ارشاد عملاً جامعه هدفش به شکل عمده طبقه متوسط و فرودستی بود که پشت فرمان خودرو نیست و از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده میکنند. اگر طبقه ثروتمند و قدرتمند مشمول برخورد میشدند، در بدترین سناریو توقیف خودرو و رفتنش به پارکینگ بود که آن هم مشخص نیست چقدر شامل آقازادههایی شده که در فرشته و نیاوران و اندرزگو فعالیت فوق برنامه دارند! به نظر میرسد چهرهای چون لاله مرزبان با این سبک زندگی دچار «سبکی تحمل ناپذیر هستی» بوده و سخن گفتن از وضعیت زنان ایران شایسته زنانی است که در این مسیر هزینهای پرداخته کردهاند.
در سینما نیز مرزبان همواره مراقبی چون محسن قرایی داشته که کمک کرده تا او این مسیر را روی شانه دیگران طی کرده و راه را برایش همواره کرده است. در همین جشنواره ونیز مهناز افشار نیز حضور داشت اما صرفاً در حال قدم زدن روی فرش قرمز و البته هیچ عکس العملی به جایزه مرزبان نشان نداد؛ چرا؟ چون یکی از قربانیان مسیر پیشرفت لاله مرزبان بوده است. مهمانخانه ماه نو به کارگردانی تاکفومی تسوتسویی با بازی محوری مهناز افشار با حذف پرتعداد سکانسهای این بازیگر مواجه شد و مهناز افشار به جواد نوروزبیگی تهیه کننده فیلم اعتراض کرد و مدعی شد محسن قرایی لابی کرده تا این سکانسها در بیاید و نقش لاله مرزبان در فیلم پررنگتر شود! در این ناگفتهها درباره لاله مرزبان و مراقبش بسیار است که نشان میدهد اگر فشاری هم بوده روی این بازیگر نبوده است. بنابراین بهتر است ژستهایی نگیریم که دست کم اهالی سینما میدانند چیزی پشتش نیست.
رفیقمون هم مهندس کامپیوتر هست...عصرها این افتخار رو داره تازه رو اسنپ هم کار میکنه...دیدم کف کفشش هم سوراخه...پولاشو جمع کرده بود برا لپ تاپ...قیمتش ۲ برابر شده...بغض کرد از مغازه زد بیرون.
باریکلا
این جایزه حقش بود


