تجارت جدید و عجیب؛ نان درآوردن از اشک مردم+ فیلم
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، هیلینگ آب دریا، یا همان تالاسوتراپی، در تعریف علمیاش به معنای بهرهگیری کنترلشده از آب دریا، املاح معدنی آن، جلبکها، گلولای ساحلی و اقلیم دریایی برای ارتقای سلامت جسم و روان است. این روش نه ابداعی تازه، که میراثی کهن است.
تاریخچه
بقراط، پدر پزشکی، آب شور را برای تسکین دردهای مفصلی و زخمها توصیه میکرد. اوریپید میگفت دریا بیماریهای انسان را میشوید. قرنها بعد، در انگلستان قرن هجدهم، دکتر ریچارد راسل با رسالهای جنجالی، حمام و حتی نوشیدن آب دریا را برای بیماریهای غددی تجویز کرد و موجی از استراحتگاههای ساحلی به راه انداخت. در فرانسه، ژوزف دو لا بوناردیر در سال ۱۸۶۷ واژه تالاسوتراپی را ساخت و رنه کوینتون با اثبات شباهت ترکیب شیمیایی آب دریا به پلاسمای خون، پایههای علمی آن را استوارتر کرد. تا اینجا، داستان از جنس مشاهده پزشکی و تجربه بالینی است؛ نه جادو و نه مد.
اما در ایران...
اما آنچه امروز در فضای مجازی با عنوان «هیلینگ آب دریا» میفروشند، فاصلهای عمیق با این تاریخچه دارد. در شبکههای اجتماعی، تصاویر غروب خورشید کنار ساحل، صداهای موج و چهرههای اشکبار، بستهای احساسی ساختهاند که ادعا میکند گریه کردن در کنار دریا، نشستن پای درخت جنگل یا مدیتیشن با شنهای ساحل، درمانی عمیق برای افسردگی و سوگ است. این روایتها بهسرعت به تورهای چندروزه تبدیل شدهاند: «تور هیلینگ آب دریا»، «سفر گریه و رهایی»، «کارگاه تخلیه عاطفی کنار موج». شرکتکنندگان هزینه میپردازند تا در ساحلی دورافتاده جمع شوند، اشک بریزند و ادعا کنند سبک شدهاند. این احساس سبک شدن بر اثر گریه چیز عجیبی نیست و در همه انسانها رخ میدهد. مساله، سوء استفاده از گریه مردم برای پول درآوردن است.
برگزارکنندگان اغلب نه پزشکاند، نه روانشناس بالینی و نه حتی مربی معتبر سلامت روان. بسیاری از آنها اینفلوئنسرهایی هستند که با چند پست احساسی و هشتگهای پرطرفدار، بازاری ساختهاند که از استیصال انسان نان میخورد.
نقطه انحراف
اینجا نقطه انحراف است. وقتی نیاز واقعی به آرامش و درمان، به کالایی مصرفی تبدیل میشود، مرز میان سنت کهن و تجارت جدید محو میگردد. منتقدان بهدرستی هشدار میدهند که در جهانی پریشان، آرامش هم به ویترینی برای فروش رسیده است. رنج انسان، ماده خام این صنعت شده؛ جایی که درد تو، درآمد دیگری است.
برگزارکنندگان این تورها معمولاً فاقد تخصص لازماند. نه دوره رسمی رواندرمانی دیدهاند، نه آشنایی علمی با تالاسوتراپی دارند و نه پروتکل ایمنی برای افراد آسیبپذیر. خطر اینجاست: فردی که با افسردگی یا سوگ پیچیده به چنین جمعی میپیوندد، ممکن است بهجای حمایت تخصصی، در فضای احساسی و کنترلنشده غرق شود و وضعیتش وخیمتر گردد. سودآوری بر تخصص پیشی گرفته و رسانه مجازی، با الگوریتمهای تشویقکننده محتواهای احساسی، این بازار را تغذیه میکند.
منتقدان دیروز گریه، تاجران امروز اشک
عجیب است؛ و همین عجیببودن، شاید دقیقترین توصیف از وضعیت امروز ما باشد. دقیقا کسانی که تا دیروز با زبانی تند و انتقادی به «گریه انداختن مردم در مراسم مذهبی» حمله میکردند و آن را نمایشی احساسی، ابزاری برای کنترل یا حتی کاسبی با رنج مینامیدند، اکنون خود در همان مسیر گام برداشتهاند. تورهای هیلینگ آب دریا، جلسات تخلیه عاطفی کنار ساحل، و جمعهایی که اشک را بهعنوان نشان رهایی تبلیغ میکنند.
اینفلوئنسرهای تازهکار یا قدیمی... بخشی از همان صداهایی که روزی چنان کاری را نقد میکردند، امروز در بحث گریه سازمان یافته یا برگزارکنندهاند، یا شرکتکننده، یا دستکم سکوت اختیار کردهاند.
گریه سازمانیافته!
واقعیت علمی اما همچنان روشن است. آب دریا خواصی دارد: املاح آن میتواند التهاب پوست را کاهش دهد، شنا در آب شور فشار روی مفاصل را کم کند و اقلیم ساحلی به آرامش نسبی کمک کند. اما گریه جمعی سازمانیافته کنار موج، روشی مندرآوردی است که پشتوانه پژوهشی جدی ندارد. تالاسوتراپی واقعی در مراکز معتبر اروپایی با نظارت پزشکی انجام میشود؛ نه در تورهای اینستاگرامی. تجاریسازی این حوزه، همانند بسیاری از جریانهای معنویت مدرن، از خلأ حمایتی و فشار اقتصادی جامعه تغذیه میکند. انسان مستأصل، مستعد پذیرش هر وعدهای است؛ حتی وعدهای که ریشه در تاریخ دارد اما شاخوبرگهایش را سوداگری ساخته است.
در نهایت، دریا همچنان همان دریاست: منبعی کهن از املاح و آرامش نسبی. اما وقتی هیلینگ آن به کالایی برای گریه فروخته میشود، باید پرسید: آیا ما در حال بازگرداندن انسان به طبیعت هستیم، یا طبیعت را به ابزاری برای پر کردن قلک تبدیل کردهایم؟ پاسخ در تمایز میان دانش مستند و روایتهای پرزرقوبرق نهفته است. رسانه مسئول است که این تمایز را فریاد بزند؛ پیش از آنکه بازار، آخرین نشانههای اصالت را هم ببلعد.

