ناترازی گاز در مازندران با بنر و پوستر تراز نمی‌شود!

رشید مجدد
کد خبر: ۱۳۹۳۷۵۴
| |
1957 بازدید

سال‌هاست شرکت ملی گاز ایران با مسئله‌ای به نام «ناترازی» دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ مسئله‌ای که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً به افزایش مصرف در فصل سرما، افت دما یا رفتار مصرف‌کنندگان نسبت داد.

واقعیت این است که ناترازی گاز، محصول انباشت مجموعه‌ای از ضعف‌ها در تولید، انتقال، ذخیره‌سازی، مدیریت مصرف، حکمرانی انرژی و البته سرمایه‌گذاری‌های به‌موقع است؛ زنجیره‌ای که اگر یکی از حلقه‌های آن دچار اختلال شود، تمام کشور هزینه آن را خواهد پرداخت.

عملیات دشوار برای عبور از پیک زمستانی

ایران با وجود برخورداری از یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گازی جهان، سال‌هاست در زمستان با شکاف میان عرضه و تقاضا مواجه می‌شود. مصرف غیر بهینه، قیمت‌گذاری نامتناسب، راندمان پایین ساختمان‌ها و تجهیزات گرمایشی، توسعه نامتوازن مصارف گاز، فرسودگی بخشی از زیرساخت‌ها و تأخیر در توسعه ظرفیت تولید و انتقال، در کنار ضعف حکمرانی و مدیریت یکپارچه انرژی، شرایطی ایجاد کرده که حتی در شرایط عادی نیز عبور از پیک زمستانی به یک عملیات دشوار تبدیل شده است.

بیشتر بخوانید:

قطر، قدرت ساخت؛ ایران، ناترازی!

در چنین شرایطی، اگر کمبود حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعبی گاز در اوج مصرف را نیز به معادله اضافه کنیم، روشن است که موضوع با چند بخشنامه و محدود کردن خوراک نیروگاه‌ها، پتروشیمی‌ها و صنایع پرمصرف حل نخواهد شد. اینها در واقع «مسکن» هستند؛ زیرا هر بار که گاز یک صنعت قطع می‌شود، بخشی از هزینه ناترازی به تولید، اشتغال، صادرات و اقتصاد ملی منتقل می‌شود.

مسئله اکنون ابعاد پیچیده‌تری پیدا کرده است. حملات ناجوانمردانه امریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های انرژی در عسلویه و آسیب به بخشی از تأسیسات، ریسک جدیدی را به ناترازی قبلی اضافه کرده است. وزیر نفت از انجام بخشی از تعمیرات و بازگشت برخی ظرفیت‌ها به مدار سخن گفته، اما آیا شبکه گاز کشور برای چنین شوک‌هایی از «تاب‌آوری» لازم برخوردار است؟

ناترازی گاز در مازندران با بنر و پوستر تراز نمی‌شود!

در صنعت گاز، تاب‌آوری فقط به معنای تعمیر سریع یک پالایشگاه یا تأسیسات آسیب‌دیده نیست. تاب‌آوری یعنی داشتن سناریوی جایگزین، مسیر‌های انتقال پشتیبان، ظرفیت ذخیره‌سازی کافی، امکان مدیریت فشار، تجهیزات یدکی راهبردی، فرماندهی واحد بحران و مهم‌تر از همه، تصمیم‌گیری مبتنی بر ریسک. اگر یک اختلال در یک نقطه بتواند زنجیره‌ای از محدودیت‌ها را تا صد‌ها کیلومتر دورتر ایجاد کند، باید پذیرفت که مسئله فقط «آسیب یک تأسیسات» نیست؛ مسئله، معماری شبکه و حکمرانی آن است. اینجاست که باید مشخصاً درباره مازندران سخن گفت.

مازندران از اختلال در تأمین تا بحران زمستان

مازندران از آن استان‌هایی است که نباید با شاخص «مصرف متوسط سالانه» درباره امنیت گاز آن تصمیم گرفت. مسئله استان، پیک مصرف زمستانی است؛ زمانی که با کاهش دما، مصرف خانگی و تجاری به سرعت افزایش می‌یابد و همزمان امکان محدود کردن برخی مصارف صنعتی نیز به دلیل تبعات اقتصادی و اجتماعی آن بسیار دشوار می‌شود.

در یک شبکه گاز، آنچه در روز‌های عادی کافی به نظر می‌رسد، الزاماً در ساعت‌های اوج مصرف کافی نیست. افت فشار در نقاط انتهایی شبکه، محدودیت ظرفیت خطوط و ایستگاه‌ها، افزایش همزمان مصرف خانگی در چند شهر و ضرورت حفظ فشار ایمن شبکه، همگی عواملی هستند که می‌توانند یک استان شمالی را در صورت وقوع سرمای شدید یا اختلال در تأمین، با بحران مواجه کنند.

مازندران بنابراین نیازمند «برنامه اضطراری گاز زمستانی» است، نه صرفاً اعلام آمادگی‌های اداری. باید دقیقاً مشخص باشد اگر عرضه گاز در سطح ملی برای چند روز یا چند هفته کاهش یافت، اولویت با کدام مصارف است؛ کدام نیروگاه‌ها قابلیت سوخت جایگزین دارند؛ کدام صنایع باید با چه ترتیبی محدود شوند؛ نقاط بحرانی شبکه کجاست؛ حداقل فشار قابل قبول در شهر‌های مختلف چیست و در صورت بروز اختلال در مسیر‌های اصلی انتقال، سناریوی جایگزین چیست.

برنامه‌ریزی راهبردی قربانی روزمرگی!

از سوی دیگر، نمی‌توان از «مدیریت بحران» سخن گفت، اما تمام توان مدیریتی را صرف اقدامات نمایشی کرد. اگر در شرایطی که کشور با یکی از جدی‌ترین چالش‌های انرژی خود مواجه است، بخش قابل توجهی از ظرفیت مدیریتی به رقابت‌های سیاسی، جناح‌بندی‌های درون‌سازمانی و تسویه‌حساب‌های مدیریتی اختصاص پیدا کند، طبیعی است که برنامه‌ریزی راهبردی قربانی روزمرگی شود.

ناترازی گاز در مازندران با بنر و پوستر تراز نمی‌شود!

نماد این وضعیت شاید همان بنر‌ها و پوستر‌های چندین متری برای استقبال از مدیران باشد؛ اقدامی که نه یک مترمکعب به ظرفیت انتقال گاز اضافه می‌کند، نه فشار شبکه را بالا می‌برد، نه پالایشگاه آسیب‌دیده را سریع‌تر وارد مدار می‌کند و نه برای سرمای احتمالی مازندران چاره‌ای می‌اندیشد.

بیشتر بخوانید:

بزرگ‌ترین بازار گاز ایران از دست می‌رود؟

کشور امروز به مدیرانی نیاز دارد که به جای «نمایش موفقیت»، شاخص‌های واقعی تاب‌آوری را روی میز بگذارند: میزان ذخیره‌سازی، ظرفیت عملیاتی پالایشگاه‌ها، حاشیه اطمینان شبکه، نقاط گلوگاهی انتقال، زمان لازم برای تعمیر تجهیزات حیاتی، میزان آمادگی سوخت دوم نیروگاه‌ها و صنایع و سناریوی تأمین گاز در بدترین شرایط. حتی مسئله فلر‌های گازی و عدم‌النفع ناشی از سوختن گاز‌های قابل استحصال نیز بخشی از همین پازل است؛ گازی که می‌توانست به تولید، صادرات یا امنیت عرضه کمک کند، نباید قربانی ضعف سرمایه‌گذاری و مدیریت شود.

مازندران نباید منتظر اولین موج سرما بماند

در جنگ ترکیبی، فرسایش سرمایه انسانی و اضمحلال نظام اداری نیز خود یک تهدید است. ترک فعل، اگر در سطح تصمیم‌های راهبردی رخ دهد، آثار آن ممکن است چند سال بعد آشکار شود؛ زمانی که دیگر فرصت اصلاح تصمیم از دست رفته است.

مازندران نباید منتظر بماند تا اولین موج سرمای جدی برسد و سپس مسئولان دنبال مقصر بگردند. برنامه واقعی شرکت گاز برای زمستان چیست؟ نقاط آسیب‌پذیر شبکه کجاست؟ سناریوی افت عرضه گاز چیست؟ سهم صنایع و نیروگاه‌ها در برنامه محدودیت چقدر است؟ و مهم‌تر از همه، اگر یک شوک جدید به تأسیسات تولید و انتقال وارد شود، چه کسی و با چه برنامه‌ای مسئول تأمین گاز شهروندان خواهد بود؟

ناترازی گاز با بنر، جلسه و شعار برطرف نمی‌شود. با «حکمرانی»، سرمایه‌گذاری، مدیریت ریسک، اصلاح مصرف، افزایش بهره‌وری، توسعه زیرساخت و تصمیم‌گیری شفاف و تخصصی حل می‌شود. زمستان، بهترین زمان برای فهمیدن ضعف‌های شبکه نیست؛ زمستان فقط زمانی است که دیگر برای اصلاح آنها دیر شده است.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟