بیمار نباید قربانی گرانی دارو شود / پزشک سخت تربیت میکنیم آسان از دست میدهیم / درمان برای بیمار از بیماری سختتر شده است

به گزارش تابناک، کمبود و گرانی دارو، افزایش هزینههای درمان، پرداختهای زیرمیزی، مهاجرت پزشکان، فرسودگی ناوگان اورژانس و پروژههای نیمهتمام بیمارستانی؛ زنجیرهای از مشکلات که هر کدام میتواند مستقیماً با جان و سلامت مردم گره بخورد. در این میان، پرسش اصلی این است که نظام سلامت تا چه اندازه برای عبور از این چالشها آماده است و سهم دولت، بیمهها و دستگاههای مختلف در حل این مشکلات چیست؟
روحالله لکعلیآبادی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار پارلمانی تابناک، از مهمترین چالشهای امروز نظام سلامت گفت؛ از وضعیت تأمین دارو و فشار اقتصادی بر بیماران تا ضرورت اصلاح ساختار بیمه، جلوگیری از خروج پزشکان و تکمیل بیمارستانهای نیمهتمام.
مشروح صحبت های این عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با تابناک به شرح زیر است:
مسائلی چون کمبود و گرانی دارو و همچنین بحران دارویی معضلاتی هستند که بیماران و اطرافیانشان با آن دست به گریبان هستند. این موضوعات علاوه بر رنج بیماری، معضلات و مصائب فراوانی بر بیمار و خانواده بیمار متحمل می کند. دلایل این مشکلات چیست و کمیسیون بهداشت مجلس چه اقداماتی به منظور رفع آن در دستور کار قرار داده است؟
واقعیت این است که برخی اقلام دارویی در معرض کمبود قرار دارند و این مسئله بیماران و مردم را با مشکلات جدی مواجه کرده است.
ما باید بتوانیم داروهای مورد نیاز کشور را تولید کنیم، اما در برخی اقلام، مواد اولیه دارویی از خارج تأمین میشود و چون منشأ این مواد خارجی است، طبیعتاً در تأمین آنها با مشکل مواجه میشویم. این مسئله در نهایت بر روند تولید و توزیع برخی داروها اثر میگذارد.
تأمین دارو باید در زمره اولویتهای اصلی کشور قرار داشته باشد. تمام تلاش مجموعه وزارت بهداشت و کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در جلسات مختلفی که با وزیر بهداشت، معاونتهای مربوطه، سازمان غذا و دارو و سایر دستگاهها داشتهایم، این است که مسئله تأمین دارو با جدیت دنبال شود.
جلسهای با سازمان تأمین اجتماعی داشتیم و در هفتههای گذشته نیز با رئیس سازمان غذا و دارو جلساتی برگزار کردهایم. اعضای کمیسیون همچنین از کارخانههای داروسازی بازدید میکنند تا از نزدیک در جریان مشکلات این حوزه قرار بگیرند. متأسفانه در برخی موارد، مواد اولیه مورد نیاز برای تولید دارو در اختیار نداریم و همین موضوع موجب ایجاد مشکل در روند تأمین دارو میشود.
امروز در برخی حوزهها، بهویژه در زمینه انسولین و داروهای ضدسرطان، بیماران با مشکلاتی مواجه هستند. البته دشمنان همواره تلاش میکنند این موضوع را به شکل دیگری مطرح کنند، در حالی که دارو و مواد اولیه آن جزو اقلامی هستند که باید برای تأمین آنها تلاش جدی صورت گیرد.
تأمین دارو؛ بخشی از امنیت و حفاظت از جان مردم است
مجموعه وزارت بهداشت و کمیسیون بهداشت و درمان مجلس تمام تلاش خود را برای تأمین دارو به کار گرفتهاند و این موضوع یکی از مهمترین اولویتهای کشور است.
همانطور که حوزههای امنیتی و نظامی برای کشور اهمیت دارند، حوزه بهداشت و درمان نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است؛ چراکه در نهایت موضوع، حفاظت از جان مردم و تأمین نیازهای درمانی بیماران است.
برخی به دلیل مشکلات درمان خود را ناقص رها می کنند
افزایش قیمت دارو تاثیر منفی بر وضعیت بیماران صعبالعلاج و درمان این افراد می گذارد. در واقع مسئله فقط افزایش قیمت نسخه و گرانتر شدن دارو نیست. واقعیت این است که برخی افراد به دلیل مشکلات اقتصادی و نداشتن توان مالی، درمان خود را ناقص رها میکنند.
این مسئله در مورد بسیاری از بیماریها وجود دارد، اما در بیماریهای خاص و بیماریهایی مانند بیماریهای قلبی و سرطان، شرایط حساستر است؛ چراکه اگر درمان این بیماران رها شود یا به تعویق بیفتد، ممکن است دیگر امکان جبران پیامدهای آن وجود نداشته باشد.
بنابراین اینکه بخواهیم صرفاً درباره وجود یا نبود یک آمار مشخص صحبت کنیم، مسئله اصلی نیست؛ مهم این است که واقعاً افرادی وجود دارند که به دلیل وضعیت اقتصادی و نداشتن توان مالی، درمان خود را ناقص رها میکنند و این موضوع برای بیماران، بهخصوص بیماران مبتلا به بیماریهای حساس و صعبالعلاج، میتواند پیامدهای جدی به دنبال داشته باشد.
تأخیر در درمان بعضی بیماران قابل جبران نیست
ممکن است بعضی بیمارها اگر درمانشان به تعویق بیفتد، مدتی اذیت شوند، اما در نهایت امکان درمان وجود دارد. با این حال، برخی بیماریها اینطور نیستند؛ ممکن است بیماری پیشرفت کند، تمام بدن را درگیر کند و در نهایت جان بیمار را به خطر بیندازد. متأسفانه چنین اتفاقاتی بسیار نگرانکننده است و نشان میدهد که در حوزه تأمین دارو نمیتوان تعلل کرد.
به نظر من، در شرایط فعلی همه دستگاهها و نهادهایی که میتوانند در تأمین دارو نقش داشته باشند، باید پای کار بیایند. هلال احمر و داروخانههای زیرمجموعه این سازمان، در این زمینه کمک میکنند، اما موضوع به یک اقدام گستردهتر نیاز دارد. هر دستگاه و سازمانی که توان واردات دارو یا تولید آن را دارد، باید از ظرفیت خود استفاده کند.
چرا برای تأمین داروی بیماران یک ستاد ویژه تشکیل نمیشود؟
به نظر من ما نیاز به یک ستاد ویژه برای بازیابی، تأمین و تولید دارو داریم. نمیتوان انتظار داشت وزارت بهداشت بهتنهایی همه بار تأمین دارو را به دوش بکشد. باید یک مجموعه بیندستگاهی تشکیل شود و وزارتخانهها و سازمانهای مختلف در آن نقش داشته باشند.
وزارت امور خارجه میتواند بخشی از این بار را بر عهده بگیرد و در زمینه تأمین و واردات مواد اولیه و دارو کمک کند. وزارت جهاد کشاورزی نیز در برخی حوزهها میتواند نقش داشته باشد. علاوه بر این، سازمانها و نهادهای امنیتی هم میتوانند در مقابله با بازار سیاه، احتکار و تخلفاتی که در حوزه دارو اتفاق میافتد، کمک کنند.
همه این مجموعهها باید دست به دست هم بدهند و یک ستاد ویژه برای آمادهسازی و تأمین داروی بیماران خاص و بهطور کلی بیماران تشکیل شود.

ارز ترجیحی دارو هنوز حذف نشده؛ اما بحث حذف آن همچنان روی میز است
حذف ارز ترجیحی در حوزه دارو هم اتفاق افتاده است یا همچنان برای واردات دارو ارز ترجیحی اختصاص پیدا میکند؟ آیا بحث حذف این ارز شامل دارو هم شده است؟
برای واردات دارو همچنان ارز ترجیحی اختصاص پیدا میکند، اما بحثهایی درباره حذف آن مطرح است. کارشناسان در این زمینه دو دیدگاه دارند؛ عدهای معتقدند حذف ارز ترجیحی میتواند مناسب باشد و عدهای هم با آن مخالف هستند. اما به نظر من در شرایط فعلی، حذف ارز ترجیحی دارو قطعاً اقدام مناسبی نیست.
بیمهها در بحران هم فقط به سود خودشان نگاه میکنند؟
برویم سراغ بحث بیمهها. الان شاهدیم برخی بیمهها بخشی از اقلام دارویی، بهویژه داروهای پرمصرف و داروهایی را که بیماران صعبالعلاج به آنها نیاز دارند، آنطور که باید و شاید تحت پوشش قرار نمیدهند. این معضل بیمهها چه زمانی قرار است حل شود؟ آیا در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در این زمینه با مسئولان بیمه یا دستگاههای مرتبط بحثی مطرح شده است؟
بیمهها در مقاطعی مطالباتی دارند و گاهی طلبکار میشوند و باید مطالبات آنها پرداخت شود. اما یک نکته مهم این است که شرکتهای بیمهای در شرایط عادی کشور، در بسیاری از موارد سودهای بالایی به دست میآورند و پرداختها و درآمدهای قابل توجهی دارند. اما این موضوع نباید باعث شود وقتی کشور با مشکل و شرایط بحرانی مواجه میشود و همه باید دست به دست هم بدهند و کمک کنند، شرکتهای بیمه بگویند این کار به نفع ما نیست.
ممکن است یک تصمیم یا اقدام در مقطعی برای یک شرکت بیمهای سودآور نباشد، اما در چنین شرایطی باید یک توازن را در نظر گرفت. این شرکتها اگر امروز شکل گرفتهاند و قدرت فعالیت دارند، بخشی از آن به حمایت حاکمیت و دولت برمیگردد. اگر حمایتهای دولت وجود نداشت، بسیاری از این شرکتها نمیتوانستند به این جایگاه برسند.
حالا که کشور در شرایط سختی قرار گرفته، انتظار این است که این شرکتها هم پای کار بیایند و کمک کنند. اینکه گفته شود «این کار به نفع ما نیست»، نمیتواند در همه شرایط قابل قبول باشد. ممکن است در برخی موارد واقعا برای شرکت بیمه منفعت مالی نداشته باشد، اما در شرایط خاص کشور باید منافع عمومی را هم در نظر گرفت.
اگر شرایط به وضعیت عادی برگردد و بتوانیم مواد اولیه مورد نیاز را وارد کشور کنیم، طبیعتاً بسیاری از این هزینهها و قیمتهایی که امروز شاهد آن هستیم، میتواند دوباره کاهش پیدا کند.
زیرمیزی پزشکان؛ حتی یک مورد هم برای جامعه پزشکی زیاد است
یک بحث دیگر که البته به موضوعی کلیشهای تبدیل شده، دریافت زیرمیزی از سوی برخی پزشکان است. بیماری که در موقعیت یک عمل جراحی فوری قرار دارد و پای مرگ و زندگی در میان است، عملاً ناچار میشود این مبلغ را پرداخت کند. حتی به جایی رسیده که بعضی جاها از بیمار دلار یا سکه میخواهند و دیگر به تومان هم راضی نیستند. آخرین پیگیریهای کمیسیون بهداشت در این زمینه به کجا رسیده است؟
ما در گذشته جلسات زیادی در این مورد برگزار کردیم و درباره این موضوع صحبت شد. آنچه بهصورت آماری و دقیق وجود دارد، نشان میدهد که تعداد پزشکانی که زیرمیزی دریافت میکنند، درصد بسیار پایینی از جامعه پزشکی را تشکیل میدهند.
اما همین درصد بسیار پایین هم برای حوزه بهداشت و درمان و برای جامعه پزشکی زیاد است. حتی یک مورد هم زیاد است و نباید چنین اتفاقی بیفتد.
اکثریت پزشکان ما انسانهای شریف، بااخلاق و متعهدی هستند که به سوگندی که خوردهاند پایبندند و واقعاً برای نجات جان مردم تلاش میکنند. شما در شرایط بحرانی مانند کرونا و همچنین در همین جنگها دیدید که پزشکان ما هیچوقت پشت کشور، مردم و انقلاب را خالی نکردند و در کنار مردم بودند.
با این حال، در هر جامعه و هر صنفی ممکن است افراد متفاوتی وجود داشته باشند. در جامعه پزشکی هم درصد بسیار کمی هستند که متأسفانه مرتکب چنین اقدام نادرستی میشوند و این موضوع واقعاً نگرانکننده است.

تعرفه واقعی میتواند جلوی زیرمیزی را بگیرد؟
به نظر شما اگر تعرفههای پزشکی بهنوعی پاسخگوی هزینهها و شرایط جامعه پزشکی باشد، آیا واقعیسازی تعرفهها میتواند از مسائلی مانند دریافت زیرمیزی جلوگیری کند؟ اساساً نظر شما درباره تعرفههای پزشکی چیست؟ ارقام فعلی متناسب با شرایط جامعه پزشکی است یا معتقدید باید افزایش یا کاهش پیدا کند؟
چیزی که در حال حاضر به عنوان تعرفه به پزشکان در بیمارستانها، بهخصوص از محل دانشگاهها، پرداخت میشود، واقعاً بسیار پایین است. ما پزشکان متخصصی داریم که با تلاش و هزینه بسیار زیادی تربیت شدهاند، اما وقتی این پزشک متخصص میشود، انتظار داریم امکانات و شرایطی داشته باشد که بتواند در همان منطقه بماند و خدمت کند؛ متأسفانه معمولاً این اتفاق نمیافتد، چون رسیدگی لازم به وضعیت پزشکان متخصص صورت نمیگیرد.
ما برای تربیت یک پزشک هزینههای هنگفتی به کشور تحمیل میکنیم. این افراد سرمایههای کشور هستند و باید از این سرمایهها نگهداری کنیم. پزشکان متعلق به مردم هستند و سالهای زیادی درس میخوانند و زندگی سختی را پشت سر میگذارند تا به مرحله تخصص برسند، اما متأسفانه وقتی وارد محیط کار میشوند، هم از نظر جایگاه اجتماعی و هم از نظر اقتصادی، شرایطشان آنطور که باید و شاید تأمین نمیشود.
پزشکی که با هزینه کشور تربیت شده راهی خارج میشود
امروز حتی در دانشگاههای خارج از کشور هم بسیاری از ایرانیها در رشتههای پزشکی، داروسازی و دندانپزشکی تخصص گرفتهاند. این افراد اگر بخواهند به کشور برگردند، میتوانند ظرفیت خوبی برای نظام سلامت باشند و ما نباید از این ظرفیت غافل شویم. باید تلاش کنیم شرایطی فراهم شود که این نیروهای متخصص بتوانند در داخل کشور فعالیت کنند.
از طرف دیگر، اگر یک پزشک ایرانی بخواهد مهاجرت کند، تقریباً در هر جای دنیا با استقبال مواجه میشود. این نشان میدهد که سطح علمی پزشکان ایرانی بالاست و ما باید برای حفظ این سرمایه انسانی برنامه داشته باشیم.
یکی از معضلاتی که در جامعه پزشکی و در میان پرستاران شاهد آن هستیم، مهاجرت این قشر تحصیلکرده از کشور است. کشور هزینه زیادی برای تربیت این نیروها میپردازد، اما زمانی که باید مردم از خدمات و تخصص آنها بهرهمند شوند، شاهدیم که بخشی از پزشکان و متخصصان در کشورهای همسایه مشغول به کار میشوند. دلیل این مهاجرتها چیست و مجلس، بهویژه کمیسیون بهداشت و درمان، چه اقداماتی برای جلوگیری از هدررفت این نیروی انسانی در دستور کار دارد؟
نیروی متخصصی که ما تربیت میکنیم، سرمایه کشور است و باید از این سرمایه نگهداری کنیم. این افراد متعلق به مردم هستند. یک پزشک سالهای زیادی درس میخواند و برای رسیدن به تخصص، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارد، اما متأسفانه وقتی وارد محیط کار میشود، شرایط حقوقی و اجتماعی و همچنین وضعیت اقتصادی او آنطور که باید و شاید تأمین نمیشود. به همین دلیل میبینید که برخی پزشکان تصمیم به مهاجرت میگیرند. این موضوع یک مسئله جدی است و باید برای آن چارهاندیشی کنیم.
ماندن یک متخصص در شهر محروم برایش صرف نمیکند
یک مصیبت دیگر این است که این مشکل در کل کشور وجود دارد، اما در شهرهای کوچک و مناطق محروم، این ظلم مضاعف است. واقعاً شرایط برای یک پزشک متخصص در یک شهر کوچک بسیار سخت است. باید از خودمان بپرسیم یک متخصص چه انگیزهای دارد که در یک شهر محروم بماند و خدمت کند؟
این پزشک خانواده دارد. همسر و فرزند دارد. فرزندش فردا باید به مدرسه برود، در خیابان رفتوآمد کند و از امکانات مختلف استفاده کند. طبیعی است که اگر امکاناتی که در یک کلانشهر وجود دارد در یک شهر کوچک فراهم نباشد، انگیزه ماندن پزشک متخصص در آن منطقه کاهش پیدا میکند.
در نتیجه حتی اگر متخصص داخل کشور هم بماند، ترجیح میدهد در کلانشهرها زندگی و کار کند؛ چون امکانات بیشتری در اختیار او و خانوادهاش قرار دارد. به نظر من این یکی از مهمترین نکاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
تمرکز امکانات در چند کلانشهر؛ تهدیدی برای سلامت کشور
ما حتی از منظر پدافند غیرعامل هم باید به این مسئله توجه کنیم. امکانات کشور باید بهصورت متوازن در سراسر ایران توزیع شود. نمیشود امکانات و ظرفیتهای تخصصی را فقط در چند کلانشهر متمرکز کرد و انتظار داشت پزشکان متخصص در مناطق محروم بمانند.
باید شرایط زندگی و امکانات در استانها و شهرهای مختلف بهگونهای باشد که یک پزشک متخصص بتواند با آرامش در منطقه خود خدمت کند. متأسفانه برخی استانها، از جمله لرستان، سالهاست با محرومیت و مشکلات جدی در زمینه امکانات مواجه هستند و این وضعیت واقعاً نگرانکننده است. ما باید قدر داشتههایمان را بدانیم و از نیروهایی که برای تربیت آنها هزینه کردهایم، مراقبت کنیم. همانطور که گفتم، درصد بسیار کمی از پزشکان مرتکب این رفتار غیراخلاقی (دریافت زیرمیزی) میشوند، اما همین تعداد اندک هم میتواند باعث شود مردم اعتمادشان را نسبت به جامعه پزشکی از دست بدهند. به همین دلیل نباید اجازه دهیم چنین مواردی عادی شود.

موج سالمندی در راه است
بحث مهم دیگری که امروز با آن مواجه هستیم، افزایش سن سالمندی و بالا رفتن نرخ جمعیت سالمندان است که به یک مسئله جدی تبدیل شده است. به نظر شما نظام سلامت برای مواجهه با این موج سالمندی آمادگی دارد؟ جمعیت کشور در حال پیر شدن است؛ برای این مسئله چه باید کرد؟
این موضوع واقعاً از نکاتی است که باید برای آن برنامهریزی کنیم. همانطور که امروز به مهدکودک و پیشدبستانی نیاز داریم، در آینده نزدیک ممکن است به تعداد قابل توجهی مراکز نگهداری و مراقبت از سالمندان نیاز داشته باشیم.
یک بخش مهم ماجرا، فرهنگسازی است. من بعضی کلیپها را دیدهام که در آنها با زبان طنز گفته میشود برای پدر و مادر خود پرستار بگیرید و حتی در جامعه هم با آن شوخی میشود و مردم میخندند، اما همین مسائل بهتدریج روی فرهنگ عمومی و ناخودآگاه جامعه تأثیر میگذارد.
ما باید تمام تلاش خود را انجام دهیم که احترام به خانواده و بزرگترها، بهویژه پدر و مادر، در جامعه حفظ شود. کمیسیون بهداشت و درمان نیز در این زمینه جلساتی داشته و باید برای شکلگیری یک فرهنگ صحیح در قبال سالمندان و خانواده برنامهریزی و فرهنگسازی شود.
آمبولانسهای فرسوده؛ وقتی پای جان بیمار وسط است
مسئله دیگری که اهمیت زیادی دارد، فرسودگی ناوگان بیمارستانی و اورژانس کشور، از جمله آمبولانسهاست. بخشی از این فرسودگی ممکن است به دلیل تحریمها و محدودیتهای موجود باشد و باعث شود تجهیزات آمبولانسها بهروز نباشد. در زمان وقوع سوانح نیز ممکن است این فرسودگی باعث تأخیر در رسیدن آمبولانس یا ارائه خدمات شود؛ موضوعی که مستقیماً با جان مردم ارتباط دارد. برای نوسازی این ناوگان چه اقداماتی در حال انجام است؟
ما جلسات زیادی با مسئولان اورژانس کشور داشتیم و در این جلسات درباره همین موضوع صحبت کردیم. نگرانیهایی که در این زمینه وجود دارد نیز مطرح شده است.
متأسفانه در جریان این جنگ، بخشی از آمبولانسها، بالگردها و شناورهای اورژانس در مناطق و سواحل جنوبی مورد اصابت قرار گرفتند و ناوگان اورژانس کشور آسیب دید. این اتفاق واقعاً یک جنایت بسیار سنگین بود.
قرار بود برای شهرهای مختلف کشور تعدادی آمبولانس تهیه و به ناوگان اضافه شود، اما متأسفانه جنگ بسیاری از برنامهها و تصمیمهایی را که در این زمینه گرفته شده بود، متوقف کرد. با این وجود، اورژانس کشور در حال تلاش است تا انشاءالله تعدادی آمبولانس جدید و صفر را نیز به ناوگان اضافه شوند.
آمبولانسهای قابل تعمیر چرا ماهها در پارکینگ میمانند؟
من یک توصیه اکید به دانشگاههای علوم پزشکی دارم؛ خودروهایی که مشکلات فنی دارند، نباید ماهها در پارکینگ بمانند و به دلیل تأمین یک قطعه، شش ماه، هفت ماه یا حتی یک سال از چرخه خدمت خارج باشند. وقتی یک خودرو مدت طولانی در پارکینگ بماند، عملاً فرسودهتر میشود و ممکن است دیگر قابل استفاده نباشد.
این آمبولانسها و خودروهایی که امکان تعمیر دارند، باید هرچه سریعتر تعمیر شوند و به ناوگان بازگردند. در شرایطی که با کمبود آمبولانس مواجه هستیم، نمیتوانیم خودروهای قابل تعمیر را ماهها بلااستفاده نگه داریم.
اگر فقط یک اصلاح در نظام سلامت ممکن باشد، بیمهها را باید اصلاح کرد
اگر قرار باشد فقط یک اصلاح اساسی در نظام سلامت ایران طی یک سال آینده انجام شود، از نظر شما کدام اصلاح بیشترین اثر را بر زندگی مردم خواهد داشت؟
به نظر من، ساماندهی بیمهها بهگونهای که وقتی مردم با بیماری مواجه میشوند، تنها رنجشان، رنج بیماری باشد و دغدغه پرداخت هزینههای درمان را نداشته باشند.
بیمههای مکمل و بهطور کلی نظام بیمهای باید پوشش بسیار بالایی داشته باشند. واقعیت این است که با هزینههایی که امروز در حوزه درمان انجام میدهیم، میتوانیم بخش عظیمی از درمان را در کشور بهصورت رایگان انجام دهیم.
پروژههای نیمهتمام حوزه بهداشت را تمام کنید
اگر نکته پایانی یا جمعبندی دارید، بفرمایید.
یک توصیه هم به وزارت بهداشت و هم به دانشگاه علوم پزشکی لرستان دارم. ما یکسری پروژه نیمهتمام داریم که واقعاً مورد نیاز کشور و مردم هستند و باید تکمیل شوند. برای نمونه، در لرستان بیمارستانهایی داریم که نیمهتمام ماندهاند؛ بهویژه بیمارستان شهرستان دورود و یک بیمارستان جنرال ۲۵۰ تختخوابی که حدود ۵۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارد و برای جمعیت این منطقه و اطراف آن که حدود ۲۵۰ هزار نفر هستند، یک نیاز اساسی محسوب میشود.
این پروژهها باید با سرعت تکمیل شوند. توصیه من این است که به جای اینکه پروژههای جدیدی را آغاز کنیم، ابتدا پروژههای نیمهتمام را به پایان برسانیم. ما پروژههای نیمهتمام زیادی داریم و باید آنها را تکمیل کنیم تا هم نیاز مردم برطرف شود و هم مردم احساس کنند که مسئولان در حال انجام کار و حل مشکلات آنها هستند. این موضوع میتواند دلگرمی مردم را به دنبال داشته باشد.
گفتگو: سجاد دهقانی
حالا هم با حقوق ماهی 35 تومان زندگی میکنم.
سوال؟ تفاوت بنده که این همه سختی کشیدم با پزشک چیست؟ چرا فکر میکنند برای احقاق حق خودشان باید زیرمیزی بگیرند؟
آیا بقیه درس نخوانده اند؟ ما فقط تخمه میشکستیم؟
مردم نباید قربانی گرانی برنج و ... شوند ولی می شوند
سفره مردم نباید قربانی گرانی لبنیات شود ولی می شود
در کل مردم نباید قربانی فساد مسولین شوند ولی می شوند
خوب چطور باید اعتراض کرد؟؟؟؟؟
کسی نمیدونه ؟؟؟ این مسیله کلا منتفی هست تو ایران
فقط روزبه روز از زندگی ناامیدتر میشه
اگه امروز برای این بچه ها کاری نکنید فردا دیره

