یک تامل؛
آیا واقعا امکان "آمریکایی شدن" تنگه هرمز وجود دارد؟
در روزها و هفتههای اخیر شاهد آن بودهایم که چندین بار، دونالد ترامپ در صفحه مجازی خود تنگه هرمز را بخشی از قلمرو ایالات متحده آمریکا اعلام کرده و در موارد دیگر، حساب کاربری کاخ سفید نام این معبر استراتژیک را در نقشه به «تنگه ترامپ» تغییر داده است.
به گزارش تابناک، این نوع محتواهای گرافیکی نوعاً جدی گرفته نشده و ذیل بلوفزنی یا محتواهای بیاهمیتی که ترامپ در شبکههای اجتماعی تولید و منتشر میکند، فرض شده است.
اما آیا امکان دارد این احتمال، جامه واقعیت به خود بپوشاند؟ در شرایط جنگی، این پرسش که آیا آمریکا میتواند واقعا بر تنگه هرمز مسلط شود، چیزی بیش از یک شوخی اینترنتی است.
تنگه هرمز آبراههای میان دو کشور ایران و عمان است که در دوسوی آن سواحل دو کشور قرار دارند و عرض آبراهه به قدری کم است که عملاً میتوان تمام آن را در آبهای سرزمینی این دو کشور تصور کرد.
در سمت ایرانی، جزایر هرمز، قشم، لارک و هنگام علاوه بر سواحل جنوبی استان هرمزگان قرار دارند، در حالی که بخش عمانی آن شامل سواحل شبهجزیره مسندم میباشد. این شبهجزیره از جنوب با خاک امارات متحده عربی هممرز است و اتصال آن به خاک اصلی کشور عمان تنها از طریق دریا امکانپذیر است.
در جریان «جنگ سیزدهروزه هرمز» مشخص شد، تسلط ایران بر عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز با توجه به خط ساحلی طولانی و اشراف جغرافیایی بر آن، از طریق بمباران و درگیری هوایی «سنتکام» علیه ایران خدشهدار نشد.
چنان که در جریان «جنگ سیزدهروزه هرمز» مشخص شد، تسلط ایران بر عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز با توجه به خط ساحلی طولانی و اشراف جغرافیایی بر آن، از طریق بمباران و درگیری هوایی «سنتکام» علیه ایران خدشهدار نشد.
آنگونه که کارشناسان نظامی و امور خاطرنشان میکنند، تنها راه ایالات متحده برای تسلط بر تنگه هرمز، حمله زمینی به خاک ایران و تصرف جزایر و نوار ساحلی جنوبی ایران تا عمق چند ده کیلومتری است؛ عملیاتی غیرممکن که با تمهیدات نظامی کنونی ارتش آمریکا در منطقه، بهکل دستنیافتنی است و حتی در صورت تجهیز نیرو و انجام عملیات گسترده زمینی، امکان موفقیت آن بسیار پایین ارزیابی میشود. بدین ترتیب، انضمام تنگه هرمز به قلمرو ایالات متحده در حد آرزویی محال است، مگر در صورت تحقق یک احتمال بعید.
شبهجزیره مسندم، منطقهای عمدتاً کوهستانی به مساحت حدود پانزده هزار کیلومتر مربع است که شامل سه شهرستان و یک روستا با جمعیت حدود پنجاه هزار نفر میشود و بلندترین ارتفاعات آن از ۱۸۰۰ تا ۲۳۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارند؛ ارتفاعاتی که در صورت نظامی شدن، دسترسی فوقالعادهای به تردد کشتیها در تنگه هرمز فراهم میسازند.
این موقعیت استراتژیک قابلتأمل، با توجه به مشی سیاسی سلطنت عمان، هیچگاه استفادهای منجر به تسلط بر تنگه نداشته است. اما آیا در شرایط بحرانی کنونی، این کاربری قابل تغییر نیست؟ بخصوص آنکه پادشاهی عمان، سابقه رویدادی مانند "ظفار" را هم در کارنامه خود دارد.
قابل تغییر است، اگر این شبهجزیره از لحاظ نظامی توسط ارتش آمریکا بازآرایی شود؛ و این تنها در صورتی ممکن است که سلطنت عمان این مجوز را به ارتش آمریکا اعطا کند؛ که البته احتمالی دور از ذهن است، زیرا اعطای این مجوز عملاً اعلان جنگ با ایران و در اختیار قرار دادن خاک کشور برای حمله دشمن به منافع ایران محسوب میشود.
اما در شرایطی که بحران حادتر شده و عملاً تردد از تنگه هرمز متوقف گردد، آیا ارتش آمریکا دست به کار تصرف این شبهجزیره و مناطق استراتژیک آن نخواهد شد؟ آن احتمال بعید، از پاسخ به همین سؤال ناگهان امکانپذیر به نظر میرسد.
بیایید موقعیتی را تصور کنیم که ایالات متحده برای تغییر وضعیت تنگه هرمز، خود را ناگزیر از پیگیری راه پرریسکِ تصرف جزایر و سواحل ایران ببیند. در برابر این انتخاب، تصرف شبهجزیره مسندم یا تحمیل توافقی برای واگذاری کنترل این شبهجزیره به ایالات متحده آمریکا، امری بهمراتب آسانتر و با ریسک پایینتر خواهد بود. ایدهای که در صورت اجرایی شدن، عملاً رویای الحاق تنگه هرمز به قلمرو ایالات متحده آمریکا را با دردسری بسیار کمتر از راه اول محقق خواهد نمود و ایران را در برابر بحرانی با ابعاد غیرقابلتصور قرار میدهد.
همسایه شدن با آمریکا، تشریک منافع در تنگه هرمز با قویترین دشمن و در نهایت، مواجهه با معمای تعامل با آمریکا برای تعیین سازوکار تردد از تنگه هرمز، پیچیدهترین سناریویی است که میتواند در جنگ ایران و آمریکا تصور گردد.

گرچه این سناریو در حال حاضر دور از ذهن مینماید، اما مگر وضعیت کنونی جنگ ایران و آمریکا و وضعیت تنگه هرمز، تنها یک سال پیش دور از ذهن نبود؟ در وضعیت جنگی، پویایی بازیگران با وضعیت پیش از آن قابل مقایسه نیست و امکان انتخابهای پرریسک به شدت بالا میرود؛ چرا که ریسک شکست در جنگ، بهمراتب پررنگتر از هر ریسک دیگری است.
به نظر میرسد این احتمال در کنار سایر سناریوهای ممکن، میبایست بررسی شود تا راهکارهای پیشگیری از وقوع آن در درجه اول، و رویارویی با آن در صورت وقوع، در مرحله بعد پیشبینی گردد. گاهی در جنگ، فاصله واقعیت با آنچه غیر ممکن به نظر میرسد؛ تنها چند تصمیم سیاسی است. فراموش نباید کرد که لحظه غافلگیر شدن در جنگ، به لحظه شکست بسیار نزدیک است.
آرش رازانی
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۹
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶
پاسخ ها
اکبر
| ۱۹:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۴
دلار چند شد امروز ؟؟
Poll
با کدام نرخ بنزین موافقید؟

