یک ایران، پاسوز سوخت ارزان!/ بساط مفتبری باید جمع شود!

تابناک: زنجیرهی انرژی ایران معیوب است؛ هم در ساختار، هم در اجرا و هم در سلسله تصمیماتی که از چند دهه گذشته تاکنون منجر به آشفتگی و وضعیت اسفبار امروز شده چراکه از صدر تا ذیل انگار همه نارضایتیاند اما تا بساط مفتبری و طلبکاری جمع نشود حق به حقدار نمیرسد.
به گزارش سرویس انرژی تابناک، ایران کمبود انرژی ندارد، کمبود معماری دارد. نفت، گاز، پالایشگاه، نیروگاه و حتی ظرفیت بزرگی برای انرژی خورشیدی و برق هست اما آنچه میان این منابع و مصرفکننده قرار گرفته مجموعهای از قیمتهای دستوری، یارانههای پراکنده، نهادهای متعدد، تصمیمهای کوتاهمدت و سیاستهایی است که هر کدام بخشی از مسئله را میبینند و کمتر کسی کل پازل را. نتیجهی آن، اقتصادی است که یک روز با کمبود بنزین دستوپنجه نرم میکند، روز دیگر با ناترازی گاز و برق و همزمان میلیاردها لیتر سوخت ارزان از شبکه رسمی خارج میشود.
مسئله انرژی ایران معمار میخواهد؛ کسی که بهجای اداره یک وزاتخانه، نقشه کل انرژی را از نو طراحی کند. بحران انرژی ایران مجموعهای از بحرانهای جداگانه نیست؛ یک سیستم معیوب است. بنزین به گاز و پالایشگاه وصل است، گاز به برق و برق هم به نیروگاه. نیروگاه به گازوئیل و گاز وصل است. گازوئیل به حملونقل و کشاورزی وصل است. حملونقل به قیمت کالا وصل است. قیمت انرژی به تورم وصل است و همه اینها در نهایت به بودجه دولت، سرمایهگذاری و رفاه خانوارها ایرانی وصل میشوند پس اگر هر وزارتخانه فقط مسئله خودش را حل کند ممکن است مسئله کل سیستم حتی بدتر شود.
** معمار انرژی به جای وزیر!
مسئله انرژی ایران را نمیتوان پشت درهای یک وزارتخانه حل کرد. وزیر نفت مسئول تولید و توسعه نفت و گاز است، وزیر نیرو با داستانهای برق و آب سروکله میزند و در بحرانهای خودش درگیر است، وزارت صمت در سیاست خودرو و صنایع انرژیبر مانده و سازمان برنامه، وزارت اقتصاد و بانک مرکزی نیز هر کدام بخشی از این پازل را در اختیار دارند اما میان این اجزا، یک جای خالی بزرگ دیده میشود؛ چه نهادی باید تصویری کامل از وضعیت کنونی را ببیند؟
مشکل ایران شاید کمبود مدیر، وزیر یا حتی قانون نباشد؛ مشکل فقدان یک نقشه واحد است. وزیر میتواند یک وزارتخانه را اداره کند اما «معمار انرژی» باید کل ساختمان را ببیند؛ از تولید و واردات تا مصرف، قیمت، یارانه، سرمایهگذاری، فناوری و امنیت انرژی. بدون چنین نگاه یکپارچهای، ممکن است هر دستگاه وظیفه خود را درست انجام دهد اما حاصل جمع این عملکردها همچنان یک بازار انرژی ناهماهنگ و پرهزینه باشد.
** سرگردانی بین قمار قیمتگذاری!
بحث قیمت انرژی در ایران معمولاً در یک دوگانه ساده خلاصه میشود؛ بنزین گران شود یا نشود؟ اما مسئله واقعی، نه عدد روی تابلو بلکه معماری قیمتگذاری است. اینکه یارانه دقیقاً به چه کسی و برای چه میزان مصرفی تعلق میگیرد. وقتی دولت قیمت انرژی را برای همه پایین نگه میدارد عملاً ممکن است به جای حمایت از اقشار کمدرآمد به مصرفکنندگان بزرگتر یارانه بیشتری بدهد زیرا هرچه مصرف بیشتر باشد، ارزش یارانه دریافتی نیز بیشتر میشود.
تجربه جهانی نیز به همین سمت رفته است. آژانس بینالمللی انرژی در گزارشهای اخیر خود تأکید کرده که حمایتهای عمومی و غیرهدفمند هم فشار قابلتوجهی بر بودجه دولت وارد میکنند و هم الزاماً به آسیبپذیرترین خانوارها نمیرسند بنابراین مسئله ایران نباید «ارزان یا گران کردن انرژی» باشد؛ اما یارانه چگونه هدفمند شود؟ قیمت پایه، مصرف ضروری، مصرف مازاد، حمایت از خانوارهای کمدرآمد و قیمت انرژی برای صنایع باید در یک نقشه واحد دیده شوند. در غیر این صورت هر اصلاح قیمتی ممکن است فقط شکل بحران را تغییر دهد، نه اینکه آن را حل کند.
** بسته حمایتی یا تشویق پرمصرفی؟
یارانه انرژی زمانی میتواند ابزار حمایت اجتماعی باشد که به نیاز، نه به میزان مصرف وابسته باشد. در غیر این صورت سازوکار یارانه میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد؛ خانواری که خودروی کممصرف دارد و ۵۰ لیتر بنزین مصرف میکند به طور طبیعی یارانه کمتری میگیرد اما خانواری که چند برابر سوخت مصرف میکند از یارانه بیشتری برخوردار میشود. همین منطق درباره برق و گاز نیز قابل بررسی است بنابراین مسئله فقط حجم یارانه نیست؛ نحوه توزیع آن است. حمایت از انرژی ارزان برای همه لزوماً سیاستی عادلانه نیست و حتی میتواند مصرف بیشتر، ناکارآمدی و قاچاق را تشویق کند. تجربههای اخیر جهانی نیز نشان میدهد دولتها در مواجهه با شوک انرژی به سمت حمایتهای هدفمندتر از خانوارها و بخشهای آسیبپذیر حرکت کردهاند. پس چگونه یارانه را از مصرفکننده پرمصرف به شهروند نیازمند منتقل کنیم؟ اینجاست که اصلاح یارانه از یک سیاست قیمتی به مسئلهای درباره عدالت اقتصادی تبدیل میشود.

** کجا شکست خوردیم؟
اگر بحران انرژی ایران را فقط در آینه بنزین ببینیم، بخش بزرگی از تصویر را از دست دادهایم. مصرف بالای بنزین در واقع بیشتر از آنکه یک علت مستقل باشد، معلول مجموعهای از سیاستهای بههمپیوسته است؛ خودروهای پرمصرف، ضعف حملونقل عمومی، سهم اندک خودروهای هیبریدی و برقی، توسعه ناکافی CNG و LPG و قیمتگذاریای که سیگنال روشنی به مصرفکننده نمیدهد. در چنین شرایطی افزایش قیمت بنزین بهتنهایی بیشتر شبیه دستکاری یک پیچ است تا تعمیر موتور.
گازوئیل نیز همین تناقض را با شدت بیشتری نشان میدهد. این سوخت، ستون فقرات حملونقل جادهای، کشاورزی و بخشی از تولید است اما وقتی قیمت داخلی آن فاصله زیادی با ارزش منطقهای پیدا میکند، همان یارانهای که قرار بوده هزینه تولید را پایین نگه دارد، میتواند به انگیزه قاچاق و انحراف مصرف تبدیل شود. از سوی دیگر، افزایش ناگهانی قیمت آن میتواند اثر مستقیم خود را در کرایه حمل، هزینه تولید و قیمت کالاها نشان دهد.
در بازار برق، حلقه معیوب شکل دیگری دارد. برق ارزان، مصرف را تحریک میکند؛ درآمد ناکافی، جذابیت سرمایهگذاری در نیروگاه و شبکه را کاهش میدهد؛ سرمایهگذاری کمتر، ناترازی را تشدید میکند و ناترازی در نهایت به صنایع و رشد اقتصادی ضربه میزند. این یعنی بحران برق را نمیتوان صرفاً با ساخت چند نیروگاه جدید حل کرد.
گاز نیز نمونه دیگری از همین پارادوکس است. کشوری با ذخایر عظیم گاز میتواند همزمان با کمبود گاز مواجه شود؛ اگر مصرف بیمحابا رشد کند، قیمت سیگنال مناسبی ندهد و سرمایهگذاری در تولید، انتقال و بهرهوری عقب بماند. اینجاست که مسئله اصلی آشکار میشود؛ ایران لزوماً با بحران منابع مواجه نیست؛ با بحران طراحی مواجه است.
سالهاست هر بخش از انرژی جداگانه مدیریت میشود، در حالیکه بنزین، گازوئیل، گاز و برق اجزای یک سیستم واحدند. آنچه ایران نیاز دارد، سیاستی است که این زنجیره را یکجا ببیند؛ یعنی بهجای افزایش مداوم عرضه، همزمان به مدیریت تقاضا، اصلاح یارانه، بهرهوری، فناوری و سرمایهگذاری فکر کند.
** مزیت رقابتی یا تله توسعه؟
سالها انرژی ارزان بهعنوان یکی از مهمترین مزیتهای اقتصادی ایران معرفی شده؛ مزیتی که میتواند هزینه تولید را پایین بیاورد، به صنایع قدرت رقابت بدهد و حتی سرمایهگذاری را به کشور جذب کند اما همین مزیت اگر بدون سیاست درست توزیع شود، میتواند به تله توسعه تبدیل شود. انرژی ارزان وقتی ارزش اقتصادی ایجاد میکند که به افزایش بهرهوری، توسعه فناوری و تولید محصول با ارزش افزوده بالاتر منجر شود. اگر قیمت پایین انرژی صرفاً مصرف بیشتر را تشویق کند، نتیجه میتواند خودروهای پرمصرف، صنایع انرژیبر، فرسودگی تجهیزات و سرمایهگذاری کمتر در فناوری باشد. در چنین مدلی، کشور بهجای آنکه از انرژی ارزان برای ثروتآفرینی استفاده کند بخشی از منابع خود را صرف جبران ناکارآمدی میکند.
** از تابآوری تا امنیت ملی
البته معماری انرژی فقط درباره اقتصاد نیست. جهان امروز نشان داده که انرژی میتواند در کوتاهترین زمان از یک کالای اقتصادی به یک مسئله امنیت ملی تبدیل شود. جنگها، تحریمها، اختلال در زنجیره تأمین و ناامنی مسیرهای انتقال انرژی، کشورها را وادار کردهاند تابآوری سیستم انرژی خود را جدیتر از گذشته بررسی کنند.
ایران نیز نمیتواند خود را از این معادله جدا بداند. اگر یک شوک بزرگ به بازار انرژی وارد شود، کشور تا چه اندازه آماده است؟ آیا ذخایر راهبردی کافی دارد؟ پالایشگاهها تا چه حد امکان تغییر سبد تولید دارند؟ نیروگاهها چندگانهسوزند؟ شبکه برق چه میزان ظرفیت پشتیبان دارد؟ وابستگی همزمان برق و صنایع به گاز چقدر است و سهم انرژیهای متنوع در سبد کشور چقدر است؟ کشوری که منابع فراوان دارد، اما سبد انرژی متنوع و زیرساخت تابآور ندارد، الزاماً کشور امنی از نظر انرژی نیست. هنر معماری انرژی دقیقاً همینجاست؛ تبدیل منابع فراوان به یک سیستم ارزان، کارآمد، متنوع و مقاوم در برابر شوک.
** نقشهای که گم شده!
بحران انرژی ایران را نمیتوان در یک پمپبنزین، نیروگاه یا پالایشگاه خلاصه کرد؛ مسئله در واقع شبکهای بههمپیوسته است که هر تصمیم در یک نقطه، نقطه دیگری را تحت تأثیر قرار میدهد. نفت در پالایشگاه به بنزین تبدیل میشود و بنزین به مصرف خودرو میرسد اما اگر خودروها پرمصرف باشند فشار بر پالایشگاه و واردات افزایش پیدا میکند. در سوی دیگر، گاز وارد نیروگاه میشود، برق تولید میکند و چرخ صنعت را میگرداند؛ در حالیکه همین گاز میتواند خوراک پتروشیمی و منبع درآمد صادراتی نیز باشد.
گازوئیل نیز تنها سوخت کامیون نیست؛ به حملونقل، کشاورزی و قیمت کالاها متصل است و اختلاف قیمت آن میتواند قاچاق را جذاب کند. در مقابل، توسعه خودروهای برقی، CNG و LPG میتواند بخشی از تقاضای بنزین را کاهش دهد اما تمام این زنجیره چهار متغیر مشترک دارد: قیمت، یارانه، بهرهوری و سرمایهگذاری. اگر این چهار متغیر هماهنگ طراحی نشوند، اصلاح یک بخش ممکن است بحران بخش دیگری را تشدید کند بنابراین مسئله انرژی ایران، کمبود یک سوخت یا ضعف یک وزارتخانه نیست؛ فقدان یک نقشه واحد برای اداره کل شبکه انرژی است. ایران پیش از آنکه به تولید بیشتر نیاز داشته باشد به معماریای نیاز دارد که بداند هر بشکه نفت، هر مترمکعب گاز و هر کیلووات برق، کجا بیشترین ارزش اقتصادی را ایجاد میکند.
نکته پایانی اینکه تا بساط یارانههای اجباری و غیرضروری به خودی و غیر خودی جمع نشود، جلوی مفتبریهای سازمانی و ارگانی و ارتباطی گرفته نشود و واسطهها و دلالان در بازارها نقش بکوبند یا به عبارتی در به روی همین پاشنهای بچرخد که تاکنون چرخیده، اقتصاد ایران بخصوص در جوزه انرژی سر و سامان نمیگیرد. هر چه زودتر بساط این مفتبریها جمع شود، حق و عدالت زودتر به مردم و افرادی که نیاز دارند لبخند خواهد زد. لیاقت مردم ایران را فدای بازار سیاه دلالان و مفتبرها نکنید.
فرض بفرمایید که شهروندی در افغانستان با این استدلال به دولت بگوید که لعل بدخشان را زمانی به نرخ جهانی عرضه کنید که حقوق ما را به نرخ جهانی بدهید.
«از ۲۷ میلیون خانوار ایرانی، ۱۳.۵ میلیون خانوار (حدود ۵۵ میلیون نفر) اصلاً خودرو ندارند! ۹.۵ میلیون خانوار فقط یک خودرو دارند، اما در مقابل، تنها ۴ میلیون خانوار صاحبان ۱۶ میلیون خودرو از ۲۴ میلیون خودرو در کشورند!»
سرمایه کشور را دود نکنیم و آن را برای بهبود زندگی مردم هزینه کنیم.
بنزین زیر یک سنت باعث آلودگی هوا و آلودگی صوتی و تصادفات زیاد می شود و سالانه میلیاردها دلار بابت صدمات و درمان در پی دارد.
بنزین زیر یک سنت موجب تورم است زیرا دولت برای جبران کسری بودجه مجبور به افزایش نقدینگی می شود.
بنزین باید به نرخ وارداتی بعلاوه هزینه توزیع عرضه شود و حقوق های دولتی افزایش یابد تا با بالا رفتن قدرت خرید کارکنان و بازنشستگان دولت، تولیدات کشور به فروش برسد و حقوق بازنشستگان دولت برابر حقوق بازنشستگان تآمین اجتماعی همتراز شود و اقتصاد کشور رونق بگیرد.
من با دلار 800 تومن تا 28000 تومن حقوق گرفتم و کسور بازنشستگی دادم
حالا بجای 2500 دلار در ماه فقط 200 دلار دریافت می کنم
پیدا کنید پاسوز و پاسوخته را لطفا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بخشی نگری بلای تحلیل ها است. فرض محال، محال نیست. فرض کنید که دلار آمریکا بجای ۲۰۰ هزار تومان، ۲۰ هزارتومان بود. با این فرض همه تحلیل ها سست می شود. کسی نمی پرسد که دلار چرا و چگونه نرخ صعودی شتابان دارد. و ظاهرا کسی مسئول این افزایش نیست.
در هفته دولت ، خدا به همه مسئولین خدوم اجر خیر دهد.
و اجازه ورود خودروهای کم مصرف و برقی وارداتی بده
