صفحه خبر لوگوبالا تابناک
گشتی در عجیب‌ترین خطوط جداکنندهٔ جهان

مرز‌هایی که با منطق جور در نمی‌آیند

مدتی پیش، مجموعه‌ای از تصاویر دربارهٔ عجیب‌ترین مرز‌های جهان در یک پست اینستاگرامی دست‌به‌دست شد؛ از تنگه‌ای شلوغ که کشتی‌های باربری شبانه‌روز از آن عبور می‌کنند تا جوی آب باریکی که دو سبک زندگی کاملاً متفاوت را از هم جدا می‌کند، از میزی که دو کشور متخاصم را دور هم می‌نشاند تا مزرعه‌ای که شکل دو ماهی غول‌پیکر را به خود گرفته است. این تصاویر بهانه‌ای شد تا نگاهی دقیق‌تر و مستندتر به پدیدهٔ مرز بیندازیم؛ نه صرفاً به‌عنوان خطی روی نقشه، بلکه به‌عنوان روایتی از تاریخ، جغرافیا، دیپلماسی و گاه شوخ‌طبعیِ محضِ سرنوشت.
کد خبر: ۱۳۸۶۷۳۵
| |
2084 بازدید

به گزارش تابناک، مرز، در نگاه نخست، مفهومی ساده به نظر می‌رسد: خطی فرضی که قلمرو یک کشور را از همسایه‌اش جدا می‌کند. اما وقتی از نزدیک به این خطوط نگاه می‌کنیم، حکایت‌هایی از جنگ و صلح، از تصمیم‌های دیپلماتیک عجیب و حتی از تصادف‌های محض کشف می‌کنیم که هیچ اطلسی به‌تنهایی نمی‌تواند روایتشان کند.


تنگه‌ای که هر شب هزاران کشتی از آن می‌گذرد

تنگهٔ سنگاپور یکی از شلوغ‌ترین آبراه‌های تجاری جهان است؛ گذرگاهی باریک میان اندونزی و سنگاپور که هر ساله ده‌ها هزار کشتی باربری، نفت‌کش و کانتینربر از آن عبور می‌کنند. مرز میان دو کشور در این نقطه نه دیوار دارد و نه حصار، بلکه خطی نامرئی روی آب است که تنها در نقشه‌های دریانوردی مشخص می‌شود. در طرف اندونزیایی، جزیره‌های سرسبز و کم‌جمعیت به چشم می‌خورند و در طرف سنگاپوری، برج‌های بلند و بندری که یکی از مهم‌ترین گره‌های تجارت جهانی است. این تضاد میان آرامش جزیره‌ای و شلوغی یک ابرشهر تجاری، تنگهٔ سنگاپور را به یکی از دیدنی‌ترین مرز‌های دریایی جهان تبدیل کرده است.

مرز‌هایی که با منطق جور در نمی‌آیند


جزیره‌ای که فردا از آن می‌گذرد

در تنگهٔ برینگ، میان آلاسکا و سیبری، دو جزیرهٔ کوچک به نام‌های دیومید بزرگ (روسیه) و دیومید کوچک (آمریکا) تنها حدود چهار کیلومتر از هم فاصله دارند؛ چنان نزدیک که در روز‌های صاف می‌توان از این جزیره، آن یکی را با چشم غیرمسلح دید. همین چهار کیلومتر، یکی از عجیب‌ترین مرز‌های جهان را رقم زده است: خط بین‌المللی تاریخ درست از میان این دو جزیره می‌گذرد و باعث می‌شود میان آنها نزدیک به یک شبانه‌روز اختلاف تقویمی وجود داشته باشد؛ به همین دلیل دیومید بزرگ را «جزیرهٔ فردا» و دیومید کوچک را «جزیرهٔ دیروز» می‌نامند. در زمستان‌های بسیار سرد، گاهی لایه‌ای از یخ میان دو جزیره شکل می‌گیرد که از نظر جغرافیایی گذرگاهی است، هرچند از نظر قوانین مرزی هرگز راهی باز و رسمی نبوده است. طرح ساخت پلی که این دو سوی تنگهٔ برینگ را به هم وصل کند، بار‌ها در طول یک قرن گذشته مطرح شده، اما تاکنون هیچ‌گاه از حد یک ایدهٔ مهندسی فراتر نرفته است.

مرز‌هایی که با منطق جور در نمی‌آیند


رودخانه‌ای که با یک پل به دو کشور تعلق دارد
 
در طول مرز طولانی آرژانتین و برزیل، رشته‌ای از شهر‌های دوقلو در دو سوی رودخانه‌های مرزی روییده‌اند که تنها یک پل کوتاه آنها را به هم وصل می‌کند؛ پلی که وسط آن، دقیقاً روی آب، خط مرزی دو کشور رنگ‌آمیزی شده است. ساکنان این شهر‌های دوقلو اغلب زندگی روزمرهٔ مشترکی دارند: برای خرید، کار یا حتی رفتن به کلیسا از پل عبور می‌کنند، بی‌آنکه احساس کنند وارد کشوری دیگر شده‌اند. این الگو در طول قارهٔ آمریکای جنوبی بار‌ها تکرار شده و نشان می‌دهد که رودخانه‌ها، هرچند در نقشه به‌عنوان مرز ثبت می‌شوند، در زندگی واقعی مردم بیشتر نقش پل می‌گیرند تا دیوار.

مرز‌هایی که با منطق جور در نمی‌آیند


جاده‌ای به نام صلح، دروازه‌ای به نام اتحاد
 
منطقهٔ غیرنظامی میان کرهٔ شمالی و کرهٔ جنوبی یکی از تنش‌آلودترین و در عین حال نمادین‌ترین مرز‌های جهان است؛ نواری به عرض حدود چهار کیلومتر که از سال ۱۹۵۳ و پس از پایان جنگ کره دست‌نخورده باقی مانده و به همین دلیل به یکی از بکرترین زیستگاه‌های طبیعی آسیا هم تبدیل شده است. شهر پاجو، در سمت کره‌جنوبی، خود را «پایتخت صلح شبه‌جزیرهٔ کره» می‌نامد و دروازه‌ای به نام «دروازهٔ اتحاد» دارد که در صورت از سرگیری رفت‌وآمد میان دو کره، مسیر اصلی عبور خواهد بود. در دل همین منطقه، اتاقی آبی‌رنگ وجود دارد که میز مذاکراتش دقیقاً روی خط مرزی قرار گرفته؛ جایی که هیئت‌های دو طرف می‌توانند بدون خروج رسمی از کشور خود، دور یک میز بنشینند و گفت‌و‌گو کنند. تصویری که به‌خوبی نشان می‌دهد مرز، حتی در پرتنش‌ترین شکلش، می‌تواند به میزی برای گفت‌و‌گو هم تبدیل شود.

مرز‌هایی که با منطق جور در نمی‌آیند


هتلی با دو گذرنامه
در دل کوهستان ژورا، در مرز فرانسه و سوئیس، هتل کوچکی به نام «آربز» ایستاده که خط مرزی درست از وسط سالن پذیرایی‌اش می‌گذرد؛ حتی روی زمین با نواری رنگی مشخص شده که کدام بخش فرانسه است و کدام بخش سوئیس. دهه‌ها پیش، همین ویژگی عجیب کاربردی جدی‌تر از گردشگری داشت: در سال‌های جنگ جهانی دوم، همین ساختمان مسیر فرار برخی از افرادی بود که می‌کوشیدند از اشغال خارج شوند و با گذر از یک اتاق، وارد کشوری دیگر شوند. امروز این هتل بیشتر جاذبه‌ای برای گردشگرانی است که دوست دارند بگویند شب را همزمان در دو کشور گذرانده‌اند.



جویی که دو دنیا را از هم جدا می‌کند

در شهر‌های دوقلوی پوئنتشولینگ (در خاک بوتان) و جایگاون (در خاک هند)، مرز دو کشور را نه دیوار و نه حصار، بلکه جوی آب باریکی مشخص می‌کند که از وسط خیابان می‌گذرد. عابران و موتورسواران می‌توانند بدون هیچ بازرسی رسمی از این جوی عبور کنند و در یک قدم، از بافت شهری هند وارد بافت شهری بوتان شوند؛ دو سوی خیابان که هرکدام سبک ساخت‌وساز، تراکم و ریتم زندگی خاص خود را دارند. این مرز باز و کم‌تنش، یکی از نمونه‌های نادر در جهان است که نشان می‌دهد همسایگی صمیمانه میان دو کشور می‌تواند حتی نیاز به حصارکشی رسمی را هم کم‌رنگ کند.

مرز‌هایی که با منطق جور در نمی‌آیند


دهکده‌ای با دویست مرز کوچک
 
در نقطه‌ای از مرز هلند و بلژیک، دو شهر به نام‌های بارله-هرتوخ (بلژیکی) و بارله-ناسائو (هلندی) چنان در هم تنیده‌اند که مرزشان را باید خانه به خانه، و گاه اتاق به اتاق، دنبال کرد. قرن‌ها پیش، توافق‌های محلی میان اربابان فئودال قطعه‌زمین‌های پراکنده‌ای را میان دو طرف تقسیم کرده بود و همین موضوع امروز به بیش از بیست تکه سرزمین بلژیکی در دل خاک هلند انجامیده است. در برخی خانه‌ها، درِ ورودی در یک کشور است و اتاق خواب در کشوری دیگر؛ و به شوخی می‌گویند خانواده‌هایی که مرز از وسط آشپزخانه‌شان می‌گذرد، باید برای شام «سفر» کنند.

مرز‌هایی که با منطق جور در نمی‌آیند


ماهی‌هایی که از مرز عبور می‌کنند
 
در بخشی از مرز لهستان و اوکراین، بر روی زمین‌های کشاورزی، طرح دو ماهی بزرگ به چشم می‌خورد که هرکدام از میان خطوط شخم‌زده و علفزار شکل گرفته‌اند. این اثر هنری را نقاش و مجسمه‌ساز لهستانی یاروسلاو کوژارا طراحی کرده است؛ دم یک ماهی در خاک لهستان قرار دارد و سرش در خاک اوکراین، و ماهی دوم درست برعکس آن کشیده شده است. کوژارا با این کار خواسته نشان دهد که مرز‌های سیاسی، هرچند روی نقشه خطی قطعی‌اند، نمی‌توانند مانع از پیوستگی طبیعت و خاک شوند؛ اثری که مرز خشک اداری را به بومی برای خلاقیت تبدیل کرده است.

مرز‌هایی که با منطق جور در نمی‌آیند




مرزی که یک منطقهٔ شهری را به دو نیم می‌کند
 
مرز آمریکا و مکزیک، با طولی نزدیک به سه‌هزار و دویست کیلومتر، یکی از پرتردد‌ترین و در عین حال سیاسی‌ترین مرز‌های جهان است. در نقطهٔ تلاقی سن‌دیهگو و تیخوانا، دیوار مرزی درست از میان یک منطقهٔ شهری پیوسته می‌گذرد؛ در یک سو خیابان‌های منظم و کم‌تراکم آمریکایی، و در سوی دیگر، تیخوانا با رنگ‌های زنده و شلوغی خاص شهر‌های مرزی مکزیک. این دیوار، که بخش‌هایی از آن دهه‌هاست ساخته شده و بار‌ها گسترش یافته، به یکی از پرمناقشه‌ترین موضوعات سیاست داخلی آمریکا در دهه‌های اخیر تبدیل شده و بحث‌های فراوانی دربارهٔ مهاجرت، امنیت و اقتصاد دو طرف مرز را برانگیخته است.

مرز‌هایی که با منطق جور در نمی‌آیند


باندی که از وسط خیابان می‌گذرد
 
جبل‌الطارق، قلمرویی کوچک متعلق به بریتانیا در نوک جنوبی شبه‌جزیرهٔ ایبری، یکی از عجیب‌ترین فرودگاه‌های جهان را در خود جای داده است. تنها جاده‌ای که این قلمرو را به اسپانیا وصل می‌کند، از میان باند فرودگاه عبور می‌کند و با آن تقاطع دارد؛ به همین دلیل با هر بار پرواز یا فرود هواپیما، این خیابان به‌طور موقت بسته می‌شود، درست مانند یک گذرگاه راه‌آهن. عابران و خودرو‌ها که از جبل‌الطارق به شهر اسپانیایی لا لینئا می‌روند، در واقع باید منتظر بمانند تا هواپیمایی از روی سرشان عبور کند. این ترکیب عجیب از فرودگاه و مرز بین‌المللی، جبل‌الطارق را به یکی از عجیب‌ترین گذرگاه‌های مرزی جهان تبدیل کرده است.

مرز‌هایی که با منطق جور در نمی‌آیند



رودخانه‌ای میان دو نظام
 
رودخانهٔ شنژن، که به‌آرامی در دشتی سرسبز پیچ‌وتاب می‌خورد، مرز طبیعی میان هنگ‌کنگ و شهر شنژن در سرزمین اصلی چین را شکل می‌دهد. این مرز، بیش از آنکه صرفاً جغرافیایی باشد، مرزی میان دو نظام اداری و اقتصادی است؛ هنگ‌کنگ که پس از بازگشت به حاکمیت چین در سال ۱۹۹۷ همچنان نظام حقوقی و اقتصادی جداگانه‌ای دارد، و شنژن که در چند دهه از یک شهر کوچک ماهیگیری به یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های فناوری جهان تبدیل شده است. از فراز این رودخانه، می‌توان تضاد دو بافت شهری، دو سرعت متفاوت توسعه و دو سبک زندگی را در یک قاب واحد دید؛ نمایی که این مرز کوتاه را به یکی از پرمعناترین مرز‌های آسیا بدل کرده است.

مرز‌هایی که با منطق جور در نمی‌آیند



دیواری در دل کوهستان
 
مرز ایران و ترکیه، با طولی حدود پانصد کیلومتر، از دل کوهستان‌های سر به فلک‌کشیدهٔ شمال غرب ایران می‌گذرد؛ منطقه‌ای که به دلیل ناهمواری زیاد، از دیرباز عبور و مرورش دشوار بوده است. در سال‌های اخیر، مانند بسیاری دیگر از کشور‌های جهان که در نقاط پرتردد مرزی خود دیوار یا حصار کشیده‌اند، بخش‌هایی از این مرز نیز با دیوار‌ها و سازه‌های کنترلی تقویت شده تا نظارت بر تردد و مقابله با قاچاق و ورود غیرمجاز تسهیل شود. این‌گونه دیوار‌های مرزی، از مرز مجارستان و صربستان گرفته تا مرز ازبکستان و تاجیکستان، در دهه‌های اخیر به بخشی رایج از مدیریت مرز‌های کوهستانی و پرتردد در سراسر جهان تبدیل شده‌اند.

مرز‌هایی که با منطق جور در نمی‌آیند


اسکله‌ای میان دو کشور شمالی
در برخی نقاط مرز نروژ و فنلاند، دریاچه‌ها و رودخانه‌های آرام شمال اروپا نقش خط مرزی را ایفا می‌کنند و حتی اسکله‌های چوبی کوچکی که ماهیگیران محلی برای قایق‌هایشان ساخته‌اند، گاه دقیقاً روی همین خط قرار گرفته‌اند. نشانه‌های رنگی روی چوب اسکله، مرز دو کشور را مشخص می‌کنند؛ جایی که سکوت طبیعت و انعکاس غروب روی آب، به کلی متفاوت از تصویر معمول ما از یک مرز بین‌المللی است. این نمونه یادآور آن است که در بسیاری از نقاط جهان، به‌ویژه میان کشور‌های همسایه با روابط دوستانه، مرز می‌تواند چیزی به آرامی یک اسکلهٔ چوبی کنار دریاچه باشد.

مرز‌هایی که با منطق جور در نمی‌آیند


بلندترین مرز جهان
قلهٔ اورست، سقف جهان، در عین حال یکی از مرتفع‌ترین مرز‌های زمین هم هست؛ خط مرزی میان نپال و چین درست از نوک این قله می‌گذرد. کوهنوردانی که به بام دنیا می‌رسند، بی‌آنکه شاید توجه چندانی داشته باشند، در حقیقت روی یکی از دشوارترین و در عین حال باشکوه‌ترین مرز‌های جهان ایستاده‌اند؛ جایی که هوای رقیق و سرمای طاقت‌فرسا، آن را از دسترس اکثر آدم‌ها دور نگه داشته است.



جایی که طبیعت خودش خط مرز می‌کشد
بسیاری از مرز‌های جهان را نه معاهده‌ها، که خودِ طبیعت رقم زده‌اند. رودخانهٔ زامبزی در جنوب آفریقا در نقطه‌ای از مسیر خود دقیقاً محل تلاقی چهار کشور زامبیا، زیمبابوه، بوتسوانا و نامیبیا است؛ نقطه‌ای کمیاب در جغرافیای سیاسی جهان که مرز چهار کشور در یک محل به هم می‌رسد. در نقاطی دیگر از دنیا نیز مرز‌ها را دریاچه‌ها، جنگل‌ها یا حتی نوار باریکی از شن میان جنگل و دریا تعیین کرده‌اند؛ خطوطی که نه سیاستمداری آنها را طراحی کرده و نه دیواری برایشان کشیده شده، اما دقیقاً همان‌قدر رسمی و معتبرند که مرز‌های پرسروصدای دیگر.


مرز، آینهٔ تاریخ آدمی
از تنگه‌ای پرترافیک میان اندونزی و سنگاپور تا جزیره‌ای که فردا از آن می‌گذرد، از میزی که دو کرهٔ متخاصم را دور هم می‌نشاند تا جوی آبی که دو دنیا را از هم جدا می‌کند، از مزرعه‌ای به شکل ماهی تا دیوار‌هایی که نشان از منازعه‌های حل‌نشده دارند؛ این گشت‌وگذار کوتاه در مرز‌های جهان یک نکته را به‌خوبی نشان می‌دهد: مرز، هرچند روی نقشه خطی ساده به نظر می‌رسد، در واقع روایتی زنده از تاریخ، دیپلماسی، تصادف جغرافیایی و گاه شوخ‌طبعی سرنوشت است. برخی مرز‌ها حاصل جنگ‌ها و معاهده‌های رسمی‌اند، برخی دیگر میراث تصمیم‌های محلی قرن‌ها پیش‌اند، و برخی هم صرفاً بازتاب شکل رودخانه‌ای‌اند که مسیرش را خودش انتخاب کرده است. همین تنوع است که مرز‌های جهان را از خطوط خشک روی اطلس، به داستان‌هایی زنده و خواندنی تبدیل می‌کند؛ داستان‌هایی که یادآور می‌شوند پشت هر خط مرزی، انسان‌ها و تاریخشان ایستاده‌اند.
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان