صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
نقد سریال شبکه خانگی/

ظلم، انتقام و عدالت؛ در قامت سوژه یک سریال‌ شبکه خانگی

سوالی که برای مخاطب این‌اثر نمایشی پیش می‌آید این است که آیا مرگ یک ظالم می‌تواند مرهمی بر زخم مظلومان باشد؟
کد خبر: ۱۳۷۹۷۸۸
| |
634 بازدید

ظلم، انتقام و عدالت؛ در قامت سوژه یک سریال‌ شبکه خانگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، یکی از سریال‌های شبکه نمایش خانگی، «هزار و یک‌شب» است که قسمت بیست و نهمش درباره ظلم و ستمگری و جان کلامش این است که ظلم بذری است که به دست ظالمان کاشته می‌شود؛ بذری که ریشه‌هایش تنها در وجود یک فرد خلاصه نمی‌شود، بلکه در ساختارها، اندیشه‌ها و دستگاهی که او بنا کرده امتداد پیدا می‌کند. به همین دلیل هم هست که مرگ یک پادشاه ظالم لزوماً پایان استبداد نیست بلکه گاه تنها آغاز مرحله‌ای تازه از پیامدهای آن است.

این‌قسمت از سریال مورد اشاره از نظر محتوایی مخاطبانش را یاد یک‌سوال فلسفی همیشگی در طول تاریخ می‌اندازد؛ این‌که چرا ستمگران وجود دارند و ستم می‌کنند و خوبان را می‌کشند؟ این‌سوال در روزگار فعلی ما نیز ذهن خیلی‌ها را به خود مشغول کرده و گویی پرداختن به آن، ذهن تولیدکنندگان سریال «هزار و یک‌شب» را هم درگیر کرده است. 

در این قسمت از سریال مذکور شخصیت زمان با بازی بهرام رادان به برادرش می‌گوید «مرگ ملک پایان ماجرا نیست.» ملک جوان‌بخت پادشاه خون‌خوار این قصه نمادی از همان فرمانروایانی است که برای حفظ قدرت یا آرام کردن آشوب درونی خود به خون‌ریزی پناه می‌برند. او از آن دسته حاکمانی است که گمان می‌کنند با مرگ دیگران می‌توانند بر ترس‌ها و اضطراب‌های خویش غلبه کنند. تاریخ نیز کم از این چهره‌ها به خود ندیده است؛ پادشاهان و فرمانروایانی که عطش قدرت و میل به خشونت در وجودشان پایانی نداشته و جان انسان‌ها برایشان ارزشی بیش از ابزاری برای تثبیت حکومت نداشته است. چرخه‌ای تلخ که به اشکال گوناگون ادامه یافته و هنوز متوقف نشده است.

بخشی از داستان «هزار و یک شب» نیز روایتگر حقیقتی است که گفته شد. ملک جوان‌بخت دریافته که در دربار و دستگاه حکومتش آشوبی بزرگ در جریان است. او متوجه شده کسانی که روزگاری در کنار او بودند، خود بذر فتنه و ناآرامی را کاشته‌اند و حتی مرگ شهرزاد نیز نتیجه مکر و توطئه همان درباریان بوده اما این آگاهی زمانی به دست آمده که دیگر بسیار دیر شده است. ظلم‌های پی‌درپی او پایه‌های حکومتش را سست کرده و اعتماد مردم را از میان برده است. همان‌گونه که مادر دلیله با اندوه و خشم به او می‌گوید: «تو با خون‌هایی که ریختی، پایه‌های این قصر رو سست کردی.» اما سوالی که برای مخاطب این‌اثر نمایشی پیش می‌آید این است که آیا مرگ یک ظالم می‌تواند مرهمی بر زخم مظلومان باشد؟ آیا کسانی که عزیزان خود را در سایه ستم او از دست داده‌اند، با شنیدن خبر مرگش به آرامش می‌رسند؟ آیا دلیله و مادرش پس از مرگ ملک جوان‌بخت می‌توانند اندوه خود را فراموش کنند؟

می‌گویند برخی زخم‌ها با مرگ عاملانشان التیام پیدا نمی‌کنند. آنچه یک سرزمین زخمی بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، ظهور عدالت و امید و پیاده‌کردنش توسط داغ‌داران است؛ همان‌چیزی که مفهوم آن طبق مهندسی نویسنده متن «هزار و یک‌شب» در دیالوگ‌های شخصیت قاضی‌القضات این‌داستان قرار داده شده است: «این‌سرزمین نه تابوت، نه آب و نه قصه نیاز نداره، این سرزمین ناجی می‌خواد.»

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...